نقد قسمت پایانی سریال Stranger Things | خداحافظی با هاوکینز و دنیای وارونه
قسمت نهایی فصل پنجم سریال Stranger Things کمی ناامید کننده است، اما درنهایت پایانی شایسته و قابل قبول ارائه میکند.
به گزارش اینتیتر به نقل از زومجی، سرانجام سریال Stranger Things به ایستگاه نهایی رسید و بالاخره قرار است پس از ۹ سال با هاوکینز و دهه ۸۰ خداحافظی کنیم. از همان ابتدا وایب دهه ۸۰ و منابع الهام و ادای دین به محصولات سرگرمی آن زمان و ترکیب آن با داستانهای فراطبیعی با هیولاهای ترسناک و شخصیتی با قدرتهای جذاب اما شکننده باعث جذب ما شد و ما را برای یک دهه با خود همراه کرد.
پیش از آن میتوانید همچنین میتوانید نقد ۴ قسمت اول فصل پنجم سریال Stranger Things و نقد بخش دوم سریال Stranger Things 5 را در زومجی مطالعه کنید. بااینحال فصل پنجم و پایانی شروعی مشابه فصلهای گذشته داشت و مانند همیشه روایتی آرام را جلو برد که شاید آشنا است، اما باتوجهبه اتفاقات فصل چهارم و اینکه سریال در فصل پایانی است کمی عجیب است.
با اینکه بخش اول با یکی از قسمتهای سریال به پایان رسید و عملا ورود وکنا و کشتار او و سپس نمایش قدرت ویل باعث هیجان ما شد، اما باز هم مشکلاتی مثل نبود مرگ شخصیت مهم یا عدم دادن پاسخی درست به سوالات ما باعث نگرانی شد. از طرفی تعداد بالای شخصیتها باعث شد که کمی احساس کنیم سریال زیادی شلوغ شده است و عملا زمان کافی به شخصیتهای اصلی یا محبوب سریال نمیرسد و ما عملا با روند فعلی احساس یک فصل پایانی را نداریم. در هر حال وعده سازندگان بخش دوم سریال است، اما در بخش دوم عملا سریال فقط درجا زده است.
در بخش دوم به سوالات زیادی مثل راز دنیای وارونه پاسخ داده میشود، اما احساس میکنیم واقعا داستان سریال جلو نرفته است. درواقع روند کلی مشابه فصول گذشته است، اما بهعنوان فصل پایانی این چیزی نیست که انتظارش را داشته باشیم و سریال بهجای ارائه روایتی پر تنشتر و تمرکز بیشتر روی وکنا، بیشتر روی مسائل بیاهمیت مثل علایق ویل تمرکز دارد؛ شخصیتی که بعد از قسمت چهارم انتظار داشتیم نقشی جذاب در ادامه روند داستان پیدا کند و این پتانسیل از بین رفت. بازگشت کالی هم نهایتا با اینکه منطقی است، کمکی نمیکند و صرفا سریال شلوغتر شده است.
و قسمت پایانی تا حد زیادی نشان میدهد نگرانیهای ما بیدلیل نبوده است. درواقع در طول ۷ قسمت اول شاهد مرگ خیلی خاصی نیستیم و تعداد بالای شخصیتها و تلاش سازندگان برای دادن زمان به همه آنها بهجای تمرکز بیشتر روی وکنا و شخصیتهای مهمتر به یک مشک بزرگ تبدیل شده است که این مشکل تا پایان ادامه دارد. این موضوع بدون شک ناامید کننده است و ما قرار نیست در قسمت پایانی هم شاهد تغییر این روند باشیم؛ چرا که درنهایت برنامه وکنا قرار نیست خیلی فراتر از روی کاغذ برود و توضیح خیلی خاصی هم برای آن داده نمیشود.
