مرگ خاورمیانه قدیم؛ جهان خطرناکی که جای آن را می‌گیرد

کد خبر : ۴۶۵۰۹۳
مرگ خاورمیانه قدیم؛ جهان خطرناکی که جای آن را می‌گیرد

نقشه قدرت در خاورمیانه در حال بازطراحی است؛ اتحادهایی شکل گرفته که از اسرائیل و خلیج فارس تا اوکراین، آفریقا و جنوب آسیا امتداد دارند.

به گزارش اینتیتر، اگر برای لحظه‌ای از جنگ‌ها و انفجارهای روزمره خاورمیانه فاصله بگیرید و از بالا به منطقه نگاه کنید، تصویر متفاوتی می‌بینید. به اعتقاد سایمون مونته‌فیوره که این گزارش را برای وال‌استریت‌ژورنال نوشت، آنچه در حال رخ‌دادن است فقط مجموعه‌ای از بحران‌های جدا از هم نیست؛ نظم قدیمی خاورمیانه دارد جای خود را به شبکه تازه‌ای از اتحادها و رقابت‌ها می‌دهد.

اتحادهایی که گاهی میان کشورهایی شکل می‌گیرند که تا همین چند سال پیش کنار هم قرار گرفتنشان عجیب به نظر می‌رسید. نویسنده معتقد است نتیجه، پیوند خوردن میدان‌های ژئوپلیتیکی مختلف به یکدیگر است؛ از خاورمیانه تا شرق آفریقا، اوکراین و جنوب آسیا.

اتحادهایی که قبلاً عجیب به نظر می‌رسیدند

فقط اتفاقات چند ماه اخیر را کنار هم بگذارید.

چند روز پیش از حادثه‌ای که امارات آن را حمله تروریستی به پرواز دبی به تل‌آویو خواند، محمد بن زاید، رئیس امارات، برای نخستین‌بار سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به این کشور را علناً تأیید کرد. این اتفاق چند ماه پس از استقرار فناوری «گنبد آهنین» و نیروهای اسرائیلی در امارات برای مقابله با حملات ایران رخ داد.

از نگاه نویسنده، پیام روشن است: توافق ابراهیم هنوز زنده است.

اما این تنها اتحاد تازه نیست. در ماه اوت، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان «توافق دفاع مشترک مکه» را امضا کردند؛ پیمانی با سازوکاری شبیه دفاع جمعی ناتو. این اتحاد حالا پس از تسلط حوثی‌ها بر ساحل دریای سرخ و حمله شبه‌نظامیان عراقی به خط لوله شرق به غرب عربستان، در معرض آزمون قرار گرفته است.

همان ماه، یونان قراردادی دفاعی به ارزش ۳.۵ میلیارد دلار با اسرائیل امضا کرد؛ بزرگ‌ترین قرارداد صادرات تسلیحات در تاریخ اسرائیل. قرار است یونان شبکه دفاع هوایی و موشکی موسوم به «سپر آشیل» را دریافت کند.

در سوی دیگر، اسرائیل همکاری اقتصادی و نظامی خود با هند را گسترش داده و نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، نیز در فوریه سفری گرم و دوستانه به اسرائیل داشت.

از اوکراین تا خلیج فارس

حتی جنگ اوکراین هم دیگر کاملاً از خاورمیانه جدا نیست.

در ماه مارس، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، به کشورهای شبه‌جزیره عربستان سفر کرد و با عربستان، امارات و قطر توافق‌های امنیتی مهمی برای تأمین تیم‌های رهگیری پهپاد به امضا رساند.

کمی آن‌طرف‌تر، شرق آفریقا هم به بخشی از همین رقابت تبدیل شده است. جنگ داخلی فاجعه‌بار سودان پای بیش از نیم‌دوجین کشور خاورمیانه‌ای را به میان کشیده؛ کشورهایی که برای نفوذ سیاسی، دسترسی به منابع و حضور در ساحل دریای سرخ و مناطق داخلی آفریقا رقابت می‌کنند.

نویسنده به نقش امارات در حمایت از یکی از طرف‌های جنگ در مرحله‌ای از درگیری اشاره می‌کند؛ درحالی‌که پهپادهای ایرانی در سوی دیگر ظاهر شدند. همزمان، قدرت‌های خاورمیانه‌ای در جنگ تازه‌ای که در اتیوپی در حال شکل‌گیری است نیز از طرف‌های مختلف حمایت می‌کنند.

