۱۵ نکته کلیدی در پرونده قتل بابک خرمدین

۱۵ نکته کلیدی در پرونده قتل بابک خرمدین و خواهر و دامادشان را در این گزارش بخوانید.

به گزارش اینتیتر به نقل از رکنا، قتل بابک خرمدین و خواهر و دامادشان این روزها خبر داغ اخبار حوادثی است. مخاطبان اخبار و خوانندگان سوالات زیادی در مورد این قتل ها مطرح می کنند که در این گزارش با طرح ۱۵ نکته کلیدی در این پرونده تلاش کردیم این سوالات را پاسخگو باشیم.

۱) ۲۶ اردیبهشت ماه تکه های بدن یک مرد در سطل زباله ای واقع در فاز سه شهرک اکباتان کشف شد. خبر کشف این جسد اولین بار در رکنا منتشر شد و ساعتی بعد وقتی مشخص شد جسد مثله شده متعلق به بابک خرمدین کارگران سینمایی است. بازهم رکنا اولین رسانه ای بود که نیمه شب تایید کرد این جسد متعلق به بابک خرمدین کارگردان سینما است.

۲) هر چند هنوز هم تکه هایی از بدن بابک خرمدین کشف نشده است اما زمانی که کارگر ضایعاتی،کشف جسد مثله شده را به ماموران پلیس نشان داد،ماموران پلیس با بررسی دوربین های مدار بسته توانستند ماشینی را که این جسد با آن منتقل شده بود شناسایی کنند. با شناسایی صاحب خودرو یعنی اکبر خرمدین پدر بابک، به منزل آنها رفته و در حمام خانه با لکه های خون مواجه شدند. ماموران پدر و مادر بابک را به عنوان اولین مظنونان قتل بازداشت کردند.

۳) هنوز ساعتی از بازداشت پدر و مادر بابک خرمدین نگذشته بود که آنها به قتل بابک خرمدین اعتراف کردند. پدر بابک گفته بود که با خوراندن قرص بیهوشی در آبگوشت مرغ به پسرش،او را ابتدا بیهوش کرده و سپس با ضربه چاقو او را به قتل رسانده بوده است. سپس جسد بابک را در حمام خانه شان تکه تکه کرده بود. پدر بابک خرمدین در بازجویی های ابتدایی گفت:پسرم مجرد بود او ما را آزار و اذیت می کرد جانمان به لب رسیده بود هر روز از دستش در امان نبودیم ناسزا می گفت و هرکاری دلش می خواست انجام می داد من و مادرش تصمیم گرفتیم از شر او رها شویم تا بیش از این آبرویمان نرفته است ابتدا قرص خوراندیم وقتی بی هوش شد با چاقو او را کشتم و جسدش را داخل حمام بردم بعد برای اینکه بتوانم از خانه خارج کنم جسدش را تکه تکه کردم داخل چمدانی گذاشتم و با همدستی همسرم جنازه را از خانه بیرون بردم و داخل سطل آشغال انداختم.

۴) پدر بابک خرمدین انگیزه های عجیب و غریبی از قتل فرزندش عنوان کرد. او در اولین بازجویی بابت قتل فرزندش از خدا شکرگزاری کرد

پدر بابک خرمدین در اعترافاتش گفت: پسرم از بچگی ما را اذیت می کرد و با هر بدبختی که بود او را بزرگ کردم، همیشه از مدرسه اخراج می شد و یک روز آرام نداشتیم اما با کار و تلاش توانستم او را راهی دانشگاه کنم و پسرم فوق لیسانس گرفت و یکی از فیلم هایش نیز در جشنواره جایزه گرفت و پسرم در دانشگاه تدریس می کرد.

وی افزود: بابک در دانشگاه کرج استاد فیلم سازی و کارگردانی بود اما از زمانیکه کرونا آمد کلاس های دانشگاه به صورت آنلاین بود و بابک هفته ای ۳ روز به بهانه اینکه به شاگردانش درس خصوصی بدهد آنها را به خانه می آورد و جالب این بود که بابک فقط دانشجویان دختر را به خانه می آورد و نمی دانستیم که همه آنها دانشجوهایش بودند یا نه!

