جسی جکسون؛ پلی زنده میان مارتین لوتر کینگ و باراک اوباما
جسی جکسون در لحظه ترور مارتین لوتر کینگ در متل لورینِ ممفیس حضور داشت. چهل سال بعد، در میان جمعیتِ سرشار از شور و شوق در پارک گرانت شیکاگو ایستاد تا پیروزی انتخاباتی باراک اوباما را خوشامد بگوید و اشک از چشمانش سرازیر بود.
به گزارش اینتیتر، جسی جکسون در لحظه ترور مارتین لوتر کینگ در متل لورینِ ممفیس حضور داشت. چهل سال بعد، در میان جمعیتِ سرشار از شور و شوق در پارک گرانت شیکاگو ایستاد تا پیروزی انتخاباتی باراک اوباما را خوشامد بگوید و اشک از چشمانش سرازیر بود.
به گزارش گاردین، جکسون که روز سهشنبه در ۸۴ سالگی درگذشت، از سوی مارتین لوتر کینگ سوم و همسرش آندریا کینگ «پلی زنده میان نسلها» خوانده شد. او تأثیرگذارترین صدای سیاسی سیاهپوستان آمریکا در فاصله میان دوران کینگ و اوباما بود. دو بار نامزدیاش برای کسب نامزدی حزب دموکرات، فضای تخیل سیاسی لازم برای ظهور یک رئیسجمهور سیاهپوست را فراهم کرد. او معمار «ائتلاف رنگینکمانی» بود که امروز نیز بر ساختار حزب دموکرات اثرگذار است.
میراث تعهد جکسون به گسترش حق رأی، حمایت از برابری در ازدواج، پیگیری عدالت نژادی و پیوند دادن دستورکارهای مترقی با ارزشهای مسیحی، همچنان در چهرههایی چون سناتور رافائل وارناک و اسقف ویلیام باربر و جنبشهایی مانند «جان سیاهپوستان مهم است» دیده میشود. تلاش او برای تحریم رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی، حمایت از حقوق فلسطینیان و مخالفت با جنگ عراق نیز الگویی برای سیاست خارجی جناح چپ شد.
جکسون، که کشیشی باپتیست بود، در کنوانسیون ملی دموکراتها در سال ۱۹۸۴ در سانفرانسیسکو گفت: «حوزه انتخابیه من، نومیدان، محرومان، طردشدگان، بیاحترامیدیدگان و تحقیرشدگاناند. آنها بیقرارند و در پی رهاییاند.»
زندگی جکسون بازتابی از دگرگونی حزب دموکرات و فراز و نشیبهای آمریکا در بیش از هشت دهه بود. او در گرینویلِ کارولینای جنوبی و در دوران ریاستجمهوری فرانکلین روزولت، دو ماه پیش از حمله ژاپن به پرل هاربر، به دنیا آمد.
آن زمان، دوران قوانین تبعیضآمیز «جیم کرو» و جداسازی نژادی بود. جکسون هرگز نخستین باری را که مادرش او را به قسمت عقب اتوبوس برد فراموش نکرد. صبحهای شنبه در نانواییای کار میکرد که آبخوریهای جداگانه برای سیاهپوستان و سفیدپوستان داشت. او گفته بود: «با قاشق نقرهای در دهان به دنیا نیامدم؛ بیلی در دستانم برنامهریزی شده بود.»
در سال ۱۹۶۰ جکسون در نخستین تحصن اعتراضی خود در گرینویل شرکت کرد و سپس در راهپیماییهای حقوق مدنی سلما به مونتگمری در سال ۱۹۶۵ حضور یافت؛ جایی که توجه مارتین لوتر کینگ را جلب کرد. او که در شیکاگو سازماندهی جوان بود، در سال ۱۹۶۸ برای دیدار با کینگ به متل لورین در ممفیس فراخوانده شد و صدای گلوله مرگبار برای همیشه در ذهنش ماندگار شد.
او در سال ۲۰۱۸ به گاردین گفت: «هر بار که به آن فکر میکنم، انگار دَلَمه زخمی را میکنم. اندیشهای دردناک و جانکاه است: اینکه مردی سرشار از عشق با نفرت کشته شود؛ مردی صلحطلب با خشونت از پا درآید؛ مردی دلسوز به دست بیملاحظهگان کشته شود.»
در آن زمان، همزمان با تغییر آرایش سیاسی آمریکا، دموکراتها به سوی حمایت از حقوق مدنی حرکت میکردند؛ روندی که با پشتیبانی لیندون جانسون از قانون تاریخی حقوق مدنی ۱۹۶۴ به اوج رسید، در حالی که ریچارد نیکسون با «استراتژی جنوبی» خود در سال ۱۹۶۸ میکوشید رأی سفیدپوستان محافظهکار جنوب را جذب کند.
