وقتی اخبار جنگ به خانه میرسد؛ چگونه از کودکان محافظت کنیم؟
یک پژوهشگر حقوق کودک به خبرآنلاین میگوید: «در عصر رسانههای ۲۴ ساعته، بحرانها نهتنها گزارش میشوند، بلکه بارها بازنمایی، تکرار و تحلیل میگردند و نوعی «اضطراب ثانویه» ایجاد میکنند. تصاویر و روایتهای تکرارشونده میتوانند به صحنهای زنده و ترسناک در تخیل کودکان بدل شوند.»
به گزارش اینتیتر به نقل از خبرآنلاین، در جهان معاصر، بحرانها دیگر صرفاً رویدادهایی دور از دسترس نیستند؛ آنها از طریق رسانهها و شبکههای ارتباطی، بهصورت مداوم وارد حریم خصوصی خانهها میشوند. آنچه زمانی در میدان جنگ، مناطق سیلزده یا عرصههای سیاسی رخ میداد، اکنون در قاب صفحهنمایشها و گفتوگوهای روزمره بازتولید میشود. در این میان، کودکان بهعنوان حساسترین اعضای جامعه، در معرض تجربهای ثانویه از بحران قرار میگیرند؛ تجربهای که بدون حضور در میدان حادثه، میتواند اثراتی عمیق بر امنیت روانی، احساس اعتماد و ساختار شناختی آنان برجای گذارد.
دکتر محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان، با اشاره به تأثیر گسترده اخبار جنگ، بحرانها و ناامنیهای اجتماعی بر ذهن و روان کودکان، نسبت به پیامدهای این مواجهه مداوم هشدار میدهد و با تأکید بر اینکه کودکان در عصر رسانههای ۲۴ ساعته بیش از گذشته در معرض تجربه غیرمستقیم بحرانها قرار دارند، از خانوادهها، رسانهها و سیاستگذاران میخواهد برای حفاظت از سلامت روان نسل جدید مسئولانهتر عمل کنند.
او در گفتوگو با خبرآنلاین عنوان میکند: «از منظر حقوق کودک، امنیت روانی بخشی جداییناپذیر از حق حیات شرافتمندانه و رشد سالم است. کودک حق دارد در محیطی رشد کند که از ترسهای مداوم، اضطرابهای القایی و مواجهه کنترلنشده با خشونت نمادین مصون باشد. با این حال، در عصر گردش آزاد اطلاعات، مرز میان حق دسترسی به اطلاعات و حق حفاظت از سلامت روانی کودک به یکی از چالشهای مهم سیاستگذاری اجتماعی تبدیل شده است. پرسش بنیادین اینجاست: چگونه میتوان میان آزادی جریان اطلاعات و ضرورت حمایت روانی از کودکان تعادل برقرار کرد؟»
تجربه بحران در ذهن کودک؛ فراتر از ادراک بزرگسالانه
این پژوهشگر درباره نحوه درک بحرانها توسط کودکان توضیح میدهد: «کودکان جهان را از دریچه امنیت و پیشبینیپذیری میشناسند. هر عاملی که این ثبات را مختل کند، میتواند احساس بنیادین امنیت را تهدید نماید. اخبار خشونت، بلایای طبیعی، ناامنی اجتماعی یا فروپاشی اقتصادی، برای بزرگسالان ممکن است دادههایی تحلیلی باشند، اما برای کودک، حامل پیام ناامنی وجودیاند. کودک توان تفکیک فاصله جغرافیایی، احتمال وقوع یا پیچیدگیهای سیاسی را ندارد؛ بنابراین تهدید را شخصیسازی میکند و آن را به زندگی خود تعمیم میدهد.»
او با استناد به پژوهشهای روانشناسی رشد، ادامه میدهد: «مواجهه مکرر با اخبار منفی میتواند به افزایش اضطراب، اختلال خواب، وابستگی بیش از حد، افت تمرکز، تحریکپذیری و کاهش احساس امید منجر شود. مهمتر آنکه بسیاری از این آثار در لحظه قابل مشاهده نیستند و ممکن است در بلندمدت به صورت مشکلات یادگیری، اختلالات هیجانی یا کاهش اعتماد اجتماعی بروز یابند.»
رسانه، اضطراب ثانویه و بازتولید ترس
سیدناصری با اشاره به اثرات بازنمایی مداوم بحرانها در رسانهها میگوید: «در عصر رسانههای ۲۴ ساعته، بحرانها نهتنها گزارش میشوند، بلکه بارها بازنمایی، تکرار و تحلیل میگردند. این بازتولید مداوم، نوعی «اضطراب ثانویه» ایجاد میکند؛ اضطرابی که ناشی از مواجهه مستقیم با خطر نیست، بلکه از مشاهده مکرر تهدید شکل میگیرد. برای کودک، تصاویر و روایتهای تکرارشونده میتوانند به تجربهای واقعی در ذهن تبدیل شوند. تصویرسازی ذهنی قوی کودکان باعث میشود که شنیدن یک خبر کوتاه، به صحنهای زنده و ترسناک در تخیل آنان بدل شود.»
نقش والدین در تنظیم هیجانی کودک
سیدناصری در ادامه با تأکید بر نقش خانواده در مدیریت اضطراب کودکان خاطرنشان میکند: «کودکان احساس امنیت را از طریق رابطه با والدین تجربه میکنند. والدین در شرایط بحران، نقش «تنظیمکننده هیجانی» دارند؛ به این معنا که واکنشهای آنان به رویدادها، الگوی تنظیم هیجانی کودک را شکل میدهد. اگر والدین در مواجهه با اخبار دچار آشفتگی شدید، اضطراب یا خشم مداوم باشند، کودک این هیجانات را جذب و بازتاب میکند.