پدر بابک خرمدین ادامه داد: پسرم با دخترها به داخل اتاق می رفت و از مادرش می خواست برای خودش و میهمانش غذا درست کند و مادرش از آنها پذیرایی می کرد و این در حالی بود که می دانستیم پسرم با دختران در خانه رابطه جنسی برقرار می کند.از رفتارهای پسرم خسته شده بودم و او بعضی اوقات ما را کتک می زد و می خواست کارهایش را انجام دهیم و باور کنید از وجود پسرم یک روز آرام نداشتم و جانمان به لبمان رسیده بود. حتی از پسرم خواستم برای خودش خانه ای تهیه کند و حاضر شدم خودروام را بفروشم و حتی سهم ارث او را بدهم که برای خودش خانه بگیرد و با ما زندگی نکند اما بابک می گفت جنازه من از این خانه بیرون می رود و هیچ وقت نپذیرفت از خانه خارج شود.

۵) بعد از اعترافات هولناک پدر بابک خرمدین به قتل او و مثله کردن و اختفای جسد با کمک همسرش،معمایی جدیدی مطرح شد که ناپدید شدن ناگهانی خواهر بابک خرمدین بود. اولیادم درجه دو “بابک خرمدین ” دو خواهر و یک برادر بودند.

آخرین اطلاعاتی که دوستان آرزو خرمدین خواهر بابک خرمدین، از او داشتند به دوسال پیش بر می گشت .آنها می گفتند:« آرزو با خانواده اش زندگی می کرد ولی یک مدت کوتاه از او خبر نداشتیم و وقتی بعد از این مدت کوتاه ، یک روز مادرش را در شهرک اکباتان دیدیم و سراغ او را از مادرش گرفتیم با گریه گفت که آرزو از ایران رفته است و هیچ تماسی با آنها ندارد.»طبق گفته دوستان نزدیک آرزو، او دچار بیماری ام اس بود و سفر او به یک کشور خارجی در این شرایط به حتم باید دلیل خاصی داشته باشد.

آزیتا خواهر دیگر “بابک خرمدین ” ساکن همان شهرک اکباتان است و با همسر و دخترش زندگی می کند.افشین برادر “بابک خرمدین” در یک شرکت هواپیمایی کار می کند.

۶) همسایه ها از قتل بابک و مفقود شدن آرزو خرمدین شوکه بودند.یکی از آنها که خانم جوانی بود می گفت:« از لحظه ای که این ماجرا را شنیدم از شدت ناراحتی نمی توانم به خانه بروم و در ناباوری محض جلوی در آپارتمان قدم می زنم و به عکس بابک نگاه می کنم.من پایین همین بلوک آرایشگاه دارم و مادر بابک مشتری من بود.گاهی احساس می کردم رفتارش نرمال نیست! با خودش حرف می زد و بی دلیل شروع می کرد به حرف زدن از اعضای خانواده اش.یکدفعه از نوه هایش با من حرف می زد.خواهران بابک هم قبل از خارج رفتن گاهی به آرایشگاه من می آمدند.اما از وقتی رفتند دیگر آنها را اینجا ندیدیم.» همه همسایه ها معتقد بودند که خانواده خرمدین یک خانواده آرام بودند.

۷) هنوز شوک قتل فجیع بابک خرمدین توسط پدر و مادر سنگدل هضم نشده بود و برای جامعه انگیزه های آنها پذیرفتنی نبود که فیلم انتقال جسد تکه تکه شده توسط پدر و مادرش در آسانسور خانه شان به این شوک دامن زد.در این تصاویر دیده می شد که پدر و مادر بابک خرمدین حساب شده و با خونسردی جسد مثله شده را بسته بندی و از خانه خارج کردند.