جکسون خود را جانشین سیاسی کینگ معرفی کرد. او از فقرا و اقشار کمتر دیدهشده در موضوعاتی چون حق رأی، فرصتهای شغلی، آموزش و بهداشت دفاع کرد. همانگونه که کینگ جنگ ویتنام را محکوم کرده بود، جکسون نیز در سال ۱۹۷۹، اندکی پس از مرگ استیو بیکو، به آفریقای جنوبی سفر کرد و خواستار تحریم رژیم آپارتاید و حمایت از مبارزه نلسون ماندلا شد.
او دو سازمان عدالتخواه و فعال اجتماعی بنیان گذاشت: «عملیات پوش» در سال ۱۹۷۱ و «ائتلاف ملی رنگینکمان» دوازده سال بعد؛ این دو گروه در سال ۱۹۹۶ با هم ادغام شدند.
اما برخلاف کینگ، جکسون وارد سیاست حزبی شد. در سال ۱۹۷۱ حتی به تأسیس حزب خود میاندیشید. در سال ۱۹۸۰ برای جیمی کارتر، نامزد دموکراتها، کارزار کرد و در ثبتنام رأیدهندگان سیاهپوست نقشی کلیدی داشت.
با وجود اینکه زمانی به مخاطبان سیاهپوست گفته بود نامزد ریاستجمهوری نخواهد شد «چون سفیدپوستان قادر به درک من نیستند»، در سال ۱۹۸۴ دومین نامزد سیاهپوست یک حزب بزرگ برای ریاستجمهوری شد؛ پس از شرلی چیزهولم در ۱۹۷۲. او در انتخابات مقدماتی پس از والتر ماندیل و گری هارت سوم شد.
در سال ۱۹۸۸ بار دیگر نامزد شد و در ۱۳ انتخابات مقدماتی و گردهمایی حزبی پیروز شد و پس از مایکل دوکاکیس دوم شد؛ اما توانست مسائل جامعه آفریقاییتبار را به محور برنامه حزب دموکرات تبدیل کند. او در کنوانسیون حزبی، ریاستجمهوری رونالد ریگان را «رابینهود معکوس» خواند که ثروت را به ثروتمندان میبخشد و فقرا را در تنگنا رها میکند.
او بعدها گفت: «توانستم دو بار برای ریاستجمهوری نامزد شوم و معنای امکان را بازتعریف کنم؛ سقف را برای زنان و دیگر رنگینپوستان بالاتر بردم. بخشی از کار من کاشتن بذرهای امکان بود.»
جان لوئیس، نماینده دموکرات کنگره، در مصاحبهای در سال ۱۹۸۸ گفت نامزدیهای جکسون «درهایی را گشود که روزی فردی از اقلیت بتواند از آن عبور کند و رئیسجمهور شود.»
کامالا هریس، نخستین معاون رئیسجمهور سیاهپوست آمریکا که نامزدیاش برای ریاستجمهوری در سال ۲۰۲۴ به شکست انجامید، روز سهشنبه یادآور شد که در دهه ۱۹۸۰ در کالیفرنیا با برچسب «جسی جکسون برای ریاستجمهوری» به دانشکده حقوق میرفت و از حمایت مردم از اقشار مختلف سخن گفت.
جکسون همچنین برای تغییر فرهنگی تلاش کرد و در اواخر دهه ۱۹۸۰ همراه با اعضای انجمن ملی پیشرفت رنگینپوستان (NAACP) و دیگر رهبران جنبش، خواستار آن شد که سیاهپوستان آمریکا «آفریقاییتبار آمریکایی» خوانده شوند. او میگفت: «این عنوان انسجام فرهنگی دارد و ما را در بستر تاریخی درستمان قرار میدهد.»
نامزدیهای او در دهه ۱۹۸۰ زمینه را برای انتخاب نخستین رئیسجمهور سیاهپوست آمریکا دو دهه بعد فراهم کرد. جکسون در سال ۲۰۰۸ در میان جمعیت، آشکارا گریست، زمانی که اوباما پیروزی خود را در شیکاگو جشن گرفت. میراث او در ائتلاف مدرن دموکراتها ــ شامل ترقیخواهان، سیاهپوستان، لاتینتبارها و طبقه کارگر سفیدپوست ــ ادامه دارد؛ ائتلافی که دونالد ترامپ کوشیده آن را از هم بگسلد.
اوباما روز سهشنبه در بیانیهای گفت: «میشل نخستین تجربه سازماندهی سیاسیاش را در نوجوانی، پشت میز آشپزخانه خانواده جکسون به دست آورد. و او در دو کارزار تاریخی خود برای ریاستجمهوری، بنیان کارزار من برای رسیدن به عالیترین مقام کشور را گذاشت... ما بر شانههای او ایستادیم.»