رسانه خبری این تیتر

۱۰ واقعیت جالب در مورد حماسی ترین فیلم های جنگی

جنگ یک جهنم واقعی است اما این موضوع ناخوشایند فیلمسازان را از بازسازی شدیدترین و ترسناک ترین نبردهای تاریخ برای نمایش روی پرده نقره ای باز نداشته است.

به گزارش اینتیتر به نقل از روزیاتو،‌ برخی دیگر ترجیح داده اند تا نبردهای خیالی را در مقیاس های حماسی به تصویر بکشند. همانطور که هر کسی می تواند تصورش را بکند، برای ساخت یک فیلم جنگی کارهای بسیاری باید انجام شود. هزاران جزییات ریز باید مورد توجه قرار گیرد تا یک فیلم جنگی خوب تولید شده و در گیشه و از نگاه منتقدان فلم موفقی باشد. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ واقعیت جالب، باورنکردنی و بسیار غیرمنتظره در مورد مشهورترین و حماسی ترین فیلم های جنگی تاریخ سینما آشنا کنیم.

بیشتر بخوانید:

۱۰- War Horse

فیلم War Horse بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده که در سال ۱۹۸۲ منتشر شده بود. همچنین در سال ۲۰۰۷ نمایشنامه ای بر اساس این کتاب نوشته و اجرا شد. فیلم War Horse که توسط استیون اسپیلبرگ تهیه شده بود در شش بخش اسکار نامزد جایزه شده و نقدهای بسیار مثبتی از منتقدان دریافت کرد. اما ستارگان اصلی فیلم گروهی از اسب های زیبا بودند. اصلی ترین آن ها جویی نام داشت که نقش آن را ۱۴ اسب متفاوت بازی کردند، حیواناتی که اسپیلبرگ از قبل با آن ها تجربیات بسیاری داشت. او به مدت ۱۰ سال در خانه اش اصطبلی پر از اسب داشت و از کار با این بازیگران حیوانی سر صحنه لذت می برد.

او حتی در مورد اسب ها گفته است: «جویی حس می کرد که در اطرافش چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. جویی چیزهایی به فضا اضافه می کرد، در حالی که دوربین ها حرکت می کردند و بدون این ما بخواهیم، هنگامی که می خواستیم فیلم را بسازیم او بازی از خود ارائه می کرد که انتظارش را نداشتیم». برخی از مشهورترین بازیگران فیلم نیز جنبه هایی از تاریخ جنگ را با خود به سر صحنه فیلمبرداری آوردند. برای مثال، هنری کارلتون کامبربچ، پدربزرگ بندیکت کامبربچ، در طول هر دو جنگ جهانی به عنوان فرمانده زیردریایی در نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا خدمت کرده بود.

۹- American Sniper

فیلم جنگی American Sniper بر اساس داستان زندگی کریس کایل ساخته شده که مرگبارترین اسنایپر در تاریخ ارتش ایالات متحده با ۱۶۰ هدف تایید شده بود که او در دوران خدمتش از راه دور به قتل رسانده بود. این فیلم یک موفقیت تجاری بزرگ بود و نامزد شش جایزه اسکار نیز شد و البته تنها در بخش بهترین تدوین صدا برنده این جایزه شد. این فیلم تقلاها و مشکلات کایل برای پشت سر گذاشتن جنگ بغد از بازگشت به خانه نزد همسر و فرزندانش را به تصویر می کشد و زندگی او به شکلی تراژیک و شوکه کننده به پایان می رسد. گفته می شود که کایل خود یک بار گفته بود اگر قرار باشد فیلمی بر اساس زندگی او ساخته شود ترجیح می دهد کلینت ایستوود این فیلم را بسازد. کایل به خواسته اش رسید و ایستوود علاوه بر کارگردانی، تهیه کنندگی فیلم را نیز بر عهده داشت. رابرت لورنز و بردلی کوپر نیز دیگر تهیه کنندگان فیلم بودند.

کوپر که در فیلم نقش کریس کایل را بازی می کند برای فرو رفتن در این نقش نزدیک به ۲۰ کیلوگرم وزن خود را افزایش داد. او روزی ۸,۰۰۰ کالری مصرفی می کرد و ماه ها، روزی ۴ ساعت تمرین سخت مداوم برای تقویت عضلاتش داشت. این تمرینات و رژیم های سخت باعث شد کوپر بتواند ۱۹۳ کیلوگرم ددلیفت کند که البته در فیلم نیز به تصویر کشیده می شود. او همچنین کفش های پیاده روی واقعی کریس کایل را نیز در فیلم می پوشد و بعدها در مصاحبه هایش گفت که هنوز هم در خانه این کفش ها را می پوشد.

