مقابله با نفوذ تا کجا | چه کسانی مشمول محدودیت گفت‌وگو با رسانه‌ها می‌شوند؟

کد خبر : ۴۶۵۹۴۱
مقابله با نفوذ تا کجا | چه کسانی مشمول محدودیت گفت‌وگو با رسانه‌ها می‌شوند؟

تصویب ماده ۲۲ طرح مقابله با نفوذ بیگانگان، بحث درباره این طرح را از چارچوب کلی مقابله با فعالیت‌های اطلاعاتی خارج کرد و به یکی از عرصه‌های روزمره ارتباطات عمومی کشاند.

به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، در میانه بحث‌های مربوط به امنیت ملی و مقابله با نفوذ خارجی، طرحی که قرار بود چارچوب مواجهه با سرویس‌های اطلاعاتی، دولت‌ها و نهادهای بیگانه را مشخص کند، به موضوع اختلاف میان دولت و مجلس تبدیل شده است. طرح مقابله با نفوذ بیگانگان، پیش از رسیدن به مرحله بررسی جزییات، با انتقادهایی درباره دامنه شمول و پیامدهای احتمالی آن روبه‌رو شد؛ انتقادهایی که تنها به مخالفان بیرون از ساختار رسمی محدود نماند و از درون دولت نیز مطرح شد. 

به گزارش اعتماد، محمدرضا عارف، معاون اول رییس‌جمهور، دوم شهریورماه ۱۴۰۵ با اشاره به پیامدهای احتمالی این طرح برای فعالیت‌های علمی و فناوری، هشدار داد که تصویب آن با ساختار موجود می‌تواند آسیب‌هایی جدی به این حوزه وارد کند. عارف همچنین از رایزنی با رییس مجلس و احتمال پیگیری موضوع از طریق نهادهای دیگر سخن گفت. با این حال، در چهاردهم مهرماه، نمایندگان مجلس در جریان بررسی جزییات طرح، ماده ۲۲ را با ۱۷۴ رأی موافق، ۶ رأی مخالف و ۲ رأی ممتنع از مجموع ۲۶۳ نماینده حاضر تصویب کردند. 

بر اساس این ماده، مصاحبه و شرکت اتباع ایرانی در گفت‌وگو با رسانه‌ها یا «انسان‌رسانه‌هایی» که وزارت اطلاعات آن‌ها را معاند اعلام عمومی کرده یا تحت مالکیت، مدیریت یا تأمین مالی کارگزاران مرتبط با دولت‌های سطح یک یا دو قرار دارند، جز با رعایت مقررات قانون ممنوع است و می‌تواند مجازات‌های درجه شش قانون مجازات اسلامی را در پی داشته باشد. در متن مصوبه، مقامات از شمول این ماده مستثنا شده‌اند. این مصوبه هنوز به‌تنهایی به معنای لازم‌الاجرا شدن حکم نیست و سرنوشت نهایی آن به طی مراحل قانونی، از جمله بررسی شورای نگهبان، بستگی دارد. 

اکنون مساله فقط حدود مقابله با نفوذ نیست؛ پرسش این است که مرز میان ارتباط رسانه‌ای و همکاری ممنوع چگونه تعریف می‌شود، اختیار تشخیص مصادیق در دست چه نهادی قرار می‌گیرد و نگرانی‌ها درباره آثار طرح تا چه اندازه در ادامه فرآیند قانونگذاری مورد توجه قرار خواهد گرفت. 

اختلاف بر سر شیوه مقابله با نفوذ

مخالفت دولت با طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه» از اول شهریورماه ۱۴۰۵ و پس از بررسی موضوع در جلسه هیات وزیران، شکل رسمی‌تری پیدا کرد. دولت مسعود پزشکیان در این جلسه، گزارش کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس درباره طرح را بررسی کرد و به دلیل آنچه «ایرادات جدی» خواند، با آن مخالفت کرد. محدودیت‌های علمی، احتمال تشدید مهاجرت نخبگان و بازتاب ناخوشایند طرح در سطح ملی و بین‌المللی، سه دلیلی بود که برای این تصمیم اعلام شد. 

مجید انصاری، معاون حقوقی رییس‌جمهور، نیز در توضیح موضع دولت به ایرادهای حقوقی و اجرایی طرح اشاره کرد. به گفته او، دولت معتقد است برای مقابله با جاسوسی و بسیاری از مصادیق نفوذ، قوانین موجود ظرفیت‌هایی دارند و اگر قرار است مقررات تازه‌ای وضع شود، باید ضرورت آن و نسبتش با قوانین فعلی به‌صورت کارشناسی بررسی شود. انصاری همچنین هشدار داد که برخی مفاد طرح می‌تواند ارتباطات علمی و پژوهشی ایرانیان با مراکز خارجی را با محدودیت روبه‌رو کند. از نگاه دولت، مساله فقط تصویب مقرراتی برای مقابله با فعالیت‌های اطلاعاتی نیست؛ باید روشن باشد که این مقررات در عمل چه کسانی و چه نوع فعالیت‌هایی را دربرمی‌گیرد. 

