چگونه کودکی با دلبستگی ایمن تربیت کنیم؟
چگونه کودکی با دلبستگی ایمن تربیت کنیم؟ سوالی که ممکن است در ذهن والدینی که دغدغه تربیت صحیح فرزندشان را دارند، به وجود بیاید.
اینتیتر - سحر زمانی ؛ روابط، اساس زندگی ما انسان ها را تشکیل می دهد. ما در روابطمان می آموزیم، شکست می خوریم، رشد می کنیم، زخم می خوریم، دوست می داریم، دوست داشته می شویم و لب کلام اینکه همه اتفاقات مهم زندگی در بستر رابطه هایمان رقم می خورد. اما اگر نطفه اولین رابطه ما در سالهای ابتدایی زندگی درست بسته نشود، دردها و رنج های عمیق تری در آینده، ما را تهدید می کنند.
روانشناسان از واژه دلبستگی برای رابطه اولیه کودکان با والدین ( یا مراقبان ) استفاده می کنند و آن را پایه و اساس باقی روابط انسان ها در طول عمرشان می دانند. حال با توجه به اهمیت دلبستگی و تاثیر گسترده آن بر زندگی کودک، با هدی مطهری، کارشناس ارشد مشاوره در این باره به گفتگو نشسته ایم.
دلبستگی به چه معناست؟
برای اینکه بدانیم چگونه کودکی با دلبستگی ایمن تربیت کنیم؟ باید در وهله اول دلبستگی را تعریف کنیم. منظور از دلبستگی یک ارتباط و حمایت عاطفی است که از بدو تولد بین والد ( یا مراقب ) با کودک شکل می گیرد. حال این ارتباط و حمایت می تواند به نحوی سازگار شکل بگیرد که دلبستگی ایمن را به وجود می آورد و هم می تواند به نحوی ناسازگار باشد که به دلبستگی ناایمن منجر می شود.
دلبستگی چگونه شکل می گیرد؟
کودک از بدو تولد با والد ( یا مراقب) خود ارتباط برقرار می کند. این ارتباط در ابتدا به شکل ارتباط چشمی و دست و پا زدن صورت می گیرد و کمی بعد کودک با لبخند زدن و گریه کردن با والد ارتباط برقرار می کند. این رفتارهایی که کودک در ارتباط اولیه اش بروز می دهد، رفتارهای دلبستگی نام دارند. رفتارهای دلبستگی زمانی بروز پیدا می کنند که کودک در شرایط نا آرام و پر استرسی به سر می برد و نیاز به مراقبت دارد.
به طور کلی اگر بخواهم سازوکار دلبستگی را با یک مثال برایتان بازگو کنم به این شرح است:
مرحله اول: کودکی را تصور کنید که در حال بازی کردن است و در حین بازی اتفاقی می افتد و او شروع به گریه کردن می کند. در این شرایط کودک اضطراب را تجربه می کند که این امر موجب فعال شدن نظام ترس در او می شود.

مرحله سوم: یعنی مرحله نظام مراقبت، زمانی به درستی اتفاق می افتد که والدین پاسخگوی نیاز کودک خود باشند و از او حمایت کنند. به عنوان مثال زمانی که در حال گریه کردن است، او را در آغوش بگیرند و به او گوش دهند.
مرحله آخر: در این مقطع کودک که حمایت لازم را دریافت کرده و متوجه پشتیبانی والدین خود شده است، به بازی برمی گردد. این بازگشت دوباره، نظام اکتشاف نام دارد.
دلبستگی های ناایمن در چه شرایطی در کودکان به وجود می آیند؟
دلبستگی های ناایمن زمانی به وجود می آیند که نظام مراقبت بین کودک و والد به شکل سازگاری صورت نگرفته و والد به درستی پاسخگوی نیازهای کودک نبوده و آنها را سرکوب کرده باشد. دلبستگی ناایمن به سه نوع اجتنابی، اضطرابی، آشفته یا پیش بینی ناپذیر تقسیم می شود.
