سپر ۱۲ میلیون دلاری آمریکا؛ تاد چقدر دوام می‌آورد؟

کد خبر : ۴۶۴۴۷۱
سپر ۱۲ میلیون دلاری آمریکا؛ تاد چقدر دوام می‌آورد؟

سامانه‌ موشکی «تاد» موشک‌های ایران را با دقت زد، اما جنگ طولانی‌مدت شکنندگی صنعت نظامی‌ آمریکا را آشکار کرد.

به گزارش اینتیتر، فرض کنید خانه‌ای دارید که بهترین سیستم امنیتی ممکن را روی آن نصب کرده‌اید؛ دوربین‌ها دقیق‌اند، قفل‌ها هوشمندند و هر مهاجمی را می‌توان شناسایی کرد. اما یک مشکل وجود دارد: شارژ سیستم محدود است و شارژ مجدد آن هم مدت‌ها طول می‌کشد. حالا اگر یک فرد خطرناک به‌ جای یک حمله، هر روز به خانه شما حمله کند، ارزش آن سیستم امنیتی دیگر فقط به دقتش بستگی ندارد؛ به این بستگی دارد که چقدر دوام می‌آورد.

سامانه موشکی «تاد»، دقیقا روایت همین تضاد است. سامانه‌ای که زمانی به‌ عنوان بالاترین سپر دفاعی آمریکا در خاورمیانه فروخته شد، در جنگ با ایران نشان داد که یک سلاح می‌تواند کاملاً موفق باشد و در عین حال، برای نقشی که از آن انتظار می‌رود کافی نباشد.

تاد قرار نبود دیوار دور یک کشور باشد

به گزارش آتلانتیک، رویای سپر ضدبالستیک به زمان دولت رونالد ریگان بازمی‌گشت. شلیک موشکی برای زدن موشک دیگری در میانه‌ی پرواز، مانند برخورد یک گلوله با گلوله‌ای دیگر، با لقب «جنگ ستارگان» به سخره گرفته می‌شد. دانشمندان «لاکهید مارتین» (شرکت بزرگ آمریکایی در حوزه صنایع دفاعی و هوافضا) در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ ثابت کردند چنین برخوردی ممکن است و سامانه را Terminal High Altitude Area Defense یا THAAD نامیدند.

در سال ۲۰۰۷ محمد بن زاید، رهبر وقت امارات، نگران واکنش ایران به برنامه هسته‌ای این کشور بود و از آمریکا یک سپر موشکی چندلایه می‌خواست. واشنگتن هم دقیقا به دنبال همین فرصت بود: تشویق ابوظبی به ایستادن در برابر تهران، با وعده محافظتی که هنوز حتی به‌ طور کامل وجود نداشت.

اما پشت این تصویر فناورانه، یک سوءتفاهم مهم وجود داشت. تاد اساساً برای حفاظت از یک کشور کامل ساخته نشده بود. مأموریت اولیه آن، زنده نگه‌داشتن نیروهای آمریکایی و دارایی‌های نظامی مهم در برابر موج اول حمله بود؛ آن‌قدر که جنگنده‌ها و ناوشکن‌ها بتوانند وارد عمل شوند. یعنی تاد برای دویدن در یک ماراتن ساخته نشده بود؛ فقط قرار بود چند قدم اول را با سرعت طی کند.

سپری که دشمن را متوقف می‌کند، اما خودش تمام می‌شود

این موضوع زمانی آشکار شد که جنگ ایران از یک حمله کوتاه به یک درگیری طولانی تبدیل شد.

به نوشته آتلانتیک، تاد در روزهای نخست جنگ عملکرد بسیار خوبی داشت و موشک‌های بالستیک ایران را با دقت قابل‌توجهی رهگیری کرد. اما مسئله این بود که جنگ بیشتر از زمانی طول کشید که برای آن برنامه‌ریزی شده بود. آمریکا برای چنین جنگی ذخیره کافی نداشت و نمی‌توانست با سرعت لازم موشک‌های مصرف‌شده را جایگزین کند.

در سال ۲۰۲۴، آمریکا بیش از ۵۳۴ فروند رهگیر تاد در اختیار داشت و امارات نیز حدود ۱۹۰ تا ۲۹۰ فروند ذخیره کرده بود. اما طی ۱۰ ماه درگیری، آمریکا نزدیک به ۸۰ درصد ذخیره خود را مصرف کرد؛ ذخیره‌ای که ساخت آن حدود ۹ سال زمان برده بود. پنتاگون حالا میلیاردها دلار برای افزایش تولید کنار گذاشته، اما در بهترین حالت، تولید بیشتر تا سال ۲۰۳۰ به نتیجه می‌رسد.

