محاصره زمینی ایران شدنی است؟
دیپلمات پیشین ایران در انگلستان معتقد است بسیاری از کشورها تلاش میکنند تا جایی که امکان دارد، از قرار گرفتن در معرض فشارهای آمریکا فاصله بگیرند. البته این موضوع به میزان وابستگی اقتصادی و سیاسی آنها به واشنگتن و هزینههایی که ممکن است در صورت مخالفت متحمل شوند، بستگی دارد. بنابراین، نمیتوان از پیش فرض کرد که همه دولتها حاضرند برای اجرای سیاستهای آمریکا، منافع خود را به خطر بیندازند.
به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، در شرایطی که آمریکا به دنبال تشدید فشارهای اقتصادی و محدود کردن مسیرهای تجاری ایران است، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، از رایزنی واشنگتن با ترکیه و پاکستان برای بستن مسیرهای زمینی ایران خبر داد. اکنون این پرسش مطرح میشود که آیا واشنگتن میتواند با همراه کردن کشورهای منطقه، حلقه محاصره را تنگتر کند و ایران را با محدودیتهای گستردهتری در تأمین کالا و صادرات نفت مواجه سازد؟
جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین ایران در انگلستان و تحلیلگر سیاست خارجی، در گفتوگو با فرارو معتقد است اگرچه فشارهای آمریکا میتواند مشکلات قابل توجهی برای اقتصاد و معیشت مردم ایجاد کند، اما همراهی نکردن برخی کشورها، ملاحظات داخلی دولتهای منطقه و وجود مسیرهای جایگزین تجاری، اجرای کامل چنین سیاستی را دشوار میکند.
به گفته او، با وجود ضرورت آمادگی برای شرایط سختتر، نمیتوان همه مسیرهای پیش روی ایران را بسته و آینده را کاملاً ناامیدکننده ارزیابی کرد.
همه کشورها حاضر نیستند با آمریکا همراه شوند
جلال ساداتیان درباره احتمال همکاری کشورهای منطقه با آمریکا برای تشدید محدودیتها علیه ایران گفت: «پاکستان اعلام کرده است که این اقدام را قانونی نمیداند و در آن مشارکت نخواهد کرد. البته ممکن است برخی کشورها در مقاطعی، با هدف کسب امتیاز یا تأمین منافع خود، محدودیتهایی ایجاد کنند و این مسئله مشکلاتی به وجود بیاورد؛ اما نمیتوان تصور کرد که همه کشورها بهطور یکپارچه در مسیر مورد نظر آمریکا حرکت کنند.»
او ادامه داد: «روابط پاکستان با چین و همچنین مواضعی که مقامهای این کشور درباره قانونی نبودن چنین اقداماتی مطرح کردهاند، نشان میدهد که اسلامآباد لزوماً حاضر نیست با سیاستهای واشنگتن همراه شود. در کنار این مسئله، تداوم برخی ارتباطات و مسیرهای حملونقل با ایران نیز اهمیت دارد. پروازهای ایران به چین برقرار است و روابط تهران و مسکو نیز در چارچوب مناسبات دوجانبه ادامه دارد. مجموعه این تحولات نشان میدهد که مواضع کشورها در قبال فشارهای آمریکا یکسان نیست.»
وی با اشاره به اینکه برخی کشورها به دلیل پیوند منافع اقتصادی و سیاسی خود با آمریکا ممکن است تحت تأثیر تهدیدهای واشنگتن قرار بگیرند، تصریح کرد: «نمیتوان گفت هیچ کشوری با آمریکا همکاری نخواهد کرد؛ ممکن است دولتهایی در این مسیر قرار بگیرند، اما همراهی همه کشورها با چنین سیاستی قطعی نیست.»
تحریمهای آمریکا الزام بینالمللی برای همه کشورها ایجاد نمیکند
این دیپلمات پیشین ایران در انگلستان با اشاره به تفاوت میان تحریمهای مورد حمایت شورای امنیت سازمان ملل و محدودیتهایی که آمریکا بهصورت یکجانبه اعمال میکند، گفت: «اگر قرار باشد کشورها ملزم به مشارکت در تحریمهای یک کشور شوند، باید مبنای حقوقی و بینالمللی آن مشخص باشد. محدودیتهایی که آمریکا علیه ایران اعمال میکند، لزوماً به معنای وجود یک الزام بینالمللی برای همه کشورها نیست.»
وی ادامه داد: «بسیاری از کشورها تلاش میکنند تا جایی که امکان دارد، از قرار گرفتن در معرض فشارهای آمریکا فاصله بگیرند. البته این موضوع به میزان وابستگی اقتصادی و سیاسی آنها به واشنگتن و هزینههایی که ممکن است در صورت مخالفت متحمل شوند، بستگی دارد. بنابراین، نمیتوان از پیش فرض کرد که همه دولتها حاضرند برای اجرای سیاستهای آمریکا، منافع خود را به خطر بیندازند.»
پاکستان و ترکیه با ملاحظات داخلی روبهرو هستند
این تحلیلگر سیاست خارجی با اشاره به محدودیتهایی که دولتهای منطقه در تصمیمگیریهای خود با آن مواجهاند، اظهار کرد: «پاکستان با مسائل داخلی متعددی از جمله مشکلات امنیتی، تحولات بلوچستان و اختلافات میان احزاب و گروههای سیاسی روبهرو است. اگر دولت این کشور بیش از اندازه در مسیری حرکت کند که هزینههای اقتصادی و سیاسی آن متوجه جامعه شود، ممکن است با مشکلات داخلی بیشتری مواجه شود.»
