معرفی کتاب روش ذهن و بدن: چگونه حرکت بدن، ذهن را قوی می‌کند

کد خبر : ۴۴۴۹۸۵
معرفی کتاب روش ذهن و بدن: چگونه حرکت بدن، ذهن را قوی می‌کند

با معرفی کتاب روش ذهن و بدن در این مطلب همراه ما باشید.

به گزارش اینتیتر، مغز انسان جهانی ناشناخته است. روان‌شناسان و عصب‌شناسان هنوز نتوانسته‌اند راهی بیابند تا انسان از تمام ظرفیت مغز خود استفاده کند یا اینکه حداقل بتواند احساسات و اضطراب خود را کنترل کند. کتاب روش ذهن و بدن نوشته‌ی آندرس هانسن، ارتباط مغز و جسم و تأثیری که ورزش بر مغز ما می‌گذارد را با استفاده از تجربه‌ی افراد گوناگون و نظرات عصب‌شناسان، شرح می‌دهد. کتاب روش ذهن و بدن می‌کوشد تا بتوانیم با ورزش کردن، ظرفیت مغز خود را بالا ببریم.

درباره‌ی کتاب روش ذهن و بدن

مغز انسان پیچیده‌ترین ساختاری است که در جهان وجود دارد. این موجود که تمام ادراک و احساسات ما به آن وابسته است، کلاً به اندازه‌ی یک پاکت شیر وزن دارد و هنگامی مشت‌های دو دست خود را به همدیگر نزدیک کنیم، می‌توانیم طول و عرض مغز خود را با توجه به اندازه‌ی مشت‌هایمان تخمین بزنیم. انرژی موردنیاز مغز برای تمام کارهایی که در بدن و ذهن ما انجام می‌دهد به اندازه‌ی روشن کردن یک لامپ است و هیچ تکنولوژی‌ای تاکنون اختراع نشده که تا این حد کم مصرف باشد و در عین حال بتواند تعداد بی‌شماری از ارگان‌های بدن انسان را فعال نگه‌دارد! شاید تصور کنید مغز انسان از طریق فعالیت ذهنی و حل بازی‌های فکری تقویت می‌شود، اما کتاب روش ذهن و بدن (The Mind Body Metod) به ما نشان می‌دهد که بهترین کار برای پرورش و تقویت مغز، ورزش و فعالیت جسمی مداوم است.

آندرس هانسن (Anders Hansen) با کمک نتایج تحقیقات پزشکی و روان‌پزشکی و بهره‌گیری از ایده‌های روان‌شناسان، به ما نشان می‌دهد چطور باید قدرت مغز خود را برای فعالیت‌های گوناگون پرورش دهیم و از قابلیت‌های گوناگون این عضو شگفت‌انگیز در زندگی خود بهره ببریم.

ذهن و بدن ارتباطی ناگسستنی دارند

ما همیشه جمله‌ی «ورزش کنید تا سلامت بمانید» را شنیده‌ایم اما دقیق نمی‌دانیم تأثیر ورزش بر سلامتی تا چه اندازه چشمگیر و مؤثر است. آندرس هانسن به ما نشان می‌دهد نتیجه‌ی ام‌آی‌آر افراد شصت ساله‌ای که در طول زندگی خود فعالیت جسمانی قابل توجهی داشته‌اند، با افراد بسیار جوان‌تری که ورزش نکرده‌اند، تفاوتی نداشته و میزان فرسودگی و پیری مغز در هر دو گروه، حدوداً یکسان است.

کتاب روش ذهن و بدن با ارائه‌ی تحقیقات پزشکی و عصب‌شناسی، به ما نشان می‌دهد که تعداد اتصالات سلول‌های مغز، نشان‌دهنده‌ی ظرفیت مغز نیست؛ زیرا سلول‌ها در مغز کودکان دو ساله، در قیاس با مغز بزرگسالان، اتصالات بیشتری دارند، اما یک کودک نمی‌تواند چند کار را همزمان با یکدیگر انجام دهد. علاوه‌بر این، کودکان در انجام یک کار هم مهارت کامل ندارند. آنچه باعث می‌شود مغز بزرگسالان از کودکان توانمندتر باشد، «شبکه عملکردی مغز» است. مغز یک فرد بزرگسال برنامه‌های عملکردی گوناگونی را پشتیبانی می‌کند؛ مثلاً در مغز ما یک برنامه برای تایپ کردن، یک برنامه برای دوچرخه‌سواری و یک دستورالعمل برای رنگ‌آمیزی وجود دارد. بسیاری از این برنامه‌ها، همزمان با همدیگر فعال هستند و به شما این امکان را می‌دهند که در عین حال که با تلفن صحبت می‌کنید، نقاشی بکشید.

یکی از اشتباهات ما انسان‌ها این است که تصور می‌کنیم با بالا رفتن سن، ظرفیت مغزمان کاهش پیدا می‌کند. بسیاری از افراد چهل سالگی را برای یاد گرفتن یک هنر همچون نواختن ساز، بسیار دیر و ناممکن می‌دانند؛ اما این تصور اشتباه است. مغز ما به‌سرعت با محیط انطباق پیدا می‌کند، هر چه لازم باشد را می‌آموزد و خود را به وضعیت تازه‌ای که در آن قرار دارد، عادت می‌دهد.

