ترامپ و شی؛ مردان نادرست در زمان نادرست؟

کد خبر : ۴۶۳۸۱۸
ترامپ و شی؛ مردان نادرست در زمان نادرست؟

دیدار پیش‌روی سران آمریکا و چین با وجود بحران‌های جهانی، به‌دلیل بی‌اعتمادی عمیق و محدودیت‌های دو رهبر، به پیشرفت ملموسی ختم نخواهد شد.

به گزارش اینتیتر، جهان در یکی از لرزان‌ترین مقاطع تاریخی خود ایستاده است و بیش از هر زمان دیگری به رهبرانی دوراندیش و آینده‌نگر نیاز دارد؛ با این حال، پرسش کلیدی این است که آیا سران دو ابرقدرت کنونی یعنی ایالات متحده و چین قادر به برآوردن چنین نیازی خواهند بود؟ گیدئون راچمن، ستون‌نویس ارشد امور خارجی روزنامه فایننشال تایمز، در یادداشتی تحلیلی معتقد است که پاسخ به این پرسش منفی است.

راچمن تحلیل خود را با توصیفی تکان‌دهنده از زبان گیوم لاکروآ، سیاستمدار فرانسوی، آغاز می‌کند که اواخر هفته گذشته پس از یک جلسه سه‌ساعته توجیهی و ارزیابی اطلاعاتی با رئیس‌جمهور فرانسه و مقامات امنیتی گفت:

«در طول ۵۰ سال زندگی‌ام، به ندرت چنین حس سرگیجه‌ای را تجربه کرده‌ام؛ سرگیجه از وخامت اوضاع در خاورمیانه و اوکراین، و از جنون غارتگرانه‌ای که جهان را به سوی آشوب می‌راند.»

به نوشته فایننشال تایمز، این هراس تنها به پاریس محدود نمی‌شود؛ هشدارها درباره گسترش سایه جنگ هفته‌هاست در پایتخت‌های اروپایی تکرار می‌شود، هم‌زمان زنگ‌ خطر در سیلیکون ولی درباره شتاب مهارنشدنی هوش مصنوعی به صدا درآمده، سایه یک بحران جدید انرژی سنگینی می‌کند و بازارهای اوراق قرضه نشانه‌هایی از یک بحران بدهی احتمالی مخابره می‌کنند.

نشست واشنگتن: دیداری سرنوشت‌ساز یا تشریفاتی نمایشی؟

روی کاغذ و در تحلیل‌های نظری، شاید خوش‌اقبالی به نظر برسد که در چنین لحظه پرمخاطره‌ای، دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ اواخر همین هفته روبه‌روی یکدیگر می‌نشینند. فهرست موضوعات روی میز مشترک بسیار سنگین است: مدیریت جنگ‌ها، معمای انرژی، حکمرانی بر هوش مصنوعی، تجارت جهانی، بحران تایوان و حتی موضوعات دوجانبه مربوط به میزبانی و سالن رقص کاخ سفید.

اما گیدئون راچمن تأکید می‌کند که بی‌اعتمادی ریشه‌دار میان واشنگتن و پکن — در کنار محدودیت‌های فردی و شخصیتی این دو رهبر — هرگونه احتمال برای رسیدن به پیشرفتی ملموس در پرونده‌های کلیدی را به حداقل رسانده است.

شطرنج تجاری؛ خطای محاسباتی واشنگتن در برابر پکن

یکی از موانع اصلی تعامل، تداوم جنگ اقتصادی است. هنگامی که چین در واکنش به تعرفه‌های اعلام‌شده ترامپ در ۲ آوریل ۲۰۲۵ دست به اقدام متقابل زد، کاخ سفید وزن پاسخ طرف مقابل را دست‌کم گرفت. راچمن یادآوری می‌کند که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا — با تکیه بر اصطلاحات دنیای بازی پوکر — ادعا کرده بود پکن در موضع ضعف است و اصطلاحاً با «یک جفت دو» (دستی بسیار ضعیف و بی‌ارزش) بازی می‌کند.

اما راچمن می‌نویسد که در عمل، وقتی چین دست به اعمال محدودیت بر صادرات عناصر کمیاب خاکی و کانی‌های راهبردی زد، دست قدرتمند خود را نمایان ساخت که بیشتر شبیه به یک «استریت فلاش» (بالاترین دست برنده در پوکر) بود؛ اقدامی که تنها ظرف چند هفته، خطوط تولید صنایع کلیدی آمریکا را فلج کرد.

گرچه دو کشور در اکتبر ۲۰۲۵ در کره جنوبی به یک آتش‌بس تجاری موقت دست یافتند و احتمال تمدید آن در واشنگتن وجود دارد، اما تبادل آتش اقتصادی دیوار بی‌اعتمادی را چنان بلند کرده که هرگونه همکاریِ حتی دوجانبه، اکنون از سوی هر دو طرف نوعی زمینه برای سوءاستفاده طرف مقابل تلقی می‌شود.

