ورود غولهای فناوری به هالیوود؛ آیا سیلیکونولی آماده رویارویی با سینماست؟
جرمی آلن وایت، خبرنگار حوزه فناوری، در تریلر تازه فیلم «حسابکشی اجتماعی» (The Social Reckoning) به همکارش میگوید: «میدانم دشمنان سادهتری برای انتخاب وجود دارند.» همکارش پاسخ میدهد: «مافیا دشمن سادهتری بود.» آنها درباره شرکت متا متعلق به مارک زاکربرگ صحبت میکنند، اما این دیالوگ میتواند درباره کل صنعت فناوری بزرگ نیز صدق کند.
به گزارش اینتیتر، همانطور که «حسابکشی اجتماعی» قرار است نشان دهد، اکنون این تصور بیش از گذشته شکل گرفته که غولهای فناوری لزوماً در کنار مردم نیستند؛ «مردم» در اینجا تقریباً تمام بشریت را شامل میشود، بهجز میلیاردرهای فناوری و نزدیکان آنها.
به گزارش گاردین، با این حال، هالیوود که معمولاً به دنبال یک شرور مشخص و قابل شناسایی است، تاکنون ضربه چندانی به صنعت فناوری وارد نکرده است. حالا شرایط حتی از این هم عجیبتر شده؛ زیرا خود هالیوود در معرض خطر بلعیده شدن توسط همین صنعت قرار گرفته است. آیا برای مقابله با این روند دیگر دیر شده است؟
«شبکه اجتماعی» چگونه این کار را انجام داد؟
فیلم «شبکه اجتماعی» (The Social Network) نمونه خوبی از چگونگی ساخت یک فیلم درباره سیلیکونولی بود.
فیلم ریتمی سریع و پرانرژی داشت و شخصیتهایی عجیبتر از واقعیت را به تصویر میکشید. یکی از آنها مارک زاکربرگ جوان بود که جسی آیزنبرگ نقش او را بازی کرد؛ نابغهای مغرور و جاهطلب که در آستانه تبدیل شدن به یک غول فناوری قرار داشت. مأموریت او برای متصل کردن جهان به تضاد آشکاری با ضعفهای اجتماعی خودش تبدیل شده بود.
این فیلم به کارگردانی دیوید فینچر و با فیلمنامه آرون سورکین هم از نظر تجاری موفق بود و هم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و سه جایزه اسکار به دست آورد.
اما بخش مهمی از موفقیت «شبکه اجتماعی» و همچنین دلیل نگرانیبرانگیز بودن دنباله آن این است که فیلم درباره سیلیکونولی واقعی بود. این همان جایی است که بسیاری از آثار سرگرمی سالهای اخیر در پرداختن به صنعت فناوری دچار مشکل شدهاند.
چرا هالیوود از غولهای فناوری خیالی استفاده میکند؟
در سالهای پس از «شبکه اجتماعی»، تعداد زیادی فیلم و سریال با الهام از مدیران فناوری ساخته شدهاند، اما بسیاری از آنها نتوانستهاند آن تأثیرگذاری را ایجاد کنند.
برای نمونه، «مانتینهد» ساخته جسی آرمسترانگ، چهار میلیاردر فناوری را نشان میدهد که از ارتفاعات قدرت، جهان را میان خود تقسیم میکنند.
در فیلمهایی مانند «بالا رو نگاه نکن» با بازی مارک رایلنس، «چاقوکشی: پیاز شیشهای» با بازی ادوارد نورتون، «بیگانه: زمین» با بازی ساموئل بلنکین و «دایره» با بازی تام هنکس نیز غولهای فناوری عجیب و اغراقشدهای دیده میشوند.
این فیلمها بهطور غیرمستقیم شخصیتهایی واقعی مانند زاکربرگ، ایلان ماسک و استیو جابز را دستمایه طنز و هجو قرار دادهاند.
اما سؤال اینجاست: وقتی خود سیلیکونولی واقعی مملو از داستانهای دراماتیک، اتفاقات عجیب و شخصیتهایی غیرمعمول و اغلب جنجالی است، چرا باید به سراغ نسخههای خیالی آنها برویم؟
«حسابکشی اجتماعی»؛ زاکربرگ و رسواییهای متا
«حسابکشی اجتماعی» مواد اولیه فراوانی برای روایت دارد.
