آیا اسکرول کردن در فضای مجازی فایده‌ای هم دارد؟

کد خبر : ۴۶۳۲۴۰
آیا اسکرول کردن در فضای مجازی فایده‌ای هم دارد؟

بیشتر ما بدون اینکه متوجه باشیم، در حال اسکرول کردن هستیم. انگشت‌ها حرکت می‌کنند، صفحه روشن می‌شود و «دنیا» به هر چیزی که روی نمایشگر ظاهر می‌شود محدود می‌شود.

به گزارش اینتیتر، گاهی حتی هنگام راه رفتن نیز مشغول اسکرول کردن هستیم. وقتی چشم‌ها، مغز، ذهن و توجه ما به صفحه گوشی معطوف شده‌اند، در واقع محیط اطراف خود را نمی‌بینیم. از این نظر، تفاوت چندانی با راه رفتن با چشم‌بند وجود ندارد.

به گزارش سایکولوژی تودی، استفاده از هدفون نیز گاهی یک لایه دیگر به این جدایی اضافه می‌کند. در چنین شرایطی، نه‌تنها محیط اطراف را نمی‌بینیم، بلکه صدای آن را هم نمی‌شنویم. البته چون چشم‌بند یا گوش‌بند واقعی نداریم، معمولاً تصور نمی‌کنیم که چنین اتفاقی در حال رخ دادن است.

در فرایند اسکرول کردن و راه رفتن، بخش قابل توجهی از جهان بیرونی را از ذهن و دو حس اصلی خود حذف می‌کنیم و این انتخاب‌ها پیامدهایی دارند.

مغز در برابر غرق شدن در دنیای دیجیتال چگونه تغییر می‌کند؟

پژوهش‌های علوم اعصاب نشان می‌دهند که به دلیل انعطاف‌پذیری مغز، مغز انسان دائماً در حال پاسخ دادن، فعال شدن، بازسازمان‌دهی و سازگار شدن با آن چیزی است که فکر می‌کنیم، انجام می‌دهیم، می‌گوییم، یاد می‌گیریم و انتخاب می‌کنیم.

بنابراین، وقتی اسکرول کردن با تلفن همراه یا نشستن مقابل کامپیوتر به ریتم غالب زندگی روزمره تبدیل می‌شود، مغز نیز به سرعت خود را با این انتخاب‌ها و رفتارها سازگار می‌کند.

در اسکرول کردن، مغز با تغییرات سریع تصاویر، تازگی فوری و تحریک مداوم مواجه است. در نتیجه، ذهن به تدریج با نوعی ارائه تکه‌تکه و بسیار کوتاه از اطلاعات که بر پایه «تازگی» شکل گرفته است، درگیر و در آن ماهر می‌شود.

تأثیر اسکرول کردن بر تفکر انتقادی و مهارت‌های پیچیده

بر اساس استدلال مطرح‌شده در این مقاله، این وضعیت می‌تواند به شکل‌گیری مغز و ذهنی منجر شود که ارتباطات پیچیده عصبی مورد نیاز برای تفکر انتقادی و استدلال سطح بالا را به اندازه کافی توسعه نمی‌دهد.

همچنین توانایی یادگیری مهارت‌ها و کسب دانشی که برای مواجهه با پیچیدگی‌های زندگی لازم است، ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.

این نوع زندگی مبتنی بر اسکرول کردن و غرق شدن در محتوای دیجیتال فقط بر شیوه فکر کردن ما اثر نمی‌گذارد؛ بلکه می‌تواند بر احساسات، روابط و رفتار ما نیز تأثیر داشته باشد.

نظام‌های آموزشی نیز به‌تدریج در حال مشاهده پیامدهای برخی از این رفتارهای مبتنی بر فناوری هستند. برای مثال، در ایالت مین آمریکا، یک طرح ۲۰ ساله که هزینه آن به میلیاردها دلار رسید، با هدف بهبود عملکرد تحصیلی، استفاده گسترده از رایانه در کلاس‌های درس را دنبال کرد. با این حال، بر اساس متن مقاله، در طول این دو دهه استانداردهای تحصیلی کاهش یافت.

در استرالیا نیز ارزیابی‌های ملی سواد خواندن و ریاضیات روندهای نزولی مشابهی را نشان داده‌اند و همین مسئله دولت فدرال و دولت‌های ایالتی و قلمرویی را به مداخله فوری واداشته است.

این نتایج به معنای محکوم کردن فناوری نیستند. مسئله این است که وقتی غرق شدن در دنیای دیجیتال به شیوه پیش‌فرض فکر کردن، رفتار کردن، یادگیری و انتخاب کردن تبدیل می‌شود، مغز و ذهن نیز خود را با آن سازگار می‌کنند؛ سازگاری‌ای که بر اساس نتایج مطرح‌شده در مقاله، لزوماً از رشد تحصیلی و توانایی تفکر حمایت نمی‌کند.

برای تغییر این الگو به انقلاب نیاز نداریم

برای تغییر این الگوی رفتاری، الزاماً نیازی به یک تحول بزرگ نیست. آنچه لازم است، آگاهی از رفتار خود، انضباط شخصی و توانایی تصمیم‌گیری آگاهانه است.

باید این اصل را بپذیریم که مغز ما بر اساس آنچه فکر می‌کنیم، انجام می‌دهیم، می‌گوییم، یاد می‌گیریم و انتخاب می‌کنیم، تغییر می‌کند.

اگر می‌خواهیم ذهن‌هایی کارآمدتر در تحلیل، احساسات سالم‌تر و جوامعی با ارتباط بیشتر داشته باشیم، هم افراد و هم جامعه باید انتخاب‌هایی انجام دهند که از رسیدن به این اهداف حمایت کند.

اینترنت و هوش مصنوعی؛ مسئولیت با چه کسی است؟

اینترنت و قدرت گسترده و تصورناپذیر هوش مصنوعی اکنون به بخش دائمی زندگی انسان تبدیل شده‌اند. با این حال، اینکه چگونه و با چه میزان از این ابزارها استفاده می‌کنیم، همچنان تا حد زیادی به انتخاب و مسئولیت فردی و جمعی ما بستگی دارد.

هر فرد و جامعه در مجموع می‌تواند تصمیم بگیرد چه مقدار از روز خود را صرف اسکرول کردن کند و چه مقدار را به فعالیت‌هایی اختصاص دهد که تفکر انتقادی، استدلال سطح بالا، مهارت‌های فیزیکی و دانش را تقویت می‌کنند.

در نهایت، مسئله فقط فناوری نیست؛ مسئله انتخاب‌های روزمره ما و تأثیری است که این انتخاب‌ها بر مغز، ذهن، رفتار و روابطمان می‌گذارند.

نظرات بینندگان