در این تصاویر دیده می شد که مادر بابک خرمدین با فشردن دکمه های آسانسور،آن را متوقف کرده و پدر او تکه های بدن پسرشان را که در چمدان و کیسه های بزرگ مخفی کرده بود به آسانسور منتقل می کند.

کاربران فضای مجازی با توجه به این نکته که پدر بابک خرمدین با عصبانیت دست مادر او را از روی دکمه کنار زد و با اشاره به بسته بندی هوشمندانه جسد مثله شده و همچنین خونسردی پدر هنگام انتقال جسد مثله شده،به این نکته اشاره کردند که این موارد عجیب به نظر می رسد.

۸) پدر بابک خرمدین که درپرونده قتل فجیع پسرش دستگیر شده بود بعد از ۳ روز پرده از ۲ جنایت دیگر برداشت و به قتل دختر و دامادش اعتراف کرد.به این ترتیب لحظه به لحظه بر عمق فجیعی این پرونده افزوده شد.

سرپرست دادسرای جنایی تهران: پدر بابک خرمدین در تازه‌ترین اعترافات خود گفته در سال ۹۰ داماد خود و بعدها در سال ۹۷ دختر خود را هم به قتل رسانده و برای رهایی از اجساد آنها را تکه‌تکه کرده و هر کدام را در جایی رها کرده است.

۹) حالا که پدر بابک به قتل دختر و داماد خود اعتراف کرده و پرده از راز جنایت هولناک خود برداشته است،می توان پازل در هم ریخته این ماجرا را کنار هم گذاشت و به این نتیجه رسید که این قاتل بی رحم قبلا هم سناریوی این جنایت را در قتل های مشابه کارگردانی و اجرا کرده بوده است.به همین دلیل هم بود که در سومین اجرای این تئاتر توسط پدر بابک خرمدین،این قاتل حساب شده و خونسرد عمل می کردوبرخورد مستبدانه او به مادر هم شاید حکایت از وحشت همدست قاتل از قاتل دارد!

۱۰) پدر بابک خرمدین در اعترافات خود در مورد انگیزه قتل دامادش گفت:« فریبرز اعتیاد داشت و بعد از مدتی دخترم در خصوص رفتارها بد شوهرش حرف زد و اینکه او را آزار می دهد و مشکل اخلاقی داشت به همین خاطر تصمیم به قتل او گرفتیم.

عامل قتل عام خانوادگی ادامه داد: خواهرزاده ام علاقه زیادی به غذای زرشک پلو با مرغ داشت، یک روز که دامادم و آرزو در خانه مان دعوت بودند در غذای فریبرز قرص ریختیم و بعد از اینکه دامادم بیهوش شد او را به قتل رساندم و دختر و همسرم نیز شاهد قتل بودند بعد جسد فریبرز را به حمام خانه بردم و در آنجا جسد را تکه تکه کردم.

وی ادامه داد: جسد مثله شده فریبرز را داخل کیسه هایی قرار دادم و آنها را داخل سطل های زباله در مناطق شهرک اکباتان انداختم و خودرو پراید دامادم را در خیابان مهرآباد جنوبی رها کردم و وقتی خانواده فریبرز پیگیر پسرشان شدند ادعا کردم که فریبرز آخرین بار به خانه ما آمد و گفت که می خواهد چند قاچاقچی را به مرز اشنویه ببرد و دیگر از او اطلاعی نداریم که خانواده خواهرم با مراجعه به پلیس پیگیر فرزندشان بودند و هیچ ردی از فریبرز به دست نیامد.

۱۱) پدر بابک خرمدین در خصوص انگیزه قتل دخترش آرزو خرمدین در سال ۹۷ گفت: آرزو در این مدت سرکش شده بود و به مادرش می گفت که بعد از مرگ پدرم حقوقش به من می رسد و به تو نیز حقوق کمی می دهم که بتوانی زندگی کنی ولی بیشتر پول را خودم بر می دارم.

