همدلی قابل اندازهگیری است؛ روانشناسان چگونه آن را میسنجند؟
بسیاری از مردم فکر میکنند همدلی چیزی بیش از حد نرم، ذهنی و شخصی است و نمیتوان آن را اندازه گرفت. در یک نظرسنجی که خودمان انجام دادیم، نزدیک به نیمی از پاسخدهندگان معتقد بودند که «اندازهگیری همدلی غیرممکن است».
به گزارش اینتیتر، بسیاری از مردم فکر میکنند همدلی چیزی بیش از حد نرم، ذهنی و شخصی است و نمیتوان آن را اندازه گرفت. در یک نظرسنجی که خودمان انجام دادیم، نزدیک به نیمی از پاسخدهندگان معتقد بودند که «اندازهگیری همدلی غیرممکن است». این باور، بازتاب یک فرهنگ رایج است: همدلی مثل عشق است؛ دقیقاً بهخاطر اینکه نمیشود آن را تشریح و کالبدشکافی کرد، زیبا و ارزشمند میشود. یکی از نظردهندگان نوشته بود: «وقتی سعی میکنی همدلی را اندازه بگیری، مجبوری تمام نرمی، احساس و آن حس لطیفِ «نمیشود دقیق اندازهاش زد» را از آن بگیری… و دیگر چیزی که باقی میماند، همدلی نیست.»
به گزارش گاردین، این تردید بهخصوص در حوزههایی که آموزش همدلی به اولویت تبدیل شده، خیلی پررنگ است. استادان پزشکی میترسند ارزیابی همدلی به یک «تیک زدن مکانیکی تبدیل شود و از رویکرد بوروکراتیک به چیزی کاملاً انسانی وحشت دارند. در آموزش و پرورش هم همین نگرانی وجود دارد؛ ترس از اندازهگیری، آینده برنامههای یادگیری اجتماعی-عاطفی را تهدید میکند. حتی پژوهشگران همدلی هم گاهی تردید دارند و میگویند افراد در ارزیابی خودشان (بهویژه در چیزی به این اندازه مطلوب اجتماعی) به شدت غیرقابل اعتمادند. و حق با آنهاست: اگر واقعاً میخواهیم بدانیم کسی چقدر همدل است، صرفاً پرسیدن از خودش که «خودت را چقدر همدل میدانی؟» راه قانعکنندهای نیست.
اما همین نگرانی که «همدلی بهطور کلی قابل اندازهگیری نیست» خودش راهحل را نشان میدهد: همدلی یک چیز واحد نیست. همدلی مجموعهای از فرایندهای مرتبط است؛ از جمله:
- رزونانس عاطفی (احساس همان چیزی که دیگری احساس میکند)
- نگرانی واقعی برای دیگران
- توانایی دیدن موضوع از زاویه دید طرف مقابل
- بیان رفتاری همدلی
- دقت در خواندن احساسات دیگران
هیچ ابزار واحدی نمیتواند همه این مؤلفهها را همزمان بگیرد. رمز موفقیت این است که اول مشخص کنیم کدام بخش همدلی را میخواهیم بسنجیم و بعد ابزار مناسب آن را انتخاب کنیم.
خوشبختانه روانشناسان ابزارهای معتبر و قابل اعتمادی برای سنجش جنبههای مختلف همدلی طراحی کردهاند:
- پرسشنامههای معتبر برای واکنشهای عاطفی لحظهای (مثلاً چقدر در همین لحظه با دیدن رنج کسی احساس همدردی یا ناراحتی میکنید)
- ابزارهای سنجش ویژگیهای پایدار شخصیت
- بعضی فقط میزان «هماحساسی عاطفی» (احساس همان احساس دیگری) را میسنجند
- بعضی توانایی «درک شناختی» (حدس زدن اینکه طرف مقابل چه فکر یا احساسی دارد) را اندازه میگیرند
- بعضی هم ابزارهای چندبعدی وجود دارد که همزمان هم بخش عاطفی و هم بخش شناختی را پوشش میدهد
- ارزیابی توسط ناظران خارجی معلمان، والدین یا همسالان میتوانند رفتار همدلانه کودکان را امتیاز بدهند. بیماران میتوانند میزان توجه و مهربانی پزشک خود را ارزیابی کنند. در محیطهای بالینی و آموزشی، این امتیازدهی ناظران اغلب بسیار مفیدتر از پرسشنامههای خودگزارشدهی است.
- آزمونهای عملکردی (Performance-based)
- آزمون دقت همدلی: فرد باید احساسات واقعی طرف مقابل را در حین گفتگو یا روایت داستان حدس بزند و با گزارش خودِ آن فرد مقایسه میشود
- آزمونهای شناخت هیجان: شناسایی درست حالتهای چهره، زبان بدن و تن صدا
این آزمونهای عملکردی مزیت بزرگی دارند: به نتایج عینی متکیاند، نه فقط به برداشت ذهنی نیست.
جمعبندی همه این روشها یک پیام روشن دارد: همدلی کاملاً قابل اندازهگیری است، به شرطی که اول بپرسیم «دقیقاً کدام بخش همدلی را میخواهیم بفهمیم؟» و بعد روش مناسب همان بخش را انتخاب کنیم. هیچ «استاندارد طلایی واحدی» وجود ندارد، چون خود همدلی یک پدیده واحد نیست.
وقتی این پرسشها راهنمای ما باشند، همدلی دیگر یک راز دستنیافتنی و توصیفناپذیر نمیماند؛ بلکه به مجموعهای از تواناییهای انسانی کاملاً قابل سنجش، معنادار و قابل تقویت تبدیل میشود.