چرا افراد فعال و قاطع در محل کار، در خانه منفعل میشوند؟
آنا متوجه شده که شریک زندگیاش، جیک، در محل کار فردی قاطع و رهبر است — تیمش را هدایت میکند و تصمیمهای جسورانه میگیرد.
به گزارش اینتیتر، آنا متوجه شده که شریک زندگیاش، جیک، در محل کار فردی قاطع و رهبر است — تیمش را هدایت میکند و تصمیمهای جسورانه میگیرد. اما در خانه، جیک متفاوت است: اغلب با جریان همراه میشود یا به تعهداتی که گفته حاضر به انجامش است، عمل نمیکند. آنا خواهان همکاری بیشتر است، نمیخواهد مثل یک والد سرزنشکننده رفتار کند و امیدوار است جیک بیشتر مسئولیت بپذیرد و مانند محل کارش عمل کند.
به گزارش سایکولوژی تودی، این شکایت رایجی است که از زوجها میشنوم — ناامیدی افرادی مثل آنا، و احساس مداوم انتقاد شدن از سوی شریکهایی مثل جیک. چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
چرا افراد پیشفعال در محل کار، در خانه منفعل میشوند؟
وقتی عمیقتر بررسی میکنیم، مشخص میشود که زندگی کاری و خانه دو دنیای جداگانه هستند. این تفاوتها به این شکل است:
۱. در محل کار، میتوانید وظایف را واگذار کنید یا از تیم استفاده کنید. جیک تیمی زیر دست دارد. اگر کاری را دوست نداشته باشد یا در آن مطمئن نباشد، میتواند آن را به دیگران بسپارد — اما در خانه، وقتی نوبت به تمیز کردن حمام میرسد، چنین امکانی وجود ندارد. اینجا شخصیت فرد با تمام اجتنابها و مقاومتهای درونیاش وارد میدان میشود.
۲. در محل کار، احساسات را سرکوب میکنید. اگر رئیس جیک از او بخواهد حمام را تمیز کند، با وجود واکنش عاطفی، احتمالاً فقط انجام میدهد — اما در خانه، آزادانه شکایت میکند و مقاومت نشان میدهد.
۳. در محل کار، پاداش وجود دارد. تفاوت فرهنگی بین کار و خانه این است: اگر جیک خوب عمل کند و درخواستهای رئیس را برآورده سازد، احتمالاً پاداشی مثل ترفیع یا ارزیابی مثبت میگیرد. اما در خانه، هیچ پاداشی نیست. دیدگاه آنا این است که در رابطه همینطور است: گاهی پاداشی وجود ندارد، فقط باید باشد.
۴. در خانه، دکمههای عاطفی آسانتر فشار داده میشوند. هر کسی نقاط حساسی دارد. برای جیک، مسئله کنترل و دستور گرفتن است. در محل کار میداند این بخشی از شغل و راه موفقیت است، اما حساسیتش از بین نمیرود. در کار میتواند خودش را کنترل کند، اما در خانه احساس میکند نیازی به این کار نیست. پس یا مقاومت میکند یا به طور غیرمستقیم منفعل-پرخاشگرانه رفتار میکند.
۵. ارزشها و انتظارات متفاوت است. جیک قوانین تعامل در محل کار را میفهمد، اما فکر میکند در خانه قوانین دیگری حاکم است به خاطر ارزشهای شخصی و انتظاراتش. شاید باور داشته باشد که آنا باید بار اصلی امور بچهها یا کارهای روزانه را به دوش بکشد، یا کمتر انتقاد کند و بیشتر قدردانی نشان دهد. اینجا انتظارات هر شخص و الگوهای نقش والدینشان تأثیرگذار میشود.
چه کاری میتوان برای رفع این عدم تعادل انجام داد؟
این ناامیدی متقابل میتواند سالها ادامه یابد تا یکی به حد تحمل برسد. چالش، یافتن راهی برای حل این بنبست است — اینجا چند پیشنهاد:
۱. در مورد آن صحبت کنید. پیشنهاد واضحی است، اما اغلب نادیده گرفته میشود. به جای اینکه آنا احساسش را نگه دارد تا اینکه منفجر شود یا فاصله بگیرد، بهتر است حرف بزند. هر واکنشی که داشته باشد، جیک میتواند آن را نادیده بگیرد.
۲. از بحث بر سر اینکه واقعیت کدام درست است، اجتناب کنید. وقتی آنا حرف میزند، معمولاً شکایت میکند که جیک دوباره حمام را تمیز نکرده یا مسئولیت نپذیرفته. اینجا جیک یا خاموش میشود یا هر دو در بحث گم میشوند که کی چه گفته، کی چه کاری انجام داده و کی بیشتر کار کرده. این بحثها خودشان کینه و آسیب عاطفی ایجاد میکنند.
۳. گفتگوی بزرگسالانه داشته باشید؛ نیازهای یکدیگر را واضح بیان کنید. به جای بحث بر سر واقعیت درست، از دعوا دوری کنید. زمانی آرام برای بحث حل مسئله بگذارید که از جزئیات دور بماند و روی تصویر بزرگ تمرکز کند — هر کدام چه تغییری بیشتر نیاز دارید؟ جیک میگوید احساس ناسپاسی و غر زدن میکند؛ آنا از بار سنگین و نیاز به مسئولیتپذیری بیشتر حرف میزند.
۴. برنامهای عملی تدوین کنید. این درباره راهحلهای برد-برد است، نه اینکه یکی تسلیم شود تا دعوا تمام شود و بعداً دوباره مشکل بزرگتر شود. برنامه باید مشخص باشد: جیک دقیقاً به چه چیزی متعهد میشود؟ زمانبندی و مهلتها چطور تا انتظارات روشن باشد؟
۵. بررسی کنید و تنظیم نمایید. یک هفته امتحان کنید، اما وسط هفته چک کنید که برنامه چطور پیش میرود. نگرش مناسب این نیست که من در برابر تو، بلکه ما در برابر مشکلاتمان هستیم.
آمادهاید امتحان کنید؟