از پیچیدن نامهای سینمایی در خبرهای سیاسی و قضایی تا اکران فیلمهایی که سالها منتظر بودند
سینمای ایران، در سال ۱۴۰۴، همچون هر پدیده دیگری در جامعه ایران، تحت تاثیر دو جنگ، یک اعتراضات و قطعی اینترنت، قرار گرفت. در کنار این، چهرههایی چون ترانه علیدوستی، علی شادمان و پژمان جمشیدی، به طُرُقِ متفاوت، نامشان با جنجالهای خبری غیرسینمایی گره خورد. اندک روی خوش این سال به اهالی سینما را میتوان پروانهٔ نمایش گرفتن فیلمهایی دانست که از انتظار کارگردانانشان برای اکران مدتها میگذشت. هرچند این اتفاق، در یک مورد؛ «پیرپسر»، موجب شد وزیر ارشاد از سوی نمایندگان مجلس مورد سوال قرار گیرد.
به گزارش اینتیتر به نقل از خبرآنلاین، شاید مهمترین فرق سینمای ایران در سال ۱۴۰۴ با سالهای پیش، پیداشدن دو عنوان تازه بود؛ سینماگرانی که در جنگ ۱۲ روزه، اعتراضات دیماه و جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، دچار آسیب شدند یا جان باختند. این سه رخداد در کنار قطع اینترنت، در سه بازه زمانی متفاوت، قطعا بر سینما، همچون هر پدیدهٔ دیگری در جامعه ایران، اثرگذار بوده است.
در کنار اینها، ازجمله دیگر رخدادهای سینمای ایران، در سالی که گذشت، تکرار نام برخی بازیگران سینما ازجمله ترانه علیدوستی، علی شادمان و پژمان جمشیدی، به دلایل متفاوت، در اخبار سیاسی و قضایی بود. همچنین فیلمهایی چون «پیرپسر»، «لاکپشت» و «غریزه» توانستند در سال ۱۴۰۴ پروانهٔ نمایش بگیرند؛ اتفاقی که زمینهٔ رخدادنش از چهلوسومین جشنواره فیلم فجر (۱۴۰۳) با نمایش این آثار در «بخش ویژه» فراهم شد. اگرچه در نهایت به مواجهشدن سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با سوالات نمایندگان مجلس و دریافت کارت زرد انجامید. تلاش سینماگران برای طرح مطالبه تغییر سازوکار اخذ پروانهٔ نمایش و حضور ۵ فیلمساز ایرانی از ۵ گوشه دنیا در اسکار ۲۰۲۶ دیگر اتفاقات این حوزه در سال ۱۴۰۴ بود. ضمن این که از دست دادن بهرام بیضایی در سالروز تولد ۸۷ سالگیاش (پنجم دی ۱۳۱۷- پنجم دی ۱۴۰۴) و ناصر تقوایی در ۸۴ سالگی (-۲۲ مهر ۱۴۰۴) تاسف و تاثر بزرگ سینمای ایران در این سال بود.
بازیگرانی که نامشان در خبرهای سیاسی و قضایی چرخید
انتشار خبر بازداشت یک بازیگر و روانه زندان قزلحصار شدنش که روز دوشنبه ۲۸ مهرماه اتفاق افتاد، در زمان خود، به سرخط اخبار سینما تبدیل شد و نام پژمان جمشیدی، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون و فوتبالیست پیشین را به میان آورد. او که بهدلیل شکایتی خصوصی در پروندهای با اتهام «تجاوز به عنف» به مرجع قضایی احضار شده بود، شنبه سوم آبان با قرار وثیقه آزاد شد. برای این پرونده که مسافرت پژمان جمشیدی به ترکیه و سپس کانادا در طول رسیدگی به آن، موجی از اظهارنظرهای رسانهای را در موردش برانگیخت، هنوز رای نهایی صادر نشده است. آخرین خبر در این مورد نقل قولی از کامبیز برجاس، وکیل مدافع پژمان جمشیدی است که روز شنبه ۲۵ بهمنماه برگزاری اولین جلسه رسیدگی در دادگاه را رسانهای و اضافه کرد: «بهزودی جلسه دیگری برای ادامه رسیدگی تشکیل خواهد شد و پس از آن، پرونده در مسیر صدور رأی قرار میگیرد.»
