وقتی سکوت جمعی معنا پیدا میکند؛ یک کنفرانس خبری کاخ سفید و درسهایی درباره «تماشاگران خاموش»
بیشتر ما دوست داریم باور کنیم اگر در محیط کار شاهد بدرفتاری با کسی باشیم، حتماً مداخله میکنیم و مقابل آن میایستیم.
به گزارش اینتیتر، بیشتر ما دوست داریم باور کنیم اگر در محیط کار شاهد بدرفتاری با کسی باشیم، حتماً مداخله میکنیم و مقابل آن میایستیم. دوست داریم خودمان را انسانهایی منصف، اصولگرا و شجاع ببینیم؛ کسانی که در برابر زورگویی یا زنستیزی، وقتی متوجه اطرافیانمان میشود، سکوت نمیکنند. اما در عمل، وقتی چنین موقعیتهایی در لحظه رخ میدهند—بهویژه زمانی که عدم توازن قدرت وجود دارد یا ماجرا در فضای عمومی اتفاق میافتد—سکوت اغلب به واکنش پیشفرض تبدیل میشود، نه مداخله.
به گزارش سایکولوژی تودی، نمونهای روشن از این وضعیت را در کنفرانس خبری کاخ سفید در تاریخ ۳ فوریه ۲۰۲۶ دیدیم؛ زمانی که کیتلن کالینز، خبرنگار CNN، از دونالد ترامپ درباره بازماندگان جفری اپستین سؤال پرسید. ترامپ در پاسخ، بهشدت به شبکه خبری او حمله کرد، صلاحیت حرفهای کالینز را زیر سؤال برد و حتی به حالت چهرهاش اشاره کرد—بهطور مشخص اینکه «لبخند نمیزند».
تماشای این صحنه دشوار بود؛ نه فقط بهدلیل رفتاری که با یک خبرنگار حرفهای شد، بلکه بهخاطر سکوت دیگر خبرنگاران حاضر در جلسه و نبود هرگونه مداخله از سوی آنها.
اثر تماشاگر (Bystander Effect)
از منظر روانشناسی، چنین واکنشی از سوی اطرافیان چندان غافلگیرکننده نیست. «اثر تماشاگر» مفهومی است که نخستینبار در سال ۱۹۶۸ توسط لَتانِه و دارلی مطرح شد. این نظریه نشان میدهد هرچه تعداد شاهدان یک موقعیت آسیبزا بیشتر باشد، احتمال اینکه حتی یکی از آنها مداخله کند کمتر میشود. مسئولیت میان افراد پخش میشود و هرکس منتظر است دیگری اقدام کند—و اغلب در نهایت هیچکس کاری انجام نمیدهد.
این پدیده زمانی تشدید میشود که عدم توازن قدرت وجود دارد. وقتی فردی که رفتار تهاجمی از خود نشان میدهد در موقعیت اقتدار قرار دارد—چه یک مدیر باشد، چه یک مقام ارشد، یا حتی رئیسجمهور ایالات متحده—هزینه احتمالی اعتراض بهطرز چشمگیری بالا میرود. تماشاگران معمولاً یک محاسبه سریع و ناخودآگاه انجام میدهند: «اگر حرف بزنم چه چیزی را از دست میدهم؟ و اگر سکوت کنم چه اتفاقی میافتد؟»
مورل (۲۰۲۱) در پژوهش خود به این پدیده و پرسش رایجی که پس از آن مطرح میشود پرداخته است: «چرا هیچکس چیزی نگفت؟» او نشان میدهد که اعتراض کردن اغلب بهعنوان نقض هنجارهای اجتماعی و «بههمزدن آرامش» تلقی میشود. در محیطهای حرفهای—بهویژه محیطهای رقابتی—حفظ هماهنگی ظاهری معمولاً بر انجام کاری که از نظر اخلاقی درست است اولویت مییابد. در نتیجه، صحبت کردن میتواند مانند شکستن یک قانون نانوشته به نظر برسد؛ حتی زمانی که رفتار مشاهدهشده بهوضوح نادرست است.