در ۱۶ سالی که از ساخت فیلم نخست گذشته، انواع آسیبهای اجتماعی، عاطفی و سیاسی به شرکت متا و فیسبوک نسبت داده شده است. خود زاکربرگ نیز بیش از گذشته به شخصیتی عجیب، جنجالی و شناختهشده تبدیل شده و در نتیجه گزینه مناسبی برای بازنمایی سینمایی است.
جرمی استرانگ که در این فیلم جای جسی آیزنبرگ را گرفته، احتمالاً امید زیادی به دریافت جوایز دارد.
فیلمنامه و کارگردانی فیلم بر عهده آرون سورکین است و داستان بر «فرانسس هاوگن»، افشاگر سابق فیسبوک، تمرکز دارد که اطلاعاتی درباره عملکرد داخلی این شرکت را در اختیار رسانهها قرار داد. مایکی مدیسون، بازیگر فیلم «آنورا»، نقش هاوگن را ایفا میکند.
در فیلم، عناصر آشنای آثار سورکین دیده میشود: درام دادگاهی، جدالهای لفظی و تلاش برای طرح مسائل عدالت اجتماعی.
«مصنوعی»؛ وقتی واقعیت از فیلم جلو میزند
یک فیلم دیگر نیز با همین رویکرد به سراغ صنعت فناوری رفته است، اما سرنوشت آن نشان میدهد پرداختن مستقیم به غولهای فناوری چه خطراتی دارد.
لوکا گوادانینو در فیلم «مصنوعی» (Artificial) داستان واقعی شرکت OpenAI را به تصویر کشیده است؛ داستانی که شاید از بسیاری از روایتهای تخیلی جذابتر باشد.
این فیلم بر سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، تمرکز دارد که اندرو گارفیلد نقش او را بازی میکند. در داستان، تعدادی از دشمنان و رقبای آلتمن نیز حضور دارند؛ از جمله ایلان ماسک با بازی آیک بارینهولتز و اعضای هیئتمدیره OpenAI با بازی مونیکا باربارو، کوپر هافمن و یورا بوریسوف.
تلاش هیئتمدیره برای برکناری آلتمن که در دنیای واقعی نیز خبرساز شد، در مرکز داستان قرار دارد.
فیلمنامه این فیلم در مقطعی «شبکه اجتماعی با استروئید» توصیف شده بود.
اما این بار زندگی واقعی حاضر نشد صرفاً نقش منبع الهام هنر را بازی کند.
در ژوئن امسال، شرکت Amazon MGM Studios ناگهان فیلم کاملشده «مصنوعی» را کنار گذاشت و اعلام کرد این اثر اگر توسط استودیوی دیگری منتشر شود، شرایط بهتری خواهد داشت.
چند ماه پیش از آن، آمازون و OpenAI وارد یک «مشارکت راهبردی» به ارزش ۵۰ میلیارد دلار شده بودند؛ قراردادی برای توسعه مدلهای سفارشی هوش مصنوعی که بتوانند در برنامههای مورد استفاده مشتریان آمازون به کار گرفته شوند.
این همکاری شاید از نظر سینمایی هیجانانگیز نباشد، اما نشانهای از همگرایی اجتنابناپذیر فناوری و صنعت سرگرمی است.
در نهایت، شرکت مستقل Neon وارد ماجرا شد و انتشار «مصنوعی» را بر عهده گرفت. این فیلم قرار است اوایل سال ۲۰۲۷ اکران شود.
هالیوود همین حالا هم تا حدی در اختیار شرکتهای فناوری است
شاید دیگر صحبت از «تصاحب هالیوود» چندان دقیق نباشد؛ چراکه بسیاری از استودیوهای بزرگ هالیوود همین حالا بهطور کامل یا جزئی شرکتهای فناوری نیز محسوب میشوند.
آمازون، اپل، سونی و نتفلیکس نمونههایی از این وضعیت هستند.
با این حال، غولهای فناوری همچنان در حال ورود بیشتر به صنعت سرگرمیاند و منابع مالی بسیار عمیقی در اختیار دارند.
در مقیاس بزرگ، بحث تصاحب ۱۱۰ میلیارد دلاری برادران وارنر توسط پارامونت مطرح است که در حال حاضر در دادگاههای آمریکا متوقف شده است.
