تحلیل روزنامه اصولگرا: وقوع جنگ سوم حتمی است
«هر کسی که ذره ای تحولات و تحلیل های یک هفته گذشته را بررسی کند، به راحتی می تواند بفهمد که در واشنگتن و تل آویو تصمیم برای شروع جنگ بعدی گرفته شده است.»
به گزارش اینتیتر به نقل از خراسان، «همزمان با فراگیرشدن ویدئویی تقطیع شده و قدیمی از اظهارات محمدجواد ظریف درباره برجام و دوگانه واهی میدان و دیپلماسی که واکنشهای منفی بسیاری را هم به دنبال داشت؛ دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی در مصاحبهای، باردیگر اظهاراتی عجیب را خطاب به رئیس جمهور، رئیس مجلس، دبیر شعام و فرماندهان نظامی کشور بیان کرد؛ گویی که چنان از اخبار و تحولات در ۲۰ سال گذشته بیخبر است که چنین اظهاراتی را بیان میکند.
حسین مرعشی گفت: من به رئیسجمهور، رئیس مجلس، آقای رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان محترم سپاه هشدار میدهم که در زمینه جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، مطلقاً حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند. هر تدبیر سیاسی و نظامی و هر عقبنشینی تاکتیکی که لازم باشد، باید انجام شود تا ایران حفظ شود و مردم بیش از این تحت فشارهای روزافزون قرار نگیرند. وی افزود: باید روشن باشد که ایران، مهمتر از هر مسئله دیگری است؛ مهمتر از غنیسازی و مهمتر از حفظ دستاوردهای هستهای. با تورمی که اکنون به سمت ارقام بسیار بالا حرکت میکند، نمیتوان کشور را اداره کرد. جمهوری اسلامی باید یاد بگیرد که در مواقع لازم، امتیازهای تاکتیکی بدهد. مهمترین امتیازی که جمهوری اسلامی امروز باید به دست بیاورد، حفظ تمامیت ارضی ایران، استقلال کشور و حفظ نظام جمهوری اسلامی است. جنگ یا باید در میدان نظامی پایان یابد یا در میدان دیپلماسی؛ مگر راه سومی وجود دارد؟ چه کسی گفته مذاکره خیانت است؟
نکاتی ضروری درباره اظهارات مرعشی:
۱ این صحبتهای مرعشی را به هیچ وجه نمیتوان صحبتهای جدیدی تلقی کرد. در واقع او و امثال او بارها در یکسال گذشته چنین اظهارات عجیب و تاریخ گذشتهای را مطرح کردهاند که ما هم در روزنامه خراسان بارها به آنها پاسخ داده ایم. الان هم لازم نیست آقای مرعشی کار سختی برای درک شرایط انجام دهد و به مطالعه سابقه بارها تعامل ایران و آمریکا در ۴۰ سال گذشته بپردازد؛ صرفا کافی است توئیتها و اظهارات ترامپ و روبیو در هفته گذشته را به طور اجمالی بررسی کند تا متوجه شود که اصلا دوگانه ایران و جمهوری اسلامی که او سعی دارد بسازد در منطق روبیو و ترامپ وجود ندارد و نه جمهوری اسلامی بلکه بنابر آنچه روبیو اخیرا در آتن مطرح کرد و ترامپ هم بارها بدان اشاره کرده بود، اساسا حتی اگر خشایارشا هم زنده شود و عقب نشینی تاکتیکی کند و امتیازات تاکتیکی به آمریکاییها پیشنهاد کند، نمیتواند جلوی وقوع جنگ سوم را بگیرد.
هر کسی که ذرهای تحولات و تحلیلهای یک هفته گذشته را بررسی کند، به راحتی میتواند بفهمد که در واشنگتن و تل آویو تصمیم برای شروع جنگ بعدی گرفته شده است و تهران هم به لطف سالها نسخه پیچیهای اینگونه، آنقدر سابقه تعامل با آمریکاییها را دارد که فهمیده باشد بسیار بعید است که تبادل پیامها حداقل تا پس از درگیری بعدی اثر ملموسی داشته باشند.
