محیط زیست، مظلومتر از همیشه!
تردیدی نیست که جنگ یکی از بدترین رخدادها برای زیستبومهای انسانی و طبیعی است. در شرایط جنگی، بیشترین توجه مقامهای رسمی متوجه دفاع و حمله، و سپس متوجه تأمین نیازهای اولیه مانند آب و خوراک و برق و سوخت است. حفظ محیطهای طبیعی مانند جنگل و مرتع و تالاب از آنجا که موضوعی مربوط به آیندهی درازمدت یا میانمدت است، تقریباً بهطور کامل مورد بیاعتنایی مقامها قرار میگیرد.
به گزارش اینتیتر به نقل از خبرآنلاین، در وضعیت جنگی حتی به آلودگی هوا، این نخستین و حیاتیترین ماده هم توجهی نمیشود و این بیاعتنایی با پیش کشیدن بحثهای امنیتی توجیه میشود. در روزهای ۱۷ و ۱۸ اسفند در بیشتر نقاط تهران، بخشهای بزرگی از آسمان تیرهگون بود و بر همهجا دودهی زهرآگین فرود آمد. اما هیچ مقامی نتوانست و نخواست که چارهاندیشی کند، و تقریباً هیچ کسی از مردم عادی یا کنشگران محیط زیست هم حوصلهی نقد این وضعیت را نداشت.
لستر براون، پژوهشگر آمریکایی، در سال ۲۰۰۹ در کتابی که با عنوان «نجات محیط زیست» به فارسی ترجمه شده (حمید طراوتی، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، ۱۳۹۱) نشان داده بود که با مبلغی نزدیک به یکصدونود میلیارد دلار در سال میتوان محیط زیست، درواقع تمدن بشری را با اقدامهایی مانند حفظ و احیای جنگلها، حفاظت از منابع آب و خاک، کمک آموزشی و بهداشتی به کشورهای فقیر، و کنترل زادآوری نجات داد و حتی اقتصاد بهتری را برای جهان رقم زد. در آن زمان بودجهی نظامی یک سال آمریکا تقریباً ششصد میلیارد دلار و مجموع بودجهی نظامی جهان حدود ۱۵۰۰ میلیارد دلار بود. یعنی با یکسوم بودجهی نظامی آمریکا یا فقط سیزده درصد بودجهی نظامی جهان میشد محیط زیست و تمدن را نجات داد.
شوربختانه، چنان بودجهای برای نجات زمین اختصاص نیافت و از آن تاریخ تا امروز دولتها هزینههای نظامی خود را کم نکرده و بلکه آن را افزایش دادهاند؛ بودجهی نظامی آمریکا در سال ۲۰۲۶ حدود نهصد میلیارد دلار و کل بودجهی نظامی جهان در حدود هزاروهفتصد میلیارد دلار بوده است. شگفتا که در دو دههی اخیر، موج جدیدی از جنگهای بزرگ مانند جنگهای مربوط به بهار(!)عربی، جنگ سودان، جنگ غزه، و جنگ با ایران را هم به راه انداختهاند که در هر یک از آنها حجم استفاده از مواد منفجره ابعادی قابل مقایسه با جنگهای بسیار بزرگ سدهی بیستم داشته و زیرساختهای اجتماعی و کشاورزی و طبیعی را بهشکل بیسابقهای تخریب کردهاند.