ایران پشت میز ترامپ و پوتین؛ آیا مسکو در حال معامله با واشنگتن بر سر تهران است؟
دیمیتری پسکوف، سخنگوی ریاستجمهوری روسیه، گفت: پوتین با هماهنگی پزشکیان، دیدگاه تهران درباره راههای احتمالی پایان درگیری با آمریکا را به ترامپ منتقل کرده است.
به گزارش اینتیتر به نقل از شرق، هنوز جزئیات گفتوگوی ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ منتشر نشده بود که یک پرسش در فضای سیاسی ایران دستبهدست شد؛ آیا در مذاکره رئیسجمهور آمریکا با رئیسجمهور روسیه، بر سر ایران هم توافقی شده است؟
پرسشی که شاید در شرایط عادی چندان حساسیتبرانگیز نبود، اما برای کشوری که ماههاست میان جنگ و مذاکره معلق مانده و هنوز از سایه بازگشت حملات نظامی فاصله نگرفته، معنای دیگری دارد. تهران از یک طرف روسیه را شریک راهبردی خود میداند و از طرف دیگر میبیند همان شریکی که چند ساعت قبل با رئیسجمهور ایران درباره تحولات منطقه گفتوگو کرده، حالا با رئیسجمهور آمریکا پشت میز مذاکره نشسته و به توافقی رسیده است. توافقی که بخش آشکار آن به گازوئیل مربوط میشود، اما بخش سیاسی آن همچنان پرسشهایی بیپاسخ دارد.
ماجرا از پنجشنبه هشتم اکتبر آغاز شد، زمانی که مسعود پزشکیان در حاشیه نشست سران کشورهای مستقل مشترکالمنافع در ترکمنستان با پوتین دیدار کرد. دو رئیسجمهور درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقه گفتوگو کردند و پوتین از آمادگی مسکو برای کمک به حلوفصل بحران ایران سخن گفت. یک روز بعد، پوتین با ترامپ تماس گرفت. گفتوگویی که به روایت کرملین حدود ۹۰ دقیقه ادامه داشت و دستیار رئیسجمهور روسیه آن را دوستانه و مفصل توصیف کرد. نتیجه آشکار تماس، اعلام توافقی برای عرضه گازوئیل روسیه به بازار آمریکا و جهان بود؛ خبری غیرمنتظره، آن هم در شرایطی که واشینگتن پیشتر برای محدودکردن درآمدهای انرژی مسکو تحریمهای گستردهای اعمال کرده بود.
ترامپ اعلام کرد روسیه بلافاصله بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل عرضه خواهد کرد و محمولههای دیگری نیز در ماههای آینده وارد بازار میشود. وزارت خزانهداری آمریکا هم برای اجرای این توافق، بخشی از محدودیتهای مربوط به تجارت گازوئیل روسیه را بهطور موقت کنار گذاشت. اقدامی که برای پوتین یک دستاورد اقتصادی و سیاسی محسوب میشود و برای ترامپ فرصتی است تا در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، به رأیدهندگانی که از افزایش قیمت سوخت ناراضیاند، نشان دهد برای کاهش هزینههای زندگی اقدامی کرده است. اما در تهران، موضوع فقط گازوئیل نبود. آنچه حساسیت ایجاد کرد، همزمانی این توافق با ادامه تنش میان ایران و آمریکا و ابهام درباره محتوای سیاسی تماس دو رئیسجمهور بود.
ایران در گفتوگو حضور داشت، اما چگونه؟
یک روز پس از تماس تلفنی، کرملین تأیید کرد ایران نیز موضوع گفتوگوی پوتین و ترامپ بوده است. دیمیتری پسکوف، سخنگوی ریاستجمهوری روسیه، اعلام کرد پوتین با هماهنگی پزشکیان، دیدگاه تهران درباره راههای احتمالی پایان درگیری با آمریکا را به ترامپ منتقل کرده است. این نخستین نشانه روشن از حضور پرونده ایران در گفتوگو بود؛ موضوعی که تفاوت مهمی با شایعات مربوط به معامله پنهانی دارد.
