ارتباط جالب میان میزان خودشیفتگی و اعتقاد به طالع بینی

آیا بین میزان خودشیفتگی افراد و اعتقادشان به طالع بینی ارتباطی وجود دارد؟ همراه ما باشید تا از ارتباط جالب میان میزان خودشیفتگی و اعتقاد به طالع بینی برایتان بگوییم.

به گزارش اینتیتر به نقل از سایکولوژی تودی، طالع بینی یک عمل باستانی است که در بسیاری از نقاط جهان از جمله آمریکا رایج است. جالب است بدانید که تقریبا از هر سه بزرگسال آمریکایی، یک نفر به طالع بینی اعتقاد دارد.

بیشتر بخوانید:

طالع بینی چیست؟

کلمه طالع بینی از کلمه یونانی astron به معنای ستاره گرفته شده است. طالع بینی به مطالعه حرکت، موقعیت و سایر جنبه های ستارگان و سیارات با هدف کسب آگاهی در مورد زندگی انسان و رویدادهای آینده می پردازد.

چرا مردم به طالع بینی اعتقاد دارند؟

پاسخ ساده ای برای این سوال وجود ندارد. به طور کلی، افراد در زمان استرس، سردرگمی و عدم اطمینان به سمت توضیحات یا پیش بینی های نجومی کشیده می شوند. به عنوان مثال، در زمان تحولات اجتماعی و سیاسی (مانند انقلاب ها، بیماری های همه گیر) یا بحران های شخصی (مثلاً بیماری های جدی)، بسیاری به طالع بینی به عنوان راهی برای کنار آمدن و احساس اینکه زندگی قابل کنترل یا حداقل قابل پیش بینی است، روی می آورند.

در مورد سایر محرک های اعتقاد به طالع بینی، عواملی مانند سن، جنسیت، تحصیلات، معنویت، سبک تفکر، نگرش، شخصیت و توانایی شناختی می‌ توانند نقش داشته باشند. مطالعه اخیر اندرسون و همکارانش از سوئد که درباره شخصیت و تفاوت‌های فردی منتشر شده است، نشان می دهد که اعتقاد به طالع بینی با خودشیفتگی بالاتر و هوش پایین‌تر مرتبط است.

چرا با خودشیفتگی بالاتر؟ شاید به این دلیل که تمرکز بر خود و جایگاه ویژه فرد در جهان برای خودشیفته ها جذاب است. علاوه بر این، برخی از باورهای ماوراء الطبیعه و خرافی مانند باورهای خودشیفته ها در مورد توانایی های برتر فرضی خودشان، ممکن است به این افراد احساس خاص بودن بدهد.

و چرا هوش پایین تر؟ به این دلیل که به طور بالقوه اعتقاد به ماوراء الطبیعه اغلب با فقدان تفکر انتقادی همراه است. به عنوان مثال، این افراد ممکن است علیت ماوراء طبیعی را برای رویدادها فرض کنند و به دلیل هوش و توانایی شناختی پایین تر، زمانی که شواهد تجربی خلاف آن ارائه می شود، در تنظیم تفکر خود شکست بخورند.

با در نظر گرفتن این مقدمه، زمان بررسی یافته های تحقیق اندرسون و همکارانش است که ارتباط بین طالع بینی، هوش و شخصیت (به ویژه خودشیفتگی) را ارزیابی کردند.

بررسی طالع بینی، شخصیت و هوش

نمونه این مطالعه شامل ۲۶۴ نفر بود که ۸۷ درصد آنها زن و در محدوده سنی ۲۵ تا ۳۴ سال بودند.

فهرست باور به طالع بینی: هشت مورد از بیست و چهار فهرست انتخاب شده است. موارد به باورهای مربوط به اهمیت طالع بینی و تاثیر اجسام بهشتی بر خلق و خو، رفتار و آینده می پردازند.

مقیاس شخصیتی IPIP-30: این مقایس برای سنجش پنج ویژگی شخصیتی بزرگ که شامل موافق بودن، وظیفه شناسی، برون گرایی، روان رنجوری، و گشودگی به تجربه است، استفاده می‌ شود.

ارتباط جالب میان میزان خودشیفتگی و اعتقاد به طالع بینی

سه گانه تاریک کوتاه شخصیت: این سه گانه خودشیفتگی بزرگ، روان پریشی و ماکیاولیسم را ارزیابی می کند.

هوش نیز با استفاده از چهار آیتم چرخش سه بعدی (اندازه گیری استدلال بصری- فضایی) از منابع بین المللی توانایی شناختی ارزیابی می شود.

ارتباط بین طالع بینی، خودشیفتگی و هوش

قبل از بحث در مورد نتایج، باید روشن کنیم که برای بسیاری از مردم، یادگیری در مورد طالع بینی و نمودارهای طالع بینی (به عنوان مثال، خواندن طالع بینی) یک سرگرمی بی ضرر است. با این حال، برای برخی، طالع بینی یک باور عمیق است. این افراد زمان زیادی را صرف خواندن طالع بینی می کنند و ممکن است پول زیادی را صرف مشاوره با ستاره شناسان و دیگر پیشگویان یا فالگیران کنند. آیا کسانی که چنین اعتقادات قوی در طالع بینی دارند ممکن است از جنبه های مهمی با افراد عادی متفاوت باشند؟ بله، طبق این تحقیق، که نشان داده است اعتقاد بیشتر به طالع بینی با خودشیفتگی زیاد مرتبط است.

چرا؟

نویسندگان حدس می زنند که ارتباط مثبت بین شخصیت خودشیفته و اعتقاد به طالع بینی به دلیل جهان بینی خود محوری است که او دارد. علاوه بر این، جنبه‌ های فرهنگی هزاره‌ ها ممکن است بر منحصر به‌ فرد بودن افراد تأکید کند که ممکن است منجر به دیدگاهی خودمحورانه‌ تر از جهان شود و در نتیجه با ویژگی‌های خودشیفتگی مرتبط باشد.

در نهایت، پیش‌بینی‌ های طالع‌ بینی تمایل دارند که به‌ صورت مثبت شکل بگیرند. احساسات بزرگ را تقویت می کند و بنابراین ممکن است برای خودشیفته ها جذابیت بیشتری داشته باشد.

تجزیه و تحلیل داده ها همچنین نشان می دهد که خودشیفته ها به اشتباه تصور می کنند که اعتقاد به طالع بینی توسط شواهد علمی پشتیبانی می شود.

یک یافته دیگر این بوده است که افراد باهوش کمتر به طالع بینی اعتقاد داشتند.

این مطالعه دارای تعدادی محدودیت نیز بوده است که از میان آنها میتوان به عدم نمونه گیری تصادفی، جنسیت شرکت کنندگان که عمدتاً زنان جوان هستند و استفاده از نسخه های عمدتا کوتاه شده مقیاس ها اشاره کرد. بنابراین، تحقیقات آینده نیاز به تکرار یافته های فعلی دارد. تا آن زمان، باید از نتیجه گیری قوی در مورد اعتقاد به طالع بینی و ارتباط آن با خودشیفتگی بالاتر و هوش پایین تر خودداری کنیم.

با این وجود، همانطور که نویسندگان استدلال می کنند، این یک حوزه مهم تحقیق است، زیرا اعتقاد به طالع بینی ممکن است با اعتقاد به سایر شبه علوم و حتی تئوری های توطئه مرتبط باشد.

مترجم: مریم آهنگری

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.