نقد کتاب میدان شهرت در ایران
با نقد کتاب میدان شهرت در ایران در این مطلب همراه ما باشید.
به گزارش اینتیتر، امروزه موضوع شهرت با تحولاتی که در دهه های اخیر داشته، بیش از پیش به یک موضوع قابل بحث و مطالعه تبدیل شده، تا حدود دو دهه پیش سلبریتی ها محدود به برخی بازیگران و خواننده های مشهور یا حتی برخی ورزشکاران بودند و موضوع هواداری بیشتر حول محور این افراد بود، اما در جهان امروز و با ظهور و گسترش فضای مجازی و شبکه های اجتماعی دایره افرادی که میتوان بر آنها نام سلبریتی را گذاشت بیشتر شده و اینستاگرام و شبکه های اجتماعی بستری برای شهرت افرادی شد که نه بازیگر بودند و نه خواننده ولی بازدیدهای ویدیوهای آنها و تعداد فالوور های آنها از برخی هنرپیشه ها نیز بیشتر شد.
کتاب «میدان شهرت در ایران» نوشته دکتر احسان شاه قاسمی یکی از اولین آثار نوشته شده در ایران است که تلاش دارد ادبیات مطالعات شهرت و فرهنگ شهرت را بومی سازی کند، این کتاب با گرد هم آوردن مجموعهای از آثار، مقالات و نظریههای ترجمه شده و تاملات نویسنده، دیدگاهی جامع از پدیده سلبریتی در ایران ارائه میدهد.
این کتاب بیان میدارد سلبریتیها بیش از هر چیز به دنبال کسب درآمد و خلق ارزش اقتصادی و همچنین ایفای نقش سیاسی و تقویت جریانهای خاص با توجه به منافع خود هستند و شهرت به نوعی یک صنعت درآمدزا است که از توجه و وقت مردم برای نفع بیشتر خود استفاده میکند.
نویسنده معتقد است افراد برای مشهور شدن به هیچ استعدادی نیاز ندارند، گرچه مستعد بودن به مشهور بودن کمک میکند ولی برای مشهور شدن استعداد به هیچ وجه یک پیش نیاز نیست. نویسنده بیان میکند برخی گفتمانهای رایج در جامعه ایران که بیان میکنند استعداد فقط درسی نیست و هر توانایی میتواند استعداد باشد را رد میکند و بیان میکند نظام آموزش و پرورش با کم کردن حجم دروس باعث شده اوقات فراغت نوجوانان افزایش یاید و بیش از پیش در دام فرهنگ شهرت و دنبال کردن سلبریتیها بیوفتند.
نویسنده استدلال میکند که موفقیت افراد مشهور بیش از آنکه مربوط به مهارت فردی آنها باشد، وابسته به دسترسی آنان به شبکههای رسانهای و حمایت و دیده شدن آنها است. این نویسنده با اشاره به مفهوم سرمایه نمادین از بوردیو بیان میدارد که: «استعداد در میدان شهرت تنها زمانی ارزشمند میشود که با سرمایههای اقتصادی و اجتماعی پیوند بخورد».
به فرض اگر یک هنرمند مستعد، به رسانه یا شبکه های حمایتی دسترسی نداشته باشد، امکان تبدیل شدن به سلبریتی را ندارد. همچنین در خصوص بازیگر و حتی خواننده شدن برخی افراد بیان میدارد که لزوما رسیدن به این نقطه یک استعداد نیست و آن چیزی که مهم است نبردی خشن و پیچیده در پشت پرده است که افراد را به شهرت میرساند.
با اینکه نظریات بیان شده و استدلالهای مربوط به آن در کتاب، تا حدی قانع کننده است اما ابهاماتی را هم بر جای میگذارد مثل اینکه نقش استعداد در بازیگری به کل نادیده گرفته میشود و میتوان اینگونه گفت که حتی نقش استعداد در جذب مخاطب نیز نادیده گرفته میشود.
نویسنده معتقد است شهرت همزاد رسانهها است یعنی اگر رسانه نباشد، شهرت هم نیست. یکی از مفاهیم مطرح شده دسته بندی سلبریتیها است، آن طور که بیان میشود، شبکههای اجتماعی باعث شده مفاهیم تازهای از شهرت شکل بگیرد که از مفهوم سلبریتی سنتی فراتر میرود و باعث تولد پدیدههایی مثل: خرده سلبریتی، اینفلوئنسر و بلاگر میشود، این خرده سلبریتیها کسانی هستند که با نمایش زندگی روزمره خود در شبکههای اجتماعی پول در میآورند، نویسنده مفهوم دیگری را تحت عنوان «جعل شهرت» به میان می آورد و بیان میکند افرادی بدون داشتن ویژگیهای ذاتی و موفقیت واقعی و صرفا با استفاده از برخی مهارتهای رسانهای، بر الگوریتمها سوار میشوند و به شهرت میرسند، همچنین نویسنده با اشاره به مفهوم اقتصاد توجه که به معنای رقابت برای جلب توجه مخاطبین است، بیان میدارد اقتصاد توجه باعث خود برند سازی، یعنی تبدیل فرد به یک کالا و فروش تصویر این کالا به دیگری شده است.
این مفاهیم به خودی خود درست است اما کتاب یک دید منفی مطلق به فضای مجازی ایجاد میکند به شکلی که گویی تمام مشکلات فرهنگی و اجتماعی از شبکههای اجتماعی نشات میگیرد.
