خروجی مذاکرات آینده بین ایران و امریکا؛ پشت درهای بسته چه اتفاقی خواهد افتاد؟
مذاکرات میان ایران و امریکا هنوز رسماً آغاز نشده اما اگر مذاکرهای صورت بگیرد، چه سناریوهایی را میتوان متصور شد؟
به گزارش اینتیتر به نقل از شایانیوز، مذاکرات میان ایران و امریکا هنوز به طور رسمی آغاز نشده اما شواهدی از رایزنیهای پشت پرده و تبادل پیام میان دیپلماتها وجود دارد که نشان میدهد دو طرف در حال سنجش چارچوبهای اولیه برای گفتگو هستند. هیچ توافق رسمی یا نشست علنی تاکنون رخ نداده و روندها هنوز در مرحله آمادهسازی و تعریف خطوط قرمز طرفین است. شرط ایران برای شروع مذاکرات رسمی، رفع تحریمها به عنوان پیششرط بوده و این نکته کلیدی، همچنان در مرکز اختلاف باقی مانده است.
به هر روی اگر مذاکرهای صورت بگیرد، چه چشماندازی پیش رو خواهد بود و چه سناریوهایی را میتوان متصور شد؟
سناریو اول: مذاکرات منجر به توافق میشود
چنانچه ایران به طور کامل چهار شرط ترامپ را بپذیرد و یا ترامپ اندکی از خواستهاش کوتاه بیاید و انعطاف نشان دهد و البته تحریمها هم لغو شوند، امکان دستیابی به توافق وجود دارد. 4 شرط ترامپ برای توافق با ایران عبارتند از:
خارج کردن تمام اورانیوم غنیشده از ایران
تعیین سقف برای ذخایر موشکهای دوربرد ایران
تغییر سیاست ایران در حمایت از نیروهای نیابتی در منطقه
و ممنوعیت غنیسازی مستقل اورانیوم در این کشور
در این حالت امکان دارد تحریمها لغو شوند؛ حال یا به طور یک مرحلهای که البته بعید است و یا طی چند مرحله. و این امر زمینه را برای تقویت اقتصادی داخلی، کاهش فشار نقدینگی، و کاهش ارزش دلار و طلا فراهم میکند. اما ریزش قیمتها چندان چشمگیر و آنطور که توده مردم میپندارند نخواهد بود. چرخشهای اقتصادی و ثبات نسبی ایجاد خواهد شد اما مشاهده تغییرات مشهود و قابل لمس در سفره مردم و معیشت اقشار مختلف جامعه تا سالها رخ نخواهد داد. دگردیسی اقتصادی به شکلی که به سمت رونق اقتصادی و رفاه مردم پیش برود به سالها زمان و فعالیت نیاز دارد و به این زودیها اتفاق نخواهد افتاد.
همچنین، پیام سیاسی این توافق، افزایش مشروعیت داخلی حکومت ایران و قدرتگیری آن در منطقه و نشان دادن توانایی دیپلماتیک آن در عرصه بینالملل خواهد بود. در سطح منطقهای، این توافق میتواند ثبات نسبی خلیج فارس را افزایش دهد و مسیر برای همکاریهای اقتصادی و تجاری با همسایگان باز شود.
از سوی دیگر، ایالات متحده نیز میتواند نشان دهد که فشار اقتصادی و تهدید نظامیاش کارساز بوده و میتواند ابزارهای دیپلماتیک خود را تقویت کند. روابط اقتصادی و تجاریاش با چین و روسیه به دلیل کاهش تنشها تثبیت میشود، و فضای منطقه برای سرمایهگذاری و تجارت نسبی باز میشود. علاوه بر این، جامعه جهانی از طریق این توافق، شاهد الگویی برای حل منازعات از طریق مذاکره و دیپلماسی خواهد بود، که میتواند در پروندههای دیگر منطقه نیز تأثیرگذار باشد.
سناریو دوم: مذاکرات به توافق نمیرسند
اینکه دو کشور نتوانند به توافق برسند هم محتمل است. چرا که ایران شروط ترامپ را نمیپذیرد و ترامپ نیز کوتاه نمیآید؛ بنابراین یک سناریوی جدی، حمله نظامی امریکا به ایران خواهد بود. این حمله امکان دارد با شدت و دامنه وسیع طراحی شود و شامل زیرساختهای حیاتی، شبکههای انرژی و مراکز راهبردی گردد. البته نفس این تصمیم و شدت آن بستگی به شخص دونالد ترامپ و فضای فکری و شیوه تصمیمگیری روانی-راهبردی او دارد.
