آیا تهدیدهای دانشآموزی واقعاً به خشونت منجر میشوند؟ پژوهشی گسترده به این پرسش پاسخ میدهد
خشونت در مدارس نادر است، اما ترس از آن نه. هر سال هزاران دانشآموز جملاتی بر زبان میآورند که تهدیدآمیز به نظر میرسد: اظهارنظرهای خشمگینانه، حرفهای نسنجیده، شوخیهای تاریک یا بیان ناراحتیهایی که زنگ خطر را برای معلمان و مدیران به صدا درمیآورد. پرسش دشوار مدارس همیشه این بوده است: کدام تهدیدها جدیاند و کدام نه؟
به گزارش اینتیتر، خشونت در مدارس نادر است، اما ترس از آن نه. هر سال هزاران دانشآموز جملاتی بر زبان میآورند که تهدیدآمیز به نظر میرسد: اظهارنظرهای خشمگینانه، حرفهای نسنجیده، شوخیهای تاریک یا بیان ناراحتیهایی که زنگ خطر را برای معلمان و مدیران به صدا درمیآورد. پرسش دشوار مدارس همیشه این بوده است: کدام تهدیدها جدیاند و کدام نه؟
به گزارش سایکولوژی تودی، یک مطالعه بزرگ جدید که در نشریه «Journal of Threat Assessment and Management» منتشر شده، شاید روشنترین پاسخ را تاکنون ارائه کرده باشد. پژوهشگران با بررسی بیش از ۱۴ هزار پرونده ارزیابی تهدید در نزدیک به هزار و ۷۰۰ مدرسه ایالت فلوریدا، بررسی کردند پس از آنکه یک دانشآموز به دلیل تهدید گزارش میشود، چه اتفاقی رخ میدهد. یافتههای آنها بسیاری از باورهای رایج را رد میکند و بهطور جدی از رویکردی ساختارمند و مبتنی بر شواهد برای ایمنی مدارس حمایت میکند.
بیشتر تهدیدها به حمله تبدیل نمیشوند، اما برخی میشوند
خبر اطمینانبخش این است که در این نمونه گسترده، تقریباً ۹ مورد از هر ۱۰ ارزیابی تهدید بدون وقوع هیچ حمله خشونتآمیزی پایان یافته است. این نتیجه با مطالعات پیشین در ایالتهای ویرجینیا و فلوریدا همخوانی دارد و تأیید میکند که بیشتر تهدیدهای دانشآموزی بیان احساساتاند، نه قصد واقعی برای آسیبرساندن.
اما یافتهای کمتر راحتکننده نیز وجود دارد: حدود ۱۱ درصد موارد در نهایت به حمله انجامیدهاند که اغلب به شکل درگیری فیزیکی بوده است. اگرچه جراحات جدی بسیار نادر بودهاند—تنها ۰.۴ درصد موارد—اما نرخ کلی حمله ناچیز نیست، بهویژه وقتی در مقیاس هزاران مدرسه در نظر گرفته شود. ارزش اصلی این پژوهش در توضیح این نکته است که چرا برخی موارد تشدید میشوند و بیشتر آنها نه.
تمایز کلیدی: تهدید گذرا در برابر تهدید اساسی
ارزیابی رفتاری تهدید بر یک ایده ساده اما قدرتمند استوار است: هر تهدیدی به معنای خطر واقعی نیست. «راهنمای جامع ارزیابی تهدید مدارس» که اکنون در بیشتر مدارس دولتی آمریکا اجرا میشود، تیمهای مدرسه را ملزم میکند بین دو نوع تهدید تمایز قائل شوند:
-
تهدیدهای گذرا (Transient): اظهاراتی ناشی از خشم، ناامیدی یا شوخی، بدون قصد واقعی برای آسیب.
-
تهدیدهای اساسی (Substantive): اظهارات یا رفتارهایی که نشاندهنده نیت پایدار یا نامشخص برای آسیب هستند و نیاز به اقدام حفاظتی دارند.
این تمایز صرفاً نظری نیست. بر اساس دادهها:
-
کمتر از ۱۰ درصد تهدیدهای گذرا به حمله انجامیدهاند.
-
حدود یکسوم تهدیدهای اساسی به حمله منجر شدهاند.
وقتی مدارس تهدیدی را «جدی» یا «بسیار جدی» طبقهبندی کردهاند، احتمال وقوع حمله بیش از ده برابر نسبت به موارد غیرتهدیدآمیز افزایش یافته است.
به بیان ساده، تیمهای آموزشدیده مدرسه حدس نمیزنند؛ آنها با دقت معناداری خطر واقعی را شناسایی میکنند.
