مقاله ظریف؛ روز از نو روزی از نو
روز گذشته مقاله محمد جواد ظریف در مجله فارین افرز منتشر شد و با واکنش های بسیاری همراه بود.
اینتیتر - سحر سادات زمانی؛ محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت یازدهم و دوازدهم روز گذشته در مقاله ای حدود ۳۰۰۰ کلمه بعد از ۳۴ روز سکوتش را شکست و برای پایان جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران راهکار ارائه داد.
مروری برای مقاله محمدجواد ظریف
بیایید نگاهی داشته باشیم به خلاصه آنچه ظریف در این مقاله نوشته است. پس از آن چند پرسش اساسی را از آقای ظریف خواهیم پرسید.
ظریف در جملات اولیه براساس منطق برخی از مردم و حاکمیت جمهوری اسلامی طبق نوشته خودش، به روایت های پیروزی ایران در این ۳۴ روز جنگ پرداخته است. به صورت خلاصه او در این جملات می گوید جنگ علیه ایران آغاز شد و ایران آغازگر جنگ نبود. جمهوری اسلامی بعد از گذشت بیش از یک ماه به وضوح در حال پیروزی است. امریکا و اسرائیل با وجود ترورها و حملات سنگین اکنون خود را در یک باتلاقی انداختند که امکان خروج از آن را ندارند.
برای برخی از ایرانیان این موفقیت به دلیل مقاومت است و تا زمانی که متجاوزان بهطور کامل مجازات شوند، جنگ ادامه خواهد داشت و خبری از توافق با یک پایان بر اساس مذاکره نیست. او به جمعیت کثیری که هر شب در خیابان های تهران جمع می شوند و شعار «نه تسلیم، نه سازش، نبرد با آمریکا» اشاره کرده است. همچنین به این نکته پرداخته که امریکا بارها نشان داده در مذاکرات قابل اعتماد نیست.در پایان این جملات هم به این موضوع اشاره میکند که براساس این منطق ایران برای تثبیت پیروزی باید تنگه هرمز را بسته نگه دارد و به حملات علیه پایگاه ها و منافع امریکا و اسرائیل در منطقه ادامه دهد.
در جملات بعدی اما ظریف به بیان منطق خود می پردازد. منطقی که باعث می شود ما به یاد ضرب المثل روز از نو و روزی از نو بیافتیم. ظریف همه صغری و کبری ها را براساس واقعیت میدان در جملات اولیه کنار هم می چیند اما استنتاجی که از آن میکند بر مبنای واقعیت نیست. نتیجه گیری او بر مبنای خیال است. همانگونه که در ۲۰ سال گذشته بوده است.
منطق ظریف چیست؟ ظریف در ادامه می نویسد، ادامه جنگ با امریکا و اسرائیل شاید از نظر روانی رضایت بخش باشد اما نابودی و بحران به دنبال دارد و منجر به کشته شدن تعداد بیشماری از غیرنظامیان و نابودی ساختارها می شود. چرا که بدون راهبرد بودن امریکا و اسرائیل منجر به رفتار وحشیانه آنها شده و به صورت فزاینده ای دست به نابودی زیرساخت های ایران می زنند. سازمان های بین الملل هم که تحت فشار قلدرمآبانه امریکا سکوت اختیار می کنند.
او ادامه می دهد که ایران باید از برتری که اکنون به دست آورده، استفاده کند و یک توافق جامع با امریکا انجام دهد. در اینجا ظریف پیشنهادات خود را ارائه می دهد و می نویسد: ایران پیشنهاد دهد که در ازای پایان همهٔ تحریمها، محدودیتهایی بر برنامهٔ هستهای خود اعمال کند و تنگهٔ هرمز را بازگشایی نماید—توافقی که واشنگتن پیشتر نمیپذیرفت اما اکنون ممکن است آن را بپذیرد. ایران همچنین باید آمادگی خود برای یک پیمان عدم تجاوز متقابل را اعلام کنند که در آن هر دو کشور تعهد دهند در آینده به یکدیگر حمله نکنند. این کشور میتواند تعامل اقتصادی با ایالات متحده را پیشنهاد دهد که به نفع مردم هر دو کشور خواهد بود. تمامی این نتایج به مقامات ایرانی این امکان را میدهد که کمتر بر حفاظت از کشور در برابر تهدیدات خارجی تمرکز کنند و بیشتر بر بهبود زندگی مردم خود در داخل کشور متمرکز شوند. به عبارت دیگر، تهران میتواند آیندهای نو و درخشان را که ایرانیان شایستهٔ آن هستند، تضمین کند.
در ادامه مقاله هم به بررسی تاریخچه روابط ایران و امریکا و دلیل بی اعتمادی بخش عظیمی از مردم ایران به امریکا می پردازد. و دوباره با صغری و کبری هایی که چیدن نتیجه ای بی ربط می گیرد.