دلبستگی اجتنابی زمانی اتفاق می افتد که کودک، والدش را به عنوان فردی طرد کننده میشناسد. یعنی هر زمانی که کودک نظام دلبستگی اش فعال شده و نیازمند حمایت و مراقبت بوده، والد او را پس زده و پاسخگوی نیازش نبوده، در نتیجه حمایت و ارتباط عاطفی بین آن دو شکل نگرفته است. در این شرایط، کودکان برای کاهش خطر طرد شدن، رفتارهای دلبستگیشان را مهار می کنند و نشان نمی دهند زیرا در این صورت است که نزد والدشان پذیرفته می شوند. این نوع سبک دلبستگی احتمال اختلالات ضد اجتماعی را در آینده بالا می برد.
در دلبستگی ناایمن اضطرابی برعکس دلبستگی ناایمن اجتنابی، کودکان یاد گرفته اند که باید رفتار دلبستگیشان را به حداکثر برسانند تا توجه والدین را دریافت کنند. به عنوان مثال زمانی که کودک در حال گریه است باید حتما جیغ بزند تا والد متوجه او شوند. این کودکان همیشه پریشان و کج خلق هستند.
در این سبک دلبستگی مراقب برای کودک هم مطلوب است و هم غیرقابل اعتماد. یعنی این کودکان نسبت به مراقبشان احساسات دوگانه ای دارند و روابطشان با آن ها گاهی با احساس عشق و گاهی با احساس خشم همراه می شود. زیرا بعضی مواقع مراقبت را به نوع احسن از والدین دریافت کردند و گاهی در قبال بروز رفتار دلبستگی، از سمت والدین مورد تهاجم قرار گرفتند.
اما میرسیم به دلبستگی ناایمن آشفته یا پیشبینی ناپذیر. کودکان دارای این سبک دلبستگی، نمی توانند رفتارشان را سازماندهی کنند و اضطراب و برانگیختگی آنها بسیار بالا و نامنظم است. این سبک دلبستگی اغلب اوقات زمانی رخ می دهد که والد علت اصلی پریشانی کودک هستند و کودک تروماهایی را از جانب والد تجربه کرده است. همانند والدینی که متجاوز هستند. این تجاوز می تواند به صورت فیزیکی باشد مانند کتک زدن، و هم می تواند به صورت جنسی باشد. علاوه بر این والدینی که غیر قابل دسترس هستند مانند والدینی که به یکی از بیماری های روانی مبتلا و یا دچار سوء مصرف مواد و الکل هستند، باعث ایجاد دلبستگی ناایمن آشفته در کودکان خود می شوند.
نشانه های دلبستگی ایمن کدامند؟
در صورتیکه حمایت و مراقبت عاطفی بین کودک و والد به نحو سازگاری شکل گیرد و والد پاسخگوی نیاز کودک باشد، دلبستگی ایمن در او به وجود می آید. از ویژگی های کودک دارای دلبستگی ایمن این است که می تواند به طور مستقیم و مثبت به والدش نزدیک شود و نسبت به این موضوع آگاهی دارد که اگر اضطراب و ترسی را تجربه کند، هیجاناتش به رسمیت شناخته می شود و از جانب والد پاسخ درستی را دریافت می کند. این کودکان از ابراز احساساتشان ترسی ندارند و می توانند رفتارشان را سازماندهی کنند.

سبک دلبستگی والدین در تربیت فرزندان موثر است؟
بله. سبک دلبستگی والدین تاثیر مستقیمی بر سبک دلبستگی کودکان دارد. والدینی که سبک دلبستگی خودشان ایمن است عموما کمتر ایراد میگیرند و کمتر درگیر نیازها، تروماها و مسائل حل نشده خودشان هستند. والدینی که سبک دلبستگی اجتنابی دارند، در صورتی که کودکشان به آنها نزدیک شود، احساس ناراحتی می کنند و رفتارهای دلبستگی فرزندشان را نادیده می گیرند.
والدینی که سبک دلبستگی اضطرابی و دو سو گرا دارند والدینی هستند که بیشترین ترس از رهایی را دارند و در پاسخگویی به نیازهای کودک بی ثبات هستند. گاهی حضور دارند و گاهی هم نیازها را سرکوب می کنند.
و در آخر والدینی که سبک دلبستگی شان آشفته و پیش بینی ناپذیر است، به کودکان نمیرسند و آنها را تنها میگذارند. این والدین با مسائل و تروماهای حل نشده ای که دارند به کودکان آسیب می رسانند.