چه کسانی بیشتر در معرض وقوع حمله پس از تهدید هستند؟
این مطالعه همچنین ویژگیهای دانشآموزانی را بررسی کرده که احتمال بیشتری برای درگیر شدن در حمله پس از ارزیابی تهدید داشتهاند. چند عامل برجسته بودند، هرچند تأثیر آنها محدود بود:
-
دانشآموزان دبیرستانی نسبت به مقاطع پایینتر احتمال بیشتری داشتند.
-
دانشآموزان دارای برنامه آموزشی فردی (IEP) اندکی ریسک بالاتری نشان دادند.
-
دانشآموزانی که از وعدههای غذایی رایگان یا یارانهای استفاده میکردند بیشتر درگیر بودند.
-
دانشآموزان سیاهپوست و اسپانیاییتبار نسبت به دانشآموزان سفیدپوست اندکی احتمال بالاتری داشتند.
این یافتهها نیازمند تفسیر محتاطانهاند. آنها نشاندهنده خطر ذاتی مرتبط با نژاد یا وضعیت اقتصادی نیستند، بلکه احتمالاً بازتاب نابرابریهای گستردهتر—از جمله مواجهه بیشتر با استرس و آسیب روانی، تفاوت در شیوههای انضباطی و دسترسی به خدمات حمایتی—هستند.
هدف ارزیابی تهدید «برچسبزنی» نیست؛ بلکه یکی از اهداف آن کاهش مجازاتهای سختگیرانه و جایگزینی آنها با مداخلات فردمحور است.
آیا خشونت در جامعه به مدرسه سرایت میکند؟
پرسشی که پیشتر بیپاسخ مانده بود این بود که آیا مدارس در مناطق با نرخ بالای جرم، پس از وقوع تهدید، با خطر بیشتری مواجهاند یا نه.
این مطالعه پاسخی ظریف ارائه میدهد:
-
نرخ جرایم خشونتآمیز در جامعه پیشبینیکننده رفتار یک دانشآموز خاص نبود.
-
اما در مناطقی که نرخ بازداشت نوجوانان به دلیل جرایم خشونتآمیز بالاتر بود، نرخ کلی حملات مدرسهای اندکی بیشتر مشاهده شد.
به بیان دیگر، بافت اجتماعی در سطح کلان اهمیت دارد، اما رفتار یک دانشآموز مشخص را تعیین نمیکند. این موضوع اهمیت تمرکز بر ارزیابی فردی و پرهیز از قضاوت بر اساس پیشفرضهای محیطی را تقویت میکند.
پیامدها برای ایمنی مدارس
چند نتیجهگیری روشن است:
-
ارزیابی تهدید مؤثر است—اگر درست اجرا شود. تمایز میان تهدید گذرا و اساسی یک برچسب اداری نیست، بلکه شاخصی معتبر برای ارزیابی ریسک است.
-
واکنش افراطی میتواند خطرناک باشد. اخراج یا حذف دانشآموزان به دلیل تهدیدهای غیرجدی نهتنها ایمنی را افزایش نمیدهد، بلکه ممکن است پیامدها را بدتر کند.
-
آموزش و منابع اهمیت دارند. نرخ حمله در مناطق مختلف بسیار متفاوت بود—از صفر تا نزدیک به نیمی از موارد—که نشاندهنده تفاوت در کیفیت اجرا و حمایتهاست.
-
جراحات جدی نادرند، اما پیشگیری ضروری است. نبود تیراندازی یا تلفات در این نمونه گسترده امیدوارکننده است و نشان میدهد شناسایی و مداخله زودهنگام میتواند مؤثر باشد.
تهدیدهای مدرسهای رایجاند. حملات مدرسهای نادرند—اما قابل پیشبینی.
این پژوهش نشان میدهد مدارس میتوانند با دقت قابلقبول موقعیتهای پرخطر را شناسایی کرده، زودهنگام مداخله کنند و از تشدید بیشتر تهدیدها جلوگیری کنند. چالش آینده نه در طراحی مدلهای جدید، بلکه در اجرای منسجم، عادلانه و کافی مدلهای موجود است.
حقیقت ناخوشایند این است که هیچ سیستمی نمیتواند ریسک را به صفر برساند. اما حقیقت امیدوارکننده این است که ارزیابی تهدید مبتنی بر شواهد، یکی از قویترین ابزارهای مدارس برای پیشگیری از خشونت است—و نهفقط برای حفظ امنیت، بلکه برای حفظ پیوند دانشآموزان با مدرسه به جای کنار گذاشتن آنها.