خاورمیانه پس از جنگ ایران و آمریکا | تصمیمات ترامپ چگونه آینده منطقه را تغییر داد؟
خاورمیانه پس از جنگ ایران و آمریکا، دیگر به شرایط قبل بازنخواهد گشت. اما نظم آینده چه ویژگیهایی خواهد داشت؟
به گزارش اینتیتر به نقل از اقتصادآنلاین، تحولات خاورمیانه در ماههای اخیر تنها به تغییر موازنههای نظامی محدود نشده است. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، بار دیگر سیاست ایالات متحده در منطقه را وارد مرحلهای از ابهام، فشار و تصمیمهای غیرقابل پیشبینی کرده. تصمیمهایی که آثار آنها احتمالاً بسیار فراتر از دوره ریاستجمهوری او باقی خواهد ماند.
اگرچه آینده سیاست آمریکا در قبال خاورمیانه همچنان مبهم است و بسیاری از تصمیمهای واشنگتن به رفتار بازیگران منطقهای و روند جنگ بستگی دارد، اما اکنون میتوان دستکم سه روند مهم را مشاهده کرد که به نظر میرسد معماری امنیتی و سیاسی منطقه را برای سالهای آینده تحت تأثیر قرار خواهند داد.
واقعگرایی جایگزین دشمنی مطلق
یکی از مهمترین پیامدهای جنگهای اخیر، تغییر نگاه کشورهای عربی نسبت به ایران است. هرچند جمهوری اسلامی و بسیاری از دولتهای عربی در سالهای گذشته در دو سوی رقابتهای منطقهای قرار داشتهاند، اما تجربه بحرانهای اخیر نشان داده است که حتی دشمنان نیز ناگزیرند راههایی برای مدیریت تنش پیدا کنند.
واقعیت این است که بخش مهمی از دولتهای عربی امروز بیش از آنکه به دنبال تشدید رویارویی با تهران باشند، در تلاشاند هزینههای امنیتی خود را کاهش دهند. این تغییر رویکرد تنها ناشی از تمایل به گفتوگو نیست، بلکه نتیجه درکی تازه از هزینههای جنگ در منطقه است.
در جریان درگیریهای اخیر، بسیاری از کشورهای عربی دریافتند که هرگونه تقابل مستقیم میان ایران و آمریکا یا اسرائیل میتواند امنیت انرژی، تجارت دریایی، سرمایهگذاری خارجی و حتی ثبات داخلی آنها را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، حتی کشورهایی که در سالهای گذشته هدف حملات یا اقدامات منتسب به جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند، همچنان تلاش کردهاند کانالهای ارتباطی خود با تهران را حفظ کنند و زمینهای برای نوعی همزیستی مدیریتشده فراهم آورند.
به همین دلیل، آینده روابط ایران و جهان عرب احتمالاً نه بر پایه اعتماد، بلکه بر اساس موازنهای از بازدارندگی و گفتوگو شکل خواهد گرفت. این الگو که ممکن است از شدت رقابتها نکاهد، اما احتمال درگیریهای گسترده را کاهش دهد.
پایان سیاست صفر و صدی در منطقه
تحول دوم به تغییر رفتار بازیگران منطقهای مربوط میشود. در گذشته بسیاری از دولتهای خاورمیانه سیاست خارجی خود را بر مبنای انتخاب میان دو جبهه تعریف میکردند و یا در کنار واشنگتن قرار میگرفتند یا در تقابل با آن.
اما اکنون این الگو در حال تغییر است. کشورهای منطقه بیش از گذشته تلاش میکنند روابط خود را با همه قدرتهای مؤثر حفظ کنند؛ از آمریکا گرفته تا چین، روسیه و حتی ایران.
این چندجانبهگرایی جدید به آنها اجازه میدهد در شرایطی که سیاست آمریکا غیرقابل پیشبینیتر از گذشته شده، انعطاف بیشتری در تصمیمگیری داشته باشند. در چنین فضایی، حتی متحدان سنتی واشنگتن نیز تلاش میکنند تمام تخممرغهای خود را در سبد آمریکا قرار ندهند.
