پیامدهای روانی وحشتناک تجاوز جنسی برای قربانیان

در این مطلب با پیامدهای روانی وحشتناک تجاوز جنسی برای قربانیان آشنا می شویم.

اینتیتر – آوا سپهر؛ تجاوز جنسی یکی از بدترین آسیب ها و تروماهایی است که برخی از افراد در زندگی تجربه می کنند. در این مطلب با پیامدهای روانی وحشتناک تجاوز جنسی برای قربانیان آشنا می شویم.

قربانیان تجاوز جنسی تأثیرات روانی مختلفی را تجربه می‌کنند، که می‌توانند به دو دسته اصلی تقسیم شوند: تأثیرات کوتاه‌مدت و تأثیرات بلندمدت. یکی از رایج‌ترین تأثیرات روانی تجاوز، احساس سرزنش نسبت به خود است. این احساس سرزنش می‌تواند به عنوان یک مکانیزم مقابله‌ای برای قربانیان عمل کند. اما این احساس سرزنش ممکن است باعث شود که بسیاری از قربانیان تجاوز تصمیم به شکایت نگیرند و تلاش کنند تجاوز را از دیگران پنهان کنند. همچنین، این احساس سرزنش ممکن است روند درمان را کند کند یا در برخی مواقع متوقف کند.

تأثیرات روانی تجاوز جنسی ممکن است عمیق‌تر از احساس سرزنش خود باشند و شامل اختلالات مختلفی شوند، که شامل موارد زیر می‌شوند:

اختلال استرس پس از سانحه: قربانیان تجاوز ممکن است از استرس پس از تجربه ترسناک تجاوز رنج ببرند، که ممکن است با نشانه‌هایی نظیر ناراحتی، اضطراب و ترس مرتبط با خاطرات تجاوز همراه باشد.

افسردگی شدید: قربانیان تجاوز ممکن است از افسردگی عمیق رنج ببرند که می‌تواند به انزوا، بی‌اشتهایی و از دست دادن انگیزه زندگی منجر شود.

فلاش‌بک و مرور خاطرات: قربانیان ممکن است به طور مکرر با فلاش‌بک‌ها و مرور خاطرات تجاوز مواجه شوند که می‌تواند به نوعی احساس می‌کنند که تجاوز دوباره در حال وقوع است.

اختلال شخصیت مرزی: وقتی یک فرد دارای اختلال شخصیت مرزی است، احساسات بسیار شدیدی در مورد هر چیزی تجربه می‌کند و ممکن است بدون در نظر گرفتن ایمنی خود، واکنش‌های بسیار شدیدی نشان دهد. به عنوان مثال، در مورد قربانیان تجاوز، به دلیل ثبت دقیق لحظه تجاوز و برجسته کردن آن از طریق مرور روزانه، فرد ممکن است به هر چیزی که با این خاطرات مرتبط شود، واکنش شدیدی نشان دهد. به عنوان مثال، بوی سیگاری که در آن لحظه تجاوز در دست متجاوز حضور داشته است، ممکن است این اختلال را در قربانی بیدار کند و واکنش شدیدی را به همراه داشته باشد.

اختلالات اشتها: اختلالات اشتها به بیش از ده نوع مختلف تقسیم می‌شوند، اما سه نوع آن به عنوان خطرناک‌ترین‌ها شناخته می‌شوند و در بین عموم مردم و به ویژه در میان قربانیان تجاوز شایع‌تر هستند.

احساس ناتوانی شخصی: همانطور که در قسمت افسردگی پس از تجاوز جنسی بیان شد، این افراد دچار کاهش قدرت تمرکز می‌شوند و نمی‌توانند به راحتی تصمیم‌گیری کنند. این حس ناشی از این است که قربانی همواره احساس می‌کند متجاوز قدرت جسمی و روحی او را به دست گرفته و در واقع او را کنترل می‌کند.

بی‌اشتهایی عصبی: افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی تصویر ناصحیحی از بدن خود دارند، به طوری که حتی در صورت لاغری خطرناک، خود را چاق می‌بینند. آن‌ها از خوردن غذا امتناع می‌کنند و به صورت افراطی وزن خود را کاهش می‌دهند و ممکن است به دلیل گرسنگی و سوءتغذیه به خطر جانی بیفتند.

پرخوری عصبی: افراد مبتلا به پرخوری عصبی مقادیر زیادی از خوراکی‌های با کالری بالا و کربوهیدرات مصرف می‌کنند. این افراد به صورت مخفیانه خوراکی‌ها را مصرف می‌کنند و با وجود آگاهی از نادرستی عملکردشان، به پرخوری خود ادامه می‌دهند. اما ویژگی مهم در این افراد، تلاش برای تخلیه مواد مصرفی به صورت اجباری است تا سریعاً کالری مصرف شده را جبران کنند.

اختلال پرخوری: افراد مبتلا به اختلال پرخوری دوره‌های مکرری از خوردن خارج از کنترل را تجربه می‌کنند، که شبیه به پرخوری عصبی است. با این حال، اطلاعات نشان می‌دهد که افراد با اختلال پرخوری، کالری اضافی را برنگردانده و حفظ می‌کنند.

