ترامپ میگوید ایران به ما زنگ زده؛ ایران میگوید ما تماس مستقیم نگرفتیم! ماجرا چیست؟
ترامپ ادعا کرده: «ایران خواهان گفتگو با امریکاست و آنها بارها با ما تماس گرفتهاند.» اما مقامات ایران این ادعا را صریحاً تکذیب کردهاند.
به گزارش اینتیتر به نقل از شایانیوز، در روزهای اخیر، ادعای تماس مستقیم ایران با امریکا در سطح مقامات عالیرتبه از جمله عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران و استیو ویتکاف، نماینده ویژه امریکا، موضوع بحث و اختلاف میان گزارشها و واکنشها بوده است. ایالات متحده از جمله رئیس جمهور این کشور دونالد ترامپ در سخنانی ادعا کرده که ایران خواهان گفتگو با امریکاست و نمایندگان آنها بارها با ما تماس گرفتهاند، ولی مقامات رسمی تهران این ادعا را صریحاً تکذیب کردهاند. تحلیل واقعبینانهٔ این ادعاها و تکذیبها، بررسی کانالهای ارتباطی متداول و شواهد و قرائن میتواند به روشنتر شدن موضوع کمک کند.
ادعای ترامپ
چندی پیش، رسانه اکسیوس (Axios) گزارش داد که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با نمایندهٔ ویژه امریکا تماس تلفنی داشته و گفتگوهایی را انجام داده و پیشنهادی برای توافق بر سر موضوعات دوجانبه ارسال کرده و تمایل جمهوری اسلامی برای مذاکره را نشان داده است. این گزارش به صورت اختصاصی ادعا کرد که تماسها همزمان با تشدید تهدیدها از جانب دونالد ترامپ صورت گرفته و بخشی از تلاشها برای گشایشهای سیاسی و دیپلماتیک بوده است.
از دید تحلیلگران غربی، این نوع گزارشها معمولاً بر اساس اطلاعات داخلی از منابع امریکایی تهیه میشوند و اگرچه اطلاعات دقیق تماسها ممکن است محرمانه باشد، اما چنین گزارشهایی در گذشته نیز درباره تماسهای پنهان یا غیررسمی میان مقامات دو طرف مطرح شدهاند.
واکنش رسمی ایران: هیچ تماس مستقیمی در کار نبوده است!
در مقابل، عباس عراقچی با تأکید بسیار صریح گفته است که «در روزهای اخیر هیچ تماس مستقیمی بین من و استیو ویتکاف یا دیگر مقامات امریکایی وجود نداشته است و ایران درخواستی برای مذاکره مستقیم با امریکا مطرح نکرده است». این موضع در مصاحبههای رسانهای رسمی و گزارشهای متعدد رسانههای معتبر نیز بازتاب یافته است.
مقامات ایران تصریح کردهاند آنچه مطرح میشود فقط از جانب ایالات متحده ادعا شده و از سمت تهران چنین تماسهایی صورت نگرفته است.
تجربههای گذشته و تداوم مذاکرات غیرمستقیم
در گذشته به ویژه در طول سالهای ۲۰۲۴–۲۰۲۵، زمانی که مذاکرات هستهای میان ایران و امریکا در عمان برگزار شد، تماسها عمدتاً غیرمستقیم بودهاند و از طریق کشورهای ثالث و میانجیها انجام شدهاند، نه تماس مستقیمِ علنی و رسمی بین مقامات دو کشور. این سابقه نشان میدهد که پاکستان، عمان، قطر، و برخی کشورهای اروپایی اغلب نقش واسطه یا میانجی داشتهاند تا کانال مستقیم میان تهران و واشنگتن برقرار شود، که به دلایل متعدد سیاسی در هر دو سوی معادله ضرورت داشته است.
واسطهها و کانالهای واقعی
در عمل، زمانی که تنش میان دو کشور بسیار بالا باشد، تماس مستقیم رسمی در سطوح عالی سیاسی و امنیتی معمولاً انجام نمیشود، بلکه کشورهای ثالث یا میانجیها نقش فعالتری پیدا میکنند. این روال معمول در عرصه دیپلماسی بینالمللی خصوصاً در مواردی است که:
یکی از طرفین تمایلی به پذیرش تماس مستقیم نداشته باشد.