روسیه میگوید پیام تهران را منتقل کرده، اما هنوز مشخص نیست پاسخ ترامپ چه بوده و آیا دو طرف فراتر از انتقال این پیام نیز درباره آینده مناسبات ایران و آمریکا گفتوگو کردهاند یا نه. جزئیات دیگری هم از سوی مسکو منتشر شد. یوری اوشاکوف، دستیار پوتین گفت رئیسجمهور روسیه در تماس با ترامپ بار دیگر پیشنهاد انتقال اورانیوم با غنای بالای ایران به روسیه را به عنوان یکی از راههای خروج از بنبست مطرح کرده است.
به گفته او، ترامپ نیز از نقشآفرینی مسکو در حل بحران استقبال کرده است. این پیشنهاد البته تازه نیست و پیشتر نیز مطرح شده بود، اما بازگشت آن به گفتوگوی دو رئیسجمهور نشان میدهد موضوع ایران صرفا در حاشیه مذاکره نبوده است. بااینحال، مطرحشدن پیشنهاد روسیه به معنای موافقت تهران با انتقال ذخایر اورانیوم یا شکلگیری توافقی سهجانبه نیست. همین فاصله میان آنچه اعلام شده و آنچه هنوز روشن نیست، زمینه گمانهزنیها را فراهم کرده است.
در بخشی از واکنشهای فضای مجازی، تماس ترامپ و پوتین به معنای نزدیکشدن مسکو به واشینگتن و احتمال تضعیف موقعیت تهران تعبیر شد. برخی نگراناند روسیه برای گرفتن امتیاز در پرونده اوکراین یا تحریمهای اقتصادی، در موضوع ایران انعطاف نشان دهد. در مقابل، گروهی چنین برداشتی را بزرگنمایی یک توافق محدود میدانند. تا اینجا سندی علنی که نشان دهد پوتین بر سر منافع ایران با ترامپ معامله کرده، منتشر نشده است. با وجود این، نمیتوان اهمیت سیاسی تماس را هم نادیده گرفت؛ بهویژه زمانی که هنوز هیچ توافق پایداری میان تهران و واشینگتن به دست نیامده است.
عباسزاده: پوتین ایران را ارزان نمیفروشد
محمود عباسزادهمشکینی، نماینده پیشین مجلس و سخنگوی سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، اساس برداشت معامله بر سر ایران را قبول ندارد. او معتقد است آنچه پس از گفتوگوی ترامپ و پوتین در فضای سیاسی مطرح شده، بیش از آنکه بر شواهد مشخص استوار باشد، میتواند به ابزاری برای فشار روانی علیه ایران تبدیل شود.
او میگوید: «به طور طبیعی آمریکاییها روی این توافق کار رسانهای زیادی خواهند کرد. تلاش میکنند به ایرانیها القا کنند روسیه که ایران آن را همپیمان خود میدانست، با آمریکا بر سر ایران معامله کرده و حالا ایران تنهاتر شده است. به نظر من آمریکاییها بیشتر از میدان جنگ سخت، روی جنگ رسانهای و روانی کار میکنند».
عباسزاده معتقد است رابطه تهران و مسکو را نمیتوان با یک تماس تلفنی یا توافق اقتصادی سنجید. به گفته او: «از منظر استراتژیک به نفع روسیه نیست که در این شرایط از همکاری با ایران صرفنظر کند. ایران پدیده کوچکی نیست که پوتین بخواهد رفاقت با آن را ارزان بفروشد. ارتباط ایران و روسیه اینقدر سطحی و متزلزل نیست. این همکاری ریشه دارد و بر اساس منافع راهبردی شکل گرفته است».
از نگاه این عضو پیشین کمیسیون امنیت ملی، اختلافات روسیه و آمریکا چنان عمیق است که نمیتوان تصور کرد یک توافق محدود در حوزه انرژی به معنای تغییر اساسی مناسبات دو کشور باشد. او البته احتمال گفتوگوی دو طرف درباره ایران را رد نمیکند، اما معتقد است نباید از هر تماس دیپلماتیک، نتیجهای علیه تهران گرفت.
