بازجویی فرسایشی به جای بازی روانی؛ آیا فیلم «قمارباز» ارزش تماشا دارد؟

کد خبر : ۴۷۰۱۶۰
بازجویی فرسایشی به جای بازی روانی؛ آیا فیلم «قمارباز» ارزش تماشا دارد؟

فیلم سینمایی «قمارباز» با محوریت یک حمله سایبری در جریان جنگ ۱۲ روزه، سراغ جاسوسی، سوءظن و بازی‌های روانی می‌رود. فیلم از همان ابتدا مخاطب را وارد یک بازجویی پرابهام می‌کند، اما در ادامه نمی‌تواند از ظرفیت این موقعیت برای ساختن تعلیقی ماندگار استفاده کند.

به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، اکران آنلاین فیلم سینمایی «قمارباز» به‌تازگی در شبکه نمایش خانگی آغاز شده است. اثری که نخستین بار در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و مدعی است که با ترکیب جاسوسی، جنایت و بی‌اعتمادی، مخاطب را وارد یک بازی روانی می‌کند. 

با این حال، فاصله میان ایده اولیه و اجرای آن باعث شده است فیلم نتواند از ظرفیت‌های ژانر معمایی به‌درستی استفاده کند. 

داستان با حمله سایبری به یکی از بانک‌های کشور در جریان جنگ ۱۲ روزه آغاز می‌شود. یکی از کارمندان بانک به‌عنوان مظنون اصلی معرفی می‌شود و مامور امنیتی مسئولیت بازجویی از او را برعهده می‌گیرد. بخش عمده فیلم در جریان همین بازجویی و تلاش دو طرف برای کشف یا پنهان کردن حقیقت می‌گذرد. موقعیتی که می‌توانست زمینه‌ساز یک تریلر روان‌شناختی پرتنش باشد، اما در ادامه بیشتر به مجموعه‌ای از پرسش‌ها و پاسخ‌ها محدود می‌شود. 

ایده اصلی «قمارباز» چندان تازه نیست. تقابل بازجو و متهم، بازی با اعتماد و تلاش برای تشخیص حقیقت از دروغ، از عناصر آشنای فیلم‌های معمایی است. قرار گرفتن این موقعیت در بستر جنگ ۱۲ روزه می‌توانست به داستان بُعدی متفاوت بدهد، اما فیلم از این زمینه بیشتر به‌عنوان پس‌زمینه استفاده می‌کند. جنگ در شکل‌گیری ماجرا نقش دارد ولی تاثیر آن بر فضای داستان و موقعیت شخصیت‌ها چندان ملموس نیست. حتی اگر اشاره ابتدایی به جنگ حذف شود مخاطب برای فهمیدن زمان وقوع اتفاقات و فضای حاکم بر داستان اطلاعات چندانی در اختیار نخواهد داشت. 

بازیگران زیر سایه فیلمنامه و لوکیشن

فیلم سینمایی قمار باز 2

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های «قمارباز» به تقابل شخصیت‌های اصلی بازمی‌گردد. کوروش تهامی و آرمین رحیمیان باید بار اصلی تنش دراماتیک فیلم را به دوش بکشند؛ یکی در جایگاه متهم و دیگری در مقام ماموری که وظیفه دارد حقیقت را کشف کند. در چنین موقعیتی، هر مکث، تغییر رفتار یا تناقض در گفته‌های شخصیت‌ها می‌تواند معنای تازه‌ای پیدا کند و مسیر بازجویی را تغییر دهد. با این حال، فیلم نمی‌تواند از این تقابل برای ساختن رابطه‌ای پیچیده و پیش‌بینی‌ناپذیر استفاده کند. 

