بررسی و نقد فیلم کرونولوژی آب The Chronology of Water 2025؛ تراژدی جسورانه کریستن استوارت
فیلم کرونولوژی آب / گاهشماری آب/ تاریخچه آب / وقایع نگاری آب، اقتباسی از خاطرات لیدیا یوکناویچ است و داستان شناگری المپیکی را روایت میکند که پس از از دست دادن بورسیهٔ تحصیلیاش، با اعتیاد، بحرانهای هویتی خود مواجه میشود.
به گزارش اینتیتر به نقل از نواندیش، فیلم کرونولوژی آب / گاهشماری آب/ تاریخچه آب / وقایع نگاری آب، اقتباسی از خاطرات لیدیا یوکناویچ است و داستان شناگری المپیکی را روایت میکند که پس از از دست دادن بورسیهٔ تحصیلیاش، با اعتیاد، بحرانهای هویتی خود مواجه میشود.
جیم بلوشی، تورا برچ، چارلی کاریک، سوزانا فِلود، کیم گوردون و تام استوریج
داستان فیلم:
این فیلم اقتباسی از خاطرات لیدیا یوکناویچ است و داستان شناگری المپیکی را روایت میکند که پس از از دست دادن بورسیهٔ تحصیلیاش، با اعتیاد، بحرانهای هویتی خود مواجه میشود.
بررسی و نقد فیلم کرونولوژی آب
سلام سینما: کریستن استوارت با نخستین تجربه کارگردانیاش با فیلم «گاهشمار آب» در جشنواره کن، همه را شگفتزده کرد و نشان داد قادر است فیلمی جسورانه بسازد.
گاهشمار آب، نه تنها روایتی جسورانه از درد و رهایی است، بلکه نشان میدهد پشت چهره آشنای این بازیگر، کارگردانی توانا و با نگاهی شاعرانه پنهان بوده است. فیلمی که مانند زخم، عمیق و مانند آب، رهاییبخش است.
معمولاً وقتی بازیگران تصمیم میگیرند پشت دوربین بروند و فیلم بسازند، نتیجهاش آنطور که باید پیش نمیرود؛ انگار جای آنها همان جلوی دوربین است، نه پشت آن. اما کریستن استوارت این قاعده را بهکلی به هم زده است.
او با اولین تجربه کارگردانیاش، فیلم «گاهشمار آب» (The Chronology of Water) کاری کرده که در جشنواره کن هم تحسین شود؛ فیلمی جسورانه، دردناک و عمیق که تماشاگر را با خود در دل تاریکی میبرد تا شاید کورسویی از نور را در دل آن پیدا کند.
گاه شمار آب؛ یک فیلم اقتباسی
گاهشمار آب از کتاب خاطرات لیدیا یوکناویچ، نویسنده آمریکایی اقتباس شده و به دلیل موضوع حساس و بیپردهاش مورد توجه قرار گرفته است؛ داستان تعرض توسط پدر و تلاش برای رهایی از زخمهای روانی آن.
لیدیا برای فراموشکردن گذشته وحشتناک خود بهصورت حرفهای به ورزش شنا رو میآورد؛ اما در نهایت اعتیاد به الکل و مواد مخدر گریبان او را میگیرد.
هیچ یک از این راههای فرار به او کمک نمیکند. تنها وقتی تصمیم میگیرد حقیقت زندگیاش را بیپرده و صادقانه روی کاغذ بیاورد، میتوان رگهای از رهایی را در او دید.
کریستن استوارت با نگاهی هنرمندانه و بیواهمه، روایتی از این زن ساخته که مو بر تن آدم سیخ میکند. او زندگی لیدیا را آنقدر بیواسطه و ملموس تصویر کرده که گویی تماشاگر خود را در آینه او میبیند. این هنرمند جوان موفق شده دگردیسی شخصیت لیدیا را در فقدان استعاره به تصویر بکشد.
روایت داستان زندگی دردناک لیدیا (با بازی ایموجین پوتس) در دهه 70 میلادی، امر راحتی نبود. برخی فیلمها ساخته میشوند و تمام! اما بهجرئت میتوان گفت گاهشمار آب به زیبایی کارگردانی شده است.
کارگردانی تحسینبرانگیز کریستن استوارت
کریستن استوارت در مقام نویسنده و کارگردان، فیلمی درباره وجدان بشر ساخته، همه چیز را به بیننده نشان میدهد؛ اما اطلاعات را بهزور به خورد مخاطب نمیدهد. او لیدیا را با کلوزآپهای امپرسیونیستی به تصویر میکشد و داستان او را در خیال شما حک میکند؛ گویی هر صحنه جملهایست که از دل یک دفتر خاطرات پنهان بیرونآمده باشد. گاهشمار آب با نگاهی صادقانه به درون زندگی خصوصی و ممنوعه افرادی که در درد و رنج به سر میبرند، تکاندهنده است.
در دل این روایت، خانوادهای ترسیم میشود که بهجای پناهگاه، میدان جنگی خاموش است. مادری که چشم بر حقیقت بسته، پدری که در ظاهر مردانگی دارد؛ اما روح را میخراشد، و دختری که سالها صدایش خاموش مانده است.
کارگردان هیچ گاه مستقیم تعرض پدر به لیدیا را به مخاطب نشان نمیدهد. خشونت و آزار در فیلم حضور دارد، اما مثل روحی نامرئی که حسش میکنی، اما آن را نمیبینی. بازی بینظیر ایموجین پوتس تمام لحظات فیلم را به زیبایی به تصویر میکشد. عطش لیدیا، پریشانی او، احساس خلا درونش و... باورپذیری فیلم را چندبرابر میکند.
کریستن استوارت به همراه کوری سی فیلمبردار خود، به روایت داستان حالتی مستندگونه بخشیده؛ گویی هر نما، مانند برگی از دفترچه خاطراتی ممنوعه است که حالا ورق میخورد. گاهشمار آب درباره بقاست، درباره زنی که سقوط کرده اما میجنگد؛ فیلمی که مثل شعر، تراژدی را روایت میکند، و درنهایت مخاطب را به سفری برای رهایی و رستگاری میبرد. گاهشمار آب تنها یک فیلم نیست؛ تجربهای است که تا مدتها در ذهنتان حک میشود..