نبرد بر سر تنگهها؛ مسیرهایی که قدرتهای جهان را به چالش کشیدند
تنگه هرمز و چند گذرگاه دریایی مهم دیگر، قرنهاست مسیر تجارت جهانی را کنترل میکنند؛ مسیرهایی باریک که به میدان رقابت قدرتها تبدیل شدهاند.
به گزارش اینتیتر، تنگه هرمز و چند گذرگاه دریایی مهم دیگر در جهان از قرن شانزدهم میلادی تاکنون نقشی کلیدی در تجارت جهانی داشتهاند و در طول تاریخ به یکی از اصلیترین نقاط شکلگیری رقابتهای ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند.
اما حالا پنج ماه است این گذرگاه دریایی بار دیگر به کانون یک بحران بینالمللی تبدیل شده؛ جایی که تنشهای منطقهای، امنیت انرژی و مسیرهای حیاتی تجارت جهان به هم گره خوردهاند.
افزایش کنترل ایران بر تنگه هرمز و تهدید اختلال در مسیرهای دریایی اطراف آن، نگرانیها درباره آینده یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی جهان را افزایش داده است.
خبرگزاری فرانسه در این باره نوشته است: کارشناسان میگویند همزمان با افزایش کنترل ایران بر تنگه هرمز، حوثیها نیز تلاش دارند حملونقل در دریای سرخ را که به مقصد یا از مبدأ بنادر عربستان انجام میشود، مختل کنند.
این اقدامات ممکن است ترافیک دریایی در یک گذرگاه مهم دیگر یعنی بابالمندب را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ تنگهای که کشتیها برای رسیدن به کانال سوئز باید از آن عبور کنند.
این دو گذرگاه که دسترسی به خلیج فارس و دریای سرخ را کنترل میکنند، در میان حدود دوازده تنگهای قرار دارند که برای تجارت بینالمللی حیاتی محسوب میشوند.
نفتکشها، کشتیهای حمل گاز، کشتیهای فلهبر و کشتیهای کانتینری که حامل مواد اولیه و کالاهای مختلف هستند روزانه از این مسیرهای طبیعی باریک عبور میکنند.
تنگهها برخلاف کانالها عوارض عبور ندارند
کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها که در ۱۰ دسامبر ۱۹۸۲ در مونتهگوبی به امضا رسید و نوعی قانون اساسی برای اقیانوسها محسوب میشود، تأکید میکند که تنگهها پدیدههای طبیعی هستند و نباید مشمول دریافت عوارض شوند.
سیلوَن دومِرگ مدرس علوم سیاسی در دانشگاه ساینسپو بوردو و نویسنده کتاب «ژئوپلیتیک فضاهای دریایی» در این باره میگوید:
اصل آزادی کشتیرانی در تنگهها تضمین شده است.
در مقابل، کانالهایی مانند پاناما و سوئز که مسیرهای آبی ساخته دست بشر هستند، میتوانند از سوی کشورهایی که کنترل آنها را در اختیار دارند مشمول دریافت عوارض شوند.
به گفته دومرگ، ایران اگرچه بهطور رسمی به این کنوانسیون نپیوسته است، اما تا پیش از این در عمل و بر اساس قوانین عرفی بینالمللی از مفاد آن پیروی میکرد.
اما چرا تنگه هرمز از گذشته تا امروز تا این اندازه اهمیت داشته و چرا کنترل آن همواره به یکی از اهداف قدرتهای بزرگ تبدیل شده است؟
رقابت تاریخی بر سر هرمز
داستان رقابت بر سر هرمز به دوران معاصر محدود نیست؛ نخستین تلاشها برای کنترل این گذرگاه راهبردی به بیش از ۵۰۰ سال قبل بازمیگردد.
نخستین تلاشهای جدی برای در اختیار گرفتن هرمز به دوران گسترش تجارت دریایی اروپا بازمیگردد. پرتغال که دریانوردان آن نخستین مسیر دریایی مستقیم به هند را گشودند، از سال ۱۵۰۷ تلاش کرد کنترل تنگه هرمز را به دست بگیرد تا انحصار تجارت ادویه و دسترسی به ثروتهای شرق را در اختیار داشته باشد.
