معرفی کتاب وکیل شیطان؛ کتابی که سنت های خرافی را به چالش می کشد

کد خبر : ۴۴۴۴۷۳
معرفی کتاب وکیل شیطان؛ کتابی که سنت های خرافی را به چالش می کشد

با معرفی کتاب وکیل شیطان در این مطلب همراه ما باشید.

به گزارش اینتیتر،‌زندگی در ایتالیای قرن بیستم که همچنان از سنت های خرافی و عقاید انحرافی در دین رنج میبرد می تواند برای یک نویسنده مواد جذابی را فراهم کند  تا از آن خوراکی خوشمزه به نام کتاب وکیل شیطان را قلم بزند.

موریس وست نویسنده کتاب وکیل شیطان با قلم خود سنت ها و عقاید خرافی مردم روستاها و حتی شهرهای بزرگ ایتالیا مانند رم را به چالش می کشد. کتاب او از دید یک کشیش انگلیسی روایت می شود که در سال پایانی عمر خود به سر می برد و بعد از ۲۰ سال کشیشی زمانی که با خبر مرگش مواجه می شود. این کشیش به یکباره معنای زندگی را از دست میدهد  و کارهایی که تاکنون انجام داده است به نظرش پوچ و بی فایده می رسد.

کشیش در این فکر است که نه عشقی را تجربه کرده و وابستگی در این دنیا برای خود به وجود آورده است. بعد از مرگش نیز به سرعت بعد از یک هفته فراموش خواهد شد.

در همین احوالات است کاردینال رم او را فرا می خواند و از او می خواهد که در پروند شناسایی قدیس یکی از روستاهای ایتالیا به عنوان وکیل شیطان به فعالیت بپردازد. وکیلی که کارش ایجاد شک و سوال در مدارک قدیسی کشیش از دنیا رفته است و به گونه ای به عنوان بانی ایمان نیز معرفی می شود. او باید بدون هیچ  تعصبی مدارک لازم را بررسی کند و به دنبال پاسخ به شبهات برود. 

کاردینال که از خبر مرگ کشیش قصه ما در آینده خبر دارد به او اصرار می کند تا این وظیفه را بپذیرد. چراکه به آن خیلی احتیاج دارد.

کشیش قصه نیز قبول می کند و راهی روستایی که در آن پرونده قدیسیت جراین دارد می شود و کتاب ادامه پیدا می کند.

در ادامه این مطلب مقداری درباره بخش هایی از کتاب و احوالات نویسنده آن می خوانیم.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتاب کتاب وکیل شیطان
نویسنده موریس وست
مترجم ماه منیر مینوی
ناشر چاپی انتشارات بهجت
سال انتشار ۱۳۸۸

جوایز و افتخارات کتاب وکیل شیطان

  • برنده‌ی جایزه‌ی یادبود جیمز تیت بلک برای داستان سال 1959
  • فینالیست جایزه‌ی ملی کتاب برای داستان سال 1960
  • برنده‌ی جایزه‌ی دبلیو. اچ. هاینمن سال 1959

نکوداشت‌های کتاب وکیل شیطان

  • رمان وکیل شیطان اثری ممتاز است که با ظرافت و دقت به ژرفای جست‌وجوی انسانی و معنوی می‌پردازد؛ این رمان هیجان‌انگیز و سرشار از جذابیت است. (نشریه‌ی Commonweal)
  • داستان وکیل شیطان درامی منحصربه‌فرد، مرموز و پر رمز و راز درباره‌ی روح انسان است. (Saturday Review)
  • این رمان اثری سرشار از هیجان است که از لحاظ احساسی و عاطفی تأثیر عمیقی بر شما می گذارد. (The NewYork Times)