۸- Black Hawk Down

عملیات ویژه ارتش ایالات متحده در موگادیشو در سال ۱۹۹۳ در فیلم جنگی تاریک Black Hawk Down به تصویر کشیده می شود، فیلمی که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. این فیلم که توسط ریدلی اسکات کارگردانی شده و اسکات و جری بروکهایمر تهیه کنندگی آن را بر عهده داشتند، علیرغم درخواست مرکز مشاوره عدالت سومالی در کالیفرنیا برای بایکوت اکرانش، دو جایزه اسکار بدست آورد. این مرکز بر این باور بود که سومالیایی ها در این فیلم به شکلی غیرانسانی به تصویر کشیده شده اند. برخی منتقدان سینما نیز اسکات را به نژادپرستی واضح و آشکار در فیلم متهم کرده بودند. فیلم Black Hawk Down اولین فیلم جنگی بود که بعد از حملات یازده سپتامبر اکران می شد و به شکلی موثر به مردم آمریکا القا کرد که نیروهای این کشور می توانند بعد از حمله غافلگیر کننده دشمن دوباره سازماندهی شوند در شرایطی که شهروندان آمریکایی هنوز هم در اندوه و آشفتگی از دست دادن عزیزانشان در جریان حملات تروریستی به برج های دو قلو قرار داشتند.

۷- Full Metal Jacket

این دیالوگ مشهور از فیلم تحسین شده Full Metal Jacket ساخته استنلی کوبریک ظاهراً از کتاب خاطرات مایکل هِر سناریو نویس فیلم گرفته شده است که به گفته خودش این جمله را در دوران خدمت در ویتنام از صحبت های رد و بدل شده بین سربازان شنیده است. این فیلم در سال ۱۹۸۷ منتشر شده و یک نامزدی اسکار در کنار تحسین منتقدان را در پی داشت. با این وجود شاید کمتر کسی بداند که عنوان فیلم به معنای «غلاف تمام فلزی» هیچ جایی در رمان هِر به نام The Short-Timers دیده نمی شود، همان رمانی که فیلم کوبریک بر اساس آن ساخته شده است. کوبریک نمی خواست از عنوان کتاب اورجینال برای فیلمش استفاده کند زیرا این عنوان باعث می شد برخی مخاطبان فکر کنند فیلم او در مورد افرادی است که نیمی از روز را کار می کنند.

او هنگام ورق زدن کاتالوگی در مورد سلاح ها به عبارت Full Metal Jacket رسید و آن را برای عنوان فیلمش انتخاب کرد. کوبریک که از سوار شدن بر هواپیما بیم داشت، اطمینان حاصل کرد که تمام فیلم در خاک انگلستان فیلمبرداری شود و این بدان معنا بود که پایگاه منطقه ای بریتانیا به عنوان لوکیشن فیلم برای سکانس های مربوط به مرکز آموزش سربازان در کارولینای جنوبی به کار گرفته شود. همچنین از یک پالایشگاه گاز متروکه در حوالی رود تیمز برای فیلمبرداری تصاویر مربوط به دا نانگ، پو بای و هو استفاده شد. علاوه بر این، بیش از ۲۰۰ اصله درخت خرما از اسپانیا و درختان پلاستیکی از هنگ کنگ برای خلق جنگل وارد شد. همچنین یک سرهنگ بلژیکی که از طرفداران سرسخت کوبریک بود نیز تصمیم گرفت چهار فروند تانک M41 را برای فیلمبرداری در اختیار کوبریک قرار دهد.

۶- Inglourious Basterds

شاهکار کوئنتین تارانتینو پرفروش ترین فیلم کارنامه هنری او در هنگام انتشارش در سال ۲۰۰۹ بود. البته این رکورد بعدها در سال ۲۰۱۲ توسط فیلم Django Unchained و ۲۰۱۹ توسط Once Upon a Time in Hollywood شکسته شد. در کمال ناباوری، هم منتقدان و هم سینماروها از فیلم Inglourious Basterds خوششان آمده و فیلم جنگی تارانتینو در هشت بخش نامزد دریافت جایزه اسکار شد. تارانتینو نوشتن سناریو Inglourious Basterds را در سال ۱۹۹۸ آغاز کرد اما آن را به خاطر کار روی فیلم های Kill Bill و Death Proof برای سال ها کنار گذاشت. کسانی که با زبان انگلیسی آشنایی دارند به خوبی می دانند که عنوان فیلم دارای اشتباه گرامری است و تارانتینو برای متمایز کردن فیلم خود از فیلم جنگی دیگری به نام The Inglorious Bastards که در سال ۱۹۷۴ ساخته شده بود تصمیم به حذف حرف تعریف The گرفت. همچنین در ابتدا قرار بود آدام سندلر نقش دانی دونوویتز را بازی کند اما او بعد از مدتی از این نقش کناره گیری کرد تا در فیلم Funny People بازی کند و نقش او در فیلم تارانتینو به الی روث رسید.

