جدال علیزاده و الحسینی؛ تخریب شخصیت به جای نقد حرف و عمل
چند ماهی می شود که فضای اقتصادی کشور دچار چالش ها و بحرانی هایی شده و در این میان افرادی از جناح های مختلف به میدان آمده و به ظاهر نظراتی را برای حل مشکلات ارائه می کنند. یکی از جدال های معروف توییتری که در این خصوص شکل گرفته جدال علیزاده و الحسینی است.
اینتیتر - سحر سادات زمانی؛ علی علیزاده و صادق الحسینی این روزها در توییتر درباره مسائل و مشکلات اقتصادی ظاهرا به ارائه راه حل هایی پرداخته اند اما در واقع علیه یکدیگر شمشیر را از رو بسته اند و در هر کدام از توییت هایشان چیزی جز تخریب شخصیتی دیگری دیده نمی شود.
ماجرا از این قرار است که رسانه علی علیزاده با نام جدال چند وقتی است که پا به عرصه مسائل اقتصادی گذاشته و از افرادی مانند یاسر جبرائیلی، همت قلی زاده و محمدرضا یزدی زاده در برنامه هایش دعوت می کند تا درباره علل و راه های حل مشکلات اقتصادی که این روزها گریبانگیر کشور شده به گفتگو بپردازند.
در برنامه های جدال علیزاده، راهکارهایی ارائه می شود که می توان گفت کمی خارج از ساختار فکری غالب در کشور است و به همین جهت زمینه جدل هایی را فراهم کرده است. به عنوان مثال اصلی ترین موضوع برنامه های اقتصادی جدال این است که نقدینگی را عامل تورم کنونی نمی داند و از عوارض شبه پول هایی مانند ارز و طلا می گوید آنها را باعث ایجاد تورم سرسام آور این روزها معرفی می کند. همچنین تثبیت نرخ ارز و تقویت ریال را راه حلی برای گذر از این مشکلات عنوان می کند.در واقع نئولیبرالیسم و سرمایه داری را عامل فاصله طبقاتی که امروز ایجاد شده است، میداند.
در مقابل اما صادق الحسینی در توییتر علیه این راهکارها موضع جدی گرفته و اعتقاد دارد که تفکرات جدالی ها ریشه در کمونیسم دارد و راه به جایی نمی برد و وضعیت را از این چیزی که مشاهده می کنیم، بدتر می کند. صادق الحسینی و هم فکرانش برخلاف جدالی ها نقدینگی را عامل اصلی تورم می دانند و تثبیت نرخ ارز را فاجعه قلمداد می کنند. الحسینی بارها در توییت هایش اعلام کرده است نرخ دلار باید واقعی باشد اما هیچ وقت نمی گوید که این امر چه کمکی به اقتصاد می کند و چگونه قابل اجراست.
شاید در اوایل جدل های این دو طیف به سردستگی علیزاده و الحسینی، شاهد ارائه راه حل هایی بودیم اما رفته رفته این نقدها و راه حل ها جای خود را به تخریب شخصیتی دادند و شروع به جریان سازی های پوچ و بی نتیجه علیه یکدیگر کردند.
به عنوان مثال در هفته گذشته یاسر جبرائیلی برای ارائه طرح خود درباره حل مشکلات اقتصادی به شبکه افق دعوت شده بود. جبرائیلی در این برنامه درباره رکود اقتصادی آمریکا در بازه سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ گفت و از راه حل آمریکایی برای حل این مشکل صحبت کرد. جبرائیلی در جریان ارائه خود از عکس اشتباهی استفاده کرد اما ماجرایی که تعریف کرد، واقعی و درست بود. استفاده از این عکس کار دست جبرائیلی داد و جناح مقابل به جای اینکه به اصل داستان بپردازند و حرف های جبرائیلی را نقد کنند، آن عکس را پیراهن عثمان کردند و جریان رسانه ای عجیبی را علیه او راه انداختند.
این امر باعث شد نه حرف های جبرائیلی درست شنیده شود و نه یک نقد درست و منصفانه درباره راهکارهای او انجام داد.
البته این را بگوییم که علیزاده هم در همان مسیر جناح مقابل قرار گرفت و برنامه های بعدی جدال را بیشتر از این که بر مبنای نقد منصفانه و ارائه راه حل بگذارد، بر مبنای تخریب شخصیتی صادق الحسینی و علی سعدوندی گذاشت.
اکنون نیز در توییتر شاهد توییت های نا عادلانه و خارج از اصول و اخلاق از هر دو طرف هستیم. اگر واقعا این عزیزان دلسوز ایران و ایرانی هستند چرا به جای نقد حرف و عمل به حاشیه می روند و سر و صداها رو به این سمت هدایت می کنند. تا زمانی که تخریب شخصیتی جای خود را به مناظره درست و حسابی بر مبنای نظرات علمی و بومی دهد، کمیتمان همچنان در حل مشکلات لنگ خواهد ماند. حال دیگر فرقی ندارد مشکلات اقتصادی باشد یا فرهنگی و سیاسی و…
راه حل نهایی که می تواند ما را از بستر این جناح بازی ها و تفکرات قالبی نجات دهد، تنها و تنها نقد حرف و عمل و ارائه راهکار، اجرای راه حل هاست و نه بازی های رسانه ای.