آتش زدن مجسمه بعل در ۲۲ بهمن | این بت نماد چیست و چرا سوزانده شد؟

کد خبر : ۴۴۷۶۲۵
آتش زدن مجسمه بعل در ۲۲ بهمن | این بت نماد چیست و چرا سوزانده شد؟

سوزاندن مجسمه‌ای با عنوان «بعل» در راهپیمایی ۲۲ بهمن، که از سوی مؤسسه مصاف وابسته به علی‌اکبر رائفی‌پور انجام شد، به‌جای آنکه پیام روشنی از ضدیت با صهیونیسم و پرونده جفری اپستین منتقل کند، موجی از برداشت‌های متناقض، تئوری‌های توطئه و بحث‌های خرافی را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت؛ موجی که فاصله قابل‌توجهی با اهداف اعلامی برگزارکنندگان داشت.

به گزارش اینتیتر به نقل از اقتصادآنلاین، سوزاندن مجسمه‌ای با عنوان «بعل» در راهپیمایی ۲۲ بهمن، که از سوی مؤسسه مصاف وابسته به علی‌اکبر رائفی‌پور انجام شد، به‌جای آنکه پیام روشنی از ضدیت با صهیونیسم و پرونده جفری اپستین منتقل کند، موجی از برداشت‌های متناقض، تئوری‌های توطئه و بحث‌های خرافی را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت؛ موجی که فاصله قابل‌توجهی با اهداف اعلامی برگزارکنندگان داشت.

روایت رسمی از سوزاندن مجسمه در ۲۲ بهمن

در جریان راهپیمایی ۲۲ بهمن، مجسمه‌ای با نوشته «بعل» و نمادهایی مانند ستاره داوود و پرچم اسرائیل به آتش کشیده شد. برگزارکنندگان این اقدام، که آن را حرکتی نمادین معرفی کردند، هدف خود را اعتراض به صهیونیسم، آمریکا و همچنین پرونده جنجالی اپستین عنوان کردند. این نمایش نمادین، با زمان‌بندی مشخص و اجرای کوتاه، تلاش داشت پیامی رسانه‌ای و اعتراضی منتقل کند.

بعل؛ از اسطوره‌های باستانی تا بازنمایی شیطانی

بعل در تاریخ باستان، ایزدی کنعانی و مرتبط با باران و حاصل‌خیزی بود که در هزاره‌های پیش از میلاد در منطقه شام پرستش می‌شد. با گسترش یکتاپرستی در یهودیت و مسیحیت، تصویر بعل به‌تدریج دگرگون و در متون دینی به‌عنوان نمادی منفی و رقیب خدای یهودیان معرفی شد. این تغییر معنا، زمینه‌ساز شکل‌گیری روایت‌هایی درباره پیوند بعل با بت‌پرستی، جادو و حتی قربانی‌گری شد؛ روایت‌هایی که بسیاری از آن‌ها پشتوانه تاریخی و باستان‌شناسی محکمی ندارند.

پرونده اپستین و سوءبرداشت از اسناد

همزمان با انتشار دوباره اسناد مرتبط با پرونده اپستین، برخی کاربران به موردی با عنوان «Baal» در اسناد بانکی اشاره کردند. بررسی‌ها نشان داد این مورد، نتیجه خطای تایپی و ثبت اشتباه عبارت «Bank Name» بوده و نام بانک «واچوویا» در کنار آن آمده است. با این حال، این خطا دستاویزی شد برای پیوند دادن پرونده اپستین با اسطوره بعل و دامن‌زدن به روایت‌های احساسی و غیرمستند.

شبکه‌های اجتماعی و انفجار تئوری‌های توطئه

پس از انتشار تصاویر سوزاندن مجسمه، شبکه‌های اجتماعی به میدان تفسیرهای عجیب بدل شد. برخی کاربران این اقدام را «حرکت آیینی» یا مرتبط با طلسم و جادو دانستند. ادعاهایی درباره زمان اجرا، عددها و حتی «فعال‌سازی نیروهای ماورایی» مطرح شد؛ ادعاهایی که بیشتر به تخیل جمعی و فضای هیجانی شبکه‌ها شباهت داشت تا تحلیل مستند.

واکنش‌ها؛ از طنز تا هشدارهای مبهم

در کنار روایت‌های هراس‌آلود، موجی از واکنش‌های طنزآمیز نیز شکل گرفت. کاربران با کنایه نوشتند که «متخصصان نظامی دیروز، امروز کارشناس طلسم و بعل شده‌اند». در مقابل، اظهارنظر یک روحانی درباره احتمال پیامدهای منفی برای سازندگان مجسمه، بحث‌ها را وارد فاز تازه‌ای کرد؛ اظهارنظری که با واکنش رائفی‌پور و تأکید او بر بی‌اثر بودن نمادها از منظر توحیدی مواجه شد.

نگاه الهیاتی؛ نمادها قدرت مستقل ندارند

در الهیات توحیدی، اشیا و نمادها فاقد قدرت مستقل‌اند و بت‌ها نه سودی می‌رسانند و نه زیانی. بر این اساس، سوزاندن یک مجسمه نه می‌تواند اثر ماورایی ایجاد کند و نه آیینی جادویی محسوب می‌شود؛ بلکه صرفاً کنشی نمادین و رسانه‌ای است که معنا و اثر آن را برداشت مخاطبان تعیین می‌کند.

اثر بک‌فایر؛ وقتی اعتراض نتیجه معکوس می‌دهد

مطالعات علوم اجتماعی نشان می‌دهد برخی نمایش‌های اعتراضی، به‌جای کاهش نفوذ یک پدیده، باعث افزایش توجه و کنجکاوی عمومی نسبت به آن می‌شوند؛ پدیده‌ای که با عنوان «اثر بک‌فایر» شناخته می‌شود. در ماجرای ۲۲ بهمن نیز، سوزاندن مجسمه بعل بیش از آنکه به نفی خرافه بینجامد، موجی از بحث، تردید و روایت‌های غیرعلمی را تقویت کرد.

نماد، هیاهو و نیاز به عقلانیت

آنچه در راهپیمایی ۲۲ بهمن رخ داد، نمونه‌ای روشن از شکاف میان نیت برگزارکنندگان و برداشت عمومی بود. حرکتی که با ادعای ضدیت با صهیونیسم و افشاگری نمادین انجام شد، در عمل به بستری برای شایعه، ترس و تولید «متخصصان لحظه‌ای» جادو و طلسم تبدیل شد. این وضعیت بار دیگر ضرورت تقویت سواد رسانه‌ای، آموزش تاریخی و تمایز میان واقعیت و افسانه را یادآوری می‌کند؛ در غیر این صورت، هر نماد می‌تواند به جرقه‌ای برای گسترش خرافه بدل شود.

نظرات بینندگان