تجاوز

اختلال هویت تجزیه‌ای: اختلال هویت تجزیه‌ای یا DID (اختصار Dissociative Identity Disorder) یک اختلال روانی جدی است که به طور فزاینده‌ای به عنوان یک اختلال روان‌شناختی پیچیده و مزمن پس از تجربه‌ی سانحه درک می‌شود. در این اختلال، دو یا چند شخصیت متمایز درون یک فرد وجود دارند. به طور معمول، یک شخصیت (که به عنوان شخصیت غالب شناخته می‌شود) بیشتر در زمان‌های مختلف حاضر است، اما در طول زمان، هر یک از شخصیت‌ها حضور دارد.

اختلال هویت تجزیه‌ای (DID) که قبلاً با نام اختلال شخصیت چندگانه شناخته می‌شد، یکی از اختلالات تجزیه‌ای شناخته شده است و شامل علائم زیر می‌شود:

اختلال در حافظه، آگاهی، هویت و ادراک: شخصیت‌ها درون فرد همکاری نمی‌کنند و این باعث می‌شود که فرد به مشکلات در حافظه، آگاهی از خود و دیگران، هویت و ادراک برخی واقعیت‌ها برخورد کند.

توهمات شنوایی و شنیدن صداهای عجیب: فرد ممکن است صداها و گفتگوهایی را بشنود که از منابع خارجی به نظر نمی‌رسند و به شکل توهماتی تجربه می‌شوند.

افسردگی شدید و میل زیاد به خودکشی: افراد مبتلا به DID ممکن است با افسردگی عمیق مواجه شوند و احساس میل زیادی به خودکشی داشته باشند.

اضطراب فوبیک: فرد ممکن است در برابر شرایط خاصی اضطراب شدیدی تجربه کند و به شکل فوبیک به آن‌ها واکنش نشان دهد.

جسمانی‌سازی و دیدن اشیا متحرک: شخصیت‌ها می‌توانند تجربه‌های جسمانی را تجسم کنند و اشیا متحرک را مشاهده کنند که به واقعیت نمی‌پیوندد.

سوءمصرف مواد مخدر: افراد مبتلا به DID به سوءمصرف مواد مخدر روی می‌آورند به منظور کاهش علائم و درد و رنج خود.

ویژگی‌های شخصیتی مرزی: افراد مبتلا به DID ممکن است ویژگی‌های شخصیتی مرزی را نشان دهند، که شامل ناپایداری هویتی، روابط ناپایدار و نگرانی پریشان‌کننده از رهبری زندگی است.

اختلالات خواب: اختلالات خواب به دو دسته کلی کم خوابی و خواب زیاد تقسیم می‌شوند. اما از جمله خطراتی که با اختلالات خواب همراه می‌شوند، می‌توان به دیابت، مشکلات قلبی عروقی، چاقی، فشار خون بالا و سکته اشاره کرد.

پس از تجاوز جنسی، فرد ممکن است به دو حالت مختلف در واکنش به شرایط موجود بیفتد. گروه اول افرادی هستند که برای فراموش کردن آنچه رخ داده، مدت زمان طولانی‌ای را در خواب سپری می‌کنند و تلاش می‌کنند در رویاها زندگی کنند. اما گروه دوم به دلیل یادآوری مداوم شرایطی که پیش آمده، نمی‌توانند خواب آرام و راحتی را تجربه کنند و مدت زمان طولانی‌ای بیدار هستند. هر دو گروه با خطرات زیادی روبه‌رو خواهند بود.

احساس گناه: در بیشتر قربانیان تجاوز جنسی، حس گناه پس از تجاوز وجود دارد. آن‌ها به طور مداوم خود را سرزنش می‌کنند و تلاش می‌کنند تا خود را به عنوان مقصر اصلی این اتفاق ببینند و باور کنند که آن‌ها شرایط را ایجاد کرده‌اند. این حس گاهی اوقات باعث می‌شود که قربانیان از گزارش تجاوز خودداری کنند و از حضور در پیشگاه قضایی بازداری شوند. به همین دلیل، متجاوز در زمان تجاوز اغلب سعی می‌کند با استفاده از جملات و اظهارات مختلف، این حس گناه را در قربانی تقویت کند.

بی‌اعتمادی به دیگران و ناراحتی در موقعیت‌های اجتماعی روزمره: یکی از پیامدهای روانی تجاوز جنسی، ایجاد حس بی‌اعتمادی دائمی است. این حالت بیشتر زمانی رخ می‌دهد که متجاوز یکی از نزدیکان یا افرادی باشد که قربانی به آن‌ها اعتماد داشته است. پس از تجاوز جنسی، قربانی اعتمادش به همه را از دست می‌دهد و همه را با نگاهی مشکوک به یک متجاوز می‌بیند. حتی در مواردی که متجاوز یک غریبه است، همچنان این حس بی‌اعتمادی وجود دارد و قربانی ممکن است هر فردی را در جامعه به عنوان یک حمله‌کننده محتمل بپذیرد.

خشم: بعد از تجاوز جنسی، فرد قربانی روح و جسم خود را به عنوان  عناصری که از دست داده است می‌بیند. در این مواقع، دو حالت رایج وجود دارد. یکی اینکه فرد قربانی خود را مقصر اصلی این اتفاق می‌داند و به طور مداوم خود را سرزنش می‌کند. در این حالت، خشم و عدم رضایت او از خودش نشأت می‌گیرد.

در حالت دیگر، قربانی متجاوز را مقصر اصلی می‌داند و حتی با مجازات متجاوز، خشم و عدم رضایت او فروکش نمی‌کند. در این حالت، خشم موجود در ذهن قربانی، ناشی از عدم اعتماد به نفس در لحظه تجاوز و یا به دلیل ناتوانی در بیان خشم خود است.

اینتیتر را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.