خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال اعتراف می کنم از فیلمنت

کد خبر : ۴۶۵۱۰۹
خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال اعتراف می کنم از فیلمنت

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال اعتراف می کنم از فیلمنت را در این مطلب مشاهده می کنید.

به گزارش اینتیتر، سریال «اعتراف می کنم » یکی از سریال های پربازیگر نمایش‌ خانگی است، که با موضوع درام جنایی ساخته شده است، مهدی هاشمی، پوریا پورسرخ، علیرضا ثانی‌فر، بهار کاتوزی و روژان رضوانیان از بازیگران ثابت این سریال هستند.

خلاصه داستان سریال اعتراف می کنم

در خلاصه داستان این سریال آمده است:

این سریال به صورت اپیزودی می باشد و هر قسمت یک داستان جداگانه دارد.

خلاصه داستان سریال اعتراف می کنم قسمت دهم

این قسمت: ورای شک معقول

همایون و نگار تو آشپزخونه درباره رمز ارز و صرافی ها صحبت می کردن، هر چی نگار توضیح میده سرگرد بیشتر گیج میشه تا اینکه متهم رو میارن، نگار میگه پس اینه، همون طراح توان پوتیوس، خیلی بابتش ضرر کردم، متهم میگه عجله کردی حتما، سعی کردم صرافیت رو هک کنم اما نشد، متهم میگه وقتی کارت رو بلد باشی همینه، همایون میگه بلد بودی که…

خلاصه داستان سریال اعتراف می کنم قسمت نهم

این قسمت: وقتی که شهر خواب است

جهانگیر تو آشپزخونه در حال خوردن صبحونه بود و البته کمی هم نصیحت کردن هیوا که اومده بود اونجا، که ماشین میاد دنبالش و میره، وقتی هیوا با روحی میره پایین بهش میگه تا حالا از اسلحه ات استفاده کردی؟ روحی میگه

خلاصه داستان سریال اعتراف می کنم قسمت هشتم

این قسمت: ترس روح را می خورد

جهانگیر حسابی به خودش رسیده بود، همایون هم هیجان زده بود، نگار میگه فکر کردم فقط من فن این خانمم. جهانگیر میگه همایون فیلم‌های عاشقانه اش رو چندین بار می دید.
متهمی که برای مصاحبه میاد یه بازیگره، این مصاحبه ساعت دو نیمه شب انجام میشه …

خلاصه داستان سریال اعتراف می کنم قسمت هفتم

این قسمت: کلکسیونر

نگار فیلمی رو که فراز براش از سربازی و در حال پست دادنو نگهبانی بود رو میدید، بعد وارد اتاق میشه، سرهنگ میگه چرا معطل می کنید ما زمان رو داریم از دست میدیم اونوقت منتظریم ببینیم متهم چیکار می کنه؟ شیوا میگه با کسی که ۵ سال و ۸ ماه تو سوله حبس بوده که…

خلاصه داستان سریال اعتراف می کنم قسمت ششم

این قسمت: آگراندیسمان

شیوا با سیاح صحبت می کرد، میگه دیشب از اتاقی که سیسمونی بچه رو گذاشتیم یه صدایی میومد فکر کردم در تراس باز بوده یه جانوری چیزی اومده داخل، رفتم دیدم هیوا با نور چراغ قوه گوشیش افتاده به جون…

خلاصه داستان سریال اعتراف می کنم قسمت پنجم

این قسمت: زن تحت تاثیر

زن برای مصاحبه آماده بود اما شیوا کلی دیر کرده بود، سرهنگ مجبور میشه بهش بگه اگه تا ۵ دقیقه دیگه نرسه مصاحبه رو خودشون شروع می کنن، سیاح هم به همایون اطلاع میده که امروز باید بره دادگاه، همایون میگه …

خلاصه داستان سریال اعتراف می کنم قسمت چهارم

سیاح با همسرش تلفنی حرف میزد و از تلخی های کارش می گفت که همیشگی هست، شیوا متوجه میشه و با همایون درمورد سیاح و اختلافش با همسرش صحبت می کنه و میگه شاید بهتر باشه امروز نره بازجویی اما همایون میگه نمیشه و…

خلاصه داستان سریال اعتراف می کنم قسمت سوم

مادر نگار بهش ویس می‌فرسته که راضی شو فراز بره خدمت، اونجا میفهمه که تو خیر و صلاحش رو می خواستی، نگار جواب میده نمیدونم چرا اینقدر پیغام میفرستید، من راضی نمیشم اما…

خلاصه داستان سریال اعتراف می کنم قسمت دوم

سیاح تلفنی با دلارام صحبت می کنه و میگه ایران مادرم برگشته، حدود دوازده روزی میشه، دایی میگفت مریضه، دلارام میگه میخواد ببینتت؟ سیاح میگه نپرسیدم، دلارام میگه پس برای همین اومده، تو چی، میخوای ببینیش؟ سیاح میگه نمیدونم، دایی به تو زنگ زد چی بهش گفتی؟ دلارام میگه چی میگفتم، میگفتم یکماهه داریم…

خلاصه داستان سریال اعتراف می کنم قسمت اول

همایون شایگان تمام اتاق ها رو بررسی می کنه و از روند پیشرفت تعمیرات راضی بود، مسئول دکور به همایون میگه ما برای تأمین هزینه ها به اداره زنگ زدیم، اما همایون میگه تا الان مگه من هزینه ها رو به شما نمیدادم، دکوراتیو میگه من فکر نمی کردم بخواهید با هزینه شخصی…

نظرات بینندگان