فضای رسانهای و سیاسی داخلی چنان پیچیده باشد که تماس مستقیم قابل اعلام نباشد.
مذاکرات به دلایل امنیتی در سطوح بالا، غیررسمی ـ محرمانه دنبال شود.
در محتملترین سناریو، میانجیها (مانند عمان، قطر یا اروپاییها) اطلاعات، پیامها و پیشنهادها را بین دو طرف منتقل میکنند. ایران خود به طور آشکار اعلام کرده که با واسطهها فعالانه در تماس است، اما تماس مستقیم میان خود و امریکا را تکذیب کرده است. چنین روالی در دیپلماسیهای پیچیده مرسوم بوده است، به ویژه زمانی که اعتماد متقابل پایین باشد و فشارهای رسانهای شدید باشند.
چگونه میتوان راستیآزمایی کرد؟
برای تشخیص اینکه آیا ادعای تماس مستقیم درست بوده یا خیر، معمولاً باید دستههایی ازشواهد و قرائن را بررسی کرد:
1.اطلاعات رسمی دو طرف
زمانی که دو طرف، هر دو اعلام کنند تماس مستقیم انجام شده است، اعتبار گزارش تقویت میشود. اما در وضعیت فعلی، ایران صراحتاً اعلام کرده که تماس مستقیم صورت نگرفته و درخواست مذاکره هم نکرده است.
2.واکنش رسانههای معتبر مستقل
خبرگزاریهای بزرگ بینالمللی معمولاً اطلاعاتی را تأیید میکنند که از منابع متعدد موثق تأیید شده باشند. گزارشهای اخیر نیز به طور مستقل و به نقل از خبرگزاری رویترز گزارشهای چندان روشنی ارائه ندادهاند.
3. بررسی نقش میانجیها
زمانی که واسطهها نظیر عمان، قطر، مصریها یا حتی برخی کشورهای اروپایی، گفتگوها را مدیریت میکنند و سابقاً مذاکرات از طریق آنان جریان داشته، این نشان میدهد که روابط و تماسها، غیرمستقیم و میانجیمدار بودهاند.
4. مواضع سیاسی دو کشور
هنگامی که بیانیههای رسمی و لحن پاسخدهی دو طرف به وضوح تفاوت داشته باشند، و یکی از طرفین، در این مورد ایران، تأکید دارد تماس مستقیم انجام نشده است، و طرف دیگر، ایالات متحده خلاف این ادعا را دارد، میتوان نتیجه گرفت یکی از دو طرف در حال پنهانکاری است و معمولاً این پنهانکاری را طرفی انجام میدهد که بیش از دیگری تحت فشار است و سعی دارد به نحوی اوضاع را مدیریت کند و ضعف خود را نشان ندهد. و این نوعی «هدایت رسانهای» در جهت حفظ اقتدار جهانی و جلوگیری از ایجاد سیمای تضعیف شده کشور مربوطه است. این مورد در مورد ایران با توجه به اوضاع کنونی بیشتر صدق میکند.
بر اساس اطلاعات معتبر، گزارشهای رسمی و تحلیل رسانههای مستقل، به نظر میرسد ایران در روزهای اخیر تماس مستقیمی با امریکا نداشته است و این ادعای عراقچی ناروا نیست اما از طرفی آنچه ترامپ عنوان کرده نیز دروغ نیست. به نظر میرسد واقعیت آن است که ارتباط و گفتگوها وجود دارند لکن از طریق واسطهها دنبال میشوند. عراقچی تصریح کرده تماس مستقیم نداشته است و احتمال زیاد همینطور هم هست چرا که اطلاعات تماس قابل انتشار عمومی است و یک دیپلمات به طور قطع محاسبه افشای آنچه انجام داده است را میکند. در آن سمت ماجرا ترامپ نیز در سابقه رفتاریاش دروغ و ادعاهای کاذب، چندان دیده نمیشود. او و تیمش به احتمال قوی تماسهایی از ایران داشتهاند اما از طریق کشورهای میانجی که سابقاً نیز روند مذاکرات را مدیریت میکردهاند.
در این حالت نه تماس مستقیمی برقرار شده که عراقچی دروغ گفته باشد و نه هیچگونه تماسی در کار نبوده که ترامپ ادعای کذب کرده باشد. تفاوت روایتها احتمالاً در «مستقیم یا غیر مستقیم بودن» است؛ نه بیشتر.