مع الوصف فردای این حمله:
بازار ارز و طلا به شدت صعود میکند و دیگر نوسانات پیشین معنایی ندارد؛
اقتصاد داخلی ایران احتمالاً دچار فروپاشی نسبی یا شوک عظیم میشود؛ کمبود مواد غذایی اصلاً دو از ذهن نیست.
شبکههای حمل و نقل، بندرها و صادرات نفت و گاز مختل میشود؛
پیام سیاسی برای جهان، نمایش قدرت سخت امریکا و تضعیف کامل دیپلماسی ایران خواهد بود.
در سطح بینالمللی، کشورهای همسایه و بازارهای جهانی نیز دچار بیثباتی اقتصادی و سیاسی میشوند و قیمت انرژی و کالاها افزایش شدید خواهد یافت.
مدل حمله بعد از به بنبست رسیدن مذاکرات، کاملاً ساختاری و گسترده است، چرا که هدف امریکا اعمال فشار نهایی و تغییر معادله قدرت است. این حمله موجب شوک سیاسی و اقتصادی داخلی ایران و همچنین اختلال گسترده در تجارت و انرژی منطقهای و جهانی میشود. به نظر میرسد سطح و شدت حمله به گونهای طراحی خواهد شد که پاسخ ایران محدود نخواهد بود و احتمال واکنش متقابل شدید در سایر حوزهها نیز بسیار بالاست.
سناریو سوم: حمله حین مذاکرات
اگر امریکا تصمیم بگیرد در حین جریان مذاکرات به ایران حمله کند، فردای این اقدام پیامدها و شدت بحران حتی بزرگتر از سناریوی دوم خواهد بود، زیرا:
روند مذاکرات کاملاً نابود میشود؛ ایران از حالت تدافعی خارج شده و جامعه جهانی شاهد شکست کامل «اعتماد دیپلماتیک» خواهد بود؛
شوک اقتصادی به مراتب گستردهتر خواهد بود؛ بیش از حالتی که ترامپ بعد از به بن بست رسیدن مذاکرات، حمله را صورت دهد. چرا که در آن حالت، بازارهای ملی و فضای سیاسی و استراتژیک منطقه یک بار به دلیل شکست مذاکرات، شوک را تجربه کردهاند و تابآوری برای جذب شوک بعدی بیشتر شده است. اما در صورت حمله در حین برگزاری جلسات مذاکره، ثبات و آرامشی که به دلیل شروع مذاکرات در بازارهای مالی و در فضای اقتصادی و سیاسی منطقه و جهان ایجاد شده است، به یکباره به لرزه خواهد افتاد. دلار، طلا و سایر داراییها امن، بیثباتی تاریخی را تجربه میکنند؛ کمبود کالاهای اساسی و شاید هم قحطی اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
پیام سیاسی امریکا به جهان و منطقه، نمایش قدرت بیحد و حصر و تحت فشار قرار دادن هر رقیب است؛
چین و روسیه با این اقدام، مجبور به بازنگری راهبرد خود میشوند و حمایت محدود یا دیپلماتیک از ایران، تنها جنبه نمادین و غیر عملیاتی خواهد داشت، چرا که مقابله مستقیم به معنای وارد شدن به یک جنگ تمام عیار با برترین قدرت نظامی جهان است: ایالات متحدهای که حالا با آغاز حمله به ایران و خودنمایی نظامی گسترده و به رخ کشیدن جدیتش و عیار تهدیداتش که لفظی نیستند و در کسری از ثانیه به عمل، آن هم از نوع ضربتی تبدیل میشوند، قدرت فزایندهای یافته است.
در این سناریو، تفاوت مدل و شدت حمله با سناریوی دوم این است که اقدام احتمالی، غافلگیرانه، گستردهتر و ویرانگرتر است و اثرات اقتصادی و سیاسی فوری و غیرقابل بازگشت دارد. علاوه بر این، اعتماد جهانی به روند دیپلماسی منطقهای و به ویژه توانایی مذاکرات برای جلوگیری از جنگ آسیب خواهد دید.