نقش چین و روسیه در مذاکرات ایران و امریکا

کد خبر : ۴۶۸۳۴۵
نقش چین و روسیه در مذاکرات ایران و امریکا

ماشاءالله شمس‌الواعظین معتقد است ورود پکن و مسکو می‌تواند به تحرک دوباره روند دیپلماسی و تقویت ضمانت‌های اجرای توافق کمک کند. به باور او، آمریکا با تأکید بر تسلیم ایران، نقش مهمی در تضعیف تفاهم‌های پیشین داشته است؛ با این حال، تهران توانسته در عرصه نظامی و دیپلماتیک موازنه تازه‌ای در برابر واشنگتن و متحدانش ایجاد کند.

به گزارش اینتیتر به نقل از روزنامه اعتماد، ورود چین و روسیه به پرونده مذاکرات ایران و آمریکا، در شرایطی که تلاش‌ها برای احیای تفاهم اسلام‌آباد ادامه دارد، پرسش‌های تازه‌ای درباره آینده دیپلماسی میان تهران و واشنگتن ایجاد کرده است. هم‌زمان با تأکید مقام‌های چینی بر گسترش روابط با ایران و سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به تهران، این پرسش مطرح است که مشارکت قدرت‌های بزرگ چه تأثیری بر روند مذاکرات و تضمین اجرای توافق‌های احتمالی خواهد داشت. 

ماشاءالله شمس‌الواعظین، تحلیلگر مسائل سیاسی، معتقد است ورود پکن و مسکو می‌تواند به تحرک دوباره روند دیپلماسی و تقویت ضمانت‌های اجرای توافق کمک کند. به باور او، آمریکا با تأکید بر تسلیم ایران، نقش مهمی در تضعیف تفاهم‌های پیشین داشته است؛ با این حال، تهران توانسته در عرصه نظامی و دیپلماتیک موازنه تازه‌ای در برابر واشنگتن و متحدانش ایجاد کند. 

از نگاه این تحلیلگر، تنگه هرمز، پرونده هسته‌ای و احتمال گسترش تنش‌ها به باب‌المندب، سه عاملی هستند که محاسبات آمریکا درباره ادامه جنگ و بازگشت به میز مذاکره را تحت تأثیر قرار می‌دهند. 

بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد؛ کوتاه‌ترین مسیر برای توافق

شمس‌الواعظین با اشاره به استقبال بسیاری از ناظران بین‌المللی از ورود چین و روسیه به روند مذاکرات ایران و آمریکا، معتقد است اولویت اصلی باید بازگشت دو طرف به تفاهم اسلام‌آباد باشد؛ سندی که به گفته او، حاصل تلاش‌های گسترده بین‌المللی و منطقه‌ای با میانجیگری کشورهایی از جمله قطر، عمان و پاکستان بوده است. 

او تأکید می‌کند که احیای این تفاهم، در مقایسه با تدوین اسناد و توافق‌های جدید، می‌تواند کوتاه‌ترین و منصفانه‌ترین مسیر برای عبور از بن‌بست کنونی باشد؛ مشروط بر آنکه هر دو طرف به تعهدات خود پایبند بمانند. 

به اعتقاد این تحلیلگر، ورود چین و روسیه می‌تواند وزن سیاسی و اجرایی تفاهم را افزایش دهد. از نظر او، توافقی که با مشارکت یا حمایت قدرت‌هایی مانند پکن و مسکو همراه باشد، برای واشنگتن اهمیت بیشتری خواهد داشت؛ به‌ویژه اگر در مراحل بعدی، زمینه حمایت‌های حقوقی و بین‌المللی، از جمله در چارچوب شورای امنیت سازمان ملل متحد، فراهم شود. 

اختلاف بر سر اجرای تعهدات؛ مانع اصلی احیای توافق

یکی از مهم‌ترین موانع بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد، اختلاف تهران و واشنگتن بر سر میزان پایبندی هر یک از طرفین به تعهدات پیشین است. آمریکا ایران را به نقض تفاهم متهم می‌کند، در حالی که مقام‌های ایرانی نیز بارها از عمل نکردن واشنگتن به تعهدات خود انتقاد کرده‌اند. 