یعنی دیگر نمی‌توان هر بحران را فقط روی نقشه همان کشور فهمید.

آمریکا، روسیه و چین هم وارد این بازی شده‌اند

از هفتم اکتبر و آغاز جنگ اسرائیل و حماس در غزه، تنش‌ها پس از چند سال آرامش نسبی دوباره شدت گرفته‌اند. اما سه قدرت بزرگ جهانی نیز عمیقاً در این میدان حضور دارند.

آمریکا فشار اقتصادی بر ایران را افزایش داده است. روسیه، به نوشته مونته‌فیوره، اطلاعات دقیق در اختیار ایران قرار می‌دهد تا بتواند نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد. چین نیز ضمن حمایت از ایران و، طبق گزارش‌های مورد استناد نویسنده، ارائه اطلاعات درباره تأسیسات آمریکا، مراقب روابط تازه خود با متحدان واشنگتن مانند عربستان و امارات است.

این موازنه برای پکن ساده نیست: چین حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را می‌خرد، اما در عین حال حدود یک‌سوم نفت مورد نیازش را از پادشاهی‌های عربی تأمین می‌کند.

پیچیده شد؟ دقیقاً نکته نویسنده همین است.

از نگاه او، رقابت‌های خاورمیانه دیگر در مرزهای منطقه باقی نمی‌مانند. میدان‌های مختلف در حال جوش خوردن به یکدیگرند؛ میدانی بزرگ که از ساحل در آفریقا تا خلیج بنگال کشیده شده است.

سه قدرت منطقه‌ای و یک رقابت تازه

در مرکز این بازی، سه قدرت نظامی مهم منطقه قرار دارند: ترکیه، ایران و اسرائیل.

به روایت نویسنده، ایران در تلاش است بقای خود را تضمین کند و اگر بتواند، دست بالا را در خلیج فارس به دست آورد. ترکیه به‌دنبال تثبیت حضوری است که مونته‌فیوره آن را «نوعثمانی» در سوریه می‌نامد. اسرائیل نیز به‌دنبال تأمین امنیت خود است، بدون آنکه فعلاً از پروژه سیاسی-مذهبی وزرای ملی‌گرای افراطی دولت کنونی دست بکشد؛ وزیرانی که نویسنده احتمال می‌دهد انتخابات پیش رو آنها را از قدرت کنار بزند.

عربستان نیز با وجود هزینه‌های سنگین نظامی، باید از قلمرو وسیع، تأسیسات نفتی آسیب‌پذیر و جایگاه خود در جهان سنی محافظت کند. پاکستان هم به‌عنوان بازیگری تازه‌تر، مدت‌هاست آرزو دارد یکی از مراکز تعیین‌کننده قدرت در جهان اسلام باشد.

اما هیچ‌کدام آن‌قدر قدرتمند نیستند که به‌تنهایی بر بازی مسلط شوند.

 

دیگر فقط «شیعه و سنی» نیست

مونته‌فیوره معتقد است برای فهم این خاورمیانه تازه، دوگانه‌های قدیمی دیگر کافی نیستند. ماجرا صرفاً «شیعه در برابر سنی» یا «غرب در برابر اسلام» نیست.

کشورها بیش از گذشته براساس امنیت، قدرت، فناوری و اقتصاد شریک انتخاب می‌کنند، نه صرفاً براساس سنت، ایدئولوژی یا مذهب. همین است که یونان را به اسرائیل، اوکراین را به کشورهای خلیج فارس و عربستان را به ترکیه و پاکستان نزدیک می‌کند.

در چنین شبکه‌ای حتی بازیگری کوچک‌تر مانند حوثی‌ها می‌تواند اثری بسیار بزرگ‌تر از اندازه واقعی خود داشته باشد؛ کافی است مسیر تجارت، بندر یا خط لوله‌ای حساس را مختل کند.

و این همان پرسشی است که نویسنده در پایان مطرح می‌کند: آیا این اتحادهای تازه در نهایت یک موازنه جدید و باثبات می‌سازند، یا جهان را به شبکه‌ای از جنگ‌های به‌هم‌پیوسته تبدیل می‌کنند که شعله یکی می‌تواند خیلی سریع بقیه را هم روشن کند؟

نظرات بینندگان