وقتی از او میپرسیم آیا همراهی پوتین با ترامپ در اعلام این توافق، خود نشانهای از بازی همزمان روسیه با دو طرف نیست، پاسخ میدهد: «ما هیچوقت از روسیه تعهد نگرفتهایم که با کشورهای دیگر ارتباط نداشته باشد. در سیاست خارجی نمیشود گفت یا با ما باشید یا با دیگران. چنین منطقی جواب نمیدهد. ما خودمان هم با آمریکا بهصورت غیرمستقیم گفتوگو میکنیم. پوتین مستقیم با ترامپ صحبت میکند. مهم این است که آیا این گفتوگو به توافقات و منافع ما آسیب میرساند یا نه».
به باور او، منافع ملی کشورها ایجاب میکند مناسبات متنوعی داشته باشند و نمیتوان انتظار داشت روسیه صرفا به دلیل همکاری با ایران، رابطه خود را با واشینگتن قطع کند. بااینحال، پرسشی که در برابر این تحلیل قرار میگیرد، فقط حق مسکو برای گفتوگو با آمریکا نیست؛ مسئله این است که اگر در آینده منافع روسیه و ایران در موضوعی حساس از یکدیگر فاصله بگیرد، همکاری راهبردی دو کشور تا کجا ادامه خواهد یافت؟
شراکت راهبردی، بدون تضمین دفاعی
ایران و روسیه در دیماه ۱۴۰۳ پیمان جامع مشارکت راهبردی امضا کردند؛ توافقی بلندمدت که بخشهای گستردهای از همکاری اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی را دربرمیگیرد. اما در متن این پیمان تعهدی برای دفاع نظامی متقابل در صورت حمله به یکی از طرفین وجود ندارد. طرفین متعهد شدهاند به مهاجم علیه یکدیگر کمک نکنند، نه اینکه الزاما در جنگ وارد حمایت نظامی مستقیم شوند. این تفاوت در شرایط کنونی ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند.
روسیه در سالهای گذشته از مواضع تهران در بسیاری از پروندههای بینالمللی حمایت کرده و همکاریهای دو کشور نیز گسترش یافته است، اما مسکو همواره تلاش کرده رابطه خود با دیگر بازیگران منطقهای و جهانی را حفظ کند. تجربه جنگهای اخیر نیز نشان داده حمایت سیاسی روسیه الزاما به معنای ورود این کشور به درگیری نظامی در کنار ایران نیست. بنابراین میتوان همزمان پذیرفت همکاری تهران و مسکو دارای منافع مشترک و ظرفیتهای راهبردی است و درعینحال، انتظار حمایت نامحدود از روسیه واقعبینانه نیست.
این موضوع در مورد توافق اخیر اهمیت دوچندانی دارد. مسکو از کاهش فشار تحریمها سود میبرد و واشینگتن امیدوار است با افزایش عرضه سوخت، بخشی از فشار اقتصادی ناشی از جنگ را مهار کند. برای ایران، پیامد احتمالی چنین توافقی میتواند فراتر از روابط دوجانبه روسیه و آمریکا باشد. اگر ترامپ بتواند از فشار قیمت سوخت بر اقتصاد آمریکا بکاهد، ممکن است در مدیریت هزینههای سیاسی ادامه تنش با تهران نیز دست بازتری پیدا کند. البته میزان واقعی اثر توافق بر قیمت انرژی همچنان محل تردید کارشناسان است؛ بهویژه آنکه حجم اولیه عرضه اعلامشده، در مقایسه با مصرف بازار آمریکا و جهان چندان بزرگ نیست.
عباسزاده نیز بر همین محدودیت تأکید دارد. او میگوید میزان گازوئیلی که در مرحله نخست مطرح شده، تقریبا معادل ۱۵ ساعت مصرف گازوئیل آمریکاست و از نظر او بزرگنمایی این توافق بیش از آنکه با ظرفیت واقعی آن تناسب داشته باشد، کارکرد سیاسی و رسانهای دارد. این محاسبه به نخستین محموله ۳۰۰ هزار تنی مربوط است و نباید آن را با کل حجم وعدهدادهشده اشتباه گرفت.
