آیا چکلیست روانپریشی (PCL-R) برای استفاده در دادگاه نامناسب است؟
در فرهنگ عامه، مفهوم «روانپریش» اغلب به شکل یک مجرم بیرحم و بیاحساس که قصد آسیبرساندن به دیگران را دارد، به تصویر کشیده میشود.
به گزارش اینتیتر، در فرهنگ عامه، مفهوم «روانپریش» اغلب به شکل یک مجرم بیرحم و بیاحساس که قصد آسیبرساندن به دیگران را دارد، به تصویر کشیده میشود. عبور از این تصویر کلیشهای دشوار است، اما واقعیت این است که بیشتر افرادی که بهصورت عامیانه «روانپریش» نامیده میشوند، هرگز تشخیص رسمی دریافت نکردهاند و احتمالاً معیارهای بالینی را برآورده نمیکنند.
به گزارش سایکولوژی تودی، این واژه به یک برچسب آسان و تنبل برای کسانی که از آنها خوشمان نمیآید تبدیل شده است؛ تقریباً بیمعنا، اما با یک ویژگی مشترک: همیشه بار منفی و تحقیرآمیز دارد. روانپریشان بهعنوان «بدترینِ بدها» شناخته میشوند. این تصویر ذهنی بهراحتی به ذهن هیئتمنصفهها نفوذ میکند؛ همانهایی که تصمیمهای سرنوشتساز میگیرند.
تیم تحقیقاتی از دانشگاه تورنتو میسیساگا مطالعه گستردهای درباره استفاده از ابزار استاندارد ارزیابی روانپریشی – یعنی چکلیست روانپریشی تجدیدنظرشده (PCL-R) – در دادگاههای کانادا انجام داد. راسموس روزنبرگ لارسن، نویسنده اول مقاله و استادیار اپیستمولوژی قانونی (مطالعه دانش مرتبط با علوم قانونی)، این پژوهش را رهبری کرد.
محققان ۳۳۱۵ پرونده قضایی از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۳ را بررسی کردند که در آنها امتیاز روانپریشی – اغلب بر اساس PCL-R – ذکر شده بود. این چکلیست ۲۰ آیتمی توسط رابرت هِیر، روانشناس زندان کانادایی، و همکارانش طراحی شده و بر اساس مجموعهای خاص از ویژگیها و رفتارها ساخته شده است. هِیر در کتاب «بدون وجدان» نوشته بود: «روانپریشی یک اختلال شخصیت است که با مجموعهای متمایز از رفتارها و ویژگیهای شخصیتی تعریف میشود که اکثر آنها از نظر جامعه منفی تلقی میشوند.» از جمله این ویژگیها میتوان به بیاعتنایی سرد به حقوق دیگران، تمایل به رفتارهای شکارچیوار، فقدان پشیمانی، فریبکاری و بهرهکشی از دیگران برای منافع شخصی، کمبود همدلی، صداقت و حس مسئولیت اشاره کرد. برخی از این افراد به خشونت هم روی میآورند.
امتیاز این چکلیست بین ۰ تا ۴۰ است و معمولاً امتیاز بالای ۳۰ (در برخی موارد ۲۵) نشاندهنده بروز بالینی قابلتوجه روانپریشی است. برای مدت طولانی تصور میشد که روانپریشی غیرقابلدرمان است؛ بنابراین منطقی به نظر میرسید که افراد با امتیاز بالا احتمال تکرار جرم بیشتری داشته باشند. به همین دلیل PCL-R به یکی از بهترین ابزارهای پیشبینی بازگشت به جرم (recidivism) در ارزیابیهای جامع خطر تبدیل شد.
این ابزار ابتدا در سال ۱۹۸۰ برای مقاصد تشخیصی معرفی و پنج سال بعد تجدیدنظر شد. خود رابرت هِیر هشدار داده بود که نباید از آن در محیطهای قضایی استفاده شود، زیرا امتیازدهی میتواند تحت تأثیر این باشد که ارزیاب توسط دادستان یا وکیل مدافع استخدام شده است. با این حال، پس از سال ۲۰۰۰ استفاده از PCL-R در زمینههای قانونی بهشدت افزایش یافت و پس از ۲۰۱۳ بهتدریج کاهش یافت؛ همزمان با تغییر نگرشها نسبت به این اختلال و تلاشهای بیشتر برای درک و درمان آن.
در سال ۲۰۲۰ گروهی از «کارشناسان نگران» بیانیهای منتشر کردند و تأکید کردند که «نگرانیها درباره استفاده از امتیاز PCL-R برای پیشبینیهای دقیق و معتبر در برخی زمینهها همچنان باقی است»، بهویژه در پیشبینی «خشونت جدی درون نهادی» و در تصمیمگیریهای حقوقی حساس.
تیم لارسن این نگرانی را تأیید کرد. آنها دریافتند که ارزیابیهای روانپریشی عمدتاً بهعنوان معیار بالینی یا ارزیابی خطر در دادگاه استفاده میشوند و امتیازهای بالاتر معمولاً از سوی کارشناسان طرف دادستان ارائه میگردد. برخی کارشناسان بهروز نبودند؛ مثلاً در زمینههای عصبروانشناسی، برنامههای درمانی نویدبخش یا اعتبار پیشبینی رفتار آینده اطلاعات نادرست ارائه میدادند. تحلیل کیفی ۱۸۳ مورد شهادت کارشناسی درباره خطر بازگشت به جرم نشان داد که بسیاری ادعاهای نادرست درباره امکان درمان مطرح کردهاند یا فرآیند دقیق و زمانبر ارزیابی را سادهسازی کردهاند.
محققان اشاره میکنند که حتی آخرین راهنمای حرفهای PCL-R به برنامههای درمانی که نتایج مثبتی نشان دادهاند، توجه نکرده است.
وقتی هیئتمنصفهها اطلاعات نادرست از کارشناسان دریافت میکنند و از قبل تحت تأثیر فرهنگ عامه به بدترین تصویر ممکن از روانپریشان باور دارند، ارائه تشخیص مبتنی بر PCL-R میتواند به نفع متهم عمل نکند و او را در موقعیت ناعادلانهای قرار دهد. لارسن میگوید: «ما از ابزاری استفاده میکنیم که به نظر میرسد فقط به افراد آسیب میرساند. نباید ابزاری را به شیوهای نادرست به کار ببریم فقط چون به نتیجهای میخواهیم که قابل توجیه نیست.»
او در کتاب خود «روانپریشی بینقاب: ظهور و سقوط یک تشخیص خطرناک» این دیدگاه را مطرح کرده است. منتقدان میگویند ممکن است دیدگاه شخصی او بر تفسیر پژوهش تأثیر گذاشته باشد. با این حال، آزمایشهای شبیهسازی دادگاه که انجام داده نشان میدهد عموم مردم تحت تأثیر رسانهها، خطر مرتبط با روانپریشی را بسیار بیشتر از آنچه تحقیقات تجربی نشان میدهد، ارزیابی میکنند.
لارسن و همکارانش از دادگاهها میخواهند با احتیاط بیشتری از ارائه امتیازهای PCL-R استفاده کنند، زیرا این کار میتواند بر احکام زندان و تصمیمهای آزادی مشروط تأثیر منفی بگذارد. این موضع منطقی است، اما ناقص. حتی اگر ارائه کارشناسی کاملاً بیطرفانه باشد، ناخودآگاه ناشی از فرهنگ عامه همچنان میتواند بر تصمیمگیری هیئتمنصفه اثر بگذارد.