۲تنها نکته جدید این اظهارات لحن طلبکارانهای است که صحبتهای مرعشی دارد. این نوع هشدار دادن به مسئولان کشور صرفا مرعشی و همفکرانش را در کنار رادیکالهای طیف رقیب قرار میدهد و بار دیگر نشان میدهد ادبیات رادیکالیسم در هر طیفی که باشد، مشابه است. نکته بعدی که اظهارات مرعشی را به رادیکالهای طیف مقابل نزدیک میکند، تهی بودن همه این حرفها از راه حل است. مرعشی به حساب خودش با این هشدار دارد حجت را تمام میکند تا بعد که مجددا درگیری شود، ادعا کند که طیف سیاسی او هشدار داده بود که مذاکره نکردن جواب نداده است؛ شگفت آن که رادیکالهای طیف مقابل نیز دقیقا رویکرد رسانهای مشابهی را در رد مذاکره دنبال میکنند و دقیقا انتقادهایی مشابه و بدون هیچگونه راه حل عقلانی و قابل اجرا مطرح میسازند.
۳ اشکال اساسی طیفهای سیاسی ایران در ۳۰ سال گذشته ایجاد یک برساخت موهوم با یک نگاه دوقطبی ساز بوده است. همین موضوع باعث شده در طول دهههای گذشته همان گونه که اصلاح طلبان حیات سیاسی خود را در گرو مذاکره و تعامل با آمریکا تعریف کرده اند، جناح مقابل آنها نیز حیات سیاسی خود را در نفی مذاکره و تعامل با غرب تعریف کند و اکنون که عملا ضعف و اشکالات هر دو نگاه، در عمل و با تحولات اخیر کاملا اثبات شده است، فقدان یک گفتمان جایگزین، این نگاه را مجبور به تداوم پافشاری بر این نسخههای اشتباه و تاریخ گذشته کند. جالب این که این پافشاری به جایی رسیده که به هشدار به رئیس جمهور، رئیس مجلس و دبیر شعام ختم میشود آن هم در شرایطی که دوست و دشمن شنیدهاند که این مسئولان در کنار بسیاری دیگر بر تداوم استفاده ایران از هر دو ابزار مذاکره و جنگیدن بارها و بارها تاکید کرده اند.
۴ هرچند که انتشار یک ویدئوی تقطیع شده و قدیمی از صحبتهای ظریف یک بیانصافی سیاسی بود اما او روز گذشته نیز در سخنانی ضمن پافشاری بر مذاکره و تعامل از موضع خودباوری بقا را شرط اساسی هر دیدگاهی تعریف کرد و با مثالهایی از پذیرش عهدنامه ترکمانچای در عصر قاجار صحبتهایی مشابه مرعشی بیان کرد. لذا نقد این اندیشه برای فهم دلیل اعوجاج آن در درک واقعی مناسبات جهانی لازم است. در کنار مورد شماره ۳ که بحث شد؛ باید توجه داشت که اساسا درک عمده اصلاح طلبان و حتی برخی از اصولگرایان از روابط بین الملل یک درک سازه انگارانه (Constructivism)
است. در واقع سازه انگاران برخلاف رئالیستها که تحلیل ماده را بر ایده مقدم میپندارند، بر این باورند که این ایده است که بر ماده متقدم است. این همان نگاهی است که بدون توجه به اهمیت موازنه قوا و حقیقت واقعی جاری میان واحدهای سیاسی و تعاملات آنها بر اساس منافع؛ مسائل و روابط میان کشورها را بر اساس هویت، تصورات متقابل، ایدهها و هنجارهای مشترک تعیین میکند. در این نگاه ادعا میشود که ایران اگر عربستان را تهدید ببیند، عربستان برای ایران تبدیل به تهدید میشود یا بالعکس. بدیهی است کسی که دنیا را از این دریچه تحلیل میکند، این تصور را داشته باشد که این سوءتفاهمها با مذاکره و اعمال حسن نیت با عقب نشینی تاکتیکی و امتیاز دادن قابل حل است. منتها این ایده همچنان از پاسخ دادن به این سوال ناتوان است که پس چرا به رغم بارها اعمال حسن نیت و دادن امتیازات آمریکا به ایران حمله کرد؟»