۵- Dunkirk

غیر از حضور هری استایلز، چیزهای جالب بسیار دیگری در مورد فیلم Dunkirk وجود دارد. این فیلم که توسط کریستوفر نولان کارگردانی شده به ماجرای تخلیه نیروهای متفقین در ساحل دانکرک در طول جنگ جهانی دوم می پردازد. این فیلم جنگی در هشت بخش اسکار نامزد شد و سه جایزه را با خود به خانه برد. این فیلم در باکس آفیس نیز فروش موفقی داشت و عنوان پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما در مورد جنگ جهانی دوم را بدست آورد. برای این که فیلم تا سرحد ممکن واقعی و معتبر باشد، سکانس های فیلم در دانکرک، فرانسه فیلمبرداری شدند، همان جایی که ماجرای واقعی دانکرک اتفاق افتاده بود. همچنین نولان با بازسازی کشتی های جنگی واقعی، از جمله ناوشکن فرانسوی Maille-Breze تلاش کرد واقعیت بیشتری به فیلم خود ببخشد. به جای استفاده از جلوه های ویژه کامپیوتری، او از ماکت های کاغذی از سربازان و خودروها و همچنین ۳۲۵ سیاه لشکر استفاده کرد. و اینکه هری استایلز از بازیگران فیلم بود نیز مشکل ساز شد. او نه تنها همیشه بادیگاردش را همراه داشت بلکه دختران طرفداراش هم هر بار برای ملاقات حضوری با استایلز به سر صحنه فیلمبرداری فیلم هجوم می بردند که دردسرساز شده بود.

۴- Apocalypse Now

فیلم جنگی Apocalypse Now اثر کلاسیک فرانسیس فورد کوپولا است که برخی از مشهورترین ستارگان تاریخ سینما مانند چارلی شین، مارلون براندو و رابرت دووال را در خود دارد. اگر چه این فیلم در ابتدا با نقدهای متفاوتی روبرو شد اما پیش از انتشار در آگوست ۱۹۷۹، جایزه نخل طلایی فستیوال فیلم کن را بدست آورد. امروزه Apocalypse Now یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما به شمار می آید و برای نگهداری در بایگانی فیلم های ملی ایالات متحده نیز انتخاب شده است. نزدیک بود کوپولا این فیلم را کارگردانی نکند زیرا جرج لوکاس قرار بود به عنوان فیلمی شبه مستند آن را بسازد. اما لوکاس آن زمان به شدت مشغول کار روی پروژه های Star Wars و American Graffiti بود و کارگردانی این فیلم را به کوپولا سپرد.

از آنجایی که Apocalypse Now یک فیلم جنگی است، سکانس های متعددی در آن سربازان و افراد مرده را به تصویر می کشند. اما یکی از اعضای بخش طراحی صحنه برای اینکه این سکانس ها واقعی تر جلوه کنند دست به ابتکاری خطرناک زد. او سعی کرد اجساد واقعی انسان را به شکلی قانونی برای فیلمبرداری به سر صحنه بیاورد اما وقتی مشخص شد که طرف مقابل او دست به سرقت جنازه ها و نبش قبر زده، مجبور شد این رویه خود را تغییر دهد. همچنین سکانس مربوط به کشتار گاومیش های آبی نیز کاملاً واقعی است که خشم مدافعان حقوق حیوانات را در پی داشت. در واقع اما تیم تولید قراردادی با مردم محلی بسته بود که در آن اعضای قبیله گاومیش های آبی را سلاخی می کردند (گاومیش هایی که به عنوان هدیه به آن ها داده شده) و در مقابل حق فیلمبرداری روی زمین های آن ها به تیم تولید داده می شد.

