چرا زمان مشخصی را برای پرداخت معوقات بازنشستگان تامین اجتماعی اعلام نمی شود؟
اظهارات مدیرکل امور مستمریهای سازمان تأمین اجتماعی درباره پرداخت معوقات دو ماهه افزایش حقوق سال جاری بازنشستگان، صرفاً یک اطلاعرسانی مالی نیست؛ بلکه از منظر مدیریت راهبردی و حکمرانی سازمانی، حاوی پیامهایی است که میتواند مبنای بازنگری در شیوه برنامهریزی و مدیریت منابع سازمان باشد.
به گزارش اینتیتر، محمد حسن زدا سرپرست اسبق سازمان تامین اجتماعی در مطلبی با عنوان «تحلیل مدیریتی اظهارات مدیرکل امور مستمریهای سازمان تأمین اجتماعی درباره پرداخت معوقات افزایش حقوق بازنشستگان» در شبکه بازنشستگان نوشت:
اظهارات مدیرکل امور مستمریهای سازمان تأمین اجتماعی درباره پرداخت معوقات دو ماهه افزایش حقوق سال جاری بازنشستگان، صرفاً یک اطلاعرسانی مالی نیست؛ بلکه از منظر مدیریت راهبردی و حکمرانی سازمانی، حاوی پیامهایی است که میتواند مبنای بازنگری در شیوه برنامهریزی و مدیریت منابع سازمان باشد.
پذیرش مطالبه، بدون تعهد زمانی
اعلام رقم ۸۲ هزار میلیارد تومان بهعنوان بار مالی معوقات، به معنای پذیرش حق قانونی بازنشستگان است؛ اما در مقابل، هیچ زمان مشخصی برای پرداخت اعلام نمیشود.
در ادبیات مدیریت، این شیوه به معنای پذیرش مطالبه بدون ایجاد تعهد زمانی است؛ رویکردی که اگرچه از منظر مدیریت ریسک قابل توجیه است، اما میتواند به افزایش بلاتکلیفی و کاهش اعتماد ذینفعان منجر شود.
انتقال بخشی از مسئولیت به عوامل بیرونی
تأکید بر همکاری دولت و مجلس و ضرورت تأمین منابع مالی، این پیام را منتقل میکند که حل مسئله تنها در اختیار سازمان نیست.
اگرچه تعامل با سایر ارکان حاکمیت ضروری است، اما این پرسش نیز مطرح میشود که چه میزان از این چالش با برنامهریزی دقیقتر و مدیریت مالی پیشنگر در داخل سازمان قابل پیشگیری بوده است.
حفظ سرمایه اجتماعی
تأکید بر درک مشکلات معیشتی بازنشستگان و بهرسمیت شناختن مطالبات آنان، اقدامی مثبت در حفظ سرمایه اجتماعی سازمان است؛ اما این سرمایه زمانی پایدار خواهد ماند که همدلی با برنامه اجرایی، زمانبندی روشن و ایفای بهموقع تعهدات همراه باشد.
اولویت بدون نقشه راه
پرداخت معوقات بهعنوان یکی از اولویتهای اصلی سازمان معرفی شده است؛ اما در مدیریت حرفهای، اولویت زمانی معنا پیدا میکند که منبع تأمین مالی، زمان اجرا و مسئولیت اجرا مشخص باشد. در غیاب این مؤلفهها، «اولویت» بیشتر یک موضعگیری مدیریتی است تا یک برنامه عملیاتی.
چالش اصلی؛ کمبود منابع یا ضعف در برنامهریزی؟
مهمترین پرسش اینجاست که افزایش سالانه حقوق بازنشستگان، رویدادی ناگهانی یا غیرقابل پیشبینی نیست. این تکلیف قانونی دهههاست هر سال در زمان مشخص اجرا میشود و سازمان از مدتها قبل از تعداد مشمولان، میزان تقریبی افزایش حقوق و بار مالی آن آگاه است.
بنابراین، اگر پس از تصویب افزایش حقوق، تأمین منابع مالی به موضوعی اضطراری و وابسته به رایزنی با دولت و مجلس تبدیل شود، این پرسش اساسی مطرح میشود که جایگاه برنامهریزی راهبردی، بودجهریزی مبتنی بر پیشبینی و مدیریت نقدینگی در سازمان کجاست؟
در مدیریت نوین، تعهدات قطعی و قابل پیشبینی باید پیش از سررسید، در بودجه و برنامه تأمین منابع دیده شوند. مدیریتی موفق است که بحرانهای قابل پیشبینی را پیش از وقوع مدیریت کند، نه آنکه پس از ایجاد تعهد، به دنبال تأمین منابع باشد.