شمس‌الواعظین در این زمینه به موضوع دارایی‌های توقیف‌شده ایران، از جمله ۶.۵ میلیارد دلار سپرده‌شده در بانک‌های قطر، اشاره می‌کند و مدعی است که آزادسازی این منابع با محدودیت‌ها و شروطی از سوی آمریکا مواجه شده است. به گفته او، واشنگتن تلاش داشت استفاده از این منابع را به خرید کالاهایی مانند گندم، برنج و سویا از کشاورزان آمریکایی مرتبط کند؛ اقدامی که از نگاه این تحلیلگر، تحت تأثیر ملاحظات سیاسی داخلی آمریکا و نگرانی از انتقادها درباره پرداخت پول نقد به ایران صورت گرفته است. 

او با طرح این دیدگاه که هر دو طرف باید به‌صورت متقابل تعهدات خود را اجرا کنند، می‌گوید مشکل اصلی زمانی شکل می‌گیرد که یک طرف پس از انجام تعهدات خود، اهرم‌های فشارش را کاهش دهد، اما طرف مقابل از اجرای تعهدات باقی‌مانده خودداری کند. 

به باور شمس‌الواعظین، چنین الگویی می‌تواند اعتماد به توافق‌های دیپلماتیک را از بین ببرد و تهران را به دنبال کردن سازوکارهایی برای تضمین اجرای هم‌زمان و متقابل تعهدات سوق دهد. 

چرا چین و روسیه اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند؟ 

این تحلیلگر معتقد است یکی از نقاط ضعف میانجیگری‌های پیشین، محدود بودن قدرت اثرگذاری برخی میانجی‌های منطقه‌ای بر تصمیم‌های واشنگتن بوده است. به گفته او، آمریکا ممکن است در برابر کشورهایی مانند قطر و پاکستان احساس تعهد کمتری داشته باشد، اما نمی‌تواند نقش و جایگاه روسیه و چین را نادیده بگیرد. 

شمس‌الواعظین بر این باور است که مشارکت مسکو و پکن می‌تواند راه‌حل‌های تازه‌ای برای خروج مذاکرات از بن‌بست فراهم کند و هزینه سیاسی عقب‌نشینی از توافق را افزایش دهد. او همچنین معتقد است که اعتبار بین‌المللی دونالد ترامپ می‌تواند یکی از عوامل مؤثر بر نحوه مواجهه واشنگتن با ابتکارهای دیپلماتیک این دو قدرت باشد. 

با این حال، میزان تأثیرگذاری چین و روسیه بر روند مذاکرات، به شکل و سطح مشارکت آن‌ها و نیز میزان تمایل آمریکا و ایران به پذیرش نقش این دو کشور بستگی خواهد داشت. حضور قدرت‌های بزرگ به‌تنهایی تضمینی برای اجرای توافق نیست، اما می‌تواند زمینه را برای ایجاد سازوکارهای نظارتی و تعهدات متقابل تقویت کند. 

بازدارندگی نظامی و دیپلماسی؛ دو اهرم ایران در برابر واشنگتن

شمس‌الواعظین در بخش دیگری از تحلیل خود، عملکرد ایران در عرصه نظامی و دیپلماتیک را از عوامل اصلی تغییر موازنه در برابر آمریکا و متحدانش می‌داند. 

او معتقد است ایران در حوزه نظامی، با حفظ توان دفاعی و موشکی و افزایش تاب‌آوری در برابر فشارهای خارجی، توانسته است هزینه‌های ادامه درگیری را برای طرف مقابل افزایش دهد. به گفته او، همین وضعیت موجب شده است که آمریکا و متحدانش نتوانند بدون در نظر گرفتن ظرفیت‌های ایران، درباره ادامه جنگ یا پایان دادن به آن تصمیم بگیرند. 

این تحلیلگر همچنین بر نقش دیپلماسی در تکمیل بازدارندگی نظامی تأکید می‌کند. از نگاه او، هرگاه مسیر نظامی با محدودیت مواجه شده، فعالیت‌های دیپلماتیک ایران توانسته است زمینه را برای پیگیری مطالبات سیاسی و طرح شرایط تازه در مذاکرات فراهم کند. 