در کنار آن‌ها پهپادهای شاهد با هزینه‌ای حدود ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار وارد میدان می‌شوند. بنابراین مدافع ممکن است برای سرنگونی یک تهدید نسبتاً ارزان، مهماتی صدها برابر گران‌تر مصرف کند.

 

موشکی که امکان تولید سریع ندارد

وقتی مهمات کم می‌آید، اولین واکنش طبیعی این است که تولید را بیشتر کنیم. اما اینجا هم آمریکا با مشکل دیگری روبه‌رو می‌شود: صنعتی که امکان افزایش سریع تولید ندارد.

طبق گزارش آتلانتیک، هر رهگیر تاد مجموعه‌ای از لوله‌ها، مدارها، سیم‌ها، حسگرها و قطعاتی که باید با دقت بسیار بالا کنار هم قرار گیرند. اما کارخانه فقط یک حلقه از این زنجیره است. پشت آن، صدها تأمین‌کننده برای تراشه، حسگرهای فروسرخ، موتور راکتی و سوخت تخصصی قرار دارند.

این شکنندگی در کل صنعت مهمات آمریکا هم دیده می‌شود. یک مطالعه پنتاگون در سال ۲۰۱۸ نشان داد که تنها دو شرکت، ۹۷ درصد هزینه‌های موشکی را دریافت می‌کردند. در بخشی دیگر از زنجیره هم فقط یک شرکت آمریکایی ماده شیمیایی مهمی برای سوخت راکتی تولید می‌کرد؛ یعنی یک گلوگاه کوچک می‌توانست به مشکل بزرگی در سطح ارتش تبدیل شود.

حتی شرکت‌هایی که خودشان از این مشکل خبر داشتند، برای افزایش ظرفیت با موانعی روبه‌رو بودند. آتلانتیک می‌نویسد شرکت‌ها برای ساخت خطوط جدید تولید، قراردادهای بلندمدت یا پرداخت‌های اولیه می‌خواستند.

 

قواعد بازی عوض شده است

مسئله تاد فقط کمبود ذخیره نیست. به نوشته آتلانتیک، جنگ با ایران یک واقعیت دوم را هم آشکار کرد: نوع تهدید تغییر کرده است.

ایران از چیزی استفاده کرد که تحلیلگران نظامی آن را «انبوهه دقیق» می‌نامند؛ ترکیبی از موشک‌های دقیق و نسبتاً قدرتمند با پهپادهای ارزان و حجم بالای حملات.

در یکی از حملات، ایران ۱۸۶ موشک بالستیک و ۸۱۲ پهپاد به سمت امارات فرستاد. مقام‌های اماراتی گفتند تنها یک موشک بالستیک و چند ده پهپاد به هدف رسیدند، اما همین حمله فشار زیادی بر شبکه دفاعی آمریکا وارد کرد. فرودگاه ابوظبی و فرودگاه بین‌المللی دبی آسیب دیدند و یک پالایشگاه نفت در روئیس نیز هدف پهپادها قرار گرفت و تولیدش متوقف شد.

به گزارش آتلانتیک، این مسئله اعتبار شبکه امنیتی آمریکا را هم تحت فشار قرار داده است. کشورهایی که سال‌ها برای خرید سامانه‌های آمریکایی هزینه کرده‌اند، حالا متوجه شده‌اند دسترسی سریع به مهمات تضمین‌شده نیست. سوئیس با تأخیر چهار تا پنج‌ساله برای پاتریوت مواجه شده، دانمارک سفارش ۸.۵ میلیارد دلاری پاتریوت را کنار گذاشته و عربستان نیز برای دسترسی به سلاح‌های ارزان‌تر ضدپهپاد، به اوکراین نزدیک شده است.

در نهایت، داستان تاد به پرسشی بزرگ‌تر درباره قدرت آمریکا ختم می‌شود.

به گفته استیون ورتایم، پژوهشگر بنیاد کارنگی، اگر آمریکا نتواند از متحدانش به‌طور کامل محافظت کند یا جنگ را سریع به پایان برساند، ممکن است جایگاه این کشور در خاورمیانه و حتی شبکه اتحادهایش تحت تأثیر قرار گیرد.

تاد در این روایت شکست نخورده؛ اتفاقاً مشکل این است که خوب کار کرده، اما برای جنگی متفاوت.

آتلانتیک می‌نویسد، آینده این رقابت احتمالاً به سمت دفاع ارزان‌تر و سازگارتر با موج پهپادها و موشک‌های انبوه حرکت خواهد کرد.

نظرات بینندگان