انتقادها به آهنگ تیم ملی برای جام جهانی؛ آبروریزی پرواز همای برای تمدن مدعی شعر
رونمایی از موزیک رسمی تیم ملی فوتبال ایران برای جام جهانی، بهجای ایجاد هیجان و همدلی میان هواداران، با موجی از انتقادها در شبکههای اجتماعی روبهرو شده است. رویداد۲۴ در گزارشی عملکرد پرواز همای و مدیران انتخابکننده این پروژه را زیر سؤال برده و معتقد است آهنگ «عشق بیکران» نهتنها از نظر موسیقی و ترانه در حد و اندازه جام جهانی نیست، بلکه اساساً هیچ نسبتی با فضای فوتبال و هیجان این تورنمنت ندارد.
به گزارش اینتیتر به نقل از رویداد۲۴، روز چهارشنبه در مراسم بدرقه نمادین ملیپوشان قبل از اعزام به جام جهانی از موزیک رسمی تیم ملی در جام جهانی رونمایی شد. آهنگی که به جرات میتوان گفت از لحاظ ترانه و موسیقی و تنظیم اثر ضعیفی است و در شان ایران، تیم ملی فوتبال و فستیوال جام جهانی نیست.
سعید جعفرزاده احمد سرگورابی یا همان پرواز همای، خواننده سابقا ممنوعالکار و حالا مورد قبول و تحسین مقامات، چهارشنبه شب از موزیک «عشق بیکران» رونمایی کرد. پرواز همای گفته شعر، ملودی و تنظیم این اثر برعهده خودش بوده است.
پرواز همای در توضیح انتخاب خود برای ساخت این اثر، که از سوی برخی مقامات «سرود» نامیده شده، گفته است: «خود وزیر محترم من را انتخاب کردند. در ایامی که جنگ بود و شرایط متفاوت از همیشه بود، متأسفانه برخی خوانندگان سکوت کردند و به نظر من چنین افرادی شایستگی خواندن آهنگ تیم ملی را نداشتند. یکی از دلایل سپردن این کار به من این بود که از روز اول در کنار مردم بودم و واهمهای از اتفاقات نداشتم.»
به نظر میرسد انتخاب پرواز همای برای تولید موزیک رسمی تیم ملی، عدم درک درست از فوتبال و جام جهانی است که نتیجه آن آهنگ ضعیف عشق بیکران شده است. در ادامه به نقد این اثر از جنبههای مختلف از جمله زیباییشناسی خواهیم پرداخت.
ماموریتهای تخصصی نباید جایزه باشند!
ساخت موزیک برای تیم ملی در مسیر جام جهانی، یک کار تخصصی است. فرد انتخابشده باید علاوه بر تسلط بر موسیقی، درک دقیقی از فضای رقابتی، هیجانی و رسانهای این رویداد داشته باشد. پرواز همای نه در زمره چهرههای شاخص و جریانساز موسیقی ایران قرار میگیرد و نه لزوماً سابقهای متناسب با چنین پروژهای دارد. او متوجه نشده این موزیک قرار نیست تیتراژ پایانی یک سریال آبکی یا نماهنگ سفارشی صداوسیما برای پر کردن زمانهای خالی بین برنامهها باشد!
انتقاد اصلی در این زمینه متوجه مدیران وزارت ورزش است؛ که به خاطر حضور یک هنرمند در تجمعات و آنچه به قول خود خواننده «سکوت نکردن مانند باقی خوانندهها» بوده، این فرصت را به او «جایزه» دادهاند. چنین وضعیتی همان دوگانه قدیمی در نظام سیاسی فعلی را زنده کرده است: تخصص یا تعهد؟ پرواز همای در دو ماه گذشته نشان داده از نظر مقامات، متعهد بوده، اما متخصص بودنش محل سوال است.
تبدیل کردن مسئولیتهایی نظیر تولید آهنگ برای تیم ملی به یک پاداش در برابر تعهد، بدون در نظر گرفتن توانایی فرد پیام خوبی به جامعه هنری مخابره نمیکند. ما همین روزها درگیر تبعات رویه مشابه در صداوسیما طی سالهای اخیر هستیم؛ تجربهای که به تولید انبوه برنامههای بیکیفیت، سریالهای بیمخاطب و مجریان بی سواد منتهی شده که حاصل دیدگاهی است که میگوید «پروژهها را به افرادی بسپارید که تعهدشان را ثابت کردهاند.»
آیا موزیک جام جهانی را هوش مصنوعی ساخته؟
متن موزیک «عشق بیکران» ملغمهای است از کلمات ارزشمند و محترم که بی هیچ ذوق هنری کنار هم ردیف شدهاند. تعابیر تکراری و عبارات کلیشهای بدون اینکه از سطح فراتر بروند، تمام متن اثر را پر کردهاند. انگار شاعر (!) به هوش مصنوعی گفته باشد با کلمات «وطن، خاک، عشق، سرباز، رستم» یک سری جمله بساز و روی وزن بیار. نتیجهاش هم شده متنی که پیش روی ما قرار گرفته است. دریغ از یک کشف تصویری یا زبانی. دریغ از یک عبارت لطیف یا تعبیری درخشان.
