مداخله در ارز، نقدینگی را سمت طلا و مسکن میبرد | تزریق مقطعی دلار، حریف سیل نقدینگی نیست
یک اقتصاددان معتقد است اعلام حضور دولت در بازار میتواند از شدت بدبینی و رفتارهای هیجانی بکاهد، اما مسئله اصلی اقتصاد ایران فراتر از نرخ ارز است. به گفته او، حجم بالای نقدینگی سرگردان و شکلگیری تقاضای سفتهبازانه باعث شده است هر بازاری که این نقدینگی به سمت آن حرکت کند، با بحران و افزایش قیمت مواجه شود.
به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، اقتصاد ایران در شرایطی با موجی از نااطمینانی، فشارهای تورمی و رفتارهای هیجانی در بازارها مواجه است که مداخله ارزی دولت میتواند در کوتاهمدت بخشی از التهاب بازار را کاهش دهد، اما آیا تزریق ارز دیگر برای کنترل انتظارات تورمی کافی است؟
ناصر ذاکری، اقتصاددان و تحلیلگر حوزه توسعه اقتصادی، معتقد است اعلام حضور دولت در بازار میتواند از شدت بدبینی و رفتارهای هیجانی بکاهد، اما مسئله اصلی اقتصاد ایران فراتر از نرخ ارز است. به گفته او، حجم بالای نقدینگی سرگردان و شکلگیری تقاضای سفتهبازانه باعث شده است هر بازاری که این نقدینگی به سمت آن حرکت کند، با بحران و افزایش قیمت مواجه شود؛ بنابراین دولت در کنار مداخله کوتاهمدت در بازار ارز، باید برنامهای جدی برای مهار نقدینگی و هدایت منابع به سمت تولید داشته باشد.
مداخله دولت در بازار ارز، بیش از هر چیز اثر روانی دارد
ناصر ذاکری در گفتوگو با فرارو درباره تأثیر مداخله دولت در بازار ارز و نسبت آن با انتظارات تورمی گفت: «مسئله نرخ ارز و شرایط تورمی در کشور تا حد زیادی تحت تأثیر پیشبینیها و تصورات مردم و فعالان اقتصادی نسبت به آینده است. شرایط جنگی و مسائل مرتبط با آن نیز بهطور طبیعی بر این پیشبینیها اثر میگذارد.»
تحلیلگر حوزه اقتصاد گفت: «هرچه نگاه به آینده بدبینانهتر باشد، انتظار تورم بالاتر میرود و رفتارهای هیجانی در جامعه شکل میگیرد. یکی از عواملی که در این شرایط باید مورد توجه قرار گیرد، نقش دولت است. زمانی که فعالان اقتصادی و مردم تصور کنند دولت اقدامی انجام نمیدهد یا ابزار و توان لازم برای مدیریت اقتصاد را در اختیار ندارد، طبیعی است که بدبینی تشدید شود.»
وی افزود: «در مقابل، وقتی دولت اعلام میکند قصد دارد وارد میدان شود و در بازار اثرگذار باشد، تا حدی نوعی امید و اطمینان در جامعه ایجاد میشود که دولت کاملاً منفعل نیست و تلاش میکند بحران را تا حد امکان مهار کند. بنابراین، اگر دولت در مقیاس وسیعتری وارد بازار شود، این اقدام میتواند اثرگذار باشد، اما نمیتوان انتظار داشت که صرفاً با این روش، تمام موج تورمی موجود مهار شود.»
ارز به تنهایی حریف نقدینگی سرگردان نیست
این اقتصاددان با اشاره به حجم نقدینگی موجود در اقتصاد کشور گفت: «با توجه به حجم نقدینگی موجود و شرایطی که بازار سرمایه در حال حاضر دارد، بخش قابل توجهی از نقدینگی بهطور طبیعی به سمت داراییهایی میرود که بتوانند ارزش پول را حفظ کنند؛ ارز نیز یکی از همین بازارهاست. بنابراین تقاضای گستردهای در این حوزه وجود دارد و مجموعه این عوامل باعث میشود موج تورمی شکلگرفته بسیار گسترده باشد.»