ویژگی های والدینی که کودکی با دلبستگی ایمن تربیت می کنند، چیست؟
والدینی که پاسخ سوال چگونه کودکی با دلبستگی ایمن تربیت کنیم؟ را می دانند و در این راستا حرکت می کنند، دارای چهار ویژگی هستند.
اولین ویژگی در دسترس بودن است، یعنی زمانی که کودک به حمایت عاطفی نیاز دارد، والدین در کنار کودک باشند.
دومین ویژگی حساس بودن است، یعنی بتوانند نسبت به نیازهای کودک حساس باشند و آنها را شناسایی کنند.
سومین ویژگی پاسخگو بودن است، یعنی زمانی که کودک رفتار دلبستگی را بروز می دهد و نظام دلبستگی در او فعال می شود، والدین به نحو سازگاری به آن نیاز پاسخ دهند.
آخرین ویژگی پیش بینی پذیر بودن است و والدینی این ویژگی را دارند که در برخورد با کودک روال ثابتی را پیش بگیرند، یعنی در اکثر مواقع نسبت به نیازهای کودک حساس باشند و به آنها پاسخ دهند.
مسلما همیشه نمی توان این چهار ویژگی را رعایت کرد و زمانی هم پیش می آید که والدین نتوانند این روال را در پیش بگیرد. والدین نباید در این مقطع وسواس گونه عمل کنند و فقط لازم است که به اندازه کافی خوب باشند یعنی که در اکثر مواقع یک روال ثابت و سالمی را در رابطه با کودک در پیش بگیرند.
کدام بازه سنی، بهترین زمان برای ایجاد دلبستگی سالم است؟
در اکثر رویکردهای روانشناسی تاکید بر این است که پنج سال اول زندگی فوق العاده مهم و تاثیرگذار است. در رویکرد دلبستگی نیز به همین شکل است. در این رویکرد گفته می شود که در پنج سال اول زندگی سبک دلبستگی کودک شکل می گیرد. اما باید این نکته را هم در نظر گرفت که هر زمانی حتی در بزرگسالی دلبستگی های جدیدی برای افراد به وجود می آیند و اگر والدینی آگاه شوند، روش آسیب زننده ای را در رابطه با کودک پیش گرفتند، می توانند روش تربیتی خود را اصلاح کنند و دلبستگی را به سمت ایمن هدایت کنند.

چگونه کودکی با دلبستگی ایمن تربیت کنیم؟
به طور کلی والدینی که به رشد هیجانی کودکشان اهمیت می دهند، می توانند کودکی با دلبستگی ایمن تربیت کنند. این والدین از راهکارهایی که در ادامه شرح می دهم استفاده می کنند:
آنها باور دارند ابراز هیجان مهم است و اجازه بروز هیجانات را به کودکشان می دهند. به عنوان مثال، زمانی که کودکشان در حال گریه کردن است او را به خاطر این کار سرزنش نمی کنند.
ابراز هیجان را در کودکشان تسهیل می کنند یعنی به ابراز احساسات و هیجانات آن ها گوش می کنند و بازخورد می دهند. به عنوان مثال زمانی که کودکی زمین می خورد به جای اینکه به او بگویند چیزی نشده است، از او می خواهند تا از هیجان و تجربه ای که داشته حرف بزند.
این والدین هیجانات سخت را تحمل می کنند . به عنوان مثال وقتی کودک گریه می کند و جیغ می زند، با پرخاشگری پاسخ او را نمی دهند و با آرامش از کودکشان می خواهند علت رفتار و گریه اش را توضیح دهد.
آنها به احساسات کودکشان اعتبار می بخشند یعنی اینکه به کودک نشان می دهند که احساسات و تجربیات تو مهم هستند و می توانیم راجع به آنها صحبت کنیم.
این والدین به جای آن که کودکشان را از انجام کارهایی که خودمختاری شان را افزایش می دهد منع کنند، محیط امنی برای آنها به وجود می آورند و همراه آنها به اکتشاف می پردازند.
جمع بندی
مطلب را با رابطه شروع کردیم و از مهم ترین آن، که اولین رابطه فرد با مراقبش است سخن گفتیم و آسیب هایی که به واسطه ناآگاهی از رفتارمان، به کودکان وارد می کنیم را شناسایی کردیم و در آخر راهکارهایی برای ایجاد دلبستگی ایمن در کودکان ارائه دادیم.