وی افزود: دخترم اعتیاد به مواد مخدر گل و هروئین پیدا کرده بود و من وقتی با خودروی تاکسی به بیرون از خانه می رفتم و مسافرکشی می کردم آرزو به من زنگ می زد که شب دیر بیا خانه یا شب به خانه نیا که این موضوع مرا آزار می داد.

پدر سنگدل ادامه داد: حتی افشین هم از رفتارهای خواهرش خسته شده بود اما پسرم همیشه در ویلای شمال بود و از ماجراهای قتل خبر نداشت تا اینکه دیگر از کارهای آرزو که مشروبات الکلی می خورد و مواد مخدر مصرف می کرد خسته شده بودم و با همسرم تصمیم به قتل گرفتم.

۱۲)رابطه بابک و پدر مادرش طبیعی به نظر می رسید.افرادی که آنها را می شناسند عقیده دارند بابک عاشق مادرش بود و بعد از یکی از اجراهایش که مادرش هم در آن نقش داشت،پدرش سخنرانی کرده بود.خانواده بابک از نگاه همسایه ها خانواده ای بسیار آرام و طبیعی بودند.

یکی از همسایه ها که از حدود سی سال قبل با خانواده خرمدین همسایه است می گوید:«یکی دو هفته قبل بود که دست بابک شکسته بود.او را همراه مادرش دیدم که داشت به دکتر می رفت.مادرش حتی در این سن و سال هم پسرش را تنها نگذاشته بود.رابطه شان با هم خیلی طبیعی بود.باورش چقدر سخت است در پشت پرده زندگی همسایه ای که مثل همه مردم عادی در کنار ما زندگی می کرد،چنین فاجعه ای رخ دهد که همه ایران در موردش حرف می زنند.»

۱۳) دوست صمیمی آرزو خرمدین که هر دو ساکن شهرک اکباتان بودند و از کودکی با او همکلاسی و این دوستی تا زمانی که ناگهان آرزو ناپدید شد ادامه داشت، گفت:” نه در دوره مدرسه ، وقتی بزرگتر شدیم ، یک روز ؛ مقابلم نشست و گفت:”می خواهم رازی به تو بگویم که اگر نگویم ، نگفتنش خفه ام می کند” و گفت:” کودک که بودم ، هشت ساله ، پدرم ….” به مادرم گفتم. مادر گفت” ساکت باش و هیچ چیزی به هیچ کسی نگو…” مادرم که از خانه خارج می شد ، پدر و من که تنها می ماندیم …” آرزو در تمام سال های دوستی مان تنها سه بار این داستان را تعریف کرد و هر مرتبه می لرزید.

۱۴)دوستان و شاگردان بابک خرمدین عقیده داشتند او مردی آرام و متین بوده است. همسایه روبرویی خانه بابک خرمدین از این حادثه شوکه و ناراحت است.می گوید بابک یکی از فیلم هایش را در خانه آنها بازی کرده بود.

سال ها با هم همسایه بودند و پسر ده ساله اش گاهی برای بازی خانه بابک خرمدین می رفته است.او می گفت:«خانواده بابک خانواده آرامی بودند.هیچ وقت مورد خاصی از آنها ندیده بودیم.مثلا پرخاشگری یا دعوای جدی ای بین آنها نبود.»

۱۵)پدر بابک می گوید از قتل های مرتکب شده عذاب وجدان ندارد چون عقیده دارد سه فردی را که فساد اخلاقی داشتند به قتل رسانده است.در همین حال لیلا اوتادی بازیگر سینمایی ایران در استوری خود نوشت پدر با اطلاع مادر خانواده به دختر تجاوز می کرده و شنیده ها حاکی از این است که دعوای شب قبل بابک خرمدین و پدرش بر سر تعرض پدر بابک به یکی از دانشجویان دختر بوده است.این ادعای او با آنچه دوستان و نزدیکان بابک و آرزو خرمدین در مورد آنها می گویند تناقض عجیبی دارد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.