رویکرد کشورهای عربی خلیج فارس در جنگ ایران و آمریکا: میانجی‌گری پنهان در برابر مشارکت آشکار؟

کد خبر : ۴۴۹۴۸۸
رویکرد کشورهای عربی خلیج فارس در جنگ ایران و آمریکا: میانجی‌گری پنهان در برابر مشارکت آشکار؟

تحلیل تحولات منطقه در هفته گذشته، تصویر پیچیده‌تری از موضع‌گیری کشورهای عربی خلیج فارس در برابر جنگ ایران و آمریکا-اسرائیل به دست می‌دهد. برخلاف روایت ساده «دوگانگی آشکار» میان دو بلوک (ریاض-ابوظبی در مقابل دوحه-مسقط)، اخبار و گزارش‌های منتشرشده حاکی از سیاستی چندلایه و پویاست که در آن عناصر حمایت عملیاتی، فشار پنهان دیپلماتیک و تلاش برای مهار بحران هم‌زمان دیده می‌شود.

به گزارش اینتیتر به نقل از خبرآنلاین، تحلیل تحولات منطقه در هفته گذشته، تصویر پیچیده‌تری از موضع‌گیری کشورهای عربی خلیج فارس در برابر جنگ ایران و آمریکا-اسرائیل به دست می‌دهد. برخلاف روایت ساده «دوگانگی آشکار» میان دو بلوک (ریاض-ابوظبی در مقابل دوحه-مسقط)، اخبار و گزارش‌های منتشرشده حاکی از سیاستی چندلایه و پویاست که در آن عناصر حمایت عملیاتی، فشار پنهان دیپلماتیک و تلاش برای مهار بحران هم‌زمان دیده می‌شود. برای درک این وضعیت، باید لایه‌های آشکار و پنهان موضع‌گیری هر یک از این بازیگران را تفکیک کرد.

۱. عربستان سعودی: فشار پنهان بر ایران در کنار میانجی‌گری فعال

برخلاف تصور حمایت کامل و آشکار از آمریکا، گزارش اختصاصی خبرگزاری بلومبرگ که در پایگاه «فورچون» منتشر شده، تصویری متفاوت از ریاض نشان می‌دهد. بنابر این گزارش، عربستان در روزهای اخیر «ارتباط مستقیم با ایران را به طور چشمگیری افزایش داده است» تا جنگ را مهار کند. مقامات سعودی تقریباً روزانه با سفیر ایران در ریاض در تماس هستند و دو پیام کلیدی را منتقل می‌کنند:

نخست، تأکید بر اینکه خاک عربستان برای حمله به ایران استفاده نمی‌شود؛

دوم، هشدار اینکه در صورت تداوم حملات ایران، ریاض ممکن است ناگزیر به پاسخ شود.

این دیپلماسی پنهان که با حمایت برخی کشورهای اروپایی و منطقه‌ای همراه است، نشان می‌دهد عربستان عمیقاً نگران سرایت جنگ به خاک خود و اختلال در ثبات منطقه است. در عین حال، ریاض در سطح رسمی، حملات ایران را محکوم و حق پاسخگویی را برای خود محفوظ دانسته است. این ترکیب «میانجی‌گری فعال» با «تهدید به پاسخ»، استراتژی ریاض برای مهار بحران و حفظ منافع خود را نشان می‌دهد.

۲. امارات متحده عربی: در صدر فهرست اهداف و محاسبه دوباره

امارات که در موج اول حملات ایران، حجم قابل توجهی از موشک‌ها و پهپادها را متوجه خود دید (بیش از ۱۵۰ موشک و ۵۰۰ پهپاد) و خسارت‌هایی به زیرساخت‌های حیاتی آن وارد شد، در موضع‌گیری رسمی، شدیدترین لحن را علیه ایران به کار گرفت. با این حال، تجربه تلخ اصابت موشک‌ها به ابوظبی و دبی در جریان درگیری‌های قبلی، محاسبات امنیتی ابوظبی را تغییر داده است. اگرچه امارات در بیانیه‌ای حملات ایران را «تجاوز» خواند، اما وابستگی شدید اقتصادی آن به ثبات و جذب سرمایه‌گذاری خارجی، ریسک درگیر شدن مستقیم در جنگ را برای این کشور بسیار بالا برده است. گزارش‌ها حاکی از ناامیدی ابوظبی از عدم اطلاع‌رسانی قبلی آمریکا درباره حمله به ایران است.