اگر فکر میکنیم مانند فصل دوم هدف منحرف کردن وکنا برای توقفش است تا ایلون و کالی او را متوقف کنند، از این خبرها نیست و سریال تصمیم میگیرد تا از هویت همیشگی خود فاصله بگیرد و ما را آماده یک نبرد تمام عیار و در سطح اونجرز کند. این اقدام بیشتر مثل این است که ما آماده نبردی شویم که گروهی از آنها آدمهای معمولی و بچههای یک مدرسه هستند و حالا قرار است با موجوداتی مبارزه کنند که کشتن آنها به این راحتی نیست؛ چه برسد به اینکه اکنون وارد قلمرو آنها شدهایم و این تغییر روایت تا حد زیادی آزار دهنده است.
مشخصا انتظار یک نبرد و بازگشت ترس و وحشت به سبک فصل چهارم را داشتم، اما سریال Stranger Things 5 تصمیم گرفته است مسیر فصل سوم را دنبال کند. در هر حال قسمت پایانی سرگرم کننده است، اما واقعا چرا نگران شخصیتها نیستم؟ جواب ما درواقع در ۷ قسمت قبلی است و میدانیم قرار نیست مرگ خاصی را شاهد باشیم و کسانی خواهند مرد که یا همین فصل اضافه شدهاند یا اینکه طرفداران قرار نیست روی آن حساس باشند. اما ورود مایند فلایر که برخلاف حضورهای قبلی دارای شکل شده است، میتوانست برگ برنده باشد.
بااینحال استفاده درستی از مایند فلایر نمیشود و حتی نمیتواند از پس چندتا کودک بر بیاید. مشخص نیست چرا سازندگان علاقهای به دادن تلفات نداشتهاند؛ چرا که مانند فصل چهارم انتظار داشتیم نه فقط مرگ زیادی ببینیم، بلکه اعضای گروه تا شکست و مرگ پیش بروند و درنهایت اتفاقی رخ نخواهد داد. این موضوع ناامید کننده است، اما حداقل انتظار مبارزات و اکشن جذابی داریم که تا حدی این این داستان محقق میشود، ولی کامل نیست. مشکل این است صحنههای اکشن عمق خاصی ندارند، وکنا و مایند فلایر قرار نیست ضربه خاصی وارد کنند و از طرفی خبری از موجودات دنیای وارونه نیست.
نبود دموگورگونها، دموداگها و دموبتها یک سوال بزرگ است و سوال اصلی این است وکنا پس چرا بیش از یک سال برای اجرای برنامه خود صبر کرده است؟ این مبارزه صرفا به شکلی طراحی شده است که باعث میشود شخصیتها در امان بمانند و اتفاقی برای آنها رخ ندهد و این ناامید کننده است. کل مبارزه ایلون با وکنا به حدی کوتاه است که باعث تعجب ما میشود و با اینکه سرگرم کننده است، اما مبارزه بسیار فراموش شدنی است. این مبارزه را فقط با فصل گذشته یا فصل سوم مقایسه کنید و چقدر افت را شاهد هستیم و خبری از آن صحنههای ماندگار دیگر نیست.
اگرچه کل مبارزه ناامید کننده است، اما بازی فوق العاده جیمی کمپبل باور در نقش وکنا نتیجه کلی را تغییر میدهد. او شخصیتی چند لایه از وکنا را به تصویر میکشد که لایههای ترس و وحشت تا لایه شیطانی او را به نمایش میگذارد و باعث میشود دوست داشته باشیم زمان بیشتری به او اختصاص داده شود، اما متاسفانه این اتفاق قرار نیست رخ دهد و کمپبل باور تنها از لحظات کوتاهش به بهترین شکل ممکن استفاده میکند. درواقع ازدیاد شخصیتها باعث شده است شخصیتهای مختلف به حاشیه بروند و این آزار دهنده است.
اگر یک مقایسه کوتاه کنم، پنیوایز در سریال IT: Welcome to Derry از جایی کنترل سریال را در دست میگیرد و ستاره آن میشود. او شاید شخصیتهای خیلی مهمی را نکشد و درواقع مثل اینجا انتخابهای امنی میکند، اما او انقدر زمان و فضای کافی برای درخشش و ایجاد ترس و وحشت دارد که سریال از یک سریال خوب به یکی از سریالهای برتر سال تبدیل میشود. اما در سریال Stranger Things 5 درست زمانیکه زمان درخشش وکنا و حضور محوری او است، او به حاشیه میرود و فقط زمانی ظاهر میشود که قرار است با شخصیتی مواجه شود.