بدن و ذهن ما در جست‌وجوی استرس

غده‌ی هیپوفیز در بدن انسان، هورمون استرس (کورتیزول) را ترشح می‌کند. جسم هنگامی که احساس کند در موقعیتی چالش‌برانگیز یا خطرناک قرار گرفته، این هورمون را آزاد می‌کند. مغز در این حالت به هر صدا و واکنشی حساس می‌شود و با هر اتفاق کوچکی، می‌خواهد که واکنش دفاعی از خود نشان دهد. بعد از اینکه آن اتفاق هولناک و چالش به پایان رسید، سطح کورتیزول ناگهان سقوط می‌کند. مغز ما با توجه به میزان کورتیزولی که در بدن ترشح شده، واکنش منفی نشان می‌دهد؛ مثلاً یکی از عادی‌ترین مشکلاتی که افراد پس از تجربه‌ی استرس شدید به آن دچار می‌شوند، فراموشی و از یاد بردن کلمات و گیجی غیرعادی است. مغز این واکنش را برای حفظ بقای فرد از خود نشان می‌دهد.

آندرس هانسن در کتاب روش ذهن و بدن توصیه می‌کند برای کنترل سطح کورتیزول بدن، باید ورزش کنیم. فعالیت منظم جسمانی، در بدن ما هورمون استرس را ترشح و نیاز مغز ما به این عنصر را برطرف می‌کند؛ اما این فرایند به‌صورت کنترل شده رخ می‌دهد و برای جسم و مغز ما عواقب جبران ناپذیری را به همراه نمی‌آورد.

کتاب روش ذهن و بدن با ترجمه‌ی شاهین غفاری در مؤسسه انتشارات فلسفه چاپ شده است.

کتاب روش ذهن و بدن برای شما مناسب است اگر

  • به موضوعاتی همچون «روان‌تنی» علاقه دارید و می‌خواهید با ارتباط مغز و جسم آشنا شوید.
  • سطح اضطراب و استرس بالایی دارید و می‌خواهید جسم و ذهن خود را آرام کنید.
  • می‌خواهید درباره‌ی روان‌شناسی، عصب‌شناسی و روان‌پزشکی تحقیق کنید و در پی منبعی هستید تا ارتباط بین علوم را نمایان کند.

در بخشی از کتاب روش ذهن و بدن: چگونه حرکت بدن، ذهن را قوی می‌کند می‌خوانیم

جهان مغز شما بسیار فعال است. سلول‌های قدیمی می‌میرند و سلول‌های جدید دائماً خلق می‌شوند. اتصالاتی بین سلول‌ها ایجاد می‌شوند و اتصالات قدیمی اگر مورد استفاده قرار نگیرند، از بین می‌روند. قدرت این اتصالات، بسته به اینکه مغز چطور معماری خود را بازطراحی کند، به مرور زمان تغییر می‌کند. می‌توان مغز را به عنوان یک زیست‌بوم بسیار پیچیده در نظر گرفت که در جوش‌وخروش دائم است. این تغییرات در تمام طول عمر جریان دارند، نه فقط در کودکی یا وقتی چیز جدیدی یاد می‌گیرید. هر حسی که تجربه می‌کنید و هر فکری که دارید، ردی به جا می‌گذارد و شما را کمی تغییر می‌دهد. مغزی که امروز دارید، کاملاً همان مغز دیروز نیست. مغز همیشه «در بازسازی» است.

برخلاف تصور خیلی‌ها، تعداد سلول‌های مغزی یا اندازه مغز، تعیین‌کننده عملکرد خوب یا بد مغز نیستند. بهترین مثال، آلبرت اینشتین است که مغزش نسبت به مغز دیگران نه بزرگتر بود و نه سنگین‌تر. مغز اینشتین 2.7 پوند وزن داشت در حالیکه میانگین وزن مغز مردها 3 پوند و میانگین وزن مغز زن‌ها 3.5 اونس کمتر است.

من تا مدت‌ها فکر می‌کردم که تعداد اتصالات بین سلول‌های مغزی تعیین کننده ظرفیت مغز است اما این هم درست نیست. سلول‌های مغزی کودکان دو ساله تعداد اتصالات بسیار بیشتری نسبت به افراد بالغ دارد. با رشد کودک تعداد اتصالات کم می‌شود. از دوسالگی تا سن بلوغ، در هر 24 ساعت حدود بیست میلیارد اتصال ناپدید می‌شوند که به این فرایند «هرس شدن» می‌گویند. مغز، اتصالات بلااستفاده را هرس می‌کند تا جا برای اتصالاتی که سیگنال‌ها را حمل می‌کنند باز شود. یا به عبارتی «سلول‌های هم نسل، با هم متحد می‌شوند.»

اما اگر تعداد سلول‌های مغزی و تعداد اتصالات بین آن‌ها تعیین کننده کیفیت مغز نیست، پس چه هست؟ پاسخ این است که وقتی کارهای گوناگون انجام می‌دهیم (شنا کردن، دوچرخه سواری، امضا کردن و...)، مغز از یک نوع «برنامه» به نام شبکه عملکردی مغز استفاده می‌کند. شما یک برنامه برای شناکردن، یک برنامه برای دوچرخه سواری و برنامه دیگری برای امضا کردن دارید. هر آنچه انجام می‌دهید بستگی به این برنامه‌ها دارد و همه آن‌ها اساساً از مجموعه‌ای از سلول‌های مغزی متصل به یکدیگر ساخته شده‌اند.

نظرات بینندگان