پیامدهای جنگ امریکا علیه ایران؛ بازگشت آسیا به عصر زغال سنگ!
جنگ امریکا علیه ایران و انسداد تنگه هرمز تاثیرات خود را بر عرضه و تقاضای بازار انرژی گذاشته و کشورها را با انتخاب های دیگری مانند زغال سنگ مواجه کرده است.
به گزارش اینتیتر، سه ماهی از آغاز جنگ اسرائیل و امریکا علیه ایران می گذرد. جنگی که باعث انسداد تنگه هرمز توسط ایران شد و قیمت انرژی را جا به جا کرد. حال با ادامه دار شدن جنگ کشورهای آسیایی گزینه های دیگری را برای جایگزینی نفت بررسی می کنند.
بلومبرگ در این رابطه نوشت: اختلال در صادرات انرژی در پی جنگ ایران و انسداد تنگه هرمز، بار دیگر نگرانیها درباره امنیت انرژی در آسیا را افزایش داده و بسیاری از کشورها را به فکر جایگزینهایی برای نفت و گاز در صنایع شیمیایی و پتروشیمی انداخته است. در این میان، زغالسنگ دوباره بهعنوان یک گزینه استراتژیک مورد توجه قرار گرفته؛ مدلی که چین طی سالهای گذشته بر پایه آن صنعت عظیم «تبدیل زغالسنگ به مواد شیمیایی» را توسعه داده و حالا هند نیز به دنبال الگوبرداری از آن است.
در همین فضای پرتنش بازار انرژی، بلومبرگ در گزارشی تازه به سراغ روند رو به گسترش این صنعت رفته و پیامدهای آن را برای بازار انرژی و آینده محیطزیست جهان زیر ذرهبین گذاشته است؛ گزارشی که نشان میدهد با اختلال در صادرات گاز قطر و نفت عربستان، بسیاری از کارخانههای تولید کود شیمیایی و پلاستیک در کشورهای آسیایی ناچار به کاهش تولید یا حتی توقف خطوط خود شدهاند، در حالی که چین همچنان از این شوک انرژی تا حد زیادی مصون مانده و مسیر متفاوتی را پیش میبرد.
چین در صنعت پتروشیمی یک مزیت ویژه دارد. این کشور علاوه بر صنایع متکی به نفت و گاز، شبکه گستردهای از واحدهای تولیدی مبتنی بر زغالسنگ ایجاد کرده که از ذخایر عظیم داخلی تغذیه میکنند. حالا هند و برخی دیگر از قدرتهای منطقهای به دنبال الگوبرداری از این مدل هستند؛ مسیری که نه آسان است و نه با اهداف زیستمحیطی سازگار.
پیامد این روند میتواند جهانی باشد. چین و هند در مجموع حدود ۷۰ درصد زغالسنگ جهان را مصرف میکنند و توسعه صنایع شیمیایی مبتنی بر زغالسنگ، وابستگی جهان به آلایندهترین سوخت فسیلی را طولانیتر خواهد کرد. نتیجه نیز چیزی جز افزایش انتشار دیاکسیدکربن و تشدید گرمایش زمین نیست.
صنعت مهجوری به نام تبدیل زغالسنگ به مواد شیمیایی
صنعت «تبدیل زغالسنگ به مواد شیمیایی» در چین نقش بزرگی در این ماجرا دارد. برای مثال، اوره که یکی از مهمترین کودهای نیتروژنی مورد استفاده در کشت برنج و ذرت است، در چین عمدتاً از زغالسنگ تولید میشود؛ بهطوری که حدود ۸۰ درصد تولید اوره این کشور به زغالسنگ وابسته است. در مقابل، هند تقریباً تمام اوره خود را با استفاده از نفت و گاز تولید میکند.
هند اکنون نزدیک به ۴ میلیارد دلار برای توسعه سریع این صنعت اختصاص داده و قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ حدود ۷۵ میلیون تن زغالسنگ را به کود شیمیایی، پلاستیک و سایر محصولات صنعتی تبدیل کند.
دهلی نو همچنین متعهد شده ۲۰ درصد هزینه ساخت کارخانههای جدید را پرداخت و ذخایر زغالسنگ مورد نیاز پروژهها را نیز تضمین کند.
برای هند، این صنعت همان مزایایی را دارد که سالها پیش چین را به این مسیر کشاند. مهمترین مزیت، افزایش امنیت انرژی است؛ زیرا هند ذخایر قابل توجهی از زغالسنگ دارد و با این روش میتواند وابستگی خود به واردات نفت و گاز را کاهش دهد. علاوه بر این، تولید کود شیمیایی از زغالسنگ به تقویت امنیت غذایی کشور نیز کمک میکند.
از نظر اقتصادی هم این سیاست جذاب است؛ چون هزینه واردات انرژی را کاهش میدهد و فشار بر ذخایر ارزی هند را کمتر میکند. همچنین این مدل میتواند عمر صنعت زغالسنگ را طولانیتر کند؛ صنعتی که علاوه بر نیروگاهها، فولادسازی و سیمان، حالا بازار تازهای هم در صنایع شیمیایی پیدا میکند.
در حال حاضر حدود ۷۵۰ هزار نفر در بخش معدن زغالسنگ هند مشغول به کار هستند و این صنعت برای برخی ایالتها اهمیت حیاتی دارد.
موانع سخت هند در مسیر تقلید از چین
با این حال، تکرار مدل چینی کار سادهای نیست. نخستین چالش هند، کیفیت زغالسنگ داخلی است؛ زغالسنگ هند خاکستر بالایی دارد و تبدیل آن به مواد شیمیایی دشوارتر است. چالش دوم، فناوری است. چین طی دو دهه گذشته فناوری «فیشر-تروپش» را که حدود یک قرن پیش توسط دو شیمیدان آلمانی توسعه یافته بود، به شکل گسترده بهبود داده و بومیسازی کرده است. هند هنوز به چنین سطحی از دانش فنی، بهویژه در فناوریهای پیشرفته تولید متانول و پلاستیک، دست پیدا نکرده است.
مسئله سرمایهگذاری نیز مانع دیگری به شمار میرود. اگر حمایت دولت کافی نباشد، شرکتها نمیتوانند در دوره افت قیمت نفت و گاز، محصولات خود را با قیمت رقابتی عرضه کنند.
هند نخستین برنامه توسعه این صنعت را در سال ۲۰۲۰ آغاز کرد، اما پیشرفت چندانی نداشت. در سال ۲۰۲۴ و همزمان با افزایش قیمت گاز، دولت مشوقهای مالی جدیدی ارائه کرد، اما استقبال شرکتها محدود بود. اکنون دولت حمایت مالی را چهار برابر کرده و برای نخستینبار به نظر میرسد بخش خصوصی آماده ورود جدی به این حوزه شده است.
اگر هند در این مسیر موفق شود، زغالسنگ یک فرصت تازه برای ادامه حیات پیدا خواهد کرد؛ آن هم در شرایطی که تقاضای جهانی برای این سوخت فسیلی سال گذشته به بالاترین سطح تاریخی رسید و پیشبینی میشود در سال ۲۰۲۶ نیز رکورد تازهای ثبت شود.
بحرانهای نفتی دهه ۱۹۷۰ باعث بازگشت گسترده زغالسنگ به اقتصاد جهانی شدند؛ زمانی که بسیاری از کشورها برای تولید برق به جای نفت به سراغ زغالسنگ رفتند. این بار اما موضوع بر سر صنایع شیمیایی است و شوک ناشی از بحران هرمز میتواند بار دیگر زغالسنگ را به یکی از بازیگران اصلی بازار انرژی تبدیل کند.