وی افزود: «دولت میتواند بخش مهمی از این موج را کنترل کند، اما نمیتوان انتظار داشت که با یک اقدام مقطعی در بازار ارز، مسئله بهطور کامل حل شود. مداخله دولت میتواند از شدت بحران کم کند و مانع از تشدید برخی رفتارهای هیجانی شود، اما ریشههای شکلگیری این تقاضا همچنان باقی میماند.»
دولت هنوز میتواند بازارها را مدیریت کند
این تحلیلگر در پاسخ به این پرسش که آیا کنترل نرخ ارز و تورم اساساً از دست دولت خارج شده است یا همچنان امکان مدیریت شرایط وجود دارد، گفت: «قطعاً امکان انجام اقداماتی وجود دارد. همانطور که اشاره کردم، حتی اعلام اینکه دولت قصد دارد اقدامی انجام دهد، به خودی خود اثر روانی دارد و میتواند به تثبیت شرایط کمک کند.»
او ادامه داد: «نمیتوان گفت دولت هیچ ابزاری در اختیار ندارد. با این حال، مسئله فقط انجام یک اقدام مقطعی نیست. آنچه امروز در اقتصاد ایران محسوس است، تا حد زیادی نتیجه سیاستهایی است که طی سالهای گذشته دنبال شده است. بیتوجهی دولتهای مختلف به وضعیت بازار سرمایه و نحوه مدیریت نقدینگی، شرایطی ایجاد کرده که حتی برخی ابزارهایی که با هدف فعالتر شدن بازارها ایجاد شدهاند، در مواردی به بستری برای شکلگیری تقاضای سفتهبازانه تبدیل شدهاند.»
وی افزود: «حتی ایجاد تمهیداتی مانند بورس کالا که میتوانست به فعالتر شدن بازار سرمایه و بهبود موقعیت فعالان اقتصادی کمک کند، در شرایطی میتواند زمینه شکلگیری تقاضای سفتهبازانه را نیز فراهم کند. مسئله این است که دولتها در طول سالهای گذشته برنامه مشخص و مؤثری برای مدیریت این نوع تقاضا نداشتهاند.»
نقدینگی سرگردان هر بازاری را که هدف بگیرد، بحران میسازد
ذاکری با اشاره به انباشت نقدینگی در اقتصاد ایران گفت: «امروز با سرمایه و نقدینگی سرگردانی مواجه هستیم که هر زمان وارد یک بازار شده، بحران ایجاد کرده است. این اتفاق را بارها در حوزه مسکن و املاک شاهد بودهایم. بخش مهمی از بحرانها و افزایش قیمتهایی که در اقتصاد کشور ایجاد شده، به همین جریان نقدینگی مربوط است.»
این اقتصاددان تصریح کرد: «وقتی نقدینگی سرگردان وجود داشته باشد و مسیر مناسبی برای ورود آن به فعالیتهای مولد اقتصادی تعریف نشده باشد، طبیعی است که صاحبان این منابع به سمت بازارهایی حرکت کنند که امکان حفظ ارزش پول یا کسب سود سریعتری در آنها وجود دارد. در چنین شرایطی ارز، طلا، مسکن و سایر داراییها میتوانند به مقصد این نقدینگی تبدیل شوند.»
وی درباره راهکار بلندمدت برای عبور از این وضعیت گفت: «کار اصلی دولت در بلندمدت، مهار نقدینگی و بازگرداندن اقتصاد به ریل درست است؛ بهگونهای که نقدینگی سرگردان موجود در جامعه و منابع مالی گستردهای که در اختیار گروههایی از جمعیت قرار گرفته، در خدمت تولید قرار بگیرد، نه اینکه به سمت فعالیتهای دلالی و سفتهبازانه حرکت کند. اگر این مسئله حل نشود، هر بار که دولت در یک بازار مداخله کند، ممکن است بخشی از نقدینگی به بازار دیگری منتقل شود. بنابراین نمیتوان صرفاً با تزریق ارز یا مداخلات مقطعی، انتظار داشت که چرخه تورمی برای همیشه متوقف شود.»