دیگر بازیگری که در این سال نامش به ناچار با پرونده قضایی گره خورد، علی شادمان بود. شنبه هشتم آذرماه با منتشرشدن خبر بازداشت چند بازیگر در یک مهمانی، نامهای بسیاری به میان آمد و تکذیب شد. ضمن این که از پیگیریها از بخش حقوقی خانه سینما نشان میداد این خبر درباره همه بازیگرانی که اسامیشان منتشر شده بود صحت نداشت. نام علی شادمان اما به عنوان میزبان این مهمانی، قطعی بود. «ریختن در منزل به بهانه یک مهمانی خصوصی»، عبارتی بود که همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما، بعدتر، برای توصیف اتفاقی که رخ داده بود به کار برد. این اتفاق با اعتراض و ابراز نگرانی دیگر سینماگران نیز مواجه و در نشست خبری «پویش آب» (۱۹ آذر) از زبان مدیرعامل خانه سینما اینطور مطرح شد: «ما از جهت حیثیت اهالی سینما نگران هستیم و موظفیم از خودمان دفاع کنیم. این نگرانی مربوط به آینده است. نگرانیم اگر قرار باشد تسویه حسابهای شخصی در جایی دیگر ادامه پیدا کند، چه خواهد شد؟»
تقریبا یک ماه بعد بود که این بار نام ترانه علیدوستی به واسطه پخش یک مستند به سرخط خبرهای سینمایی آمد. مستند ۵۰ دقیقهای «ترانه» ساخته پگاه آهنگرانی اولین بار شامگاه چهارشنبه سوم دیماه از تلویزیون فارسی بیبیسی پخش و همزمان در کانال یوتیوب این شبکه به اشتراک گذاشته شد. پگاه آهنگرانی در این مستند به آنچه از اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ بر زندگی حرفهای ترانه علیدوستی بهعنوان یکی از بازیگران مطرح سینمای ایران و زندگی شخصی او به عنوان یک مادر گذشته بود، پرداخت. مستند «ترانه» موجب موجی از نظرات موافق و مخالف و میانه در توئیتر فارسی شد و صحبت از آن به خبرگزاریها و روزنامههای داخلی هم کشید.
نشستن یک فیلم اجتماعی میان سه اثرِ پرفروش سال/ از جلب توجه «پیرپسر» تا ادامه سلطنت کمدیها
ازجمله اتفاقات جالب توجه سینمای ایران در سال ۱۴۰۴، اکران فیلم سینمایی «پیرپسر»، پس از چهار سال توقیف و تأخیر بود. اوکتای براهنی که فیلمبرداری اثرش را دی ۱۴۰۰، به پایان رسانده بود سرانجام از ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ شاهد روی پرده رفتن اثرش شد؛ تنها دو روز پیش از جنگ ۱۲ روزه. این همزمانی اگرچه در ابتدا امید او را به موفقیت فیلمش کمرنگ کرد اما با بازگشت نسبی آرامش، بیش از یکمیلیون و ۱۵۰ هزار نفر را به سالن سینما کشاند و در نهایت با ۲ میلیون مخاطب و ۱۸۱ میلیارد تومان فروش، دومین فیلم پرفروش سال لقب گرفت. چهار سال توقیف و تاخیر در اکران و جنگ ۱۲ روزه تنها چیزهایی نبودند که «پیرپسر» به چشم دید. این اثر سینمایی ۳ ساعت و ۱۵ دقیقهای، با پایان اکران، قاچاق شد. با این حال بلافاصله به چرخه اکران آنلاین شبکه نمایش خانگی پیوست و در این شرایط نیز طبق گفته تهیهکنندهٔ آن، ۶۰ هزار نفر تماشاگر آنلاین داشت.
براساس آمار سامانه مدیریت و فروش اکران (سمفا)، تعداد تماشاگران سینمای ایران تا آخرین روز سال ۱۴۰۴، ۲۳ میلیون و ۷۴۶ هزار نفر بود و میزان فروش آن، ۱۸۵۵ میلیارد تومان. البته این اعداد کاهشی که حکایت از افت حدودا ۱۰ میلیون نفری تماشاگر سینمای ایران نسبت به ۱۴۰۳ دارد، پخشکنندگان و کارشناسان سینما را غافلگیر نکرد. چراکه به دلایل مختلف، ازجمله رخدادهایی که در طول سال به وقوع پیوست، انتظارش را میکشیدند. در مجموع آنچه از گیشه سینما در سال ۱۴۰۴ به سه فیلم پرفروش صدر جدول رسید از این قرار بود: «مرد عینکی» به کارگردانی کریم امینی با دو میلیون و ۳۵۲ هزار نفر تماشاگر و ۱۸۲ میلیارد و ۵۱۱ میلیون تومان فروش رتبه اول، «پیر پسر» به کارگردانی اکتای براهنی با دو میلیون و ۲۱ هزار نفر تماشاگر و ۱۸۱ میلیارد و ۵۰۶ میلیون تومان فروش رتبه دوم و «دایناسور» به کارگردانی مسعود اطیابی با یک میلیون و ۸۶۳ هزار نفر تماشاگر و ۱۵۱ میلیارد و ۶۴۴ میلیون تومان فروش رتبه سوم.