او در بخش هایی از این مقاله راهکار صلح ارائه می دهد و می نویسد: برای آغاز روند صلح، برای مثال، همهٔ طرفها در غرب آسیا باید با توقف جنگیدن علیه یکدیگر موافقت کنند. ایران، با همکاری عمان، باید عبور امن کشتیهای تجاری از تنگهٔ هرمز را تضمین کند. اما مقامات آمریکایی نیز باید اجازه دهند که تنگهٔ هرمز برای ایران نیز باز باشد. بزرگترین طنز جغرافیا این است که، اگرچه این تنگه در مجاورت خاک ایران قرار دارد، اما بهدلیل تحریمهای ایالات متحده، برای سالها عملاً به روی ایران بسته بوده است.
او ادامه می دهد: ایران و امریکا میتوانند شروع به تدوین یک توافق صلح دائمی کنند. بخش عمدهای از این توافق احتمالاً به مسائل هستهای خواهد پرداخت. برای مثال، ایران متعهد خواهد شد که هرگز بهدنبال سلاح هستهای نباشد و کل ذخایر اورانیوم غنیشدهٔ خود را از طریق فرآیند «رقیقسازی» به سطحی مورد توافق و کمتر از ۳.۶۷ درصد برساند. همزمان، ایالات متحده باید تمامی قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران را پایان دهد، تحریمهای آمریکا را لغو کند و شرکایش را نیز به اقدام مشابه تشویق نماید. ایران باید بتواند بدون مانعتراشی یا تبعیض، بهطور فعال در زنجیرههای تأمین جهانی مشارکت کند. مجلس شورای اسلامیایران، به نوبهٔ خود، پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تصویب خواهد کرد و بدین ترتیب تمامی تأسیسات هستهای خود را تحت نظارت دائمی بینالمللی قرار خواهد داد.
ظریف این نظر را هم می دهد:
این مصالحهها تمامی اختلافات هستهای میان تهران و واشنگتن را حل نخواهد کرد، اما بخش عمدهای از آنها را برطرف خواهد ساخت. کشورهای ثالث میتوانند در حل بزرگترین چالش باقیمانده کمک کنند: اینکه با اورانیوم ایران چه باید کرد. چین و روسیه، بههمراه ایالات متحده، میتوانند به ایجاد یک کنسرسیوم غنیسازی سوخت با مشارکت ایران و کشورهای علاقهمند در خلیج فارس کمک کنند که سپس باید به تنها تأسیسات غنیسازی سوخت برای غرب آسیا تبدیل شود. ایران نیز تمامی مواد و تجهیزات غنیشدهٔ خود را به آن مجموعه منتقل خواهد کرد.
او برای جلوگیری از تجاوز در منطقه این راهکار را پیشنهاد میدهد: ایران، امارات متحده عربی، بحرین، عراق، عربستان سعودی، عمان، قطر، کویت و یمن – همراه با اعضای دائم شورای امنیت ملل متحد و احتمالاً پاکستان، ترکیه و مصر باید شروع به همکاری در یک شبکهٔ امنیتی منطقهای کنند تا عدم تجاوز، همکاری، و آزادی ناوبری را در سراسر غرب آسیا تضمین کند. این شبکه شامل ایجاد ترتیبات رسمی میان ایران و عمان برای عبور ایمن و مستمر کشتیها از تنگهٔ هرمز نیز میشود.
ظریف در ادامه درباره به تشریح جزییاتی از روابط اقتصادی که ایران و امریکا می توانند با یکدیگر داشته باشند هم می پردازد.
ظریف در پایان می نویسد: اما این جنگ، با وجود تمام هولناکیاش، دری را بهسوی یک حلوفصل پایدار گشوده است. ایرانیان ممکن است بسیار خشمگین باشند، اما میتوانند با این اعتماد به نفس که در برابر یک تجاوز نظامی عظیم و غیرقانونی از سوی دو قدرتِ مجهز به سلاح هستهای سرافراز ایستادند به پیش بروند. مقامهای آمریکایی شاید همچنان از جمهوری اسلامی خوششان نیاید، اما اکنون دریافتهاند که این حکومت رفتنی نیست ــ و اینکه ناچارند در کنار آن زندگی کنند. احساسات ممکن است همچنان تند باشد و هر طرف از پیروزیهای خود در میدان جنگ سخن بگوید. اما تاریخ کسانی را بهتر به یاد میسپارد که صلح میسازند.»