در مجلس، اما تأکید بر ضرورت ایجاد چارچوب قانونی مشخص برای مقابله با نفوذ قرار داشت. حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، با دفاع از طرح گفته است که در حوزه نفوذ، خلأ قانونی وجود دارد و هدف آن ایجاد چارچوبی برای شناسایی، پیشگیری و مقابله با این پدیده است. حسینعلی حاجی‌دلیگانی، نماینده شاهین‌شهر و از امضاکنندگان طرح نیز استدلال کرده که نفوذ می‌تواند منافع ملی را هدف قرار بدهد و باید برای آن جرم‌انگاری مشخصی وجود داشته باشد. بنابراین، استدلال موافقان بر این مبنا استوار است که قوانین موجود برای همه مصادیق مورد نظر کفایت نمی‌کند و قانون تازه می‌تواند امکان برخورد روشن‌تری را فراهم کند. 

این اختلاف در شهریورماه از سطح ارزیابی کارشناسی فراتر رفت و به بحث درباره حدود اختیارات دو قوه نیز کشیده شد. علیرضا سلیمی، عضو هیات‌رییسه مجلس، در ۱۹ شهریور مخالفت هیات وزیران با گزارش کمیسیون امنیت ملی را غیرقانونی خواند و گفت طرح، طرح مجلس است و لایحه دولت نیست؛ از این رو، دولت نمی‌تواند درباره روند قانونگذاری مجلس تصمیم بگیرد. او همچنین معتقد بود اگر دولت به مفاد طرح ایراد کارشناسی دارد، باید این ایرادها را در فرآیند بررسی مطرح کند. 

در مقابل، موضع اعلام‌شده دولت بر پیامدهای احتمالی متن پیشنهادی متمرکز بود. این تفاوت را می‌توان در دو پرسش خلاصه کرد: آیا برای مقابله با نفوذ به مقررات تازه نیاز است و اگر پاسخ مثبت است، دامنه این مقررات تا کجا باید گسترش پیدا کند؟ دولت بر پیامدهای احتمالی برای دانشگاه‌ها، پژوهشگران و ارتباطات بین‌المللی تأکید داشت؛ موافقان طرح در مجلس نیز بر ضرورت تعریف قانونی روشن‌تر برای مقابله با نفوذ پافشاری می‌کردند. این دو ملاحظه لزوما به معنای اختلاف بر سر اصل مقابله با نفوذ نیست، اما نشان می‌دهد درباره ابزار قانونی و حدود اجرای آن، ارزیابی‌های متفاوتی وجود دارد. 

در نهایت، مجلس در ۲۵ مرداد کلیات طرح را با ۱۸۳ رأی موافق، چهار رأی مخالف و پنج رأی ممتنع از مجموع ۲۵۸ نماینده حاضر تصویب کرد و بررسی جزییات را ادامه داد. در چهاردهم مهرماه نیز ماده ۲۲، مربوط به مصاحبه و گفت‌وگوی اتباع ایرانی با رسانه‌های مشمول تعاریف طرح، با ۱۷۴ رأی موافق، شش رأی مخالف و دو رأی ممتنع از مجموع ۲۶۳ نماینده حاضر به تصویب رسید. به این ترتیب، با وجود مخالفت اعلام شده دولت، روند بررسی مواد در مجلس متوقف نشد. 

ماده ۲۲؛ گفت‌وگو با رسانه‌ها زیر ذره‌بین قانون

تصویب ماده ۲۲ طرح مقابله با نفوذ بیگانگان، بحث درباره این طرح را از چارچوب کلی مقابله با فعالیت‌های اطلاعاتی خارج کرد و به یکی از عرصه‌های روزمره ارتباطات عمومی، یعنی مصاحبه و گفت‌وگو با رسانه‌ها کشاند. این ماده برای ارتباط اتباع ایرانی با رسانه‌ها و «انسان‌رسانه‌هایی» که در تعریف طرح قرار می‌گیرند، محدودیت‌هایی در نظر گرفته است؛ محدودیت‌هایی که رعایت نکردن آن‌ها می‌تواند پیامد کیفری داشته باشد. به این ترتیب، دامنه بحث درباره مقابله با نفوذ تنها به فعالیت‌های سازمان‌یافته اطلاعاتی محدود نمی‌ماند و ارتباطات رسانه‌ای شهروندان نیز در چارچوب آن قرار می‌گیرد. 