۳- The Thin Red Line

وقتی ترنس مالیک برای کارگردانی فیلم The Thin Red Line بازگشت، بیست سال بود که هیچ فیلمی نساخته بود. شاید او از این تغییر رویه خوشحال باشد زیرا فیلمش در هفت بخش نامزد دریافت جایزه اسکار شد و مارتین اسکورسیزی نیز از این فیلم به عنوان دومین فیلم محبوبش از سینمای دهه ۱۹۹۰ یاد کرده است. این فیلم با بازی ستارگان بزرگ آینده سینما ساخته شد، از جمله جرج کلونی، جان تراولتا، وودی هارلسون، شان پن، آدرین برودی و بسیاری دیگر. نقش سرباز ویت به جیم کاویزل رسید اما جانی دپ، برد پیت و متیو مک کانهی دیگر بازیگرانی بودند که به شدت به دنبال این نقش بودند. در جریان ساخت فیلم، برخی از شخصیت های اصلی به شخصیت های فرعی تبدیل شدند، از جمله نقش آدرین برودی و جان سی رایلی. مالیک که بسیار محتاط و مردد بود، بیش از یک سال برای انتخاب بازیگران وقت گذاشت. ظاهراَ ستارگان شناخته شده ای مانند پیت، دپ و مک کانهی در این فیلم بازی نکردند زیرا مالیک می خواست که مخاطبان با شخصیت هایی باورپذیرتر روبرو شده و تنها به خاطر ستاره های سینما به تماشای این فیلم ننشینند.

۲- Midway (1976)

نسخه اورجینال فیلم Midway که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد، فیلمی بود با بازی چارلتون هوستون هنری فاندا. این فیلم به ماجرای درام رابطه عاشقانه یک خلبان نیروی هوایی ارتش ایالات متحده با یک زن ژاپنی در آستانه نبرد میدوی می پردازد، فیلمی که نسخه بازسازی شده آن در سال ۲۰۱۹ ساخته شد. وقتی فیلم اورجینال منتشر شد به دهمین فیلم بزرگ سال ۱۹۷۶ تبدیل شد. اما جادوی تکنولوژی صوتی موسوم به Sensurround باعث شد هزاران نفر به سینماها بروند و این فیلم را تماشا کنند. تکنولوژی Sensurround از اسپیکرهای فرکانس پایینی استفاده می کند که باعث می شوند در سکانس های نبرد صداهای غرش مانندی تولید شده و در این سکانس لرزش هایی در سالن سینما حس شود.

این تکنولوژی آخرین بار در سال ۱۹۷۷ توسط کمپانی یونیورسال در اکران فیلم Rollercoaster به کار گرفته شد. سکانس های جنگی این فیلم که با این تکنولوژی صوتی بسیار هیجان انگیز شده بودند در واقع سکانس هایی بود که از فیلم های جنگی دیگر گرفته شده و تدوین شده بودند؛ از جمله از فیلم های Tora! Tora! Tora! ، Storm Over the Pacific، Away All Boats و Thirty Seconds Over Tokyo که تاریخ ساخت آن ها از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۷۰ متفاوت بود. برخی از بازیگران فیلم نیز در واقعیت در جنگ جهانی دوم شرکت کرده بودند، از جمله فاندا، هوستون، گلن فورد، هال هالبروک و کلیف رابرتسون.

۱- ۱۹۱۷

تجربیات پدربزرگ پدری سم مندس از جنگ جهانی اول، الهام بخش این کارگردان برجسته سینما در ساخت فیلم جنگی ۱۹۱۷ بود که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. آلفرد اچ مندس سرجوخه ای ۱۷ ساله بود که وظیفه انتقال پیام ها در فضای خالی بین نیروهای متخاصم موسوم به سرزمین هیچکس بر عهده داشت. بسیاری از سکانس های این فیلم در داخل خندق های مشهور جنگ جهانی اول فیلمبرداری شده اند و به همین خاطر تیم تولید مجبور بود نزدیک به ۱.۶ کیلومتر خندق حفر کند تا فضای جغرافیایی داستان را به شکلی معتبر بازسازی کند. اگر چه مشکلات فنی بسیاری در جریان ساخت این فیلم وجود داشت، یکی از بدترین مشکلات مربوط به فندکی بود که در یکی از سکانس ها روشن نشد و یک روز کامل از فیلمبرداری به خاطر کارکرد نامناسب این فندک قدیمی تلف شد. نکته خنده دار دیگر اینکه دستکم ۱۰۰ نفر از سیاهی لشکرهای فیلم مجبور بودند کنار درختی در همان حوالی ادرار کنند زیرا توالت ها فاصله زیادی از محل فیلمبرداری داشتند. این اتفاق جالب در حالی بود که جرج مک کی، ستاره فیلم، مجبور بود زیر آن درخت نشسته و سرش را به تنه درخت تکیه بدهد تا سکانس پایانی سریال را فیلمبرداری کنند.

اینجا 250*970
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.