پروانهٔ نمایش گرفتن آنهایی که سالها منتظر بودند
اکران فیلمهایی که مدت زمان زیادی از چشمانتظاری صاحبانشان برای اخذ پروانهٔ نمایش میگذشت، دیگر اتفاق سینمایی سال ۱۴۰۴ بود. اتفاقی که زمینه آن از پایان سال ۱۴۰۳، با نمایش برخی از این فیلمها طی یک سانس برای اهالی رسانه، در چهلوسومین جشنواره فیلم فجر فراهم شد. منوچهر شاهسواری دبیر جشنواره چهلوسوم که دبیری دوره چهلوچهارم را نیز بر عهده داشت در بخشی با نام «بخش ویژه»، فیلمهایی را نمایش داد که اصطلاحا فیلمهایی مسئلهدار، تصور میشدند. با پایان جشنواره (۲۱ بهمن ۱۴۰۳) رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی نیز در جمع خبرنگاران از اکران عمومی برخی فیلمهای این بخش ازجمله «پیرپسر»، «لاکپشت» و «غریزه» صحبت کرد. هرچند در این میان، سهم «قاتل و وحشی» به کارگردانی حمید نعمتالله پس از شش سال توقیف، با وجود تلاشهای زیادی که صورت گرفت همان نمایش برای یک سانس در بخش ویژه جشنواره فجر هم نشد. همچنین مشخص نشد سهم پروانهٔ نمایش گرفتن این فیلمها و اکرانشان در خداحافظی «میثم زندی» از دفتر نظارت بر عرضه و نمایش فیلم و نشستن «مجتبی بهزادیان» به عنوان مدیرکل به جای او چه میزان بوده است. ضمن این که یکی از دلایل روبهروشدن سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با سوال نمایندگان و گرفتن کارت زرد، اکران «پیرپسر» بود. این در حالی بود که همایون اسعدیان یک ماه پس از انتصاب به عنوان مدیرعامل خانه سینما در آستانه ۲۱ شهریورماه، در نخستین نشست خبری خود تاکید کرد: «از نظر من اگر وزارت ارشاد برای «پیرپسر» کارت زرد گرفته، کارت افتخار است و قابل احترام و اگر برای مجوز کنسرت همایون شجریان کارت قرمز هم میگرفت، باز هم افتخار بود.»
همه تلاش سینماگران برای تجدیدنظر در یک سازوکار
درخواست کانون کارگردانان سینمای ایران، برای «برچیده شدن شورای پروانه ساخت و پایان ممیزی فیلمنامهها» که ۲۸ مهر ۱۴۰۴ بار دیگر رسانهای شد، مطالبهای دست کم ۱۰ ساله است. مطالبهای که نخستین بار در دوران حضور حجتالله ایوبی در سازمان امور سینمایی در قالب بیانیه «شورای راهبردی تحقیق و توسعه سینمای ایران- شماره ۳» (۸ آبان ۱۳۹۴) مطرح شد. اگرچه نخستین تلاشها برای تحقق آن به زمان حضور زندهیاد سیفالله داد در معاونت سینمایی (از تیر ۱۳۷۶ تا تیر ۱۳۸۰) برمیگردد. تلاشی که موجب «توقف ممیزی فیلمنامه و گریم» در قالب شورای پروانه ساخت شد. با این حساب طرح «آییننامه تنظیمگری تولید و نمایش هنرصنعت فیلم و سینما» که (۳۰ آذر ۱۴۰۴) برای تصویب در هیات دولت به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه شد، ریشهای (به روایتی) ۱۰ساله و (به روایتی دیگر) ۲۸ ساله دارد. این طرح، برای سیدعباس صالحی احتمالا یادآور نامهای است که جمعی از سینماگران (۱۴ آذر ۱۳۹۷) خطاب به او به عنوان وزیر وقت نوشتند و در آن خواستار لغو الزام به دریافت «پروانه ساخت» شدند. سینماگرانی ازجمله داریوش مهرجویی و ناصر تقوایی که دیگر در این جهان نیستند.
