کدام خانواده ها در تربیت فرزندان دچار مشکل می شود؟

تربیت فرزندان همواره یکی از بزرگترین چالش های خانواده ها بوده است. در این مطلب به این سوال پاسخ خواهیم داد که کدام خانواده ها در تربیت فرزندان دچار مشکل می شود؟

اینتیتر – زینب حنایی؛ تربیت فرزندان همواره یکی از بزرگترین چالش های خانواده ها بوده است. در این مطلب به این سوال پاسخ خواهیم داد که کدام خانواده ها در تربیت فرزندان دچار مشکل می شود؟

کدام خانواده ها در تربیت فرزندان دچار مشکل می شود؟

دکتر محمد رفیعی، روان‌شناس و صاحب امتیـاز مرکز مشاوره آگاهان، در گفتگویی اختصاصی با این تیتر در خصوص ضعف آگاهی و مهارتی والدین در خصوص تربیت فرزندان گفت:  والدینی که می‌دانند دانش کافی در زمینه‌ی تربیت کودک ندارند، بهتر می‌توانند برای فرزند خود مفید باشند تا والدینی که بدون داشتن دانش و آگاهی، خود را استاد تعلیم و تربیت تصور می‌کنند.

گروه دوم، به واسطه‌ی گاردی که در مقابل آگاه شدن دارند، تمایل ندارند باورهای خود را مورد ارزیابی قرار داده و آن را تصحیح کنند. آن‌ها همان تصورات ذهنی خود را که اغلب غلط یا ناقص است، حقیقت فرض کرده و به مرحله‌ی اجرا در می‌آورند.

بسیاری از آنان تعجب می‌کنند که چرا با این همه دقتی که در امر تربیت فرزندان دارند نتایج مطلوبی به بار نمی‌آید. تجربه نشان می‌دهد که این افراد بالاخره روزی کوتاه می‌آیند و وقتی همه چیز خراب شد و همه‌‌ی فرصت‌ها از دست رفت، از دیگران درخواست کمک می‌کنند.

البته درخواست کمک آن‌ها نه به خاطر آگاه شدن و نه به خاطر کمک به فرزندان است، بلکه به دلیل بُن‌بستی است که خودشان در آن گیر کرده‌اند.

وی افزود: پدری که با درمان پسر ۶ ساله‌ی خود که بیش‌فعال است، با این استدلال که او مشکلی ندارد سرسختانه مبارزه می‌کند. وقتی در ۱۴ سالگی علائم گستاخی را در او دید و در یک دعوا احساس کرد که دیگر زورش به این نوجوان گردن کلفت نمی‌رسد، سراسیمه به دنبال کمک می‌گردد.اگر مشکلات را قبل از رسیدن به مرحله‌ی بحران، حل و فصل کنیم، به رضایت بیشتری دست خواهیم یافت.

ایشان با اشاره به یک مشکل نسبتا شایعِ دیگر بین والدین و فرزندان اظهار داشت؛ مهارت‌های فنی و نرم‌افزاری بسیاری از فرزندان بیشتر از والدین است. مثلا در بسیاری از خانواده‌ها، پدر و مادرها بسیار کمتر از بچه‌ها از اینترنت، کامپیوتر و موبایل سر در می‌آورند. از طرفی بسیاری از فرزندان، استدلال‌های قوی‌تری نسبت به والدین خود دارند.

در مراجعات کلینیکی با موارد زیادی مواجه می‌شویم که پدر و مادرها هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای رفتار و باورهای خود ندارند و صرفا با قدرت والدینی که دارند می‌خواهند چیزی را به فرزندان خود تحمیل کنند. بسیاری از فرزندان والدین را به دلیل اینکه استدلال‌های هوشمندانه‌ای ندارند، جدی نمی‌گیرند و صرفا برای رعایت احترام در مقابل آن‌ها سکوت می‌کنند.

این پژوهشگر ادامه داد: متأسفانه بسیاری از والدین تلاش نمی‌کنند ضعف مهارتی خود را جبران کنند تا حداقل کمتر از بچه‌ها نباشند. به نظر می‌رسد آن‌ها می‌دانند که هرچقدر تلاش کنند نمی‌توانند به قدر بچه‌ها بیاموزند و یاد بگیرند، بنابراین عطای یاد گرفتن را به لقایش می‌بخشند و راه حل ساده‌تری را انتخاب می‌کنند: زورگویی.باید بپذیریم که ما والدین در بسیاری از موارد به فرزندان‌مان زور می‌گوییم.

زیرا می‌ترسیم با آن‌ها حرف بزنیم. می‌دانیم اگر با آن‌ها وارد گفتگو شویم، زورمان به استدلال‌های منطقی آنان نمی‌رسد. مشکل اصلی در این زورآزمایی نوع نگاه و باورهای ماست. یک تغییر اساسی مشکل را حل می‌کند. کمبود دانش و مهارت والدین به خصوص در تکنولوژی‌های روزمره، اعتبار آنان را نزد فرزندان مخدوش می‌کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.