بخش قابل توجهی از این منابع مالی از سوی لری الیسون، مدیرعامل اوراکل، تأمین میشود؛ ثروت شخصی او در مقطعی از ۴۰۰ میلیارد دلار عبور کرد، هرچند از آن زمان بهشدت کاهش یافته است.
دیزنی نیز سال گذشته یک میلیارد دلار در OpenAI سرمایهگذاری کرد و با این شرکت قرارداد صدور مجوز امضا کرد.
حتی شرکت مستقل و شناختهشده A24 نیز وارد یک «مشارکت تحقیقاتی» ۷۵ میلیون دلاری با بخش هوش مصنوعی گوگل، DeepMind، شده است.
اگر به دنبال نشانهای واقعی از تغییرات پیشرو باشیم، شاید انتشار خبر مهمانی خصوصی گوئینت پالترو در خانهاش در همپتونز جالبتر باشد؛ شام خصوصی و «غیرقابل انتشار» که گفته میشود قرار است به افتخار سم آلتمن برگزار شود.
آیا رابطه هالیوود و فناوری بر آزادی سینما تأثیر میگذارد؟
اگر مسئله فقط تغییر مدیریت هالیوود بود، اتفاق چندان عجیبی محسوب نمیشد. صنعت سرگرمی همیشه شاهد تغییر مالکان و مدیران بوده است.
اما تصاحب تدریجی هالیوود توسط شرکتهای فناوری ممکن است بر این موضوع نیز تأثیر بگذارد که چه فیلمها و داستانهایی اصلاً فرصت ساخته شدن پیدا میکنند.
بسیاری از غولهای فناوری فعال در هالیوود، از جمله الیسون، آلتمن و جف بزوس، روابط نزدیکی با دولت دونالد ترامپ دارند؛ دولتی که در اعمال نفوذ بر رسانه و صنعت سرگرمی تردید چندانی نشان نداده است.
این وضعیت شاید توضیح دهد که چرا فیلم «مصنوعی» تقریباً فرصت اکران پیدا نکرد، در حالی که مستندی درباره ملانیا ترامپ ساخته شد؛ مستندی که منتقدان آن را یک اثر تبلیغاتی آشکار درباره بانوی اول سابق آمریکا دانستند و آمازون برای آن ۴۰ میلیون دلار پرداخت کرد.
سؤال مهم این است: چند پروژه دیگر درباره صنعت فناوری در چنین فضای جدیدی دیگر چراغ سبز دریافت نمیکنند؟
در سال ۲۰۲۴ نیز نتفلیکس از ساخت سریالی به نام «تامبلایت» با بازی روزاموند پایک خبر داده بود؛ سریالی که قرار بود «خانه پوشالی سیلیکونولی» باشد، اما به شکلی نامعلوم هیچگاه به مرحله تولید نرسید.
حتی غولهای فناوری هم همهکاره نیستند
با این حال، حتی شرکتهای بزرگ فناوری نیز نمیتوانند همه چیز را کنترل کنند.
ایلان ماسک در شبکه اجتماعی ایکس به فیلم «اودیسه» ساخته کریستوفر نولان حمله کرد و آن را «وُک» خواند، اما ظاهراً کسی چندان به حرف او توجه نکرد و مردم همچنان برای تماشای فیلم به سینما رفتند.
حالا شاید ماسک نیز طعم مشابهی را بچشد.
«الکس گیبنی»، فیلمساز مستندساز، یک مستند چهار ساعته درباره ماسک ساخته که قرار است در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآید.
این فیلم قصد دارد روایت زندگی این غول فناوری را از زاویهای تازه بازتعریف کند و او را بهعنوان «تجسم دوباره کلاهبردار قرن بیستویکم» معرفی کند.
در همین حال، متا متعلق به زاکربرگ نیز بهتازگی پرونده مهم دیگری را در آمریکا درباره محصولات allegedly آسیبزای خود به پایان رسانده و با پرداخت ۱۷ میلیارد دلار به توافق رسیده است.
با این حساب، میتوان گفت زمینه لازم برای قسمت سوم مجموعه «شبکه اجتماعی» و «حسابکشی اجتماعی» همین حالا در حال شکل گرفتن است.