آرمین رحیمیان با تکیه بر خونسردی و کنترل رفتار، می‌کوشد ماموری حسابگر و محتاط را به تصویر بکشد. این انتخاب با موقعیت شخصیت تناسب دارد، اما نقش برای شکل‌گیری شخصیتی متمایز به جزئیات بیشتری نیاز دارد. کوروش تهامی نیز باید اضطراب، تردید و ابهام موقعیت متهم را منتقل کند، اما بازی او چندان از الگوهای آشنای نقش‌آفرینی‌اش فاصله نمی‌گیرد. البته مشکل فقط به بازی‌ها محدود نیست. فیلمنامه نیز فرصت چندانی برای بروز تناقض‌های درونی شخصیت‌ها فراهم نمی‌کند. در نتیجه، بازیگران بیشتر در خدمت پیشبرد موقعیت داستانی قرار می‌گیرند تا ساختن شخصیت‌هایی که بتوانند مستقل از معمای اصلی برای مخاطب جذاب باشند. 

محدودیت لوکیشن در ابتدای فیلم به ایجاد فضای بسته و افزایش تنش کمک می‌کند. بخش عمده اتفاقات در یک خانه می‌گذرد و همین فضای محدود می‌تواند حس محاصره و بی‌اعتمادی را تقویت کند. اما استفاده از یک مکان ثابت به‌تنهایی برای حفظ تعلیق کافی نیست. هرچه داستان جلوتر می‌رود تکرار موقعیت بازجویی و گفت‌وگوهای مشابه از تاثیر این انتخاب می‌کاهد. فیلم به‌جای آنکه با تغییر مناسبات شخصیت‌ها یا آشکار شدن لایه‌های تازه‌ای از ماجرا، تنش را افزایش دهد بارها به همان الگوی قبلی بازمی‌گردد. 

مامور امنیتی در قالبی تکراری

فیلم سینمایی قمارباز 2

تصویر نیروهای امنیتی نیز از دیگر نقاط ضعف فیلم است. شخصیت مأمور امنیتی بیش از آنکه فردی با ویژگی‌ها و تناقض‌های شخصی باشد، به الگوی آشنای ماموران به خصوص کاراکتر سیاوش در سینمایی «روز صفر» نزدیک می‌شود. این تصویر تیپیکال نه امکان شناخت عمیق‌تر شخصیت را فراهم می‌کند و نه به روایت وجه تازه‌ای می‌بخشد. در نتیجه، «قمارباز» در ترسیم یکی از شخصیت‌های محوری خود نیز به کلیشه‌هایی متکی می‌ماند که پیش‌تر در آثار مشابه بارها دیده شده‌اند. 

مسئله اصلی «قمارباز» نه کمبود ایده، بلکه ناتوانی در تبدیل آن به یک معمای درگیرکننده است. در یک تریلر معمایی، اطلاعات باید حساب‌شده و تدریجی آشکار شوند تا هر پاسخ، مخاطب را یک قدم به حقیقت نزدیک کند و هم‌زمان احتمال‌های تازه‌ای پیش روی او بگذارد. در «قمارباز» اما پرسش‌های تازه لزوما از دل اطلاعات قبلی بیرون نمی‌آیند و گاهی بیشتر به پیچیده‌تر شدن ظاهری داستان منجر می‌شوند تا عمیق‌تر شدن آن. 

«قمارباز» از موقعیتی برخوردار است که می‌توانست به فیلمی پرتنش درباره اعتماد، فریب و حقیقت تبدیل شود. فضای بسته، تقابل دو بازیگر اصلی و ارتباط داستان با جنگ ۱۲ روزه، هرکدام ظرفیت‌هایی برای ساختن یک تریلر معمایی دارند. با این حال، ضعف شخصیت‌پردازی، تکرار موقعیت‌ها و استفاده محدود از بستر داستانی باعث می‌شود فیلم در سطح ایده متوقف بماند. حاصل کار اثری است که می‌خواهد مخاطب را تا پایان درگیر یک معما نگه دارد اما در ساختن تعلیقی که از دل شخصیت‌ها و منطق روایت شکل بگیرد، چندان موفق نیست.

نظرات بینندگان