جنگ جهانی سوم نزدیکتر شد؟ | مقام پیشین اطلاعاتی ملی آمریکا هشدار داد
آوریل هینز، مدیر پیشین اطلاعات ملی آمریکا، با اشاره به تضعیف نهادهای بینالمللی و سازوکارهای مدیریت مناقشات هشدار داد که در صورت ادامه این روند، حرکت جهان به سمت جنگ جهانی سوم دیگر سناریویی دور از ذهن نخواهد بود.
به گزارش اینتیتر به نقل از فارس، «آوریل هِینز» مقام اطلاعاتی پیشین آمریکا در گفتوگویی با روزنامه انگلیسی ارزیابی خطرناکی را درباره تحولات جهانی مطرح میکند و احتمال میدهد جهان وارد مرحلهای شده باشد که بتواند به جنگ جهانی سوم منجر شود. او صراحتاً میگوید اگر کشورها نتوانند ساختاری برای مدیریت مناقشات ایجاد کنند، این «سناریویی معقول» خواهد بود.
هینز در دوران ریاستجمهوری «باراک اوباما» معاون مشاور امنیت ملی آمریکا بود و تبدیل به نخستین زنی شد که سمت معاونت رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) را بر عهده گرفت. سپس در سال ۲۰۲۱، در دولت «جو بایدن» به ریاست جامعه اطلاعاتی آمریکا رسید. او پس از ترک دولت، ریاست مؤسسه «کارنگی» را بر عهده گرفت.
این مقام پیشین آمریکایی که با فایننشالتایمز گفتوگو میکرد، این خطر را به یک بحران واحد مرتبط نمیکند، بلکه آن را حاصل انباشت چندین عامل میداند.
فروپاشی نظام بینالمللی مبتنی بر قواعد، افزایش سطح خشونت و درگیری میان کشورها، تضعیف نهادهای بینالمللی، اختلالات سیاسی داخلی که امکان قدرت گرفتن رهبران قدرتمند از طریق نظامهای دموکراتیک را فراهم میکند و در نهایت، دشوارتر شدن مدیریت تسلیحات کشتارجمعی، این عوامل هستند.
از نظر او، خطر این نیست که جنگ جهانی اجتنابناپذیر شده باشد، بلکه این است که سازوکارهایی که پیشتر مانع لغزش جهان به سمت چنین جنگی میشدند، تضعیف شدهاند.
احتمال حمله روسیه به اروپا بعید است
هینز در ادامه این گفتوگو مصداقهایی را برای این ادعای خود مطرح میکند.
در پرونده روسیه و اوکراین، هینز مدعی است که «ولادیمیر پوتین» رئیسجمهور روسیه از تهدید هستهای برای اعمال فشار بر آمریکا و متحدانش استفاده میکرد، اما دستگاه اطلاعاتی آمریکا همزمان بر این باور بود که در داخل ساختار قدرت روسیه، افرادی وجود داشتند که پوتین را برای استفاده واقعی از سلاح هستهای تحت فشار قرار میدادند.
مدیر پیشین اطلاعات ملی آمریکا ادعا میکند که سناریوهای مطرحشده تنها به یک حمله هستهای گسترده محدود نمیشدند، بلکه شامل انفجار هستهای در جو یا استفاده بسیار محدود از سلاح هستهای در میدان نبرد نیز بودند؛ اقدامی که میتوانست واکنش آمریکا یا حتی نسبت دادن سریع مسئولیت حمله را پیچیدهتر کند.
با این حال، معاون پیشین سیا معتقد است احتمال اینکه روسیه در شرایط کنونی به اروپا حمله کند، صفر نیست، اما «بعید» است.
به گفته او، پوتین با وجود کسی مانند «دونالد ترامپ» که در کاخ سفید نشسته و مدام اروپاییها را تحقیر میکند، «نیازی به آغاز یک رویارویی مستقیم با اروپا ندارد و چنین حملهای میتواند به جای تضعیف ائتلاف غربی، به متحد شدن آن علیه روسیه منجر شود.»
ترامپ قدرت اعمال نفوذ بر اسرائیل را داشت
در مورد غزه، هینز در ارزیابی عملکرد دولت بایدن محتاطتر است و مستقیماً از این موضوع که چرا فشار بیشتری بر اسرائیل وارد نشد، انتقاد نمیکند.
