«آیا باید از هوش مصنوعی برای نوزادم استفاده کنم؟» نگاهی رشدمحور به یک پرسش مهم والدین
نوزادان از طریق حواس و بدنشان یاد میگیرند؛ با حرکت کردن، لمس کردن، به دهان بردن اشیا، کوبیدن، انداختن، پایین کشیدن وسایل از قفسهها و حتی بههم ریختن خانه!
به گزارش اینتیتر، آیا باید با نوزادتان از هوش مصنوعی استفاده کنید؟ نه.
(شاید این سادهترین مقالهای باشد که تا به حال نوشتهام.)
به گزارش سایکولوژی تودی، چرا؟ چون وظایف اصلی دوران نوزادی، آموزشی، دیجیتال یا نمادین نیستند. نوزادان از طریق حواس و بدنشان یاد میگیرند؛ با حرکت کردن، لمس کردن، به دهان بردن اشیا، کوبیدن، انداختن، پایین کشیدن وسایل از قفسهها و حتی بههم ریختن خانه!
آنها همچنین درباره آدمها یاد میگیرند—اینکه چه کسی و چه زمانی به آنها پاسخ میدهد و آیا میتوانند به دیگران برای مراقبت اعتماد کنند یا نه. آنها صداها و حالتهای چهره را تقلید میکنند، به کسانی که دوستشان دارند دلبسته میشوند و کشف میکنند که توجه انسانهای دیگر اهمیت دارد—و اینکه آیا پیامهایشان دیده و شنیده میشود یا نه.
اما برگردیم به پرسش اصلی: آیا باید از هوش مصنوعی برای نوزاد استفاده کرد؟ شاید نباید—اما میتوانم تضمین کنم که بسیاری از والدین همین حالا هم در حال استفاده هستند.
هوش مصنوعی چگونه وارد دوران نوزادی شده است؟
هوش مصنوعی منتظر مهدکودک نمیماند. برخی والدین از مانیتورهای هوشمند نوزاد استفاده میکنند که خواب را ردیابی میکنند، زمان بیدار شدن را پیشبینی میکنند و الگوی تنفس را تحلیل میکنند. بعضی سیستمها الگوی گریه را بررسی میکنند تا گرسنگی، ناراحتی یا خستگی را حدس بزنند. اپلیکیشنها به والدین کمک میکنند تصمیم بگیرند چه زمانی نوزاد را شیر بدهند، آرام کنند یا بخوابانند.
و بعد مسئله «داده» مطرح است. صدها—شاید هزاران، حتی صدها هزار—تصویر از نوزادان هر روز ثبت، ذخیره و گاهی توسط سیستمهای هوش مصنوعی تحلیل میشود. این دادهها میتوانند ردپای دیجیتال کودک را پیش از آنکه خودش هیچ آگاهی یا اختیاری داشته باشد شکل دهند.
هوش مصنوعی در محتوای رسانهای نوزادان هم نقش دارد. فهرست ویدیوها، موسیقیها و «محتوای مخصوص کودک» اغلب توسط سیستمهای پیشنهاددهنده مبتنی بر هوش مصنوعی انتخاب میشوند. پلتفرمهایی مانند YouTube Kids و Netflix Kids بر اساس میزان درگیرسازی و نگهداشتن کاربر طراحی شدهاند، نه بر اساس نیازهای رشدی نوزاد مانند تکرار، سرعت مناسب و تنظیم حسی.
همچنین اسباببازیها و ابزارهای مجهز به هوش مصنوعی وجود دارند: عروسکهای سخنگو، حیوانات پولیشی تطبیقپذیر، دستگاههای قصهگو که «سلیقهها را یاد میگیرند» یا دستیارهای صوتی که آواز میخوانند یا صدای حیوانات را تقلید میکنند. این ابزارها همیشه با برچسب «هوش مصنوعی» عرضه نمیشوند، اما توانایی سازگاری، پاسخگویی و یادگیری از تعامل، دقیقاً همان چیزی است که آنها را در دسته هوش مصنوعی قرار میدهد.
پس پرسش این نیست که آیا هوش مصنوعی میتواند در دوران نوزادی حضور داشته باشد یا نه—چون اغلب حضور دارد. پرسش این است که آیا این حضور با رشد کودک همخوانی دارد یا نه.
نگاه رشدی: نوزادان واقعاً به چه چیزی نیاز دارند؟
در ۲۵ سال گذشته، روانشناسان درباره رشد کودک در عصر دیجیتال بسیار آموختهاند. جالب آنکه مفیدترین چارچوبها برای ارزیابی استفاده از هوش مصنوعی در نوزادی، نظریههای کلاسیک رشد هستند—بهویژه مراحل رشد شناختی Jean Piaget و مراحل رشد روانیـاجتماعی Erik Erikson.
برای سادگی، دوران نوزادی را حدود صفر تا دو سال در نظر میگیریم، با پذیرش تفاوتهای فردی.
رشد شناختی (پیاژه)
از دیدگاه شناختی، نوزادی در مرحله «حسیـحرکتی» قرار میگیرد. نوزادان از طریق تجربه مستقیم حسی و حرکت بدن یاد میگیرند. آنها هنوز درکی از نمادها و بازنماییها ندارند. نیاز دارند بدن خود را حرکت دهند، اشیای واقعی را دستکاری کنند، رابطه علت و معلول را تجربه کنند و به مفهوم «پایداری شیء» برسند (مثل بازی قایمباشک).