درباره‌ی کتاب وکیل شیطان

او فرصت زیادی ندارد. چیزی نمانده تا مرگ به سراغش آید. دو انتخاب پیشِ روی اوست: مرگِ سریع و بدون درد از طریق عمل جراحی؛ زنده ماندن برای مدتی کوتاه، اما مملو از درد و رنج. بلز مردیث مردی مذهبی و باایمان است. او کشیشی پُرسابقه است و نمی‌تواند گناهِ پذیرشِ مرگِ خودخواسته را بپذیرد. علی‌رغم اینکه حس می‌کند تمام عمرش را بی‌ثمر و در پوچیِ مطلق هدر داده، بااین‌وجود ایمانش اجازه نمی‌دهد تا به زندگیِ عذاب‌آور و غرق‌شده در دردِ جسمی و رنجِ روحی پایان دهد. او زنده می‌ماند تا شاید معنای زندگی‌اش به سراغش بیاید؛ زیرا نتوانسته در طول سالیان عمرش این معنای گم‌گشته را پیدا کند و از قضا، در همان زمان، هدفی برای زنده ماندن در کلیسای واتیکان در انتظار اوست؛ هدفی به نام «وکیل شیطان». موریس وست (Morris West) کتاب وکیل شیطان (The Devil's Advocate) را در دهه‌ی پنجاه قرن بیستم میلادی تحریر کرده است.

رمان وکیل شیطان در ایتالیا سپری می‌شود؛ کشوری که همچنان نسبت به بسیاری از کشورهای اروپایی، مذهبی محسوب می‌شود و خرافه‌پرستی و برخورد کورکورانه با پدیده‌هایی چون قدیس‌انگاری کشیشان، در قرن بیستم که این داستان در آن زمان می‌گذرد از امروز بسیار شدیدتر بود؛ به همین جهت داستان وکیل شیطان علاوه‌بر اینکه اثری معمایی است، دارای ابعاد تاریخی و اجتماعی نیز هست.

وکیل شیطان در جست‌وجوی قدیس

جیاکومو نرون کشته شده است. هیچ‌کس نمی‌داند او که بود و دقیقاً از کجا آمده! جیاکومو، همچون یک پیامبر تبعیدی، ناگهان به دهکده‌ای در جنوب وارد شده، شب‌و‌روز را به دعا و نیایش گذرانده و بعد از مدتی، طبق ادعای مردم روستا، به دست کمونیست‌ها کشته شده است. حالا هم مردم و اسقف روستا اصرار دارند که او قدیس بوده و باید نام جیاکومو در زمره‌ی قدیسان کلیسای واتیکان به ثبت برسد! روستاییان درخواست خود را به کاردینال والانتا گفته‌اند و حالا والانتا باید مراحل لازم برای اثبات قدیس بودن یا نبودن جیاکومو نرون را انجام دهد.

موریس وست در داستان تاریخی وکیل شیطان ما را با دو مرحله‌ای که یک قدیس باید سپری کند تا نامش بین قدیسان به ثبت برسد، آشنا می‌کند. مرحله‌ی نخست، دفاع از کسی است که برای قدیس شدنش مشغول تحقیق و تفحص‌اند و باید اثبات کند که فرد مذکور صلاحیت قدیس شدن را دارد؛ اما از سوی دیگر، فردی موظف است تا مدارک و اسناد لازم علیه کسی که قرار است قدیس شود را پیدا و جمع‌آوری کند. او موظف است بی‌کفایتی این فرد کاندید شده را اثبات کند و عنوان شغلی این فرد «وکیل شیطان» است و طبق خواسته‌ی والانتا، این مقام به بلز مردیث تعلق دارد.

قدیسی که درمان نمی‌کند و شیطانی که شفا می‌دهد

بلز مردیث حالا باید به روستایی برود که جیاکومو نرون در آن ظاهر و کشته شده است. او باید از گناهان و خطاهای این مرد آگاه شود و آن‌ها را به محضر کلیسای واتیکان تحویل دهد. در این روستا که مردیث رهسپار آنجاست، یک پزشک یهودی نیز حضور دارد که بیمارانش به جای توجه به توصیه‌های درمانی او، به سراغ دخیل بستن به کشیشان می‌روند، خرافه‌پرست هستند و جان خود را به همین دلیل از دست می‌دهند. مردم روستا از این پزشک یهودی متنفرند و او را «یهودی» خطاب می‌کنند. موریس وست در داستان معمایی وکیل شیطان اعتقادات غیرمنطقی و خرافی مسیحیان اروپایی در قرن بیستم و یهودی‌ستیزی ایشان را به ما نشان می‌دهد.

 

نظرات بینندگان