ساداتیان تصریح کرد: «ترکیه نیز با ملاحظات و مسائل داخلی خاص خود روبهرو است و نمیتواند بدون در نظر گرفتن پیامدهای تصمیماتش برای اقتصاد و جامعه، در هر طرحی مشارکت کند. اگر محدودیتهای احتمالی علیه ایران به افزایش هزینهها و فشارهای اقتصادی در کشورهای منطقه منجر شود، مردم این کشورها نیز از پیامدهای آن تأثیر خواهند پذیرفت.»
وی تأکید کرد: «به همین دلیل، هر دولتی پیش از همراهی با طرحهای آمریکا باید هزینهها و منافع آن را برای خود ارزیابی کند. ممکن است برخی کشورها به دلایل سیاسی یا اقتصادی با واشنگتن همراه شوند، اما این همراهی الزاماً به معنای پذیرش تمام خواستههای آمریکا نیست.»
امارات و عربستان ممکن است رویکرد متفاوتی داشته باشند
ساداتیان در ادامه با اشاره به تفاوت رویکرد کشورهای منطقه نسبت به ایران گفت: «برخی کشورها، از جمله امارات و احتمالاً عربستان سعودی، ممکن است تمایل بیشتری به همراهی با سیاستهای محدودکننده علیه ایران داشته باشند. با این حال، نمیتوان موضع همه کشورهای منطقه را یکسان دانست. برخی دولتها ممکن است تحریمها را از نظر حقوقی نپذیرند یا به دلیل ملاحظات اقتصادی و سیاسی خود، از مشارکت در آنها خودداری کنند.»
وی افزود: «حتی کشورهایی که روابط خوبی با آمریکا دارند، لزوماً در همه مسائل تابع خواستههای واشنگتن نیستند. روابط خارجی کشورها بر اساس مجموعهای از منافع شکل میگیرد و هر دولت تلاش میکند در عین حفظ مناسبات خود با قدرتهای بزرگ، هزینههای تصمیماتش را نیز مدیریت کند.»
مسیرهای جایگزین تجاری همچنان اهمیت دارند
این دیپلمات پیشین ایران درباره امکان اجرای کامل محاصره زمینی و محدود کردن همه مسیرهای تجاری ایران اظهار کرد: «آمریکا ممکن است این سیاست را با جدیت دنبال کند، اما مسئله اصلی این است که آیا امکان اجرای کامل آن وجود دارد و آیا کشورهای مختلف حاضرند در تمام مراحل با واشنگتن همکاری کنند یا خیر.
این تحلیلگر گفت: «برای مثال، بخشی از کالاها میتوانند از مسیرهای تجاری و حملونقل منطقهای به ایران برسند. ورود کالا به بندر کراچی پاکستان و انتقال آن به سمت ایران یا استفاده از مسیرهای ریلی و زمینی از طریق کشورهای همسایه، نمونههایی از ظرفیتهای جایگزین هستند. البته این مسیرها ممکن است با محدودیتها، هزینههای بیشتر و دشواریهای اجرایی روبهرو شوند، اما وجود آنها نشان میدهد که قطع کامل ارتباطات تجاری ایران به سادگی امکانپذیر نیست.»
وی تاکید کرد: «نباید تصور کرد که با اعمال هر محدودیتی، تمام راههای ارتباطی ایران مسدود میشود و هیچ امکان دیگری باقی نمیماند. در عین حال، نباید از دشواریهای این وضعیت غافل شد. هرچه محدودیتها افزایش پیدا کند، انتقال کالا پیچیدهتر و پرهزینهتر میشود و این مسئله میتواند آثار مستقیمی بر اقتصاد کشور و زندگی مردم داشته باشد.»
هدف آمریکا افزایش فشار داخلی است؟
ساداتیان با اشاره به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی فشارهای خارجی گفت: «نمیتوان انکار کرد که تشدید محدودیتها فشار قابل توجهی بر مردم وارد میکند. افزایش هزینههای تجارت، دشوارتر شدن تأمین کالا و محدود شدن منابع اقتصادی میتواند شرایط معیشتی را دشوارتر کند. با این حال، اینکه آمریکا بتواند از طریق این فشارها به تمام اهداف سیاسی خود دست پیدا کند، موضوع دیگری است و نمیتوان آن را قطعی دانست.
او ادامه داد: «باید میان فشار اقتصادی و نتیجه سیاسی مورد انتظار از آن تفاوت قائل شد. افزایش مشکلات اقتصادی لزوماً به معنای تحقق تمام اهداف طرف مقابل نیست. از سوی دیگر، نمیتوان بدون توجه به شرایط واقعی جامعه، آثار این فشارها را نادیده گرفت یا فرض کرد که مردم با هیچ مشکلی مواجه نخواهند شد.»
این تحلیلگر سیاست خارجی با اشاره به ضرورت آمادگی کشور برای مواجهه با محدودیتهای احتمالی گفت: «یکی از موضوعات مهم، میزان آمادگی کشور برای تأمین نیازهای اساسی مردم است. اظهاراتی درباره کفایت ذخایر کالاهای ضروری برای چند ماه مطرح شده است، اما برای ارزیابی دقیق وضعیت باید اطلاعات رسمی و بهروز درباره میزان ذخایر، روند مصرف و امکان جایگزینی منابع تأمین در اختیار باشد.»
وی افزود: «اگر کشور از پیش برای تأمین کالاهای اساسی و مدیریت شرایط دشوارتر برنامهریزی کرده باشد، میتواند بخشی از آثار محدودیتها را کنترل کند. البته وجود ذخایر بهتنهایی به معنای مصون ماندن از پیامدهای اقتصادی نیست و باید امکان استمرار تأمین کالا، توزیع مناسب و مدیریت هزینهها نیز در نظر گرفته شود.»