نفرت پشت صفحهنمایش؛ چرا در فضای آنلاین خشنتر میشویم؟
اینترنت بستری فراهم کرده است تا افراد بتوانند خود را به شیوههایی بیان کنند که شاید هرگز در تعاملات حضوری جرأت انجام آن را نداشته باشند. این پدیده بهویژه در قالب نقدهای منفی، کامنتهای نفرتانگیز در شبکههای اجتماعی، آزار آنلاین و دیگر اشکال خصومت دیجیتال دیده میشود.
به گزارش اینتیتر، اینترنت بستری فراهم کرده است تا افراد بتوانند خود را به شیوههایی بیان کنند که شاید هرگز در تعاملات حضوری جرأت انجام آن را نداشته باشند. این پدیده بهویژه در قالب نقدهای منفی، کامنتهای نفرتانگیز در شبکههای اجتماعی، آزار آنلاین و دیگر اشکال خصومت دیجیتال دیده میشود.
به گزارش سایکولوژی تودی،بر اساس مطالعه مرکز «پیو» در سال ۲۰۲۱، حدود ۴۱ درصد از کاربران در ایالات متحده نوعی آزار آنلاین، از جمله کامنتهای نفرتآمیز و حملات هدفمند را تجربه کردهاند. بخش قابل توجهی از نقدهای آنلاین نیز لحن تهاجمی یا خصمانه دارند و با هدف تخلیه خشم یا تنبیه دیگران نوشته میشوند. در نتیجه، ۶۶ درصد از کاربران شبکههای اجتماعی گزارش کردهاند که قرار گرفتن در معرض محیطهای سمی آنلاین بر سلامت روان آنها تأثیر گذاشته است[1].
اما چه چیزی افراد را وادار میکند در فضای مجازی چیزهایی بنویسند که هرگز رو در رو نمیگویند؟
توضیحات
روانشناسی چندین توضیح برای این رفتار ارائه میدهد. یکی از عوامل کلیدی، مفهوم «بیمهاری آنلاین» (Online Disinhibition) است. پشت صفحهنمایش، افراد اغلب احساس گمنامی میکنند و خود را دور از پیامدهای فوری رفتارشان میبینند. این حس نامرئی بودن میتواند آنها را جسور کند تا نظرات یا احساساتی را بیان کنند که در شرایط عادی سرکوب میکردند. نبود بازخورد مستقیم—مانند دیدن واکنش طرف مقابل—نیز همدلی را کاهش میدهد و احتمال استفاده از زبان تند یا آزاردهنده را افزایش میدهد. علاوه بر این، فاصله فیزیکی و نبود نشانههای اجتماعی، احساس مسئولیت فردی را کمرنگتر میکند و جدا شدن از تأثیر عاطفی کلمات بر دیگران را آسانتر میسازد.
در کنار بیمهاری، پدیده «سرایت اجتماعی» نیز نقش مهمی در گسترش رفتارهای نفرتآمیز آنلاین دارد. وقتی افراد میبینند دیگران رفتارهای خصمانه یا تهاجمی دارند، بهویژه در محیطهایی که این رفتارها بدون نظارت باقی میماند، احتمال بیشتری دارد از آنها تقلید کنند. این روند اغلب توسط الگوریتمهایی تقویت میشود که محتوای جنجالی یا تحریکآمیز را در اولویت قرار میدهند و دامنه دیده شدن آن را افزایش میدهند. انتشار سریع و تقویت محتوای منفی میتواند خصومت را عادی جلوه دهد و آن را در برخی جوامع آنلاین پذیرفتنیتر نشان دهد.
مفهوم روانشناختی مهم دیگر «فردیتزدایی» (Deindividuation) است. این حالت زمانی رخ میدهد که افراد در میان انبوه جمعیت آنلاین، حس هویت شخصی خود را از دست میدهند و بیشتر مستعد رفتارهایی میشوند که با ارزشها یا هنجارهای معمولشان در تضاد است. فاصله فیزیکی از دیگران و امکان پنهان شدن پشت نامهای کاربری یا آواتارها، احساس مسئولیت را کاهش میدهد و میتواند به افزایش تکانشگری و پرخاشگری بینجامد. در محیطهای آنلاین، افراد اغلب احساس ناشناس بودن و گسست از پیامدهای اعمال خود دارند؛ عاملی که مهارهای رفتاری را پایین میآورد و آنها را به رفتارهایی سوق میدهد که در تعاملات حضوری از آن پرهیز میکنند. در نتیجه، فردیتزدایی میتواند مشارکت در تبادلات نفرتآمیز یا تشدید آنها را آسانتر کند، زیرا نشانههای اجتماعی و سازوکارهای پاسخگویی که در دنیای واقعی وجود دارد، تا حد زیادی غایب است.
افزون بر این، پاداشهای فوری و چرخههای بازخورد سریع در تعاملات آنلاین میتواند رفتارهای منفی را تقویت کند. وقتی یک کامنت نفرتآمیز توجه جلب میکند—چه از طریق لایک، بازنشر یا پاسخ—ممکن است یک حلقه پاداش ایجاد شود که فرد را به ادامه انتشار محتوای مشابه تشویق کند. پرداختن به این محرکهای روانشناختی برای ساختن جوامع آنلاین محترمانهتر و حمایتگرانهتر ضروری است.
نتیجهگیری
مسئله رفتارهای نفرتآمیز پشت صفحهنمایش، پرسشهای مهمی درباره اخلاق، آزادی بیان و تأثیر زبان بر جامعه مطرح میکند. با تکیه بر این دیدگاهها روشن میشود که زبان صرفاً ابزاری برای بیان نیست، بلکه سازوکاری است که از طریق آن قدرت اجتماعی اعمال و به چالش کشیده میشود. جودیت باتلر[2] بر آثار اجرایی (پرفورماتیو) گفتار تأکید میکند و نشان میدهد چگونه کلمات میتوانند آسیب بزنند و سلسلهمراتبهای اجتماعی را بازتولید کنند. در مقابل، یورگن هابرماس[3] بر بنیان اخلاقی گفتوگو تأکید دارد و معتقد است سلامت گفتمان عمومی بر احترام متقابل و حذف نفرتپراکنی استوار است. هر دو بر ضرورت فوری مقابله با زبان آسیبزا برای تقویت ارتباطات فراگیر و دموکراتیک تأکید میکنند.
درک سازوکارهای روانشناختی نفرت آنلاین میتواند به ما کمک کند راهبردهایی برای تعاملات دیجیتال سالمتر طراحی کنیم. تقویت همدلی، افزایش پاسخگویی و طراحی پلتفرمهایی که در موقعیتهای آسیبزا ناشناسبودن را محدود میکنند، از جمله راهکارهای مقابله با این مسئله رو به رشد است. هدف نهایی، ایجاد تعادلی میان ارزش آزادی بیان و مسئولیت اخلاقی برای جلوگیری از آسیب و ترویج احترام در جامعه است.