مجموع این تلاشهای انبوه، در نهایت، در سال ۱۴۰۴ به طرحی با عنوان «آییننامه تنظیمگری تولید و نمایش هنرصنعت فیلم و سینما» منتهی شد که برای تصویب در هیأت دولت به وزارت ارشاد ارسال شده است. طرحی که قرار است در حقیقت جایگزین پروانه ساخت و نمایش سازمان سینمایی شود. البته نسخه کامل این طرح منتشر نشده و در حال حاضر کلیات و مقدمهای در اختیار رسانهها قرار گرفته است. همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما، ۸ دی ۱۴۰۴ در گفتوگو با تسنیم، در مورد این طرح گفت: «در مقطع فعلی، ادامه نظارت پیشینی به شکل گذشته، مشکلات متعددی ایجاد کرده است. یکی از مهمترین آنها، گسترش سینمای زیرزمینی است. اگر پروانه ساخت به معنای بررسی و ممیزی پیشاپیش حذف شود و صرفاً به ثبت اطلاعات عوامل اصلی محدود شود (نه بررسی محتوایی) عملاً همه فیلمسازان به عرصه رسمی بازمیگردند و چیزی به نام سینمای زیرزمینی باقی نخواهد ماند.» چنانچه اسعدیان میگوید در این الگو، نظارت بهصورت پسینی (پس از تولید) اعمال میشود، نه پیش از تولید. نظارت پسینی، طبق گفته وحید آگاه، عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، تنها شیوه نظارتی است که قانون اساسی، آن را مجاز میداند.
حضور چهار فیلمساز ایرانی از چهار گوشه دنیا در اسکار ۲۰۲۶
خبر دیگر حوزه سینما در سال ۱۴۰۴ این بود که: «در لیست ۸۶ کشوری که فیلم منتخب خود را به طور رسمی به اسکار ۲۰۲۶ معرفی کردند چهار بار نام کارگردانان ایرانی دیده شد.»
علی زرنگار، جعفر پناهی، شکرام مکری و علیرضا خاتمی. زرنگار با «علت مرگ: نامعلوم» از ایران، پناهی با «یک تصادف ساده بود» از فرانسه، شهرام مکری با «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» از تاجیکستان و خاتمی با «چیزهایی که میکشی» از کانادا.
ازجمله مطالبی که در رسانهها در این مورد نوشته شد این بود که: «آیا این اتفاق موفقیتی برای فرهنگوهنر ایران است یا صدای شکسته شدن حصارهای هنر رسمی؟» همچنین اشاره شده بود: «اآنچه ما طی همهٔ این سالها به عنوان جریان غیررسمی یا حاشیهای پس زدیم منتظرمان نمانده است. نه تنها منتظرمان نمانده است که یکی -به هر دلیلی- نظر فرانسه را جلب کرده، دیگری نظر تاجیکستان و آن یکی نظر کانادا را.»
ردپای ایرانیها در ادامه اینطور روی اسکار ۲۰۲۶ به جا ماند: مستند «اوزاک یوللار» ساخته سارا خاکی و محمدرضا عینی، داستان یک زن کارآفرین به نام سارا شاهوردی که محصول مشترک ایران، آمریکا، آلمان، شیلی، هلند و کانادا معرفی شده است، در بخش «بهترین مستند بلند» به جمع نامزدهای اسکار راه یافت. «یک تصادف ساده» ساخته جعفر پناهی هم به نمایندگی از فرانسه در شاخه «بهترین فیلم بینالمللی» و «بهترین فیلمنامه اصلی» به فهرست ۱۵ نامزد اولیه راه پیدا کرد.
نوک پیکان دوقطبی «واکنش نشان دادن یا ندادن سلبریتیها» به سمت اهالی سینما
سال ۱۴۰۴ برای سینمای ایران با تیزترشدن نوک پیکان یک دوقطبی بر تن اهالیاش به پایان رسید. اتفاقی که در مطالبی چون مطلب روزنامه فرهیختگان در موردش اینطور نوشته شده است: «شما که سالها از سمت اخلاق به همه حمله میکردید، چهطور در مقابل کشتن هزاران ایرانی سکوت میکنید؟ پرسش بعدی این نکته است که چهطور در نسبت با مثلا یکی، دو امام جمعه یا فلان فرد احساس نفرت میکنید اما در مقابل ترامپ، نقش اول جزیره اپستین و نتانیاهو، هیتلر دوره ما هیچ احساسی ندارید؟ آیا این دو نفر برای شما حس نفرت ایجاد نمی کنند؟» در این بین، یکی از پاسخهای احتمالی میتواند قطعی اینترنت باشد. ضمن این که سینماگرانی هم واکنش نشان دادهاند و ازجمله آخرینشان واکنش حامد بهداد است که نوشته است:
«میپرسد پس دختران میناب چه؟ میگویم همهچیز. چه تفاوت دارد مادر؟! چه تفاوت دارد داغ؟! ۱۷۰ نفر دخترکان معصوم ایرانی به خاطر جنگ که جز بدی ندارد از جانمان کنده شدند. ساده نیست. سال نو با عزیز خوش است، مادر با دختر خوش است، وطن به هموطن خوش است. کو شادی؟ کدام نوروز ؟...»