واقعیت این است که سریال از نظر فنی و جلوههای ویژه بسیار قدرتمند ظاهر میشود و مشخصا هزینه زیادی برای آن شده است، اما نبود یک تویست جذاب یا نبود مرگی خاص و با معنا در پایان بیشتر مثل یک کار سفارشی است که ظاهرا کسی نمیخواهد کسی در پایان خط و خشی روی آن بیافتد. کنار این موارد شخصیت لیندا همیلتون چه نقشی واقعا در سریال داشت؟ شخصیت او واقعا اضافیترین و ضعیفترین شخصیت سریال است و اصلا بود و نبود چنین شخصیتی در فصل پایانی برای کسی اهمیتی ندارد و درنهایت تنها هدفش تغییر مسیر آینده ایلون و کالی است.
تنها صحنه جنجالی سرنوشت شخصیت ایلون است که به نوعی پایان آن یادآور سرنوشتش در پایان فصل اول است. درواقع پایان ایلون، یک پایان منطقی برای او است. مهم نیست او زنده مانده یا مرده باشد. او میداند راهی جز مرگ ندارد. راه دیگرش مثل داستانی است که مایک میگوید که به عقیده من احتمالا منطقیترین گزینه ممکن است؛ چرا که ایلونی که در داخل دنیای وارونه ماند، خونی بهخاطر استفاده از قدرتش از دماغش نچکید و بهترین کار این بوده که همه فکر کنند او مرده است. او دیگر بچه فصل اول و دوم نیست و میتواند زندگی جدید با هویتی تازه را برای خود دست و پا کند.
قسمت پایانی تا نیمه اول تا حد زیادی ناامید کننده است، اما نیمه دوم به شکل غیر منتظرهای یک نامه عاشقانه برای طرفداران سریال بهخصوص طرفداران فصل اول و دوم است. بخش اپیلوگ درواقع مثل کشتی نجات عمل میکند و کل مسیر سراشیبی فصل پنجم را تغییر میدهد و به سریالی تبدیل میشود که درواقع بهخاطر آن او را دوست داریم و دیگر خبری از اکشنهای بزرگ نیست و سرنوشت هر شخصیت نمایش داده میشود. بخش پایانی درواقع بهنظر میرسد که شاید همان چیزی است که خود دافرها هم دلشان برای آن تنگ شده است.
این صحنهها کاملا احساسی و تلخ و شیرین هستند و باعث میشود از همین الان دل ما برای هاوکینز و ماجراهای فراطبیعیاش تنگ شود، اما بدون شک شایسته پایانی تاریکتر و بهتری بوده است. بااینحال باز هم پایان سریال در بخش اپیلوگ رضایتبخش است؛ اگرچه نظریه طرفداران در مورد اپیزود مخفی به مراتب جذابتر است، اما احساس میکنم از جایی آنها فقط بهدنبال تمام کردن سریال بودهاند و مشخص نیست افزایش سن بازیگران یا افزایش هزینهها یا مسائل دیگر مثل دخالت بیشتر نتفلیکس باعث شد تا پایانی شتابزده را تحویل بگیریم.
سریال Stranger Things 5 خوب شروع میشود، در ادامه با لغزش مواجه میشود و با وجود ادامه آن در قسمت پایانی، درنهایت خوب و رضایت بخش به پایان میرسد و به سرنوشت بازی تاج و تخت دچار نمیشود؛ اگرچه تا مرز آن پیش رفت. شاید لغزشهایی وجود داشته باشد و مانند فصول گذشته نباشد و شاید کمی بالاتر از فصل سوم قرار بگیرد، اما باز هم بالاتر از بسیاری از سریالهای ۲۰۲۵ قرار میگیرد و شاید کمی بدشانس هم بوده باشد که پنیوایز ورژن بهتری از سریالی که در فصل پایانی میخواستیم ارائه داد. در هر حال فعلا باید با دنیای وارونه، هاوکینز و بچههای دوست داشتنی آن خداحافظی کنیم، اما آنها را هرگز فراموش نخواهیم کرد.