بهترین راه برای متوقف کردن دروغگوها: ایجاد فضای اعتماد
افرادی که دروغ میگویند میتوانند دردسرهای زیادی برایتان ایجاد کنند. آنها ممکن است فریب بدهند، تقلب کنند و شما را دستکاری کنند؛ رفتاری که شاید برایتان ضرر مالی یا دستکم آسیب عاطفی به همراه داشته باشد. اینکه چرا افراد دست به فریب میزنند یک بحث است، اما اینکه چگونه از افتادن در دام آنها جلوگیری کنیم بحثی دیگر. برای محافظت از خود، بخش «پیشگیری» احتمالاً مهمتر از بخش «درک علت» است.
به گزارش اینتیتر، افرادی که دروغ میگویند میتوانند دردسرهای زیادی برایتان ایجاد کنند. آنها ممکن است فریب بدهند، تقلب کنند و شما را دستکاری کنند؛ رفتاری که شاید برایتان ضرر مالی یا دستکم آسیب عاطفی به همراه داشته باشد. اینکه چرا افراد دست به فریب میزنند یک بحث است، اما اینکه چگونه از افتادن در دام آنها جلوگیری کنیم بحثی دیگر. برای محافظت از خود، بخش «پیشگیری» احتمالاً مهمتر از بخش «درک علت» است.
به گزارش سایکولوژی تودی، ارین بهتازگی وارد رابطهای با پَت شده بود؛ فردی که در بانک محل کارش با او آشنا شده بود. آنها در محیط کار وظایف مشترکی نداشتند، بنابراین از این نظر مشکلی وجود نداشت. چند هفته پس از شروع رابطه، ارین میدانست که پت رانندگی نمیکند، اما وقتی فهمید پت سابقه بازداشت به دلیل رانندگی در حالت مستی داشته، شوکه و ناراحت شد. شاید این موضوع «حذف یک واقعیت» بوده باشد، اما برای ارین کاملاً شبیه یک «دروغ» بود.
نظریه پردازش اطلاعات اجتماعیِ اعتماد
بر اساس پژوهش منگچی شو و همکارانش از دانشگاه نرمال ژجیانگ در سال ۲۰۲۵، زمینه اجتماعی هنگام پردازش اطلاعاتی که از دیگران دریافت میکنیم، نقش اساسی دارد. نگرشها بهویژه بر نحوه تفسیر گفتههای دیگران اثر میگذارند. در موضوع فریب، مهمترین شکل اطلاعات اجتماعی که افراد به آن تکیه میکنند «اعتماد» است. شما باید بر اساس نشانههای موجود تصمیم بگیرید آیا میتوانید به حرفهای فرد مقابل اعتماد کنید یا نه.
از سوی دیگر، برای فردی که ارتباط برقرار میکند و شاید دست به فریب بزند نیز اعتماد اهمیت دارد. پت هم باید تصمیم میگرفت آیا پیش از افشای دلیل واقعی نداشتن یا نراندن خودرو، به ارین اعتماد کند یا خیر.
دو لایه دیگر از پردازش نیز مطرح است. نخست، نظریه مبادله اجتماعی است: اگر فکر کنید طرف مقابل حقیقت را میگوید، احتمال بیشتری دارد شما هم راستگو باشید. به گفته نویسندگان، «پاسخ متقابل به اعتماد هم نوعی پایبندی به هنجارهای اجتماعی است و هم راهبردی برای حفظ و تقویت خودپنداره اخلاقی فرد.» یعنی افراد بیشتر تمایل دارند با کسانی صادق باشند که آنها را صادق میدانند؛ و نیز میخواهند با وجدان آسوده، خود را انسانی اخلاقی ببینند.
لایه دوم به ویژگی «نیاز به قطعیت شناختی» (NFCC) مربوط میشود. برخی افراد از ابهام بیزارند و بهسرعت به اولین برداشتی که به ذهنشان میرسد میچسبند. این موضوع باعث میشود درباره اعتماد یا بیاعتمادی به دیگران قضاوتی شتابزده داشته باشند. در مقابل، افرادی که NFCC پایینتری دارند، با ذهنی بازتر اجازه میدهند اطلاعات بیشتری وارد شود تا بتوانند قضاوت دقیقتری انجام دهند.