چند پرسش اساسی از محمد جواد ظریف
۱. همانطور که خودتان در مقاله اشاره کردید، امریکا بارها و بارها به ایران خیانت کرده و در سال گذشته در میانه مذاکرات دو جنگ علیه ایران راه انداخته است. حال با وجود این تجربه چه تضمینی وجود دارد تا به این توافق پایداری که پیشنهاد می دهید خیانت نکند؟
۲. سال ۱۳۹۴ با دولت اوباما مذاکره کردید، توافقی به اسم برجام را با حضور کشورهای ۱+۵ امضا کردید. ما به همه تعهداتمان صادقانه عمل کردیم. دولت اوباما یک قدم اقتصادی هم برای ما برنداشت. دولت ترامپ هم همان برجام را پاره کرد و ژنرال ما را ترور کرد. بازهم میپرسیم آیا تضمینی وجود دارد که به این توافق پایداری که پیشنهاد می دهید، خیانت نکند؟
۳. چرا راه حل های شما تغییر نمیکند؟ چرا در جنگ همان استراتژی زمان مذاکره را می خواهید پیش ببرید؟ چرا ۲۰ سال است که بعد از هر بلایی که سرمان می آید دوباره به ضرب المثل روز از نو روزی از نو میرسید؟
۴. وقتی تهدیدات اسرائیل و پایگاه های امریکایی در منطقه بیخ گوشمان بوده و اکنون به ما حمله کرده اند، چرا اصرار به مذاکره بر سر انرژی اتمی و فعالیت محدود این تخصص در ایران داشتید و دارید؟ آیا اگر یک گام در زمینه هسته ای جلوتر می رفتیم، امروز امریکا و اسرائیل جرات حمله به ما را داشتند؟
۵. امریکا چرا به کره شمالی حمله نمی کند؟ چرا به چین حمله نمی کند؟ چرا به روسیه حمله نمی کند؟ مگر این کشورها در لیست متخاصمین امریکا نیستند؟ فکر نمی کنید دلیلش بازدارندگی اتمی آنهاست؟
۶. چرا وقتی می دانید امریکا بارها اعلام کرده که تسلیم کامل می خواهد، از ایران می خواهید امتیاز بدهد؟
۷. آیا شما می دانید که سرمایه اقتصادی که امریکا بخواهد برایمان بیاورد به یک بادی بند است تا از دست برود؟
۸. مگر اکنون کشورهای عربی را مشاهده نمی کنید که چگونه سپر بلای امریکا و اسرائیل شده اند؟ چرا باید خودخواسته خودمان را سپربلا کنیم؟
۹. استدلال شما در پاسخ این است که نابودی بیشتر می شود. بله نابودی بیشتر می شود. نابودی زیرساخت هایی که خودمان در سایه تحریم با بی پولی ساختیم، بیشتر می شود. اما اگر این امنیت بومی و درون زا را از دست بدهیم، آن وقت امریکا امنیت ما را تضمین می کند؟ امریکایی که در ۷۰ سال گذشته قصدش چاپیدن ما بوده است؟
۱۰. آیا اگر ما اکنون نجنگیم و از جنگ دست بکشیم، می توانیم امنیت حداقل ۵ دهه آینده خود را تامین کنیم؟
۱۱. آیا اگر توافق کنیم دوباره روال قبلی آغاز نمی شود؟ دلار بالا پایین نمیرود؟ زندگی مردم روی نوسانات دوستان سرمایه دار نمی چرخد؟
۱۲. آیا فکر نمیکنید بخش عظیمی از مردمی که این روزها در خیابان ها هستند، به دلیل حفظ امنیت این خاک امده اند؟
۱۳.آیا فکر نمی کنید که این مردم می دانند اگر توافق شود، دوباره روال زندگیشان مثل قبل تحت تاثیر دلار قرار میگیرد و نمی توانند حتی برای فردای خودشان برنامه ریزی کنند؟
۱۴. آیا اکنون که با بستن تنگه هرمز تحریم ۴۷ ساله امریکا را شکستیم، کوتاه بیایم؟
۱۵. آیا اکنون که تنگه هرمز را در دست داریم آن را دو دستی تقدیم امریکا کنیم و از او اجازه بخواهیم که به ما راه بدهد؟
۱۶. آیا در مقابل همین امریکای قلدر که خودتان هم اشاره کردید، نباید با قدرت ایستاد و جلوی قلدری اش را گرفت؟
۱۷. آیا نظم جهان مانند ۷۰ سال گذشته است یا تغییر کرده؟ آیا دیگر کشورها اکنون جلوی امریکا قد علم نکرده اند؟ آیا اسپانیا، ایتالیا، فرانسه، انگلیس، المان و اتریش دست رد به سینه امریکا برای کمک به او نزدند؟ آیا ما در سالهای گذشته شاهد چنین اتفاقاتی بودیم؟
۱۸. آقای ظریف شما خیلی دنبال صلح هستید، ما هم دنبال صلح هستیم. اما آیا صلح از طریق قدرت به دست نمی آید؟
آقای ظریف همه کشورهای بزرگ دنیا برای آن که استقلالشان را از دست ندهند یکبار شخم خورده اند. زیر ساخت هایشان نابود شده و بسیاری از غیرنظامی هایشان کشته شده اند. اما بعد از پیروزی، به دور از خطر وجودی و تهدید امنیتی دوباره شروع به ساختن کردند.
اگر تفکر نتیجه گرا داشته باشیم و تنها ۶ ماه تا یکسال بعد را ببینیم باید به توافق دلبسته باشیم. همان کاری که شما در برجام کردید. اما اگر واقعا تفکر توسعه گرا دارید و به فکر آینده ایران هستید، باید جنگ را تا زمانی که دشمن تنبیه شود ادامه داد ولو به بهای نابودی زیرساختهایمان.