فناوری و اقلیم؛ قربانیان اصلی بی‌اعتمادی متقابل

در شرایطی که اعتماد متقابل نزدیک به صفر است، فایننشال تایمز ارزیابی می‌کند که شانس چندانی برای هماهنگی پیرامون تهدیدهای فرامرزی مانند «هوش مصنوعی سرکش» یا «بحران اقلیمی» وجود ندارد.

غول‌های پیشروی هوش مصنوعی در آمریکا خواستار تدوین سازوکار نظارتی مشترک میان دو کشور شده‌اند و بسنت می‌گوید دو کشور تازه بر سر گفتگویی پیرامون هوش مصنوعی به توافق رسیده‌اند. با این حال، رقابت ژئوپلیتیک فضا را بسته است:

  • از یک‌سو، دونالد ترامپ صراحتاً خط‌قرمز خود را اعلام کرده و پافشاری می‌کند که: «ما در هوش مصنوعی از چین جلوتر هستیم و می‌خواهیم این برتری را حفظ کنیم، چرا که هر کس در هوش مصنوعی برنده شود، برنده نهایی بازی است.»
  • از سوی دیگر، طرف چینی بدگمان است که درخواست‌های برخاسته از سوی ایالات متحده برای رویکردی مشترک در قبال هوش مصنوعی، تلاشی برای قفل کردن برتری محدود آمریکا در یک فناوری تعیین‌کننده است. راچمن اشاره می‌کند که رسانه‌های دولتی چین هوش مصنوعی را نه لزوماً تهدیدی برای کل بشریت، بلکه تهدیدی برای بقا و نحوه حکمرانی حزب کمونیست تحلیل می‌کنند.

در حوزه آب‌وهوا نیز وضعیت مشابه است. راچمن می‌نویسد که ترامپ تمایل دارد خطراتی نظیر تهدیدات پیشرفته هوش مصنوعی یا تغییرات اقلیمی را صرفاً یک «حقه‌بازی» بداند. او با خروج از پیمان آب‌وهوایی پاریس و آنچه خود «ده‌ها توافق چپ افراطی» خوانده، تمرکز خود را بر بهره‌برداری حداکثری از سوخت‌های فسیلی برای تحقق «تسلط مطلق انرژی آمریکا» قرار داد؛ تصمیمی که از دید این ستون‌نویس ارشد فایننشال تایمز، میدان بازی زنجیره تأمین انرژی‌های تجدیدپذیر جهان — از باتری و خودروهای برقی گرفته تا پنل‌های خورشیدی و توربین‌های بادی — را کاملاً به چین واگذار کرد.

خاورمیانه و اوکراین؛ دوری استراتژیک از کانون‌های بحران

اگرچه شوک‌های نفتی ناشی از جنگ در خاورمیانه امنیت انرژی هر دو مصرف‌کننده بزرگ نفت را تهدید می‌کند، اما راچمن می‌نویسد حتی اگر ترامپ تقاضای میانجی‌گری کند، هیچ دلیلی وجود ندارد که شی جین‌پینگ دست خود را در آنچه او «سطل زباله آتش‌گرفته خلیج‌فارس» می‌نامد، بسوزاند. در جبهه اوکراین نیز پکن همچنان تنفس‌گاه و پشتیبان حیاتی اقتصاد جنگی مسکو باقی مانده و دلیلی برای همگرایی با غرب ندارد.

آنطور که در ادامه این یادداشت آمده، خطر بزرگ‌تر در این شطرنج، مسئله تایوان است؛ در شرایطی که واشنگتن در جبهه ایران درگیر تنش است و با فرسایش ذخایر مهمات روبه‌روست، کمرنگ شدن تعهد صریح آمریکا نسبت به دفاع از تایوان در دولت ترامپ (برخلاف مواضع بایدن)، می‌تواند وسوسه پکن را برای محاصره یا تهاجم زودهنگام تقویت کند؛ هرچند از سوی دیگر، رهبر چین متوجه شده است که چگونه ایالات متحده و روسیه برای پیروزی در جنگ‌ها علیه ملت‌های ضعیف‌تر تقلا کرده‌اند، امری که ممکن است او را متمایل کند تا به جای آن بر افزایش فشار سیاسی بر تایوان تمرکز کند.

تشریفات پرزرق‌وبرق بدون دستاورد پایدار

ستون‌نویس فایننشال تایمز در پایان یادداشت خود نتیجه می‌گیرد که این دور از مذاکرات واشنگتن، هرگز تکرار تاریخی «نشست ریکیاویک در سال ۱۹۸۶» میان رونالد ریگان و میخائیل گورباچف نخواهد بود؛ نقطه‌عطفی که توانست مقدمه پایان جنگ سرد و خلع سلاح اتمی را بچیند.

به باور گیدئون راچمن، با وجود آنکه دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ رهبری دو قطب متضاد را بر عهده دارند، اما هر دو در نقایص رفتاری مشابهی اشتراک دارند: «خودشیفتگی، ملی‌گرایی رادیکال و زاویه دید بسته». به گفته او دنیای امروز تشنه مدیرانی با افق دید گسترده است؛ موضوعی نایاب که به نظر نمی‌رسد پشت درهای بسته دیدار ترامپ و شی اثری از آن یافت شود

نظرات بینندگان