اعتماد و فرد فریبکار
تمرکز اصلی پژوهش شو و همکارانش نه بر قربانی فریب، بلکه بر فرد دروغگو بود. در نخستین مطالعه، شرکتکنندگان (با میانگین سنی ۲۱ سال) این امکان را داشتند که در یک آزمایش آزمایشگاهی درباره نتیجه یک تاس مجازی دروغ بگویند. در شرایط «اعتماد بالا»، شرکتکنندگان بهطور عمدی میشنیدند که دو پژوهشگر به صداقت آنها ایمان دارند. در شرایط «اعتماد پایین»، پژوهشگران نسبت به صداقت شرکتکنندگان ابراز تردید میکردند.
نتایج نشان داد افرادی که در فضای اعتماد بالا قرار داشتند، واقعاً صادقتر بودند. در مجموع، اعتماد بالا نرخ فریب را ۵۰ درصد کاهش داد.
در مطالعه دوم، ویژگی NFCC نیز بررسی شد. افرادی که NFCC پایینتری داشتند، بیشتر تحت تأثیر القای اعتماد قرار گرفتند و گزارشهای صادقانهتری ارائه دادند. به گفته پژوهشگران، «افرادی با NFCC پایین، اطلاعات مربوط به اعتماد را از مسیرهای مختلف از جمله زبان، رفتار و حالات چهره با دقت بیشتری پردازش میکنند.» به بیان ساده، اگر افراد مکث کنند و پیامهای اجتماعی را با دقت بررسی کنند، وقتی احساس کنند به آنها اعتماد شده، صادقتر میشوند.
از گوینده تا شنونده
اکنون میدانیم افراد زمانی که احساس کنند به آنها اعتماد شده، احتمال بیشتری دارد راستگو باشند؛ بهویژه اگر اهل تأمل و بررسی دقیق اطلاعات باشند. این یافته چه ربطی به رابطه ارین و پت دارد؟
فرض کنیم پت انسان بدی نیست و ارین هم درست فکر میکرده که میتوانند رابطه خوبی داشته باشند. البته ممکن است پت یک دروغگوی حرفهای باشد، اما احتمالاً در این صورت ارین زودتر متوجه نشانههایی میشد. آنها پیشتر با هم کار کرده بودند و محیط کاریشان نیز صداقت کامل را میطلبد.
اگر ارین از یافتههای این پژوهش برای تحلیل موقعیتش استفاده کند، شاید متوجه شود که ناخواسته پیامهای «بیاعتمادی» برای پت فرستاده است. چند بار درباره مشتریانی که درآمدشان را در فرمهای بانکی پنهان میکنند یا سابقه کاری ضعیفشان را حذف میکنند، گلایه کرده بود؟ چنین صحبتهایی ممکن است پت را بهمرور ناراحت و مضطرب کرده باشد و باعث شود تصور کند اگر گذشتهاش فاش شود، ارین فوراً رابطه را قطع خواهد کرد.
از سوی دیگر، اگر ارین NFCC پایینتری داشت، شاید قضاوت را معلق میکرد تا جزئیات بیشتری از گذشته پت بداند. شاید آن تخلف مربوط به ۱۰ سال پیش بوده و پت از آن زمان هوشیار و پاک مانده است. شاید تصمیم پت برای رانندگی نکردن ناشی از احساس عمیق گناه و اضطرابی باشد که هنوز هم با آن دستوپنجه نرم میکند.
اگر ارین به پت فرصت دوبارهای بدهد، این اختلال موقت در ارتباط صادقانه شاید در نهایت به پیوندی قویتر میان آنها منجر شود. دستکم، ارین میتواند بیاموزد که به دیگران فضای عاطفی کافی بدهد تا در فضایی مبتنی بر اعتماد، حقایق دشوار زندگیشان را بیان کنند.
در نهایت، حقیقت همیشه در بستهبندی زیبا و بینقص ارائه نمیشود. داشتن ذهنی باز، همراه با نشان دادن اعتماد به طرف مقابل، میتواند کمک کند این «بسته» اگر کامل هم نباشد، دستکم شفافتر باشد.