بر اساس متن ماده، مصاحبه و شرکت اتباع ایرانی در گفت‌وگو با رسانه‌ها یا انسان‌رسانه‌هایی که وزارت اطلاعات آن‌ها را «معاند» اعلام عمومی کرده یا تحت مالکیت، مدیریت یا تأمین مالی کارگزاران مرتبط با دولت‌های سطح یک یا دو قرار دارند، تابع مقررات این قانون خواهد بود. در این چارچوب، دو معیار برای تشخیص رسانه‌های مشمول حکم مطرح شده است: اعلام عمومی عنوان معاند از سوی وزارت اطلاعات و وجود ارتباط مالکیتی، مدیریتی یا مالی با کارگزاران مرتبط با دولت‌های مورد اشاره. بنابراین، شمول ماده صرفا به عنوان گذاری سیاسی یک رسانه وابسته نیست و معیارهای دیگری نیز در متن آن آمده است. 

با این حال، چگونگی تشخیص و اعلام مصادیق، یکی از مسائل مهم در اجرای چنین حکمی است. برای شهروندی که با رسانه‌ای خارجی مصاحبه می‌کند، روشن بودن وضعیت حقوقی آن رسانه اهمیت دارد؛ به‌ویژه اگر معیارهایی مانند مالکیت، مدیریت یا تأمین مالی در تعیین شمول قانون نقش داشته باشند. در چنین شرایطی، انتشار عمومی فهرست رسانه‌های مشمول و مشخص بودن مبنای قرار گرفتن هر رسانه در این فهرست می‌تواند در آگاهی شهروندان از حدود مقررات موثر باشد. در غیر این صورت، ابهام در تشخیص مصادیق ممکن است ارزیابی حقوقی یک ارتباط رسانه‌ای را دشوار کند. 

استفاده از واژه «انسان‌رسانه» نیز بخش دیگری از بحث را شکل می‌دهد. این اصطلاح معمولا درباره افرادی به کار می‌رود که از طریق صفحات شخصی و شبکه‌های اجتماعی، مخاطبان گسترده‌ای دارند و محتوای خبری، تحلیلی یا تفسیری منتشر می‌کنند. قرار گرفتن این عنوان در کنار رسانه‌های متعارف، پرسش‌هایی درباره دامنه شمول آن به وجود می‌آورد؛ از جمله اینکه آیا هر فرد دارای مخاطب گسترده می‌تواند در این دسته قرار بگیرد یا برای تشخیص آن معیارهای مشخص‌تری وجود دارد. پاسخ به این پرسش‌ها به تعریف قانونی اصطلاح و ضوابطی بستگی دارد که برای اجرای آن تعیین می‌شود. 

موضوع دیگر، استثناهای پیش‌بینی‌شده در ماده است. بر اساس توضیحات منتشرشده درباره مصوبه، مقامات از شمول این حکم مستثنا شده‌اند. بررسی دقیق این استثنا مستلزم توجه به تعریف قانونی مقام و حدود فعالیت‌هایی است که مشمول آن می‌شود. زیرا در موضوع ارتباط با رسانه‌های خارجی، میان مصاحبه رسمی یک مقام در چارچوب مسوولیت اداری و گفت‌وگوی شخصی یا تخصصی یک شهروند ممکن است تفاوت‌هایی وجود داشته باشد؛ تفاوت‌هایی که باید در متن نهایی و ضوابط اجرایی به‌روشنی مشخص شوند تا امکان برداشت‌های متفاوت کاهش یابد. 

برای تخلف از حکم ماده ۲۲ نیز مجازات‌های درجه شش موضوع ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی در نظر گرفته شده است. در نتیجه، مساله صرفا تعیین محدودیت برای ارتباط رسانه‌ای نیست، بلکه مسوولیت کیفری احتمالی نیز مطرح است. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که دامنه واژه‌هایی مانند «معاند» و «انسان‌رسانه» یا معیارهای تشخیص ارتباط مالکیتی و مالی، در عمل تعیین‌کننده شمول حکم باشند. هرچه این معیارها روشن‌تر و قابل دسترس‌تر باشند، امکان آگاهی شهروندان از تکالیف قانونی خود بیشتر خواهد بود.

در نهایت، اجرای ماده ۲۲ به دو موضوع گره خورده است: از یک سو، مشخص بودن مصادیق و ضوابطی که ارتباط با رسانه‌های مشمول را محدود می‌کند و از سوی دیگر، امکان اطلاع شهروندان از این ضوابط پیش از برقراری ارتباط. مرز میان مقابله با فعالیت‌های مرتبط با نفوذ و ارتباطات رسانه‌ای دیگر، تا اندازه زیادی به همین تعریف‌ها و شیوه اجرا وابسته خواهد بود. از این منظر، ارزیابی آثار ماده تنها با توجه به هدف اعلام‌شده آن ممکن نیست؛ بلکه باید دید متن نهایی قانون چگونه میان ملاحظات امنیتی، پیش‌بینی‌پذیری مقررات و مسوولیت حقوقی افراد توازن برقرار می‌کند. 