کتاب در جای دیگری به بحث دین شهرت میپردازد و بیان میکند شهرت دارای عناصری از دین مثل: تصویرسازی و مقدس سازی از سلبریتی به وسیله بت انگاری و پرستش سلبریتیها است اما شهرت هیچ وجه اشتراکی با تعریف سنتی دین ندارد و زیرا تعریف سنتی دین باور به وجود یک هستنده فراطبیعی تاثیر گذار بر مردم است و این گزاره که شهرت یک دین است رد میشود.
همچنین در این بخش درباره ارتباط عناصر دینی و شهرت صحبت میشود و از سلبریتی-روحانیان و مداحان معروف صحبت میشود ونویسنده استدلال میکند، روحانیون در شبکههای اجتماعی به قواعد آن تن دادند و تبدیل به سلبریتی شدهاند و به دلیل فردمحوری و نمایش از دایره زندگی سنتی روحانیون خارج شدهاند. یکی از مشکلات این بخش از کتاب این است که خواننده با خواندن این فصل به درستی متوجه ارتباط مطالب مطرح شده با موضوع دین شهرت که عنوان اصلی است نمیشود، شاید یکی از دلایل آن ارجاع زیاد نویسنده به وضعیت کشورهای دیگر و تلاش برای ارتباط آن با وضعیت جامعه ایران است.
در خصوص سلبریتیها نویسنده مفهوم دیگری را مطرح میکند که عنوان آن را پورنوگرافی فقر بیان میکند، این مفهوم به این اشاره دارد که فعالیتهای به ظاهر انسان دوستانه سلبریتیها مانند کمک به فقرا لزوما از روی خیرخواهی نیست و هدف دیگر آن حفظ وجهه سلبریتی و دریافت مشروعیت اجتماعی است، این بحث که به یکی از ابعاد جنجالی فرهنگ شهرت اشاره دارد، پورنوگرافی را با پونوگرافی فقر مقایسه میکند، نویسنده استدلال میکند مخاطبان با دیدن کمک سلبریتیها به فقرا، حس خوب کمک به فقرا را تنها با دیدن آن ارضا میکنند از این جهت این موضوع به لحاظ روش با تماشای محتوای پورن مقایسه میشود، همچنین بیان میشود این نوع محتواها علت فقر را در ساختارهای نابرابر نشان نمیدهد بلکه آن را در بیعرضگی سوژه فقیر نشان میدهد.
دیگر بحثی که نویسنده به آن اشاره میکند مصرف گرایی و به قولی جنون مصرف است، در این بخش استدلال میشود، یکی از پیامدهای اصلی سلبریتی گرایی ایجاد فرهنگ مصرف گرایی در افراد است، در این بخش مثالی از صفحه اینستاگرامی بچه پولدارهای تهران آورده میشود و با استفاده از ایده مصرف نیابتی از وبلن، بیان میکند در این نوع صفحههای اینستاگرامی موفقیت را فقط به پولداری نسبت میدهد و حتی افراد به واسطه پولدار بودن خود به بی هنری و بی استعدادی خود افتخار میکنند، مخاطبان نیز با صرف دیدن این سبک زندگیها توهم لذت را تجربه میکنند، همچنین نویسنده استدلال میکند سلبریتیها با نشان دادن سبک زندگی پولداری به ترویج فرهنگ مصرف گرایی کمک میکنند.
نکته قابل توجه این بخش این است که نویسنده صرفا با استفاده از بحث مصرف نیابتی تا حدی از ابعاد دیگر تاثیر این سلبریتیها بر جامعه و فرهنگ چشم پوشی کرده.در بخش دیگر نویسنده نقدی بر بحث فمنیسم دارد و فمنیسم را پیامد فرهنگ شهرت میداند، در این راستا بیان میشود پرمخاطب صفحههای فمنیستی ایرانی در اینستاگرام برای جلب توجه بیشتر متوسل به نگاه مردان میشوند و دارای الگوهای تکرار شوندهای مثل ارائه زنان و خودشیفتگی، سن گرایی و نادیده گرفتن زنان مسن، ایجاد توهم دسترسی پذیری، زیباسازی و توجه به زنان و حتی کنشگری سیاسی هستند. نویسنده در این بخش دیدگاه مطلق و منفی نسبت به فمینیسم ارائه میدهد و فمینیسم را ابتزال و ویرانی میخواند.
هم در بحث فمینیسم و هم پورنوگرافی فقر، نویسنده تا حد زیادی دید مطلق دارد و با آوردن برخی مثالها و تعمیم آنها به استدلال میرسد، البته این استدلالها در بسیاری از موارد منطقی است اما در برخی موارد نیاز به مثالها و دلیلهای گستردهتری دارد.به طور کلی این کتاب یک ارائه ارزشمند درباره پدیده سلبریتی و شهرت در ایران است.
از نقاط قوت کتاب میتوان به برسی و استفاده گسترده از پژوهشهای دیگران اشاره کرد، این اتفاق باعث شده پژوهشهای نسبتا محدودی که درباره شهرت در ایران انجام شده در این کتاب جمع بندی شوند.
در نهایت نویسنده با ارائه راهکارهایی تلاش بر اصلاح فرهنگ مصرف و افزایش سواد رسانه دارد و تلاش میکند بجای صرف نقد برخی ساختارها، به راهکاری برای اصلاح نیز برسد. باید اشاره کرد نقدهای وارده نیز نکاتی کلی بوده که درباره مباحث این کتاب به نظر میرسید و چیزی از ارزش تالیف این کتاب کم نمیکند.
نویسنده: محمد امین عطائی