ملودی و موسیقی هم به همان اندازه شعر ساده و دم دستی است. یک ملودی تکراری و ساده که بیشتر به رفع تکلیف شبیه است تا یک اثر هنری. تنظیم اثر هم که میتوانست شعر و ملودی را به قول موزیسینها نجات دهد، به همان قهقرا کشیده شده.
وقتی فردی مدعی میشود که هم میتواند شعر بگوید، هم ملودی بسازد، هم تنظیم کند و هم اجرا آن هم در شرایطی که حداقل در زمینه شعر هیچ اثر قابل توجهی نداشته و در ملودی و تنظیم هم جزو به اصطلاح «خوبهای» کشور نیست، چنین نتیجهای به بار میآید.
موزیک جام جهانی یا تیتراژ سریال تلویزیونی؟
جدا از کیفیت اثر به لحاظ زیبایی شناسی، مهمترین مشکل موزیک عشق بیکران بیارتباط بودن آن به فوتبال و جام جهانی است. ما در میانه جنگ هستیم قبول! ما در حال دفاع از سرزمینمان هستیم قبول! ما قرار است به آمریکا برویم قبول! ولی آیا دست کم یک یا دو المان ولو در پس زمینه نباید وجود میداشت که مشخص کند این آهنگ برای «تیم ملی فوتبال» است و در «جام جهانی» پخش میشود؟
این موزیک را به راحتی میتوان به هر برنامه دیگری الصاق کرد. وقتی این موزیک را با سایر موزیکهای مربوط به جام جهانی مقایسه میکنیم، تازه میفهیم که چقدر سازنده کار از مرحله پرت بوده است. اگر سوال میکنید چطور میشود یک آهنگ حماسی داشت که هم از لحاظ ادبی غنی باشد هم جام جهانی و فوتبال را در بر بگیرد، تنها یک پاسخ وجود دارد: این همان فرق یک هنرمند متخصص دارای ذوق هنری و هوش بالا با یک فرد معمولی است. بلاتشبیه اگر سعدی، سعدی شد به خاطر این است که «چگونه گفتن» را به «چه چیزی گفتن» ارجحیت میداد.
همه مردم ایران انتظار موزیکی غرورآفرین برای تیم ملی داشتند که همزمان هم مضامین ملی را پاس بدارد و هم با جام جهانی و فوتبال نسبت داشته باشد. اینکه چطور چنین چیزی خلق میشود فاصله بین هنرمند و غیرهنرمند است.
آهنگهای قبلی فراموش شدند، این یکی زودتر!
در ادوار قبلی جام جهانی هم موزیکهایی برای تیم ملی ساخته شدند که هرگز نه به قلب مردم راه پیدا کردند و نه در حافظه جمعی هواداران فوتبال باقی ماندند. مهم اینکه بسیاری از آن موزیکها، به مراتب قویتر از موزیک فعلی بودند؛ از جمله آهنگ رسمی تیم ملی برای جام جهانی ۲۰۱۸. همین امروز اغلب مردم یادشان نمیآید آن آهنگ چه بود! حتی خطی از آن را به خاطر نمیآورند. موزیک جدید تیم ملی هم سرنوشت بهتری نخواهد داشت.
در حال حاضر دو روز از انتشار این موزیک گذشته و هیچ واکنش خاصی در شبکههای اجتماعی و رسانهها به دنبال نداشته است. اکثر واکنشهای صورت گرفته، منفی بوده است. به راحتی میتوان پیشبینی کرد که چند هفته بعد از جام جهانی اصلا کسی یادش نخواهد آمد پرواز همای برای تیم ملی آواز خوانده بود. به اصطلاح امروزیها، بعید است چنین موزیکی با چنین کیفیتی «وایرال» شود. در نهایت این موزیک میرود در آرشیو صداوسیما و گاهی بین برنامهها برای پر کردن کنداکتور یا بعد از کسب مدال توسط ورزشکاران پخش خواهد شد.
همین موزیک را با واکنشها به آهنگ جدید شکیرا برای جام جهانی مقایسه کنید. موزیک شکیرا به معنای واقعی کلمه مثل یک بمب ترکیده و یخ جام جهانی را آب کرده است. اگر فکر میکنید دلیل موفقیت این موزیک، شکیرا است سخت در اشتباهید. مخاطب امروز در شبکههای اجتماعی هیچ گارانتی به هیچ سلبریتی نمیدهد. مخاطب امروز تنها سه تا پنج ثانیه به هر محتوا فرصت میدهد و اگر جذبش نکند به راحتی آن را رد میکند.
موزیک رسمی تیم ملی برای ایران، کشوری که در ادبیات و هنر در سطح جهان ادعا دارد و بزرگترین شعرای تاریخ جهان را در خودش پروش داده یک شکست هنری است.