چگونه امیال ما بر موفقیت در روابط و زندگی تأثیر میگذارند؟
بهطور میانگین، بزرگسالان روزانه حدود ۳۵ هزار تصمیم میگیرند؛ تصمیمهایی که عمدتاً بر پایه خواستهها و — امیدواریم — ارزشهایشان شکل میگیرد. Jay Stringer در کتاب خود با عنوان Desire: The Longings Inside Us and the New Science of How We Love, Heal, and Grow مینویسد: «میل بیمرز است و در تمام جنبههای زندگی ما جاری است. این همان نیرویی است که کنجکاوی ما را بیدار میکند، آتشی که جاهطلبیمان را شعلهور میسازد و اشتیاقی که ما را به سوی چیزی فراتر سوق میدهد.»
به گزارش اینتیتر، بهطور میانگین، بزرگسالان روزانه حدود ۳۵ هزار تصمیم میگیرند؛ تصمیمهایی که عمدتاً بر پایه خواستهها و — امیدواریم — ارزشهایشان شکل میگیرد. Jay Stringer در کتاب خود با عنوان Desire: The Longings Inside Us and the New Science of How We Love, Heal, and Grow مینویسد: «میل بیمرز است و در تمام جنبههای زندگی ما جاری است. این همان نیرویی است که کنجکاوی ما را بیدار میکند، آتشی که جاهطلبیمان را شعلهور میسازد و اشتیاقی که ما را به سوی چیزی فراتر سوق میدهد.»
به گزارش سایکولوژی تودی، پژوهشها نشان میدهد که امیال در طول عمر تغییر میکنند. در جوانی، انگیزه رشد افراد را به جستوجوی معنا و جهت زندگی سوق میدهد؛ در حالیکه در سالهای بالاتر، افراد زمانی شکوفا میشوند که بهصورت اصیل زندگی کنند و به هدف و مهارتهای پختهتری دست یافته باشند.
علاوه بر سن و مرحله زندگی، خواستههای ما میتوانند تحت تأثیر القائات بیرونی نیز شکل بگیرند — برای مثال تبلیغات. چه کسی است که دستکم یکبار فریب جدیدترین گجت فناوری، محصول زیبایی یا وسیله کاربردی آشپزخانه را نخورده باشد؟ اما در سطحی عمیقتر، استرینگر معتقد است که ما پنج میل بنیادین داریم که در کتابش به آنها میپردازد.
میل به یکپارچگی (تمامیت)
در مسیر زندگی، انسان به کاوش درونی میپردازد. در مقطعی، اشتیاقی برای التیام زخمهای کودکی و فهم شرایط یا آسیبهای گذشته شکل میگیرد.
استرینگر میگوید: «همه ما با امیالی خام و مهارنشده به دنیا میآییم: میل به بازی، بیان خود و ارتباط با دیگران.» والدین خردمند این تمایلات و ابراز وجود کودک را پرورش میدهند، نه اینکه از او انتظار داشته باشند بار رؤیاهای برآوردهنشده یا مشکلات حلنشده خودشان را به دوش بکشد.
در فصلهای مربوط به تمامیت، نویسنده خوانندگان را تشویق میکند به درون خانواده بازگردند، دلبستگیهای رشدی و آسیبهای گذشته را بررسی کنند و ببینند تا چه حد احساس دیدهشدن، امنیت، آرامش و اطمینان داشتهاند.
میل به رشد
استرینگر مینویسد: «همه ما بهنوعی ناپخته وارد بزرگسالی میشویم؛ با زخمی مرکزی که از آن لنگ میزنیم و با راهکارهایی که برای بقا آموختهایم دستوپنجه نرم میکنیم.»
رشد بازتاب نیاز ما به زندگی اصیل و تابآوری در برابر چالشهاست. این مسیر نیازمند خودمهاری (تبدیل آسیب به پیروزی)، پذیرش (زیرا رشد دردناک و غیرقابل پیشبینی است) و اعتباربخشی (میل به معنا و ارزشمندی) است.