بااینحال، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا کوچکبودن حجم اولیه یک توافق اقتصادی، به معنای کوچکبودن اهمیت سیاسی آن نیز هست؟
سایه جنگ همچنان بالای سر تهران
توافق ترامپ و پوتین در زمانی اعلام شده که مسیر دیپلماسی تهران و واشینگتن هنوز به نتیجه نرسیده است. اختلافات بر سر شرایط پایان درگیری، رفع محاصره دریایی، بازگشایی تنگه هرمز و پرونده هستهای ادامه دارد. ایران پاسخ آمریکا به پیشنهاد خود را ناکافی دانسته و رایزنیها همچنان از طریق میانجیها دنبال میشود. در چنین وضعیتی، هر تغییر در مناسبات واشینگتن با قدرتهای دیگر میتواند بر محاسبات سیاسی تهران اثر بگذارد، حتی اگر به توافقی مستقیم درباره ایران منجر نشده باشد.
از عباسزاده میپرسیم گفتوگوی ترامپ و پوتین چه تأثیری بر سایه جنگی دارد که همچنان بر سر ایران سنگینی میکند؟ او تأکید میکند روسیه خود درگیر جنگی است که آمریکا و کشورهای اروپایی نیز در آن نقش دارند و مذاکره دو طرف را نباید به معنای پایان رقابتشان دانست.
او میگوید: «مذاکره هم بخشی از جنگ است. ما با آمریکا غیرمستقیم مذاکره میکنیم و روسیه هم با آمریکا مذاکره میکند. این اتفاق به معنای آن نیست که اختلافاتشان تمام شده است. ما باید ببینیم چگونه میتوانیم از این شرایط به نفع کشور استفاده کنیم». عباسزاده اعتقاد دارد دولت آمریکا برای کاهش فشار داخلی ناشی از افزایش قیمت انرژی، به نمایش موفقیتهای سیاسی و اقتصادی نیاز دارد.
به همین دلیل، از نگاه او، توافق با روسیه میتواند علاوه بر هدف اقتصادی، بخشی از تلاش ترامپ برای تغییر فضای روانی باشد. بااینحال، آثار احتمالی این توافق بر ایران صرفا به اهداف تبلیغاتی کاخ سفید محدود نمیشود. کاهش محدودیتهای اقتصادی روسیه، نقش احتمالی مسکو در میانجیگری و بازگشت پیشنهاد مربوط به اورانیوم ایران، هرکدام میتوانند در ادامه مذاکرات اهمیت پیدا کنند. در این میان، تهران با مسئلهای جدی روبهرو است. از یک سو نمیتواند همه تماسهای مسکو و واشینگتن را نشانه معامله علیه خود بداند و از سوی دیگر، نمیتواند صرفا با اتکا به عنوان شراکت راهبردی، مطمئن باشد منافعش در همه تصمیمهای روسیه لحاظ خواهد شد.
روابط بینالملل بر اساس منافع کشورها پیش میرود و نزدیکی سیاسی، تضمینی برای یکسانبودن این منافع در تمام پروندهها نیست. گفتوگوی ترامپ و پوتین هنوز به توافقی آشکار درباره ایران منجر نشده، اما روشن کرده پرونده تهران در مناسبات قدرتهای بزرگ جایگاه مهمی دارد. روسیه در یک سوی ماجرا شریک راهبردی ایران است و در سوی دیگر، میخواهد از فرصت مذاکره با آمریکا برای تأمین منافع خود بهره ببرد. واشینگتن نیز در شرایطی با مسکو وارد توافق شده که فشارهای اقتصادی جنگ با ایران به یکی از مسائل مهم داخلی آمریکا تبدیل شده است. برای تهران شاید مهمترین مسئله نه اثبات شایعه معامله و نه رد کامل آن، بلکه میزان نقشآفرینی خود در تصمیمهایی باشد که میتواند آینده کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
ایران همچنان در وضعیتی قرار دارد که جنگ پایان قطعی نیافته و صلح نیز هنوز شکل نگرفته است. در چنین شرایطی، مهم است تهران بداند در گفتوگوهای قدرتهای بزرگ دقیقا چه جایگاهی دارد؛ طرفی که درباره آیندهاش تصمیم میگیرند، یا بازیگری که میتواند مسیر تصمیمها را تغییر دهد؟ پاسخ این پرسش را نه اطمینانبخشیهای سیاسی تعیین میکند و نه نگرانیهای فضای مجازی، بلکه تحولات دیپلماتیکی روشن خواهد کرد که هنوز نتیجه نهایی آنها معلوم نیست.