وقتی نوزاد صدایی میشنود یا چهرهای واکنشگر میبیند، آن را واقعی تجربه میکند. او هنوز مفهوم «شبیهسازی» را نمیفهمد. بهترین یادگیری از طریق ابزارهای ملموس مانند جغجغه، بلوکهای چوبی و اسباببازیهای با بافتهای متنوع رخ میدهد.
به همین دلیل تعامل مستقیم با هوش مصنوعی در این مرحله مسئلهساز است. ابزارهایی که تعامل اجتماعی را شبیهسازی میکنند—مانند اسباببازیهای سخنگو یا عوامل گفتوگومحور—ممکن است درک در حال شکلگیری کودک از «انسان» را دچار سردرگمی کنند. آنها تجربه عملی و تعامل انسانی عمیق را با چیزی جایگزین میکنند که شبیه است، اما ارتباط واقعی ندارد.
رشد روانیـاجتماعی (اریکسون)
از دیدگاه روانیـاجتماعی، نوزادی با مرحله «اعتماد در برابر بیاعتمادی» تعریف میشود. نوزاد در واقع میپرسد: وقتی ناراحت میشوم و علامت میدهم، آیا کسی پاسخ میدهد؟
اعتماد از طریق مراقبت گرم، پایدار و قابل پیشبینی شکل میگیرد. نوزاد با صدای آشنا آرام میشود، با چهره آشنا لبخند میزند و وقتی احساساتش توسط یک انسان درک میشود، احساس امنیت میکند.
برخی کاربردهای غیرمستقیم هوش مصنوعی—مانند دستگاههای تولید صدا، ابزارهای پایش یا ابزارهای کمکرسان به والدین—میتوانند به پاسخگویی بهتر مراقب کمک کنند. اما هوش مصنوعی هرگز نباید نقش مراقب را بر عهده بگیرد.
طبق چارچوب اریکسون، باید دید استفاده از هوش مصنوعی وابستگی نوزاد به انسانهای پاسخگو را تقویت میکند یا تضعیف. ابزارهایی که به هماهنگی بهتر والد با کودک کمک میکنند ممکن است مفید باشند؛ اما سیستمهایی که بهجای والد آرام میکنند یا سرگرم میسازند، میتوانند به تنظیم هیجانی، دلبستگی و ارتباط انسانی آسیب بزنند.
استفاده مناسب رشدی از هوش مصنوعی در نوزادی چگونه است؟
پیام نظریههای رشد روشن است: نوزادان به تجربههای مستقیم، ملموس و حسی نیاز دارند. این تجربهها غذای اصلی رشد آنهاست.
مهمتر از همه، آنها به انسانها نیاز دارند. پژوهشهای دلبستگی نشان میدهد تنظیم هیجانی از طریق مراقبت امن و هماهنگ شکل میگیرد. جایگزین کردن تعامل انسانی با سیستمهای هوش مصنوعی—حتی ناخواسته—میتواند این فرایندهای بنیادین را تضعیف کند.
این به معنای پرهیز کامل از فناوری نیست؛ بلکه یعنی اگر قرار است هوش مصنوعی در این دوره استفاده شود، باید محدود، غیرمستقیم و معطوف به بزرگسال باشد—مثلاً ابزارهای آموزشی برای والدین، سیستمهای ایمنی یا ابزارهایی که به بهبود کیفیت مراقبت کمک میکنند.
استفادههایی که باید در نوزادی از آنها پرهیز شود
-
اسباببازیهای هوش مصنوعی که تعامل اجتماعی را شبیهسازی میکنند
-
عوامل گفتوگومحور یا شبههمدم
-
سیستمهایی که جای مراقبت چهرهبهچهره را میگیرند
-
ابزارهایی که بهجای انسان کودک را آرام میکنند
-
سیستمهای بیشازحد محرک و تطبیقپذیر
راهکارهای عملی در دنیای امروز
اگر در سال ۲۰۲۶ یا بعد از آن زندگی میکنید و نوزاد دارید، احتمالاً با هوش مصنوعی مواجه خواهید شد. نگران نشوید. نوزادان همیشه در معرض فناوریهای نو بودهاند. کودکانی که در عصر طلایی رادیو بزرگ شدند فهمیدند صداها انسان نیستند؛ کودکانی که با تلویزیون بزرگ شدند فهمیدند کارتونها همبازی واقعی نیستند.
آنچه هوش مصنوعی را متفاوت میکند، توانایی آن در سازگاری و ایجاد ظاهر «رابطه» است. اگر این موضوع برای بزرگسالان هم گیجکننده است، تصور کنید برای نوزاد چه معنایی دارد.
بسیاری از والدین شاید ندانند هوش مصنوعی چه اندازه و در چه زمانهایی محیط نوزادشان را شکل میدهد. راهنمایی من ساده است:
هوش مصنوعی نباید مستقیماً با نوزاد استفاده شود، اما میتواند در اطراف او و برای حمایت از مراقبان به کار رود.
هدف این است که تجربههای انسانی—لمس، صدا، تماس چشمی و پاسخگویی—حفظ شود؛ همان عناصری که نوزاد برای شکل دادن اعتماد، دلبستگی و درک جهان به آنها نیاز دارد.