با رشد، فرد تحمل دشواری را افزایش میدهد، نسبت به مسائل کنجکاوتر میشود، توان دیدن «خودِ کاذب» را پیدا میکند، تمایل دارد دیگران را عمیقاً بشناسد و شناخته شود، و هویتی پایدار میسازد که فراتر از نقابهای موقتی است.
میل به صمیمیت
استرینگر در کتاب خود از نقلقولهای الهامبخش بهره میگیرد. از جمله از David Schnarch نقل میکند: «هیچکس برای ازدواج آماده نیست — ازدواج است که آدم را برای ازدواج آماده میکند.»
صمیمیت یعنی میل به شناخت عمیق دیگری و عمیقاً شناختهشدن. اما پیشنیاز آن رشد فردی است. در روابط صمیمانه، شادیهای روزمره، تعارضها، اضطرابها، یکنواختی و امید همگی حضور دارند و هیچ میزان آمادگی یا منابعی ما را کاملاً مجهز نمیکند.
استرینگر مینویسد: «هیچ داستان عشقی از کوره آزمون در امان نیست.» ما فقط با یک نسخه از شریک زندگیمان ازدواج نمیکنیم، بلکه با نسخههای گوناگون و متغیر او در طول زمان روبهرو میشویم. در ازدواجی که بر صمیمیت سالم بنا شده، مهمتر از آرامش ظاهری، دگرگونی است؛ جایی که هر دو نفر به بهترین نسخه خود تبدیل میشوند.
میل به لذت
انسانها میل مشترکی به لمس، سرزندگی و ارتباط جنسی دارند. با این حال، استرینگر معتقد است بهترین رابطه جنسی از صرفِ بهبود مهارتها یا تکنیکها ناشی نمیشود، بلکه از آشکارسازی، برانگیختگی و التیام سرچشمه میگیرد.
مشکلات جنسی نیز میتوانند نشاندهنده ظرفیت ما برای صمیمیت و لذت باشند. رابطه جنسی میتواند ما را وادار کند خواستههای واقعیمان را نام ببریم و به سوی آنها حرکت کنیم. اگر درست درک و هدایت شود، میتواند تجربهای عمیقاً ترمیمکننده برای ذهن و بدن باشد.
در این بخش، آمارهایی درباره اختلالات جنسی، خیانت و عادتهای مسئلهساز ارائه شده است؛ از جمله اینکه «استفاده از پورنوگرافی تقریباً احتمال طلاق را دو برابر میکند.»
میل به معنا
در نهایت، انسان میکوشد روشن کند چه هدفها و ویژگیهایی برای سالها یا فصلهای باقیمانده زندگی اهمیت بیشتری دارند. این مرحله کمک میکند از چیزهایی که مانع رشد ما بودهاند رها شویم و از خود بپرسیم: «میخواهیم برای چه چیزی آزاد باشیم؟»
راهنمایی گرفتن، پرورش دوستیها، و پل زدن بر تنهایی و آسیبپذیری، همگی در مسیر یافتن معنا حیاتیاند. سه توصیه پایانی نویسنده چنین است: «قبیلهات را پیدا کن، بپذیر که زندگی از دل مرگ میگذرد، و هرچقدر لازم است به خودت یادآوری کن که چه زیبایی عظیمی در درونت نهفته است.»
این کتاب که بیش از ۳۰۰ صفحه دارد، سرشار از روایتهای واقعی، نمودارهایی درباره ذهنیت رشد، مفهوم «تمایز یافتگی فردی» (اصطلاحی در نظریه سیستمهای خانواده) و الگوهای مؤثر بر صمیمیت است. استرینگر با ترکیبی از دیدگاههای علمی، پژوهشها و راهکارهای عملی، خواننده را در مسیر درک پنج میل بنیادین — در خود و دیگران — همراهی میکند.