این روند البته تنها محصول بازگشت ترامپ نیست، اما سیاستهای او آن را سرعت بخشیده است. تصمیمهای ناگهانی، تغییر مکرر مواضع و تأکید بر معاملهمحوری باعث شده بسیاری از دولتهای منطقه به این جمعبندی برسند که برای حفظ امنیت خود باید گزینههای بیشتری روی میز داشته باشند.
ابهام؛ مهمترین ویژگی سیاست آمریکا
شاید مهمترین ویژگی سیاست خارجی آمریکا در دوره جدید، غیرقابل پیشبینی بودن آن باشد. دونالد ترامپ بارها نشان داده است که میتواند در فاصلهای کوتاه، از تهدید به اقدام نظامی به سمت مذاکره حرکت کند یا برعکس، توافقهای دیپلماتیک را کنار بگذارد و مسیر فشار حداکثری را در پیش گیرد.
همین ویژگی، محاسبات امنیتی خاورمیانه را پیچیدهتر کرده است. دولتهای منطقه اکنون ناچارند خود را برای سناریوهای کاملاً متفاوت آماده کنند؛ از تشدید ناگهانی بحران گرفته تا توافقهایی که شاید تا چند روز قبل هیچ نشانهای از آنها وجود نداشته باشد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که در کوتاهمدت، پیشبینی سیاست آمریکا تقریباً ناممکن است. در منطقهای که خود یکی از بیثباتترین نقاط جهان به شمار میرود، حضور رئیسجمهوری با سبک تصمیمگیری غیرمتعارف، سطح عدم قطعیت را بیش از گذشته افزایش داده است.
منطقه به سمت مدیریت بحران
با وجود تمام تنشها، یک واقعیت بیش از گذشته خودنمایی میکند. اینکه اغلب بازیگران منطقه دیگر تمایل چندانی به جنگهای فراگیر ندارند. تجربه سالهای اخیر نشان داده که درگیریهای گسترده نه تنها پیروزی قاطعی برای هیچ طرفی به همراه ندارد، بلکه هزینههای اقتصادی و امنیتی سنگینی بر همه تحمیل میکند.
از این رو، احتمالاً خاورمیانه در سالهای آینده بیش از آنکه شاهد صلحی پایدار باشد، وارد دورهای از مدیریت بحران خواهد شد. در چنین دورهای رقابتها ادامه دارد، اما تلاش میشود از تبدیل آنها به جنگی تمامعیار جلوگیری شود.
در چنین شرایطی، روابط ایران و کشورهای عربی نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند. اگر این روابط بتواند حتی در سطحی محدود به سمت گفتوگو و مدیریت اختلافات حرکت کند، بخش مهمی از معادلات امنیتی منطقه دستخوش تغییر خواهد شد. اما اگر تنشها دوباره از کنترل خارج شوند، همه بازیگران ناچار خواهند بود هزینههای سنگین یک بحران تازه را بپردازند.
آیندهای غیرقابل پیشبینی
چشمانداز سیاست آمریکا در خاورمیانه همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. تصمیمهای دولت ترامپ ممکن است در کوتاهمدت بارها تغییر کند و مسیرهای متفاوتی را پیش روی منطقه قرار دهد. با این حال، سه روند کلان از هماکنون قابل مشاهده است؛ افزایش تلاش کشورهای عربی برای حفظ کانالهای ارتباطی با ایران، حرکت دولتهای منطقه به سوی سیاست خارجی متوازن و کاهش وابستگی مطلق به واشنگتن، و در نهایت افزایش نقش عدم قطعیت به عنوان یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده معادلات امنیتی خاورمیانه.
این تحولات نشان میدهد حتی اگر جنگهای کنونی پایان یابند، منطقه دیگر همان خاورمیانه گذشته نخواهد بود. بازیگران اصلی اکنون در حال بازتعریف راهبردهای خود هستند و نظم جدیدی، هرچند آرام و تدریجی، در حال شکلگیری است. در این نظم نه جنگ پایان یافته و نه صلح به طور کامل برقرار شده، بلکه همه طرفها میکوشند میان تقابل و تعامل، تعادلی شکننده، اما پایدارتر از گذشته ایجاد کنند.