۳. قطر: میزبانی پایگاه و اصرار بر دیپلماسی

قطر با وجود میزبانی از بزرگ‌ترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه (العُدید)، موضعی متوازن اتخاذ کرده است. دوحه هم‌زمان با محکومیت حملات ایران به عنوان «نقض حاکمیت»، بر ضرورت بازگشت به دیپلماسی و مذاکره تأکید کرده است. این موضع با توجه به نقش تاریخی قطر به عنوان میانجی و همچنین وابستگی شدید اقتصادی آن به صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) که ثبات منطقه را می‌طلبد، قابل درک است. هدف قرار گرفتن تأسیسات قطر انرژی در راس لفان در جریان حملات ایران، زنگ خطری برای دوحه بود.

۴. عمان: تنها استثنای نسبی و میانجی همیشگی

عمان که تا پیش از این گزارش‌ها، تنها کشور عربی حاشیه خلیج فارس بود که مستقیماً هدف حملات ایران قرار نگرفته بود، همچنان نقش میانجی سنتی خود را حفظ کرده است. تأکید مکرر مقامات عمانی بر اینکه «در دیپلماسی همچنان باز است» و میزبانی پیشین این کشور از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، آن را به کانالی حیاتی برای کاهش تنش تبدیل کرده است. با این حال، بندر دقم عمان که اخیراً به عنوان بندری راهبردی مطرح شده، هدف حملات قرار گرفت که می‌تواند حامل پیامی به مسقط باشد.

شواهدی از مشارکت عملیاتی گسترده

در نقطه مقابل این تصویر از تلاش‌های دیپلماتیک برای مهار جنگ، گزارش منابع اسرائیلی و بین‌المللی نشان‌دهنده سطح بالایی از هماهنگی و مشارکت عملیاتی میان اسرائیل، آمریکا و برخی کشورهای عربی است.

   ارتش اسرائیل به طور رسمی اعلام کرد که «برخی کشورهای خلیج فارس» در جنگ علیه ایران مشارکت دارند. اگرچه هویت این کشورها فاش نشده، اما گزارش‌های خارجی به مشارکت عربستان، امارات، قطر و احتمالاً دیگران در حمله به ایران یا ابراز تمایل برای انجام آن اشاره کرده‌اند. به همین دلیل، سطح هماهنگی نظامی بی‌سابقه است. روزانه ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ تماس تلفنی و ارتباط رادیویی میان خلبانان و مقامات آمریکایی و اسرائیلی برقرار است.

از نظر تقسیم مسئولیت نظامی، اسرائیل عمدتاً غرب ایران، بخش‌هایی از تهران و مرکز ایران را هدف گرفته، در حالی که آمریکا بخش‌های جنوبی ایران را پوشش داده است.  حدود ۱۰۰۰ سرباز آمریکایی به صورت فیزیکی در اسرائیل مستقر هستند تا هماهنگی‌های جنگی را انجام دهند.

در مجموع، آنچه از تلفیق این گزارش‌ها به دست می‌آید، وجود یک سیاست دوگانه و هماهنگ در میان کشورهای کلیدی عربی حاشیه خلیج فارس است. آن‌ها از یک سو در سطح پنهان و عملیاتی، با ائتلاف آمریکا-اسرائیل علیه ایران همکاری می‌کنند (اعم از ارائه تسهیلات، اطلاعات یا مشارکت مستقیم) و از سوی دیگر، در سطح دیپلماتیک و علنی، در حالی که حملات ایران را محکوم می‌کنند، در پشت صحنه به شدت در تلاش هستند تا از گسترش جنگ و سرایت آن به خاک خود جلوگیری کنند. تلاش‌های فشرده ریاض برای ارتباط با تهران، دقیقاً در همین چارچوب معنا می‌یابد: مشارکت در ائتلاف برای تضعیف ایران، اما با مدیریت ریسک‌ها و بستن راه‌های ارتباطی برای جلوگیری از تبدیل شدن به هدف اصلی، اقدامات اعراب در جریان است.

بنابراین، به جای یک شکاف ساده، شاید بتوان گفت کشورهای عربی خلیج فارس یک استراتژی واحد اما چندلایه را دنبال می‌کنند: حداکثرسازی بهره‌گیری از فرصت جنگ برای تضعیف رقیب (ایران) از طریق هماهنگی با آمریکا و اسرائیل، و در عین حال، حداقلسازی هزینه‌های آن از طریق میانجی‌گری و فشار دیپلماتیک پنهان که این موضع دیپلماتیک، حفظ منافع متناقض آن‌ها در شرایط جنگی را ممکن می‌سازد.

نظرات بینندگان