آزمون اجرای قانون؛ از متن تا مصداق

اهمیت ماده ۲۲ فقط به محدودیت‌هایی که برای ارتباط با برخی رسانه‌ها تعیین می‌کند، خلاصه نمی‌شود؛ این ماده آزمونی برای نحوه تبدیل مفاهیم کلی امنیتی به قواعد حقوقی قابل اجرا نیز هست. در قانون‌گذاری، تعیین یک ممنوعیت به‌تنهایی کافی نیست؛ شهروند باید بتواند پیش از انجام یک فعالیت، تشخیص دهد که آن فعالیت در چه شرایطی مجاز است و چه زمانی ممکن است برای او مسوولیت قانونی ایجاد کند. هرچه تشخیص مصادیق به ارزیابی‌های موردی وابسته‌تر باشد، ضرورت وجود معیارهای روشن و رویه‌ای قابل پیش‌بینی بیشتر می‌شود. 

از این جهت مساله اصلی در اجرای ماده ۲۲، نسبت میان تشخیص نهادهای مسوول و امکان آگاهی افراد از وضعیت حقوقی رسانه‌ای است که با آن ارتباط برقرار می‌کنند. اگر معیارهای شمول قانون به‌صورت دقیق و عمومی در دسترس باشند، افراد می‌توانند پیش از مصاحبه یا گفت‌وگو، وضعیت ارتباط خود را با مقررات تطبیق بدهند. در مقابل، اگر مرزهای شمول ماده برای شهروندان روشن نباشد، مسوولیت رعایت قانون با دشواری بیشتری همراه خواهد شد؛ به‌خصوص در ارتباطاتی که با هدف علمی، تخصصی، فرهنگی یا اطلاع‌رسانی شکل می‌گیرند. 

این موضوع از جهت دیگری نیز اهمیت دارد: ارتباط رسانه‌ای همیشه در قالب مصاحبه رسمی یا موضع‌گیری سیاسی انجام نمی‌شود. گاهی یک پژوهشگر درباره یافته‌های علمی خود توضیح می‌دهد، یک کارشناس تحولات اقتصادی را تشریح می‌کند یا یک شهروند در پاسخ به پرسش‌های رسانه‌ای درباره موضوعی عمومی اظهارنظر می‌کند. تعیین جایگاه این فعالیت‌ها در چارچوب ماده، به نحوه تعریف رسانه‌های مشمول، حدود استثناها و معیارهای تشخیص تخلف وابسته است. بدون تفکیک روشن میان مصادیق مختلف، ارزیابی آثار قانون بر فعالیت‌های حرفه‌ای و عمومی نیز دشوار خواهد بود. 

با این وجود نمی‌توان از این واقعیت چشم پوشید که قانونگذار در حوزه امنیت ملی با مساله‌ای روبه‌رو است که تشخیص آن همیشه به نام و عنوان یک رسانه محدود نمی‌شود و ممکن است به ساختار مالکیت، منابع مالی یا ارتباطات پشت‌صحنه آن مربوط باشد. چالش قانون‌گذاری، در چنین وضعیتی، ایجاد امکان رسیدگی به این ارتباطات بدون واگذار کردن دامنه حکم به برداشت‌های نامحدود است. به همین دلیل، کیفیت تعریف‌ها، شیوه اعلام مصادیق و امکان بررسی حقوقی تصمیم‌های مرتبط، به اندازه اصل ممنوعیت اهمیت پیدا می‌کند. 

منتقدان این طرح و ماده البته کماکان منتظر هستند و پرسش‌هایی از این دست که «آیا مرزهای ممنوعیت برای شهروندان قابل تشخیص خواهد بود؟ آیا میان ارتباطات حرفه‌ای و فعالیت‌هایی که مشمول ممنوعیت می‌شوند، تفکیک روشنی برقرار می‌شود؟ و آیا اجرای حکم به رویه‌ای یکسان و قابل پیش‌بینی می‌انجامد؟» را مطرح می‌کنند. پاسخ به این پرسش‌ها مشخص می‌کند که ماده ۲۲ تا چه اندازه می‌تواند هدف امنیتی مورد نظر قانونگذار را دنبال کند، بی‌آنکه در تعیین تکلیف ارتباطات رسانه‌ای با ابهام‌های گسترده روبه‌رو شود.

نظرات بینندگان