همدستی زن و شوهر برای سرقت طلاهای هم باشگاهی | نقشه هوشمندانه چطور لو رفت؟
7 اردیبهشت امسال زن میانسالی در تماس با پلیس از سرقت خانهاش خبر داد.
به گزارش اینتیتر به نقل از ایران، بهدنبال این تماس بود که تیمی از کارآگاهان پایگاه یکم پلیس آگاهی پایتخت وارد عمل شدند. نکتهای که به محض ورود توجه کارآگاهان را جلب کرد این بود که در ورودی سالم بوده و سارق یا سارقان با کلید در را باز کرده بودند.
در بررسیهای اولیه زن میانسال گفت: «در دوران جنگ رمضان، عروس و دخترم طلاهایشان را به خانهام آوردند و از من خواستند آنها را نگهداری کنم. من هم طلاها را داخل گاوصندوق خانهام گذاشتم. روز حادثه به باشگاه ورزشی رفته بودم و زمانی که بازگشتم متوجه شدم در گاوصندوق باز است و دو کیلو طلا به سرقت رفته است.»
کارآگاهان در گام بعدی به سراغ دوربینهای مداربسته مجتمع محل سکونت شاکی پرداختند. دوربینها نشان میداد مردی میانسال در حالی که صورتش را با ماسک و کلاه پوشانده موتورسیکلت سفید رنگش را مقابل مجتمع مسکونی پارک کرده و وارد مجتمع شده و 15 دقیقه بعد هم از آنجا خارج شده و سوار بر موتورسیکلتش با یک کیف آنجا را ترک کرده است.
کارآگاهان به بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف باشگاه پرداختند. دوربینها سرنخ دیگری را در اختیار مأموران قرار داد. آنها فیلم مرد موتورسوار را ضبط کرده بودند که با زن جوانی مشغول صحبت بود.
وقتی تصویر زن جوان به شاکی پرونده نشان داده شد او را بلافاصله شناسایی کرد. زن جوان کسی نبود جز ثریا، دوست صمیمی شاکی که در باشگاه با هم ورزش میکردند.
بدین ترتیب ثریا بازداشت شد و در ادامه تحقیقات مشخص شد که سارق اصلی بهنام، همسر اوست. با شناسایی متهم ردیف اول پرونده، بهنام نیز بازداشت شد و در تحقیقات به سرقت میلیاردی اعتراف کرد.»
ثریا برخلاف شوهرش که دوبار تا به حال به اتهام کلاهبرداری بازداشت شده، اولین بار است که به اداره آگاهی قدم میگذارد. زن 40 ساله در رابطه با آشناییاش با شاکی گفت: «چهار سالی است که به آن باشگاه میروم و با شاکی در باشگاه آشنا شدم.»
از کجا فهمیدی مقدار زیادی طلا داخل خانه شاکی است؟
در دوران جنگ یک روز که به باشگاه آمد خیلی ناراحت و هراسان بود. گفت به مقابل خانه دخترش موشک اصابت کرده و خدا خیلی رحم کرده که آنها سلامت هستند. بعد هم گفت به دخترش و عروسش پیشنهاد داده که طلاهایشان را به خانه او بیاورند تا در گاوصندوق نگهداری کند تا اگر خانه او نیز مورد اصابت موشک قرار گرفت چون در گاوصندوق نگهداری میشود احتمال آسیب کمتر است.
چه شد نقشه سرقت کشیدید؟
همان روز موضوع را به همسرم گفتم. او هم ایده سرقت را مطرح کرد و به من گفت با دقت از زیر زبان شاکی حرف بکشم تا بفهمیم گاوصندوق در کجای خانه نگهداری میشود و اینکه رمز دارد یا با کلید باز میشود. اول مخالفت کردم اما آنقدر گفت تا وسوسه شدم.
کلید خانه شاکی را از کجا آوردید؟
روز حادثه زمانی که شاکی به باشگاه آمد، به سراغ کمدش رفتم و دسته کلید او را برداشتم و به شوهرم دادم. شوهرم هم بلافاصله به خانه او رفت و بعد از سرقت به باشگاه آمد و دسته کلید را به من برگرداند و من آن را داخل کیف شاکی گذاشتم.
با طلاهای سرقتی چه کردی؟
آنها را داخل باغچه خانه مان دفن کردیم تا آبها از آسیاب بیفتد. از طرفی تصور میکردیم قیمت طلا رو به افزایش است و با خودمان گفتیم قیمت که بالا رفت آنها را میفروشیم. اما نه طلاها را فروختیم و نه پولدار شدیم.