با این حال، رئیس پیشین اطلاعات ملی آمریکا به این نکته اشاره میکند که ترامپ در برخی موارد توانست بر اسرائیل و دیگر طرفها اعمال نفوذ کند، زیرا غیرقابلپیشبینی بودن او ابزار فشاری در اختیارش قرار میدهد که یک رئیسجمهور متعارفتر از آن برخوردار نیست.
مقام اطلاعاتی پیشین آمریک میگوید این مسئله نشان میدهد که تأثیرگذاری بر اسرائیل امکانپذیر بوده است، اما همزمان این پرسش را مطرح میکند که آیا بایدن میتوانست با استفاده از همان ابزارها به نتیجه مشابهی دست پیدا کند یا نه.
پیشتر، اما مجله نیویورکر فاش کرده بود که بایدن در اغلب موارد از اقدامات اسرائیل در غزه و منطقه غرب آسیا چشمپوشی میکرد و این یکی از دلایل اقدامات تجاوزکارانه تلآویو در سطح منطقه بوده است.
جنگ با ایران اشتباه راهبردی بود
هینز در ادامه گفتوگو با فایننشالتایمز، تصمیم آمریکا برای ورود به جنگ با ایران را «یک اشتباه راهبردی» توصیف میکند.
او این تصمیم را به دو عامل مرتبط میداند: جذابیت روایت اسرائیلی که احتمال فروپاشی نظام ایران را مفروض گرفته بود و نبود یک فرایند نهادی سالم برای تصمیمگیری.
به گفته این مقام پیشین آمریکایی، ترامپ بیش از آنکه به تخصص ارائهشده از سوی نهادهای امنیت ملی متکی باشد، بر شهود خود تکیه میکند.
از نظر مدیر پیشین اطلاعات ملی آمریکا، در داخل جامعه امنیت ملی دلایل زیادی وجود داشت که نشان میداد جنگ تصمیمی اشتباه است، اما این دلایل «به شکلی که به رئیسجمهور اجازه دهد ابعاد خطرات را درک کند، به میز رئیسجمهور نرسیدند».
هینز جنگ کنونی علیه ایران را نشانهای قوی از اهمیت دیپلماسیای میداند که به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ منجر شد. او میگوید اگر اکنون در حال مطالعه امنیت ملی بود، از همین جنگ برای توضیح این موضوع استفاده میکرد که چرا مذاکره بر سر توافق هستهای ضروری بود.
معاون پیشین سیا معتقد است بدون وجود یک چارچوب بینالمللی گسترده برای رسیدگی به بحران، جنگ به شکل نوسانی، یعنی با دورههایی از تشدید و کاهش، ادامه خواهد یافت و به راهحل نهایی منجر نخواهد شد.
جهانِ پسادیپلماسی و روابط آمریکا و چین
هینز همچنین معتقد است جهان وارد مرحلهای «پس از دیپلماسی» سنتی شده است، یعنی نهادهای چندجانبه فلج شدهاند، ائتلافها در حال ترک برداشتن هستند و پوپولیسم در حال گسترش است.
به باور مدیر پیشین اطلاعات ملی آمریکا، تغییراتی که ترامپ در سیاست خارجی آمریکا ایجاد کرده، حتی در صورت بازگشت یک دولت دموکرات به کاخ سفید نیز از بین نخواهد رفت.
بهترین سناریویی که معاون پیشین سیا تصور میکند، شکلگیری جهانی مبتنی بر شبکههای منطقهای است که در درون خود و با شبکههای دیگر همکاری میکنند، به جای آنکه یک نظام جهانی متمرکز واحد وجود داشته باشد.
با این حال، او هشدار میدهد که این مدل بهراحتی میتواند به «مناطق نفوذ» تبدیل شود، یعنی مناطقی که در آنها دولت قدرتمندتر اراده خود را بر همسایگانش تحمیل میکند.
اما تعیینکنندهترین عامل در آینده این نظام، روابط آمریکا و چین خواهد بود.
هینز معتقد است ترامپ تا حدی به ثبات روابط با پکن کمک کرده، زیرا در قبال چین نسبت به برخی اعضای دولت خود موضع ملایمتری دارد و رقابت با چین را عمدتاً از منظر اقتصادی و تجاری میبیند.
با این حال ترامپ به اندازه کافی بر جلوگیری از دستیابی چین به توانایی کنترل زنجیرههای تأمین جهانی تمرکز ندارد؛ کنترلی که میتواند نفوذی غیرقابلقبول بر آمریکا و متحدانش به پکن بدهد.