اگر بپذیریم که در کنفرانس خبری کاخ سفید، بهدلیل عدم توازن قدرت و ترس از پیامدها، کسی احساس امنیت برای مداخله نداشت، سؤال مهم این است: چه میتوان کرد؟
پاسخ کوتاه این است: باید موانع مداخله تماشاگران را پشت سر گذاشت و در برابر رفتارهای ناپسند ایستاد—فارغ از جایگاه فردی که آن رفتار را نشان میدهد. رفتار کلامی تهاجمی، یا اظهارنظر درباره چهره، شایستگی یا «دوستداشتنی بودن» یک زن، رفتارهای خنثی نیستند و اگر قرار است در آینده غیرقابلقبول تلقی شوند، باید به چالش کشیده شوند.
تماشاگران واقعاً چه کاری میتوانند انجام دهند؟
دفاع از یک فرد لزوماً به معنای درگیری مستقیم یا اقدامی نمایشی در همان لحظه نیست. مداخله مؤثر میتواند شکلهای سادهتری هم داشته باشد؛ از نشان دادن حمایت گرفته تا قطع رفتار نادرست یا نامگذاری صریح آن بهعنوان رفتاری غیرقابلقبول. در اینجا پنج اقدامی آمده که حاضران در دفتر بیضیشکل کاخ سفید میتوانستند انجام دهند:
-
تکرار سؤال
تکرار سؤال اولیهای که کیتلن کالینز مطرح کرده بود، توجه را دوباره به محتوای پرسش برمیگرداند و نشاندهنده حمایت حرفهای همکاران از اوست. -
نامگذاری رفتار
مثلاً گفتن جملهای مانند: «فکر نمیکنم این نوع اظهار نظر لازم باشد.» گفتن چنین جملهای در شرایط نابرابر قدرت دشوار است، اما بسیاری از حاضران احتمالاً تشخیص داده بودند که رفتار اولیه درست نیست. اعتراض آشکار یک نفر میتواند دیگران را هم به صحبت کردن ترغیب کند. -
نشان دادن حمایت آشکار
علاوه بر تکرار سؤال، خبرنگاران میتوانستند با پرسیدن یک سؤال تکمیلی مرتبط، یا حتی با تأیید حرفهایگری کالینز، حمایت خود را نشان دهند. -
پیگیری بعد از جلسه
حمایت از فردی که هدف رفتار نامناسب قرار گرفته اهمیت زیادی دارد. حتی اگر مداخله علنی در لحظه ممکن نباشد، ارتباط گرفتن بعداً و احوالپرسی میتواند تأثیرگذار باشد. -
اعتراض در زمان دیگر
حتی اگر کسی در لحظه نتوانسته واکنش نشان دهد یا نمیدانسته چگونه پاسخ دهد، باز هم مهم است که بعداً اعلام کند آن رفتار قابلقبول نبوده است. اعتراض علنی—even با تأخیر—میتواند به بازتعریف هنجارهای اجتماعی درباره رفتار قابلقبول کمک کند.
البته، هرچند شجاعت فردی اهمیت دارد، اما مسئولیت نباید فقط بر دوش تماشاگران یا قربانیان رفتارهای نادرست باشد. سازمانها نقش کلیدی در تعیین مرزهای رفتار قابلقبول و ایجاد احساس امنیت برای مداخله دارند.
تعیین هنجارهای شفاف درباره احترام متقابل، پاسخگو بودن رهبران، و تشویق صریح به اعتراض در برابر رفتارهای نامناسب، همگی موانع روانی سکوت را کاهش میدهند. این موضوع در همه محیطهای حرفهای اهمیت دارد؛ از یک کسبوکار کوچک گرفته تا دولت ایالات متحده.