در مقابل، حضور آرام، پاسخدهی عاطفی و گفتوگوی اطمینانبخش میتواند شدت اضطراب کودک را بهطور چشمگیری کاهش دهد. در این زمینه، دیدگاههای دونالد وینیکات درباره «محیط نگهدارنده» اهمیت ویژهای دارد. او معتقد بود کودک برای رشد سالم به محیطی نیاز دارد که در آن مراقب اصلی بهطور پایدار و قابل پیشبینی حضور داشته باشد. در شرایط بحران، این محیط نگهدارنده بیش از هر زمان دیگری حیاتی میشود.»
بحرانهای اجتماعی و نگاه کودکان به جهان
به گفته سیدناصری، «کودکان در مسیر رشد، باورهایی بنیادین درباره عدالت، امنیت و انسانیت شکل میدهند. مواجهه مکرر با اخبار خشونت، بیعدالتی یا فروپاشی اجتماعی میتواند این ساختارهای معنایی را متزلزل کند. اگر کودک بدون حمایت عاطفی و توضیح مناسب با این واقعیتها روبهرو شود، ممکن است جهان را مکانی ناامن و غیرقابل اعتماد تصور کند. این برداشت میتواند در آینده به بیاعتمادی اجتماعی، بدبینی و کاهش مشارکت مدنی منجر شود.»
هشت گام مراقبتی برای والدین
این پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان در ادامه راهکارهایی در چارچوب علمی و حقوقی برای کاهش آثار روانی بحرانها بر کودکان ارائه میدهد: «حفاظت از سلامت روان کودکان در مواجهه با اخبار بحران، نیازمند رویکردی آگاهانه و چندبعدی است. راهکارهای زیر، با تکیه بر یافتههای علمی و ملاحظات حقوق کودک، میتوانند بهعنوان چارچوبی عملی مورد استفاده قرار گیرند:
۱- مدیریت مواجهه رسانهای؛
کاهش مواجهه کودک با تصاویر و روایتهای خشونتآمیز ضروری است. شنیدن مکرر اخبار تهدیدآمیز میتواند احساس ناامنی پایدار ایجاد کند.
۲- ایجاد فضای گفتوگوی امن؛
کودک باید بتواند بدون ترس از قضاوت، درباره احساسات خود صحبت کند. شنیده شدن، نخستین گام در کاهش اضطراب است.
۳- خودتنظیمی کلامی و هیجانی والدین؛
گفتوگوهای بزرگسالان درباره بحرانها در ظاهر، غیرمستقیم میتواند منبع اضطراب کودک باشد. لحن، واژگان و زبان بدن اهمیت دارند.
۴- پیشآگاهی متناسب با سن؛
ارائه توضیح ساده و پیشدستانه درباره آنچه کودک ممکن است ببیند یا بشنود، از شوک و سردرگمی جلوگیری میکند.
۵- تقویت ارتباط با همسالان؛
بازی و تعامل با همسالان، کودک را از فضای اضطرابآلود بزرگسالان دور کرده و حس طبیعی زندگی را بازمیگرداند.
۶- استفاده از بازی و بیان خلاقانه؛
بازی آزاد و نقاشی به کودک امکان میدهد هیجانات خود را پردازش و تخلیه کند. این فعالیتها نقش درمانی غیرمستقیم دارند.
۷- کاهش فشارهای عملکردی؛
افت تمرکز و عملکرد تحصیلی در شرایط بحران طبیعی است. سرزنش یا فشار مضاعف میتواند اضطراب را تشدید کند.
۸- پذیرش و نامگذاری هیجانات؛
ترس و خشم واکنشهای طبیعی به ناامنیاند. پذیرش این احساسات به کودک کمک میکند آنها را بشناسد و مدیریت کند.»
مسئولیت مشترک جامعه در حمایت از کودکان
سیدناصری در پایان با تأکید بر مسئولیت اجتماعی در قبال سلامت روان کودکان میگوید: «حمایت از کودکان در برابر آثار روانی بحران، صرفاً مسئولیت خانواده نیست. رسانهها، نظام آموزشی، سیاستگذاران و نهادهای اجتماعی نیز در این زمینه مسئولیت دارند. تدوین دستورالعملهای رسانهای برای پوشش بحرانها، آموزش سواد رسانهای، فراهم کردن خدمات سلامت روان و ایجاد فضاهای امن برای کودکان، بخشی از تعهدات اجتماعی در قبال نسل آینده است. کودکان، حافظه زنده جامعهاند. نحوه مواجهه آنان با بحرانهای امروز، کیفیت جامعه فردا را شکل میدهد.»
او اضافه میکند: «اگر در میان طوفان اخبار و ناامنیهای اجتماعی، بتوانیم برای کودکان محیطی امن، قابل پیشبینی و سرشار از همدلی فراهم کنیم، آنان خواهند آموخت که جهان، علیرغم آشوبها، همچنان مکانی برای زیستن، اعتماد و امید است. حفاظت از سلامت روان کودکان نه یک انتخاب تربیتی، بلکه ضرورتی حقوقی، اجتماعی و انسانی است؛ ضرورتی که بیتوجهی به آن، هزینههایی بهمراتب سنگینتر از خود بحرانها بر جامعه تحمیل خواهد کرد.»