اما در اوایل قرن هفدهم، دیدگاهی متفاوت در برابر این تلاشها شکل گرفت. هوگو گروتیوس حقوقدان و فیلسوف هلندی نظریه «دریای آزاد» (Mare Liberum) را مطرح کرد؛ نظریهای که بر اساس آن، دریاها نباید در انحصار هیچ کشوری قرار بگیرند.
بر اساس این دیدگاه، تنگهها به دلیل نقش حیاتی در تجارت بینالمللی باید امکان عبور آزاد کشتیها را حفظ کنند.
به گفته سیلوَن دومرگ برای تضمین آزادی کشتیرانی در جهان، ابتدا باید آزادی عبور از تنگههای راهبردی تضمین میشد.
هلند این دیدگاه را پذیرفت و از آزادی دریاها دفاع کرد؛ رویکردی که بعدها بریتانیا و آمریکا نیز دنبال کردند.
به گفته دومرگ، آمریکا اگرچه بهطور رسمی عضو کنوانسیون مونتهگو بی نیست، اما در عمل به بیشتر اصول آن پایبند مانده است.
با این حال، آزادی کشتیرانی هیچگاه مانع رقابت قدرتها برای استفاده راهبردی از موقعیت تنگهها نشد.
بریتانیا یکی از کشورهایی بود که بیشترین بهره را از این موقعیت جغرافیایی برد و بخشی از شبکه نظامی و استعماری خود را در نزدیکی گذرگاههای مهم دریایی ایجاد کرد.
مهمترین پایگاه دریایی بریتانیا در آسیا در سنگاپور شکل گرفت؛ پایگاهی که امکان نظارت بر تنگه مالاکا را فراهم میکرد؛ مسیری که امروز یکی از مهمترین مسیرهای عبور تجارت دریایی چین و جهان است.
بریتانیا همچنین پایگاههایی در جزیره سقطری در نزدیکی بابالمندب و ورودی دریای سرخ ایجاد کرد تا بر یکی دیگر از مسیرهای حیاتی تجارت دریایی نظارت داشته باشد.
در اروپا نیز تنگههای دانمارک، شامل اورسوند و کاتگات در قرن نوزدهم اهمیت زیادی داشتند.
دانمارک برای سالها از کشتیهایی که از این مسیرها عبور میکردند عوارض دریافت میکرد و این تنگهها به دلیل محدود کردن دسترسی کشورهای حوزه بالتیک -بهویژه روسیه- به اقیانوس اطلس اهمیت راهبردی داشتند.
کدام تنگهها در جهان عوارض دریافت میکنند؟
در میان تنگههای مهم جهان، تنها تنگههای ترکیه یعنی بسفر و داردانل همچنان مشمول دریافت عوارض هستند.
این دو گذرگاه بر اساس توافقهای بینالمللی از جمله کنوانسیون مونترو در سال ۱۹۳۶ اداره میشوند.
به گفته دومرگ، در آینده نیز احتمالاً برخی تنگههای راهبردی به محل اختلافهای تازه تبدیل خواهند شد؛ از جمله تنگه تایوان با توجه به ادعاهای سرزمینی چین و همچنین تنگه مالاکا که میان سنگاپور، مالزی و اندونزی قرار دارد.
همین حالا یک "جنگ شن" در تنگه تایوان جریان دارد؛ کشتیهای چینی برای تأمین شن مورد نیاز صنعت ساختوساز چین وارد آبهایی میشوند که تایوان آنها را متعلق به خود میداند؛ اقدامی که جنبه تحریکآمیز دارد.- سیلوَن دومرگ
آیا هرمز میتواند الگویی برای مالاکا شود؟
دومرگ میگوید در همان شبی که ایران اعلام کرد قصد دارد برای عبور از تنگه هرمز عوارض تعیین کند، نخستوزیر مالزی از این ایده استقبال کرد و گفت ممکن است کشورش آن را برای تنگه مالاکا نیز بررسی کند؛ هرچند بعداً از این موضع عقبنشینی کرد.
او هشدار داد: «اگر در مالاکا عوارض دریافت شود، سنگاپور بخشی از جذابیت و جایگاه خود به عنوان مرکز تجاری شرق آسیا را از دست خواهد داد.»
تاریخ تنگههایی مانند هرمز، مالاکا و بابالمندب نشان میدهد که این مسیرهای باریک دریایی، با وجود وسعت محدود، میتوانند بر تجارت جهانی، امنیت انرژی و رقابت قدرتهای بزرگ تأثیری فراتر از اندازه خود داشته باشند.