شمس‌الواعظین معتقد است ایران در حوزه دیپلماسی نیز عملکرد قابل توجهی داشته و توانسته است موضوع مذاکرات آتش‌بس و دستیابی به توافق را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی دنبال کند. او نتیجه این روند را شکل‌گیری موازنه‌ای تازه می‌داند که محاسبات آمریکا درباره ادامه تقابل با ایران را پیچیده‌تر کرده است. 

از تنگه هرمز تا باب‌المندب؛ گسترش احتمالی دامنه بحران

به اعتقاد شمس‌الواعظین، یکی از نگرانی‌های آمریکا و کشورهای غربی، احتمال گسترش دامنه درگیری و فعال شدن جبهه‌های جدید در منطقه است؛ مسئله‌ای که می‌تواند پیامدهای اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای به دنبال داشته باشد. 

او در این چارچوب، تنگه هرمز، پرونده هسته‌ای و باب‌المندب را سه محور مهم در معادلات کنونی می‌داند. به باور او، آمریکا تلاش می‌کند پرونده هسته‌ای را در مرکز مذاکرات قرار دهد و سایر موضوعات، به‌ویژه تنگه هرمز، را به حاشیه براند تا از میزان اهرم‌های فشار ایران کاسته شود. 

این تحلیلگر همچنین با اشاره به تحولات یمن و اهمیت راهبردی باب‌المندب، مدعی است که احتمال گسترش تنش‌ها به این منطقه، نگرانی‌های تازه‌ای برای آمریکا و اروپا ایجاد کرده است. او معتقد است هرگونه تشدید بحران در این گذرگاه دریایی می‌تواند فشارهای اقتصادی و امنیتی بر طرف‌های درگیر را افزایش دهد. 

با این حال، ارزیابی دقیق وضعیت میدانی باب‌المندب و میزان کنترل نیروهای یمنی بر این منطقه، نیازمند بررسی مستقل تحولات نظامی و دریایی است. 

از نگاه شمس‌الواعظین، اهمیت این سه محور در آن است که می‌توانند هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهند و در مقابل، قدرت چانه‌زنی ایران را در مذاکرات تقویت کنند. او معتقد است واشنگتن تلاش خواهد کرد با محدود کردن دامنه مذاکرات به پرونده هسته‌ای، از تبدیل شدن این اهرم‌ها به امتیازهای مؤثر در توافق نهایی جلوگیری کند. 

آیا ورود قدرت‌های بزرگ می‌تواند مانع تکرار شکست توافق شود؟ 

مسئله اصلی در مذاکرات پیش رو، صرفاً بازگشت ایران و آمریکا به میز مذاکره نیست، بلکه ایجاد سازوکاری است که مانع تکرار اختلاف‌ها بر سر اجرای تعهدات شود. از این منظر، نقش چین و روسیه زمانی می‌تواند تعیین‌کننده باشد که حضور آن‌ها به چارچوبی روشن برای نظارت بر اجرای توافق، تعهدات متقابل و هزینه‌های نقض احتمالی آن منجر شود. 

شمس‌الواعظین معتقد است ایران در مقایسه با دوره پیش از درگیری، اهرم‌های بیشتری در اختیار دارد و می‌تواند بدون صرف‌نظر کردن از مزیت‌های خود، شرایطش را در مذاکرات پیگیری کند. او همچنین بر این باور است که احیای تفاهم اسلام‌آباد، با مشارکت قدرت‌های بزرگ و برخورداری از ضمانت‌های معتبرتر، می‌تواند جایگزینی عملی برای تداوم جنگ باشد. 

در مجموع، ورود چین و روسیه به پرونده مذاکرات ایران و آمریکا را می‌توان تلاشی برای تغییر چارچوب دیپلماسی و افزایش وزن سیاسی توافق‌های احتمالی ارزیابی کرد. با این حال، موفقیت چنین روندی نه صرفاً به حضور قدرت‌های بزرگ، بلکه به میزان پایبندی تهران و واشنگتن به تعهدات، نحوه تنظیم ضمانت‌های اجرایی و آمادگی دو طرف برای دستیابی به توافقی متوازن بستگی خواهد داشت.

نظرات بینندگان